مديريت منابع انساني 12

 

تدوین راهبردهای کلی منبع یابی

پایگاه اطلاعاتی منابع انسانی باید اطلاعات لازم برای آماده سازی پیش بینی های عرضه و تقاضا و تصمیم گیری در مورد نحوه پاسخگویی به الزامات منابع ناشی از راهبرد فعالیت را فراهم می کند.

به این ترتیب راهبرد کلی منبع یابی می تواند معلوم کند که مقاصد منابع تا چه حد می تواند به ترتیب از طریق ربنامه های جذب، نگهداشت و بهبود نیروی کار برآورده شود.

 

راهبردهای آموزش منابع انسانی

1-    فلسفه آموزش سازمان

2-    نیازهای آموزشی کوتاه مدت

3-    اولویت هایی که باید به رفع نیازهای دراز مدت و کوتاه مدت داده شود.

4-    منابعی که برای آموزش باید در دسترس قرار گیرد.

 

استراتژي هاي مديريت در مديريت دانش

گرچه نشان داديم كه تخصص در سطوح فردي متفاوت از دانش سازماني است لكن سازمانها نمي توانند اهميت كنترل دانش شخصي را ناديده بگيرند. چنانچه افراد مهارتها و دانش لازم را نداشته باشند در آن صورت تعاملات آنها درجهت ايجاد دانش سازماني با ارزش غيرمحتمل است. از اين رو، هدف مديريت تشويق كاركنان به افزايش تعامل با افرادي است كه داراي تخصصها و مهارتهاي مخصوص هستند تا از اين رهگذر دانش پايه خويش را همواره به روز كنند. شكل 2 چگونگي اداره انواع مختلف دانش توسط سازمان را نشان داده شده است كه به صورت فرايندي شامل ايجاد، نگهداري، پخش و استفاده از دانش براي انجام وظيفه مشخص شده است. (بات، 2000)

 

سلول 1: در سلول يك چالش اصلي مديريت قدرت بخشيدن به كاركنان است. از آنجايي كه كاركنان با مشكلات روزمره مواجه هستند، درك صريحي از مشكلات و موقعيتها ازطريق كار مرتبط با آموزش به دست مي آورند. با وجود اين، درجه صلاحديد افراد براساس تجربه شغلي و درجه آنها مشخص مي شود. همچنين مديريت بايد راهنماييهاي گسترده اي را درجهت به كارگيري كاركنان ازنظراتشان ارائه كند. هنگامي كه كاركنان نسبت به مسئوليتها و اختيارات خود آگاه شوند. اين احتمال وجود دارد كه به طور عاقلانه از نظرات خود استفاده كنند. هدف ديگر مديريت بايد پيگيري آموزش كاركنان درجهت ارتباط بيشتر آنها با وظايف و فرايندهاي شغلي روزانه باشد. يعني علاوه بر آموختن مهارتهاي تخصصي وظيفه اي، لازم است درجهت درك واقعيتهاي پنهان تجاري در محيط رقابتي و پوياي كنوني آموزشهاي لازم را فراگيرند. به منظور دريافت بازخور مناسب از مشتريان مي بايست احترام به مشتريان، دقيق وبه موقع بودن پاسخها به نيازهاي آنها و حساس بودن به تقاضاي مشتريان همواره موردتوجه قرار گيرد تا از اين رهگذر مديريت بتواند سطوح صلاحديد كاركنان را مجدداً موردارزيابي قرار دهد و براساس آن عمل كند.

سلول 2: در سلول 2 هدف اصلي مديريت انگيزش و پرورش مهارت متخصصان است. مديريت نه تنها بايستي براي سطوح بالاتري از انتظارات متخصصان را به چالش بكشد بلكه بايد آنها را تحت تشويق و پاداش نيز قرار دهد. روش ديگري كه از طريق آن سازمان مي تواند از عهده مسئوليتهاي خود برآيد به كارگيري افراد باهوش و مستعد است. از آنجايي كه متخصصان بسيار فعال و از خصايص فردي خاصي برخوردارند لذا همواره درانجام وظايفشان به دنبال آزادي عمل هستند. برقراري تعادل ميان نيازهاي سازمان و خلاقيتهاي متخصصان امري حياتي براي مديريت محسوب مي شود. متخصصان اغلب به دنبال برنامه كاري خود بوده و به رسالت، اهداف و استراتژي هاي سازمان توجهي نمي كنند و از اين الزامي براي به كارگيري تخصصشان براي سازمان نمي بينند. بنابراين، مديريت بايد به منظور برقراري تعادل ميان نيازهاي سازمان (بهره برداري از دانش متخصصان) و تمايلات متخصصان (جستجوي دانش جديد) روشهاي مناسبي را اتخاذ كنند. مايكروسافت به عنوان يك شركت نرم افزاري پيشرو، نحوه اداره موثر اين معضل را در مديريت دانش، يافته است.

سلول 3: در اين سلول به كارگيري تيم هاي سازمان يافته و تعاملات اجتماعي كه موجب تقويت و غناي دانش پايه سازماني مي شود موردتوجه قرار مي گيرد. تاكيد بر روي تفسيرهاي چندگانه علاوه بر ايجاد واقعيتهاي نوين موجب احياي تعهدات سازمان درجهت تكميل مجدد مفاهيم دانش پايه مي شود. (نوناكوو تاكشي، 1995) فرايند تفسيرهاي چندگانه دانش حائزاهميت است، از آنجايي كه به افراد اجازه مي دهد سيستم هاي اعتقاديشان را در ارتباط با ديگران اصلاح، شكل دهي مجدد وجرح و تعديل كنند (بات، 2000). سازمانها در راستاي بهبود تعاملات بين كاركنان مي توانند گونه وسيعي از ديدگاههاي متفاوت نظير طوفان مغزي، تفكرات ديالكتيك و تجربيات مستمر را مورد استفاده قرار دهند (بات، 1998) و براي درك واقعيتهاي بازار لازم است كه نسبت به محركهاي محيطي حساس شوند كه اين امر نيز ازطريق ايجاد ديدگاه چندگانه در دانش ميسر مي گردد. به علاوه ديدگاههاي چندگانه، سازمانها را درجهت ارزيابي قابليت كاربرد و ريسك استفاده از نوع خاصي از دانش در موقعيتهاي گوناگون قادر مي سازد. از آنجايي كه وظيفه هاي سازماني پيچيده نيازمند تجزيه و تحليل عميق مسائل است لذا نقش مديريت در ايجاد يك جوي مشاركتــــي مهم است. با وجود اين، اجراي راه حلهاي گسترده سازماني مستلزم تعهد كاركنان است. چنانچه ديدگاهها و نظرات كاركنان در يافتن راه حلهاي مشكلات سازماني درنظر گرفته نشود احتمال آسيب پذيري سازمان ازجانب اين مشكلات اجرايي وجود دارد. شركتهاي هيولت پاكارد و 3 - ام به لحاظ ايجاد محيط مشاركتي مشهور شده اند.

سلول 4: در سلول 4 چالش عمده سازمانها مرتب كردن وكدگذاري قوانين و رويه ها در يك قالب ساده است براي اينكه كاركنان بتوانند به آساني آنها را به دست آورده و درك كنند. چنانچه قوانين و رويه ها به وضوح مرتب و نوشته نشوند، همواره امكان برداشتهاي شخصي متفاوتي ازسوي كاركنان وجود دارد. مع هذا هنگامي كه قوانين و رويه ها واضح باشند از ابهام موجود در درك و تفسير آنها كاسته مي شود. اتوماسيون و استانداردكردن وظايف و برنامه ها ابزارهايي معمول درجهت رفع اين ابهام هستند. قوانين و مقررات در سرتاسر چرخه حيات سازمان به يك شكل باقي نمي مانند. همزمان با تغييرات شديد محيط خارجي لازم است كه مديريت قوانين، رويه ها و سياستهاي موجود را با دقت مورد بازبيني قرار دهد. چنانچه قوانين، رويه ها و سياستهاي موجود با وضعيت جاري واقعيتهاي تجاري سازگار نباشد آنگاه مديريت مي بايست درپي جستجو و ابداع قوانين، رويه ها و سياستهاي جديدي باشد. به عبارت ديگر، به منظور هم جهت شدن با واقعيتهاي درحال تغيير بازبيني و تجديدنظر در قوانين، رويه ها و سياستها به عنوان يكي از مهمترين اهداف شركت درمي آيد. تعدادي از ابتكارات بهبود كيفي كه چند شركت عهده دار انجام آن هستند تحت اين طبقه بندي قرار مي گيرند.

 

مدیریت منابع انسانی 11

 

نوع‌شناسي بنا شده از سيستم‌هاي اطلاعات

در اين نوع‌شناسي، سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس وجوه زير دسته‌بندي مي‌شوند:

1.      پشتيباني ارائه شده توسط سيستم‌هاي اطلاعات؛

2.      محتواي اطلاعات پردازش شده در سيستم‌هاي اطلاعات؛

3.      حوزه سيستم‌هاي اطلاعات؛ 

4.      روش پياده‌سازي سيستم‌هاي اطلاعات.

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس پشتيباني ارائه شده

عموماً سيستم‌هاي اطلاعات به عنوان ابزاري براي پشتيباني‌هاي زير توسعه مي‌يابند:

1.      پشتيباني اطلاعاتي؛ ارائه پشتيباني براي دريافت، ذخيره، فيلتر و رديابي كردن اطلاعات.

2.   پشتيباني تصميم‌گيري؛ استفاده از اطلاعات براي پشتيباني هوشمند براي رسيدن به تصميماتي در خصوص مسائل نيمه‌ساخت‌يافته يا ساخت‌نيافته.

3.      پشتيباني ارتباطي؛ ارائه پشتيباني براي به اشتراك گذاشتنن يا تبادل اطلاعات بين كاربران (منتزاس2  1995).

سيستم‌هاي اطلاعات معمولاً يكي از پشتيباني‌هاي فوق را ارائه مي‌كنند اما ممكن است كه يك سيستم اطلاعات خاص بيش از يكي از پشتيباني‌هاي فوق را ارائه نمايد.

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس محتواي اطلاعات

سيستم‌هاي اطلاعات با توجه به محتواي اطلاعات پردازش شده مي‌توانند در قالب دسته‌هاي زير تفكيك شوند:

1.   سيستم‌هاي اطلاعات وظيفه‌محور: اين سيستم‌ها براي پردازش اطلاعات تبادلات، عمليات و عملكرد سيستم بكار مي‌روند. اين سيستم‌ها براي كمك به كاربران در اجراي كارها و وظايفشان طراحي مي‌شوند.

2.   سيستم‌هاي اطلاعات موضوع‌محور: اين نوع سيستم‌هاي اطلاعات براي اطلاعات يك موضوع توسعه مي‌يابند و انواع مشخصي از اطلاعات آن موضوع را به كاربران ارائه مي‌كنند (الگندي3  2003).

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس حوزه

منشأ سيستم‌هاي اطلاعات سازمان‌ها بوده‌اند اما حوزه عمل آنها به سطوح بين‌سازماني و جامعه نيز گسترش يافته است. به خاطر مشخصه‌هاي متفاوت اين حوزه‌ها، اصول و روش‌هاي متفاوتي هنگام توسعه سيستم‌هاي اطلاعات در اين حوزه‌ها بايد در نظر گرفته شود. بنابراين در نوع‌شناسي ارائه شده در اينجا، سطوح زير در نظر گرفته مي‌شوند:

1.      سازماني

2.      بين سازماني

3.      اجتماعي

تقسيم‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس روش پياده‌سازي

بر اساس رويكردهاي توسعه و فناوري‌هاي سيستم‌هاي اطلاعات، پياده‌سازي مي‌تواند در وجوه زير در نظر گرفته شود:

1.   رسميت: سيستم‌هاي اطلاعات رسمي در مقابل غيررسمي. سيستم‌هاي اطلاعات رسمي بر اساس رويه‌هاي طراحي شده براي آنها عمل مي‌كنند. سيستم‌هاي اطلاعات غيررسمي هيچ گونه رويه طراحي شده ندارند و بر اساس ارتباط كاربران و الگوهاي پيچيده رفتاري عمل مي‌‌كنند.

2.   ماشيني بودن: سيستم‌هاي اطلاعات دستي در مقابل رايانه‌اي. سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي، سيستم‌هايي هستند كه فناوري رايانه را براي انجام همه يا بخشي از كارهاي در نظر گرفته شده بكار مي‌گيرند.

3.   ذخيره داده‌ها: سيستم‌هاي اطلاعات داراي پايگاه داده‌ها در مقابل بدون پايگاه داده‌ها. سيستم‌هاي داراي پايگاه داده‌ها يك سيستم مديريت پايگاه داده‌ها را براي ذخيره و مديريت داده‌ها بكار مي‌گيرند. اين سيستم ها مبتني بر يك مدل داده‌ها هستند. سيستم‌هاي اطلاعات بدون پايگاه داده‌ها شامل سيستمي از پرونده‌ها و مجموعه مستندات هستند. اين سيستم‌ها معمولاً مبتني بر يك مدل استاندارد نيستند و معمولاً زبان جستجو ندارند.

4.      معماري: يك رايانه شخصي مستقل در مقابل يك سيستم اطلاعات توزيع شده يا شبكه‌اي.

5.      روش پردازش: گسسته در مقابل پيوسته يا تعاملي؛ پردازش دسته‌اي در مقابل پردازش در زمان حقيقي.

6.   اين دسته‌بندي اگرچه ديد سودمندي از پياده‌سازي سيستم‌هاي اطلاعات ارائه مي‌كند اما به ميزان سه دسته‌بندي اول اهميت ندارند زيرا امروزه بيشتر سيستم‌هاي اطلاعات، رسمي، رايانه‌اي، داراي پايگاه اطلاعات، شبكه‌اي، پيوسته و در زمان حقيقي هستند.

نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات سازماني

سيستم‌هاي اطلاعات سازماني شامل چند نوع سيستم اطلاعات متفاوت در حوزه سازمان هستند كه تمام آنها وظيفه‌محورند. اين سيستم‌هاي اطلاعات را مي‌توان بر اساس موارد زير دسته‌بندي كرد:

1.      سطح سازماني

2.      حوزه وظيفه‌اي

3.      فعاليت پشتيباني‌شده

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات سازماني بر اساس سطح سازماني

نيروي انساني يك سازمان در حوزه و سطوح متفاوت از عمليات و مسئوليت كار مي‌كنند، عهده‌دار وظايف متفاوتي هستند و سيستم‌هاي اطلاعات سازماني متفاوتي را بكار مي‌گيرند. سطوح سازماني زير مي‌توانند در دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات سازماني استفاده شوند:

سطح اداري: كارمندان اداري دسته بزرگي از كارمندان را تشكيل مي‌دهند كه مديران را در تمام سطوح پشتيباني مي‌كنند. بين اين كارمندان، آنهايي كه اطلاعات را استفاده و پردازش مي‌كنند يا اشاعه مي‌دهند داده‌ورزان8  خوانده مي‌شوند. داده‌ورزان شامل دفتر داران و منشي‌ها مي‌شوند كه با واژه‌پردازها و پرونده‌هاي الكترونيك كار مي‌كنند.

سطح عملياتي: مديران عملياتي يا خط مقدم با عمليات روزانه سازمان درگيرند، تصميم‌هاي معمول و مشخصي را اتخاذ مي‌كنند و با فعاليت‌هايي مانند برنامه ريزي كوتاه‌مدت، سازماندهي و كنترل درگيرند.

سطح دانش‌‌ورزي9  : اين دسته به عنوان مشاوران و معاونان مديريت مياني و عالي ايفاي نقش مي‌كنند و اغلب متخصصان موضوعي هستند. خيلي از اين متخصصان به عنوان دانش‌ورز10  دسته‌بندي مي‌شوند، افرادي كه به عنوان بخشي از كارشان، اطلاعات و دانش توليد مي‌كنند و در سازمان بكار مي‌گيرند.

سطح تاكتيكي: مديران مياني كه با برنامه‌‌ريزي كوتاه‌مدت يا ميان‌مدت، سازماندهي و كنترل سروكار دارند.

سطح استراتژيك: مديران عالي يا استراتژيك كه تصميماتي اتخاذ مي‌كنند كه مربوط به شرايطي است كه مي‌تواند جهت و سمت و سوي سازمان را تغيير دهد.

سيستم‌هاي اطلاعات استفاده شده در هر يك از اين سطوح، ويژگي‌ها و كاربردهاي خاص خود را دارد و قابل استفاده در سطح مربوطه مي‌باشد.

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات سازماني بر اساس حوزه وظيفه‌اي

سيستم‌هاي اطلاعات مي‌توانند در وظايف مختلف يك سازمان بكار گرفته شوند. سيستم‌هاي اطلاعات استفاده شده در هر حوزه وظيفه‌اي داراي مشخصه‌هاي مشتركي هستند بطوري كه مي‌توانند بر اساس حوزه وظيفه‌اي دسته‌بندي شوند. هر سازمان داراي دو حوزه وظيفه‌اي عمده است: صف و ستاد. وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين مي‌كنند. وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني مي‌كنند. حوزه‌هاي وظيفه‌اي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزه‌هاي وظيفه‌اي ستاد هستند. سيستم‌هاي اطلاعات استفاده شده در هر حوزه ستادي از اصول و فنون مشتركي تبعيت مي كنند كه از سيستم‌هاي اطلاعات در ديگر حوزه‌ها متفاوتند.

دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات بر اساس فعاليت پشتيباني شده

بيشتر منابع علمي در خصوص سيستم‌هاي اطلاعات، سيستم‌هاي اطلاعات سازماني را بر اساس نوع فعاليت مورد پشتيباني دسته‌بندي مي‌كنند. موارد زير انواع كلي سيستم‌هاي اطلاعات هستند كه پشتيباني مشخصي در سازمان ارائه‌ مي‌كنند:

سيستم‌هاي پردازش مبادلات  : سيستم‌هاي اطلاعات كه از طريق رويه‌ها و پردازش اطلاعات بر فعاليت‌هاي روزانه و تبادلات سازمان كنترل عملياتي اعمال مي‌كنند.

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت  : نوعي از سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي كه معمولاً داده‌هاي داخل سازمان را از سيستم‌هاي پردازش مبادلات گرفته و خلاصه‌سازي معناداري از آنها را در قالب گزارش‌هاي مديريت براي پشتيباني وظايف مديريت در يك سازمان ارائه مي‌كنند.

سيستم‌هاي اطلاعات اجرايي  : سيستم اطلاعات مديريت طراحي شده براي جمع‌‌آوري، تحليل و خلاصه‌سازي اطلاعات سازماني داخلي و خارجي كليدي به منظور كمك به مديران ارشد و تصميم‌گيران.

سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري  : نوعي از سيستم اطلاعات رايانه‌اي كه در تصميم‌گيري در خصوص تصميم‌هايي كه نيازمند مدلسازي، فرمولبندي، محاسبات، مقايسات، و انتخاب بهترين يا نمايش پيامدهاي محتمل برخي از اقدامات هستند به مديران كمك مي‌كنند.

سيستم‌هاي پشتيبان اجرايي  : معمولاً به سيستمي گفته مي‌شود كه مجموعه‌اي از قابليت‌هاي وسيع‌تر از سيستم‌هاي اطلاعات اجرايي شامل پشتيباني براي ارتباطات الكترونيك (به عنوان مثال پست الكترونيك، كنفرانس رايانه‌اي و واژه‌پرداز)، قابليت‌هاي تحليل داده‌ها (به عنوان مثال صفحه گسترده، زبان جستجو، . . .) و ابزار سازماندهي و برنامه ريزي (به عنوان تقويم الكترونيك و . . .) دارد. بنابراين سيستم‌هاي پشتيبان اجرايي داراي ويژگي‌هايي براي پشتيباني‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي علاوه بر پشتيباني تصميم‌گيري است.

سيستم‌هاي خبره  : نوعي از سيستم اطلاعات رايانه‌اي كه اطلاعاتي راجع به دانش يا مهارت يك فرد خبره جمع‌آوري مي‌كند و مانند او نتايج مورد نظر را ارائه مي‌نمايد.

سيستم‌هاي اتوماسيون اداري  : سيستم‌هاي رايانه‌اي كه براي انجام خيلي از وظايف اداري معمول مانند حروفچيني، صورتحساب تهيه كردن و نقل و انتقالات مستندات استفاده مي‌شوند.

سيستم‌هاي دانش‌ورزي  : در توليد و بكارگيري دانش جديد در سازمان به دانش‌ورزان ماهر كمك مي‌كنند. سيستم‌هاي طراحي با استفاده از رايانه كه توسط طراحان محصول استفاده مي‌شود نه تنها به آنها اجازه مي‌دهد كه به سادگي تغييرات مورد نظر را بدون دوباره رسم كردن شكل‌ها اعمال كنند بلكه آنها را قادر مي‌سازد كه محصول را بدون ساخت نمونه‌هاي فيزيكي تست كنند.

 

نقاط استراتژيك جهان 3

 

ابعاد اهميّت خاورميانه

الف ـ اهميّت اساسى و حياتى

خاورميانه منبع بزرگترين ذخاير انرژى جهان است لوله هاى نفت خاورميانه را مى توان شاهرگ حـيـات صـنـعـتـى و نـظامى دنيا دانست . غرب توسط خاورميانه با تمدّن آشنا شده و بتوسط را خاورميانه صعنتى شده است . امروز شما تمام هواپيماى نظامى و صنايع موشكى و كارخانه هاى مـخـتـلف صـنعتى غرب و شرق با نفت خاورميانه كار مى كند، بطورى كه مى توان گفت : بدون خاورميانه ، غرب مرده است .

ب ـ اهميت ترانزيتى و تجارتى

در طى چند قرن ، راههاى خشكى و دريايى ، منطقه خاورميانه را به ساير نقاط دنيا پيوند دارد. ايـن بـخـش از جهان همواره به صورت يك منطقه ترانزيت و چهار راهى ميان قاره هاى جهان قديم بوده است .در گـذشـتـه كـه هـنـوز كـانـال سـوئز حـفـر نـشـده بـود، راهـهـاى تـجـارتى خاورميانه از اهميت اسـتـراتـژيك برخوردار بود. يكى از راهها از اسكندريه شروع و پس از عبور از قاهره و منطقه سـوئز بـه كـناره درياى سرخ مى رسيد و از آن به بعد از طريق راه دريايى به اقيانوس هند ختم مى شد. پس از گشايش كانال سوئز در سال 1869، اين جاده اهميت خود را از دست داد و از آن پس مورد استفاده تجارت بين المللى قرار مى گيرد.(48)

افـتـتـاح كانال سوئز موجب اتصال اقيانوس اطلس به اقيانوس هند از طريق درياى مديترانه و دريـاى سـرخ شـد. پس از اين خاورميانه از نظر قدرتهاى دريايى بويژه انگلستان داراى اهميت اسـتـراتـژيـك شـد وسـيـادت و سـلطـه بـر جـهـان مـنـوط بـه تـسـلط بـر ايـن مـنـطـقـه بـويـژه كانال سوئز بود.

اهميت استراتژيك و نظامى

اهـمـيـت اسـتـراتـژيـك و نـظـامى خاورميانه تا قبل از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى (سابق)  بـسـيـار زياد بود. درياى مديترانه و بحر احمر و خليج فارس كانون رقابت دو قدرت برتر جـهـان در اواسـط قـرن بـيـسـتم بود.

منطقه خاورميانه در دوران تسلط انگلستان بر جهان كه تا سـال 1971 ادامه داشت ، از مهمترين مناطق تحت سلطه آن كشور به شمار مى رفت . خاروميانه از نـظـر انـگـلستان تنها راه دسترسى به هندوستان بود كه مى توانست توسط رقيبان اروپايى مورد استفاده قرار گيرد.(49)

قـدرتـهـاى بـرتـر جـهـان مـانـنـد انگلستان و امريكا، پس از ظهور انقلاب كمونيستى در سرزمين روسـيـه هـمـواره در صـدد بـودنـد تـا از توسعه و گسترش اين انقلاب ضد سرمايه دارى به ساير نقاط جهان جلوگيرى كنند. اين كشور ما پس از اينكه پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) را در اروپـا تـشكيل دادند، سعى كردند در خاورميانه و خاوردور نيز چنين پيمانهايى جهت جلوگيرى از نـفـوذ شـوروى (سـابـق)  بـه وجـود بـيـاورنـد. پـيـمـان بـغـداد كـه بـعـدهـا تـبـديـل بـه پـيـمـان (نـستو) شد، از پيمانهايى بود كه به منظور جلوگيرى از دست اندازى شوروى (سابق)  به نقاط مركزى خاورميانه منعقد شده بود.(50)

اهميّت خليج فارس

خـليـج فـارس و كـشـورهـاى حـاشـيه آن ، همواره در طول تاريخ از اهميت بسيارزيادى برخوردار بوده است . امروزه نيز اين منطقه يكى از مهمترين مناطق استراتژيكى جهان به شمار مى رود.خـليـج فـارس ، در دوران اسـتـعـمـار، اهـمـيـت يـافـت ، جـرا كـه ايـن مـنـطـقـه در واقـع ، سـرپـل دسـتـيـابى به هندوستان به شمار مى رفت . استعمار انگليس مجبور بود تا به منظور حفظ هندوستان ، خليج فارس را نيز در دست داشته باشد. به همين خاطر، اين منطقه و كشورهاين حاشيه آن از جمله ايران ، مدت 150 سال عرصه تاخت و تاز نيروهاى انگليس بود.

بـا فوران اولين چاه نفت در سال 1908 در مسجد سليمان ، توجه جهانيان به اين منطقه بيشتر شد. وقتى كه عمليات اكتشاف و حفارى در كشورهاى منطقه خليج فارس ،يكى پس از ديگرى به نـفـت رسـيـد، ايـن مـنـطـقـه بـه صـورت كـانـون تـوجـه قـدرتـهـاى جـهـانـى درآمـد، در طـول نـيـم قرن گذشته منطقه خليج فارس هيچ گاه از سلطه نفوذ يا رقابت قدرتهاى بزرگ مصون نبوده است .(51)

جغرافياى طبيعى خليج فارس

الف ـ محدوده جغرافيايى

خليج فارس از ريزشگاه رود اروند تا شبه جزيره مُسْنَدُمْ در كشور عمان ، امتداد دارد و از طريق تـنـگـه هـرمـز بـا دريـاى عـمـان و اقـيـانـوس هـنـد مـرتـبـط اسـت . طـول خـليـج فـارس از دهـانـه ارونـد رود تـا سـاحل كشور عمان حدود هشصد كيلومتر است . عرض خـليـج فـارس را نـيـز دويست تا سيصد كيلومتر بيان كرده اند كه در تنگه هرمز به 155 الى 95 كيلومتر مى رسد.(52)

مـسـاحت آبهاى خليج فارس 850/232 كيلومتر مربع است كه هر ساله 56 مترمربع از اين مقدار كـاسـتـه مـى شود. اين كوچك شدن سطح خليج فارس ، بر اثر تحولات زمين شناسى وريزش رسـوبـات رودخـانـه اى است . عمق خليج فارس نيز بسيار كم است ، بطورى كه عمق متوسط آن 35 مـتـر و در تـنـگـه هـرمز به 144 متر مى رسد. (53)قابل توجه است كه آبهاى عـمـيق خليج فارس در مجاورت سواحل ايران ، بويژه در نيمه شرقى آن ، يعنى به سمت تنگه هـرمـز، قـرار دارد، امـّا در داخـل تـنـگـه هـرمـز، قـسـمـتـهـاى عـمـيـق در نـزديـكـى سواحل عمان قرار دارد.(54)

ب ـ موقعيت جغرافيايى

تـمـامـى سـواحـل شـمـالى خـليـج فـارس مـتـعـلق بـه ايـران بـوده و طـول آن ، از دهـانـه ارونـد رود تا بندرعباس و تنگه هرمز، 1259 كيلومتر است . علاوه بر آن ، كـشـور ايـران در دريـاى عـمـان از بـنـدرعـبـاس تـا(تـا خـليـج گـواتـر) صاحب 784 كيلومتر ساحل است .(55)

كـشـور عـراق در مـنـتـهـى اليـه شـمـالى خـليـج فـارس قـرار دارد. سـاحـل عـراق در خـليـج فـارس انـدك اسـت و بـه خـاطـر عـمـق كـم قابل استفاده براى نفتكشها نيست . حدّ جنوبى آن را بخشى از خاك كشور عمان در تنگه هرمز به نـام (رَاْسِ الْمـُسـْنـَدْ)،كـشـور امـارات مـتـحـده عـربى ، قطر، بحرين و بخشى از خاك عربستان تـشـكـيـل مـى دهـد. از ايـن مـيـان ، امـارات مـتـحـده عـربـى هـشـتـصد كيلومتر و قطر 563 كيلومتر از سـواحـل جـنـوبـى را بـه خود اختصاص داده اند. حدّ شرقى خليج فارس به تنگه هرمز ختم مى شـود و حـد غـربـى آن را كـشـورهـاى كـويـت و عـربـسـتـان تـشـكـيـل مـى دهـد. سـاحـل كـويـت بـا خـليـج فـارس حـدود شـصـت كـيـلومـتـر اسـت كـه بـا احتساب سـواحـل جـزايرش به 499 كيلو متر مى رسد. عربستان نيز در حدود چهار صد كيلومتر مرز آبى با خليج فارس دارد.(56)

ج ـ وضعيت آب و هوايى

منطقه خليج فارس از مناطق بد آب وهواى به شمار مى رود. درصد رطوبت در آن بسيار بالاست ؛ بطورى كه در بوشهر به حدود84 درصد و در بحرين به حدود هشتاد درصد مى رسد. درجه حـرارت هـوا نـيـز بـسـيـار بـالاسـت ، بـگـونـه اى كـه تـحـمـل آن در فـصـل گـرمـا بـسـيـار مـشـكـل اسـت . شـدّت گـرمـا در فصل تابستان بحدى است كه درجه حرارت آب در ماههاى تير و مرداد به 36 درجه مى رسد. در واقـع بـايـد گـفـت كـه در ايـن مـنـطـقـه دو فـصـل بـيـشـتـر وجـود نـدارد، يـكـى فـصـل سـرمـا كـه خـيـلى كـوتـاه مـدت اسـت و ديـگـرى فـصـل گـرمـا كـه حـدود نـه مـاه از سال را دربرمى گيرد.(57)

كشورهاى حوزه خليج فارس

منطقه خليج فارس از جمله مناطقى است كه كشورهاى زيادى در خود جاى داده است . كشورهايى كه در ايـن مـنـطـقـه اسـتـراتـژيـك قـرار گـرفته ، عبارت است از: ايران ، عراق ، كويت ، عربستان سـعـودى ، بحرين ، قطر، امارات متحده عربى (ابوظبى ، دوبى ، شارجه ، عجمان ، ام القوين ، راس الخـيـمه فجيره)  و سلطان نشين عمان .(58)بايد توجه داشت كه خاك اصلى كشور عـمـان در سـواحـل دريـاى عـمـان و دريـاى عـرب قرار دارد، ولى به علت آنكه باريكه اى از اين سـرزمـيـن در ساحل جنوبى تنگه هرمز قرار گرفته است ، اين كشور را هم جزو كشورهاى خليج فـارس مـورد بـحـث و بـررسـى قرار مى دهند. در ضمن اميرنشين فجيره نيز در كنار درياى عمان واقع شده است .(59)

گفتنى است كه كشور عراق اگر چه يكى از كشورهاى حوزه خليج فارس محسوب مى شود، ليكن از سـواحـل كـمـى در خـليـج فـارس بـرخـوردار اسـت . عـراقيها همواره خواهان مشاركت بيشترى در مـسـائل مـربـوط بـه مـنـطـقـه خـليـج فـارس بـوده انـد از هـمـيـن رو، يـكـى از دلايل تجاوز عراق به كويت را مى توان در همين راستا ارزيابى كرد.(60)

اينك نگاهى خواهيم داشت به كشورهاى حوزه خليج فارس .

الف ـ امارات متحده عربى

سـرزمـيـن امـارات مـتـحـده عـربـى مـنطقه اى خشك است كه در شرق شبه جزيره عربستان و جنوب شـرقـى خـليـج فارس واقع شده است . از شرق به كشور عمان و از جنوب با عربستان هم مرز اسـت . ايـن كـشور از هفت اميرنشين تشكيل شده است كه از غرب به شرق عبارت است از: ابوظبى ، دوبى ، شارجه ، عجمان ، ام القوين ، راءس الخيمه و فجيره .(61)وسعت اين سرزمين در حدود 700/77 كيلومتر مربع است .(62)

بـه ايـن كـشـور در سـال 1971 مـيـلادى بـه اسـتـقـلال دسـت يـافـت و قبل از كسب استقلال بر اساس يك رشته موافقتنامه هاى ويژه ، تحت الحمايه انگلستان بود. اين مـوافـقـتـنـامـه هـا در اوايـل قـرن نـوزدهـم بـا هـدف مـبـارزه با دزدان دريايى منعقد شده بود. به دنـبـال تصميم انگلستان در سال 1968ميلادى مبنى بر لغو موافقتنامه ها و خروج نظامى خود از خـليـج فـارس تـا سال 1971، نه اميرنشين يعنى امارات متحده عربى و بحرين و قطر تصميم گـرفـتند فدراسيونى تشكيل دهند، ليكن تنها هفت اميرنشين متحد شدند و فدراسيون امارات متحده عـربـى را بـنـيـاد نـهـادنـد دو كـشـور بـحـريـن و قـطـر نـيـز جـداگـانـه اعـلام استقلال كردند.(63)

ب ـ قطر

كشور قطر شبه جزيره اى است كه در ساحل جنوبى خليج فارس قرار گرفته است . از جنوب به خاك عربستان و از سه طرف ديگر به آبهاى خليج فارس محدود است . نزديكترين همسايه دريـايـى آن ، كـشـور بـحـريـن اسـت . مـسـاحـت قـطـر در حـدود 400/11 كـيـلومـتـر مـربـع اسـت .(64)جمعيت اين كشور طبق آمار سال 1986 ميلادى حدود 301000نفر اعلام شده است ؛كه از ايـن تـعـداد تـنـهـا 65 هـزار نـفـر بـومـى هـسـتـنـد از نـظـر مذهبى 95 درصد مردم قطر مسلمان هـسـتـنـد.(65) پـايـتـخـت آن شهر دوحه است كه هشتاد درصد جمعيت را در خود جاى داده است .(66)

در اواخـر قـرن هـيـجـدهـم ، وهـابيها قطر را تصرف كرده و حاكم آنجارا دست نشانده خود كردند. بـعـدهـا ايـن كـشـور مـدتـى تـحـت حـكـومت عثمانى و سپس تحت سيطره حكومت ايران بود. با ورود انگلستان به منطقه خليج فارس ، قطر نيز مانند ساير كشورهاى حوزه خليج فارس تحت حمايت آن كـشـور قرار گرفت تا اينكه در سال 1971 ميلادى با خروج انگلستان از منطقه ، اين كشور به استقلال دست يافت .(67)

ج ـ بحرين

بـحرين مجمع الجزايرى است در ميان آبهاى جنوب خليج فارس كه در شرق آن قطر و در مغرب آن كـشـور عـربـسـتـان قـرار دارد. ايـن كـشـور از سـى وسـه جـزيـره بـزرگ و كـوچـك تـشـكـيـل شـده اسـت كـه بـزرگـتـريـن ايـن جـزايـر(مـنامه)  نام دارد. مساحت اين سرزمين در حدود 678كـيـلومـتـر مـربـع است كه پوشيده از زمينهاى شنى و سنگى است و ارتفاع مهمى در آن وجود ندارد.(68)

جمعيت اين كشور در سال 1986ميلادى در حدود 422000 نفر برآورد شده است . از اين جمعيت 85 درصد مسلمان ، 3/7 درصد مسيحى و 7/7 پيرو مذهبهاى ديگر هستند.(69)

در بين كشورهاى حوزه خليج فارس ، بحرين از موقعيت استراتژيكى ويژه اى برخوردار است . ايـن كـشـور از نـظـر جـغـرافـيـايـى در دهـانـه خـليـج سـالوا، در حـد فـاصـل دو كـشـور عـربـسـتـان و قـطـر واقـع شـده اسـت . يـك پـل ارتـبـاطـى بـيـسـت و پـنـج كـيـلومترى كه بر روى دريا نصب شده است ، دو كشور بحرين و عربستان را به هم وصل مى كند.(70)

بـحـريـن كـشورى است داراى سابقه تاريخى ، بطورى كه قدمت آن به پيش از ظهور اسلام مى رسد. قبل از اسلام ، بحرين كه در واقع به همه سرزمينهاى جنوبى خليج فارس از بصره تا عـمـان اطـلاق مـى شـد، تـحـت سـيـطـره حـكـومـت ايـران بـود. ايـن كـشـور در زمـان رسـول گـرامـى اسـلام (ص) بـه تصرف حكومت اسلامى درآمد. پس از آن ، هزار چندگاهى تحت حـاكـمـيـت و نـفوذ يكى از قدرتهاى درمى آمد. در زمان صفويه بحرين جزيى از ايران بود و تا اواخـر قـاجـار، حاكم بحرين به ايران خراج مى پرداخت . حضور استعمارگران در خليج فارس مـوجـب جـدا شـدن بـحـريـن از ايـران شـد ايـن كـشـور سـرانـجـام در سال 1971 م به استقلال دست يافت .(71)

د ـ كويت

كـشـور كويت ميان كشورهاى عراق و عربستان واقع است و خليج فارس در شرق اين كشور قرار گـرفـتـه اسـت . مـسـاحت كويت در حدود818/17 كيلومتر مربع است و از نظر طبيعى كشورى است هموار و جلگه اى كه كوه و رود مهمى در آن وجود ندارد. جمعيت كويت بيش از 8/1 ميليون نفر است كـه از ايـن تـعـداد 85 درصـد مسلمان و بقيه مسيحى ، هندو و ... هستند. نيمى از مردم اين كشور در بندر كويت ، پايتخت اين كشور زندگى مى كنند.(72)

در نـزديـك كـرانـه هـاى كـويـت جـزايـر فـراوانـى وجـود دارد كـه وسـيـعـترين آن بوبيان است . طول اين جزيره 24 و عرض آن حدود 12ميل و غير مسكونى مى باشد. بين جزيره بوبيان و خاك عـراق يـا بـاريـكـه دريـايـى بـه نـام (خـور عـبـدالله)  وجـود دارد كـه قابل كشتيرانى است .(73)

از تـاريـخ قـديـم كـويـت اطـلاعـى در دست نيست پس از ظهور اسلام اين كشور تحت سيطره حكومت اسـلامـى در آمـد. در قـرن شـانـزدهـم مـيـلادى پـرتـغـاليـهـا بـه سـواحـل كـويـت دسـتـرسـى پـيـدا كردند و پس از آنان ،انگلستان طى پيمانى اين كشور را تحت قـيـمـويـت خـود در آورد.(74)سـرانـجـام ايـن كـشـور در سـال 1961 مـيـلادى بـه عـضـويـت سـازمـان مـلل پـذيـرفـتـه شـد و بـه اسـتقلال رسيد هنوز چند روزى از استقلال اين كشور نگذشته بود كه دولت عراق بطور رسمى اعـلام كـرد كـه كـويـت جـزو عـراق بـوده و از توابع استان بصره است . كويت به سازمان متحد شـكـايـت كـرد، ولى سـرانـجـام مـجـبـور شـد بـا پـرداخـت بـيـش از شـش مـيـليـارد ريال به عراق ، آن كشور را راضى كند تا استقلال آن را به رسميت بشناسد.(75)

ه‍ـ عمان

كـشـور عـمـان درشـرق شـبـه جـزيـره عـربـسـتـان قـرار دارد كـه از جـنـوب غـربى به يمن ، از شـمال شرقى و شرق به درياى عمان و اقيانوس هند و از جنوب شرقى به اقيانوس هند محدود مـى شـود. تـكـيـه اى از خـاك عمان به شكل شبه جزيره در دهانه تنگه هرمز قرار دارد كه شبه جـزيـره (مسندام)  ناميده مى شود. مساحت اين كشور در حدود سيصد هزار كيلومتر مربع و جمعيت آن حدود دو ميليون نفر است . پايتخت عمان ، بندر مسقط و شهرهاى مهم آن مطلاح و سلاله است . يكى از ايـالتـهـاى مـهـم ايـن كـشـور(ظـفـار) اسـت . ايـن ايـالت از سـال 1965 مـيلادى با نيروهاى دولتى درگيرى مسلحانه داشته است و جبهه آزاديبخش ظفار كه داراى مرام ماركسيتى است ، رهبرى اين عمليات را به عهده داشته است .(76)

ايـن كـشـور نـيـز هـمـچـون بـحـريـن داراى سابقه تاريخى بسيار طولانى مى باشد. برخى از تـاريـخ نـويـسـان قـدمـت عمان را به هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح (ع)مى رسانند. عمان و مسقط در 536 قـبـل از مـيـلاد تـوسـط سـپـاهـيـان كـوروش ‍ هـخـامـنـشـى تـصـرف شـد. پـس از آن ، تـمـام سـواحـل و جـزايـر خـليـج فارس به ايران تعلق گرفت و تا ظهور اسلام اين تسلط كم و بيش ادامـه داشـت پس از ظهور اسلام ، فرقه (اباضيه)  از گروه خوارج به اين منطقه آمده ، و آنجا را پايگاه خود قرار دادند. و هنوز هم حكومت عمان را دردست دارند.(77)

عـمـان پـس از نفوذ و سلطه استعمار در اين منطقه ، ابتدا در دست پرتغاليها و پس تحت سيطره انـگـلسـتـان درآمد. با كشف نفت در اين كشور در سال 1964 بر اهميت آن افزوده شد، ولى پس از مدتى معلوم شد كه ذخاير نفتى آن بسيار اندك بوده و بزودى پايان خواهد پذيرفت .

و ـ عربستان

كـشـور عـربستان در حد فاصل بين دو آبراه استراتژيك خليج فارس و درياى سرخ واقع شده است . مساحت اين كشور در حدود 000/24/2 كيلومتر مربع است كه حدود23 شبه جزيره عربستان را در بـرگـرفـتـه اسـت . همسايه هاى شمالى اين كشور عبارت است از: كويت ، عراق و اردن اين كـشـور هـمـچـنـيـن در جـنـوب بـا يـمـن مـتـحـد و در شـرق بـا عـمـان و در شـمـال شـرقـى بـا بـحـريـن ،(78)قـطـر و امـارات مـتـحـده عـربـى همسايه است (79)جـمعيت عربستان بيش از 6/13 ميليون نفر است . حدود چهار هزار قبيله در اين كشور وجود دارد كه هر يك به نوعى وابسته به دربار سعودى هستند.

كـشـور عـربـسـتـان از نـظـر جـغـرافـيـايـى و اقـتـصـادى مـوقـعـيـت ويـژه اى دارد. بـه هـمـيـن دليـل ايـن كـشـور، براى قدرتهاى بزرگ جهانى از اهميت خاصى برخوردار است . واكنش شديد آمـريـكـا در مـقـابل اشغال كويت توسط عراق در سال 1990 (1369) ه‍ ش بيانگر اهميّت منطقه خليج فارس بخصوص سرزمين عربستان نزد قدرتهاى استكبارى است .

از نـظـر تـاريـخـى ، خـاك كـشـور فعلى عربستان در زمانهاى پيش از ظهور اسم ، همواره بين ، قبايل مختلف تقسيم شده بود و هيچ گونه قدرت واحدى در آن حكومت نداشت . پس از ظهور اسلام عربستان از يك حكومت مركزى برخوردار گرديد.(80)

پـرتـغـاليـهـا در اوايـل قـرن شـانزدهم قصد حمله به مكّه را داشتند كه عملى نشد. در همان قرن خـلفـاى عـثـمـانـى بـراى دفـع خطر مسيحيان متوجه عربستان شدند و بتدريج اين سرزمين تحت حـكـومـت عـثـمـانيان درآمد. در قرن هجدهم ميلادى شخصى به نام (ابن عبدالوهاب)  با حاكم شهر (درعيه)  به نام محمد بن سعود متحد شد و مذهب وهابيت كه ابن عبدالوهاب بنيانگذار و مروّج آن بـود، بـتـدريـج گـسـتـرش يـافـت و وهـابـيـان سـرانـجـام مـكـّه را بـه تـصـرف درآوردنـد. آل سـعـود تـحـت رهـبـرى عـبـدالعـزيـزبـن سعود در مخالفت با سيطره امپراتورى عثمانى ، قدر بـرافـراشـتـنـد و در سال 1903 ميلادى عثمانيها را از ناحيه (الحساء) بيرون راندند و اساس حـكـومـت سـعـودى را بـنـيـان نـهـادنـد.(81)پـس از پـايـان جـنـگ جـهـانـى اول و فـروپـاشـى امـپـراتـورى عـثـمـانـى ، سـرانـجـام در سال 1932 كشور عربستان سعودى به استقلال دست يافت .

تـنـهـا چـهـار سـال پـس از اسـتـقـلال عـربـسـتـان يـعـنـى در سـال 1936م ، در ايـن كـشـور و در نزديكى سواحل خليج فارس ‍ نفت كشف شد. امروزه اين كشور بيشترين ذخاير نفت جهان را داراست و بزرگترين صادر كننده نفت جهان است .(82)

ز ـ عراق

عـراق كـشـورى اسـت بـا مـسـاحـت 446/438 كـيلومتر مربع و جمعيتى بيش از هفده ميليون نفر كه كـشـورهـاى ايـران در شـرق ، تـركـيه در شمال ، سوريه و اردن در غرب و عربستان سعودى و كـويـت در جـنـوب در هـمـسـايـگـى آن قـرار دارنـد اين كشور در حدود 58 كيلومتر با خليج فارس سـاحل دارد. سه بندر معروف اين كشور در خليج فارس و دهانه اروند رود عبارت از: بصره ، ام القصر و فاو .(83)

سـرزمـين عراق در سال 1535 ميلادى پس از اينكه سپاهيان عثمانى قواى ايرانى را شكست دادند، بـه تـصـرف آن امـپـراتـورى درآمـد و تـا پـايـان جـنـگ جـهـانـى اول ، بـجـز سـالهاى (1625 ـ 1638) كه در تصرف ايران بود، جزيى از عثمانى محسوب مى شـد. پـس از فـروپـاشـى امـپـراتـورى عـثـمـانـى و تـجـزيـه آن بـه دسـت دولتـهـاى مـتـفـق در سـال 1920 تـحـت قـيـمـومـيـت انـگـلسـتـان قـرار گـرفـت . دوازده سـال بـعـد يـعـنـى در سـال 1932 مـيـلادى قيموميت انگلستان پايان يافت و عراق بطور رسمى مـسـتـقـل شـد. تـا آغـاز جـنـگ جـهـانـى دوم ، عـراق اگـرچـه ظـاهـر مـتـقـل بـود ولى در واقـع تـحـت نـفـوذ انـگـلسـتـان قـرار داشـت . در سـال 1941 رشـيـدعـالى گيلانى طى يك كوتا، زمام قدرت را در عراق به دست گرفت ، ولى نـتـواسـت در مـقـابـل هـجـوم سـربـازان انـگـلسـى مـقـاومـت كـنـد.

سـرانـجـام ، هـفـده سـال بـعـد يـعـنـى در سـال 1958رژيـم سـلطـنـتـى عـراق بـه دنـبـال كـودتـاى عـبـدالكـريـم قـاسـم مـنـقـرض و رژيـم جـمـهـورى اعـلام شـد. چـنـد سـال بـعـد حـزب بـعـث عـراق بر عليه قاسم كودتا كرد و زمام قدرت را در اين كشور به دست گرفت .(84)

ح ـ جمهورى اسلامى ايران

كـشـور جـمـهـورى اسـلامـى ايـران با وسعتى معادل 195/648/1 كيلومتر مربع و جمعتى بيش از پـنـجـاه مـيـليـون نـفـر قـدرتـمـنـدترى كشور منطقه خليج فارس محسوب مى شود. اين كشور از گـذشـتـه هـاى دور بـه خـاطـر مـوقـعـيت ويژه جغرافيايى ، همواره مورد توجه قدرتهاى بزرگ جهانى بوده است .(85)

نـام خـليـج فـارس از نام ايران اقتباس شده است و سراسر بخش شمالى خليج فارس و درياى عمان را سواحل ايران تشكيل مى دهد. جزيره هاى متعددى در خليج فارس به ايران تعلق دارد كه برخى از آنها كه از اهميت بيشترى برخوردار است عبارتند از: قشم ، كيش ، دوان ، لارك ، هرمز ، هنگام ، تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى .(86)

ايـران داراى سـرزمين كوهستانى و در عين حال بيابانهايى وسيع است . از اين رو، اين كشور به مـنـاطـق جـدا از هـم تـبـديـل شده است ، بطورى كه در هر منطقه ، مردمى با فرهنگ و زبان متفاوت زندگى مى كنند. ايران در بين كشورهاى حوزه خليج فارس بيشترين تنوع ، زبانى و قومى را دارد و در عـيـن حـال ، بـه دليـل عـقـايـد عميق اسلامى و پيشينه تاريخى طولارنى ، همه اين اقدام مـخـتـلف هـرگـز بـا يـكـديـگـر احـسـاسـى بـيـگـانـگى نكرده و همواره خود را مسلمان و ايران مى دانند.(87)عامل مهم ديگرى كه مردم ايران را به هم پيوند داده است ، دين مبين اسلام است . اين امر بويژه پس از انقلاب نمود بيشترى يافته است .

وسعت زياد، جمعيت فراوان ، امكانات و ذخاير طبيعى خداداد و موقعيت جغرافيايى منحصر به فرد در كـنـار وجـود يـك حكومت اسلامى قدرتمند، ويژگى خاصى به ايران داده است ، به طورى كه كشورهاى حوزه خليج فارس نيز منطقه خاورميانه نمى توانند در معادلات سياسى اقتصادى خود آن را بـه حـسـاب نـيـاورنـد. جـمـهـورى اسـلامـى ايـران در طـول هـشـت سـال جنگ تحميلى عراق عليه خود، توانايهايى مادى و معنوى خود را به همه جهانيان نـشـان داد و ثـابـت كـرد كـه در مـنـطـقـه خـليـج فـارس هـمـواره حـرف اول را خواهد زد.

 


منابع :

48 ـ خاورميانه ، رضويان ، ص 8 .
49 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل و بليك ، ص 71 .
50 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل و بليك ، ص 48 .
51 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، آلاسـديـر درايسدل و جرالو .اچ ـ بليك ، ترجمه درّه ميرحيدر ، ص 69 .
52 ـ خليج فارس و مسائل آن ، همايون الهى ، ص 11 .
53 ـ همان ، ص 12 .
54 ـ مجله سياست خارجى ، شماره 4 ، سال دوم ، مهر و اسفند 1367 ، دفتر مطالعات سياسى بين المللى ، ص 578 و 581 .
55 ـ كيهان سال 66 ـ 65 ، جهان سياست ، ص 511 .
56 ـ خليج فارس و سائل آن ، همايون الهى ، ص 15 .
57 ـ همان .
58 ـ روابـط آمـريـكـا و اعـراب در خـليـج فـارس ، اميل ، آ . نحله ، ترجمه كارو، ص 12 .
59 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 123 .
60 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه ون شـمـال آفـريـقـا، درايسدل و بليك ، ص 149
61 ـ در ميان اين هفت امارت بين ابوظبى ، دوبى ، و شارجه ، ارتباطى رقابت آميز وجود دارد . جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا ، درايسدل وبليك ، ص 237 و 348 .
62 ـ جغرافياى كشورهاى مسلمان ، عبدالرضا فرجى ، ص 85 .
63 ـ روابط آمريكا و اعراب در خليج فارس ، نخله ، ص 16 .
64 ـ جغرافياى كشورهاى مسلمان ، فرجى ، ص 90 .
65 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 208 .
66 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل و بليك ، ص 237 .
67 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 208 .
68 ـ جغرافياى كشورهاى مسلمان ، فرجى ، ص 93 .
69 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 201 .
70 ـ بـحـريـن ، ص 14 ، مـوسـسـه مـطـالعـات و پـژوهـشـهـاى بازركانى ، توفان خليج ، اليويه دلاژ ـ ژرار گريزبك ، ترجمه اسدالله مبشرى ـ محسن مؤ يدى ، ص 255 .
71 ـ خليج فارس و مسائل آن همايون ، الهى ، ص 202 .
72 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى كـشـورهـاى مـسـلمـان ، ص 97 ؛ جـغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا ، درايسدل و بليك ، ص 237 .
73 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 143 .
74 ـ همان ، ص 144 .
75 ـ همان ، ص 144 ؛ كويت ، ص 57 .
76 ـ جغرافياى كشورهاى مسلمان ، فرجى ، ص 80 . براى مطالعه بيشتر ر . ك . جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا ، درايسدل و بليك ، ص 235 .
77 ـ كيهان سال 65 ـ 66 ، جهان سياست ، ص 124 .
78 ـ البـتـه عـربـسـتـان بـا بـحـريـن مـرز مـشـتـرك زمـيـنـى نـدارد ، ولى پـل (فـهـد) كه به طول 25 كيلو متر بر روى خليج فارس ساخته شده است ، اين دو كشور را به گونه اى به يكديگر متصل كرده است كه به صورت يك كشور واحد در آمده اند .
79 ـ جـغـرافـيـاى كـشـورهـاى مـسـلمـان ، فـرجـى ، ص 65 ؛ و خـليـج فـارس و مسائل آن ، الهى ، ص 158 .
80 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 160 .
81 ـ همان .
82 ـ همان ، ص 61. ذخاير نفتى عربستان در حدود 170 ميليارد بشكه مى باشد . ميدان نفتى (قـوار) در ايـن كـشـور، به تنهايى ذخيره اى معادل شصت ميليارد بشكه نفت را در خود جاى داده است كه اين مقدار حداقل دو برابر، بيشتر از تمامى ذخاير نفتى آمريكاست .
83 ـ خـليـج فـارس و مـسـائل آن ، الهـى ، ص 133؛ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شمال آفريقا درايسدل و بليك ، ص 149 .
84 ـ خليج فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 137 .
85 ـ همان ، ص 128 .
86 ـ خليخ فارس و مسائل آن ، الهى ، ص 129 .
87 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـايـه و شـمـال آفـريـقـا، درايسدل و بليك ، ص 231 .

مژده به علاقه مندان به مباحث مديريتي و رفتار سازماني

 

مژده به علاقه مندان به مباحث مديريتي و رفتار سازماني

 

علم مديريت1

اين لوح فشرده مشتمل بر نظريات و تئوريهاي مديريت و علوم سازماني است كه شامل مطالبي نظير:

1- تئوريهاي مديريت

2-رفتار سازماني

3-مديريت بازرگاني

4-مديريت عمومي

5- مديريت استراتژيك

6- داستانهاي كاربردي مديريتي

7-تجارت الكترونيك

8-دولت الكترونيك

9- و ...

كه هر كدام از موارد فوق داراي پارامترهايي با توضيح كامل مي باشد. ضمنا تمام مطالب اين لوح به صورت powerpoint مي باشد و به عنوان كار جديد در مباحث مديريتي تحولي را در بر داشته است.

مجموعه کاملی از مباحث رفتار سازمانی که بر گرفته از چندین کتب مدیریتی و رفتار سازمانی است به صورت کتابچه تهیه شده است.

مجموعه هاي فوق توسط  دكتر مهدي حمزه پور تهيه گرديده است.

از علاقه مندان و كارشناسان مسائل مديريتي و رفتار سازماني دعوت مي شود جهت تهيه سي دي با آقاي دكتر حمزه پور تماس حاصل فرمايند.

شماره تماس : 09123873306

Email: tasnima110@yahoo.com

مديريت منابع انساني 10

 

مديريت منابع انساني در قالب يك سيستم

هيچ يك از منابع مطالعه شده در اين زمينه، مجموعه فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني را در قالب سيستمي از فرايندهاي مرتبط و به هم پيوسته ترسيم و تشريح نكرده‌اند. يكي از دلايل اين واقعيت اين است كه فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني به قدري متفاوت، متنوع و داراي مباني مختلف هستند كه تجمع تمام آنها در قالب يك سيستم امكان‌ناپذير است.

همانند تقسيم‌بندي رويكردهاي سخت و نرم به مديريت منابع انساني، فعاليت‌هاي آن را هم مي‌توان در دو دسته سخت و نرم گنجاند. به عنوان مثال مبحث انگيزش كاركنان يك فعاليت كاملاً نرم است در حالي كه فعاليت حقوق و دستمزد يك فعاليت كاملاً سخت است. البته اين دسته‌بندي فرضي است چرا كه ميزان سختي يا نرمي داراي طيفي خواهد بود. به هر حال، عليرغم نبود چنين تصوير سيستماتيك از فعاليت‌هاي سخت مديريت منابع انساني، مي‌توان سيستمي براي آن طراحي كرد كه شامل فعاليت‌هاي رويه‌پذير باشد.

سيستم اطلاعات منابع انساني

تعاريف مختلفي از سيستم اطلاعات منابع انساني وجود دارد. در بيون(1997) تعاريف زير آمده است:

يك سيستم رايانه‌اي فقط براي جمع‌آوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي داده‌هاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش.

علاوه بر استفاده فوق براي كمك به برنامه‌ريزي، امور اداري، تصميم‌گيري و كنترل فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني طراحي مي‌شود.

يك سيستم اطلاعات منابع انساني بايد رويكردي يكپارچه براي جمع‌آوري، ذخيره، تحليل و كنترل جريان اطلاعات منابع انساني در داخل يك سازمان تعريف شود.

مدل سيستمي سازمان و نقش سيستم اطلاعات در مديريت آن

سازمان را به عنوان يك سيستم باز و يك سيستم كنترلي حلقه بسته مي‌توان به صورت زير نمايش داد (مك لئود 1994، 103):

 عنصر كنترلي سيستم سازمان متشكل از دو بخش مديريت و پردازشگر اطلاعات است. پردازشگر اطلاعات به مجموعه تمام افراد و سيستم‌هاي اطلاعاتي و پشتيبان تصميم‌گيري گفته مي‌شود كه به مديريت در اتخاذ تصميم كمك مي‌كنند. علاوه بر اين نقش اصلي براي پردازشگر اطلاعات، مي‌توان آن را توليدكننده اطلاعات سازمان (به عنوان يك فرايند يا زيرسيستم از يك سيستم بزرگتر) براي ارائه به سازمان‌هاي بالادست يا موجوديت‌هاي بيروني دانست. گاهي اوقات ممكن است نقش فرعي پردازشگر اطلاعات به نقش اصلي تبديل شود. اين تغيير نقش در شرايطي اتفاق مي‌افتد كه مديريت به دلايل مختلف از پردازشگر اطلاعات در تصميم‌گيري استفاده نمي‌كند و در عوض به دلايل مختلف به موجوديت‌هاي مهم در محيط سازمان توجه بيشتري نشان مي‌دهد. هر يك از نقش‌هاي اصلي و فرعي پردازشگر اطلاعات نيازمند ويژگي‌ها، توانايي و مشخصات خاص خود است و اجزاي پردازشگر اطلاعات بايد مطابق با ايفاي نقش غالب، طراحي شده و تطبيق داده شوند.

يك سيستم اطلاعات چه كار مي‌كند؟

يك سيستم اطلاعات سه فعاليت عمده انجام مي‌دهد. ابتدا اطلاعاتي را از منابع درون سازماني يا برون سازماني به عنوان ورودي دريافت مي‌كند. سپس بر روي اطلاعات دريافت شده كارهايي انجام مي‌دهد تا اطلاعات مورد نظر سيستم را توليد كند. در نهايت، اطلاعات توليد شده را در اختيار كاربر در نظر گرفته شده مثلاً يك مدير يا يك كارمند قرار مي‌دهد.

به عنوان مثال در يك سيستم اطلاعات رايانه‌اي كه در بانك كار مربوط به حساب‌هاي پس‌انداز را انجام مي‌دهد، اطلاعات توسط كارمند بانك وارد مي‌شود و پس از پردازش و ذخيره، رسيدي چاپ شده و به مشتري تحويل داده‌ مي‌شود. هم‌چنين مشتري مي‌تواند گزارش از كاركرد حساب خود را دريافت نمايد.

آيا يك سيستم اطلاعات به رايانه احتياج دارد؟

ضرورتي ندارد كه سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي باشند اما اغلب سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي هستند. عامل تعيين كننده در استفاده از رايانه اين است كه آيا يك سيستم اطلاعات با استفاده از قابليت‌هاي رايانه مي‌تواند بهبود يابد يا خير؟ اگر يك سيستم دستي از افراد و رويه‌ها مي‌توانند كاري را بدون خطا و مؤثر انجام دهند دليلي براي استفاده از رايانه نيست. البته اغلب، حجم كارها افزايش مي‌يابند، پيچيدگي رويه‌ها زياد مي‌شود، يا فعاليت‌ها خيلي به هم مرتبط مي‌شوند و استفاده از رايانه مي‌تواند بهبودهاي لازم را ارائه كند. سيستم‌هاي اطلاعات كه از رايانه استفاده مي‌كنند سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي2  گفته‌ مي‌شوند.

چرا از سيستم‌هاي اطلاعات استفاده مي‌شود؟

معمولاً دو رويكرد در استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات وجود دارد. اين دو رويكرد هر دو از ارزش بكارگيري رايانه و فناوري ارتباطات در انجام فعاليت‌هاي سازمان سرچشمه مي‌گيرند. طرفداران اين رويكردها به دنبال راه‌هاي بهره‌برداري از سيستم‌هاي اطلاعات با استفاده از رايانه و فناوري ارتباطات هستند.

رويكرد اول: اين رويكرد منحصراً به قابليت‌هاي ذاتي رايانه و فناوري ارتباطات و اينكه چگونه مي‌توانند در بهبود كارايي استفاده شوند معطوف مي‌گردد. بنابراين تأكيد بر ميزان بهبود عملكرد سيستم‌ها از طريق كارايي پردازش و قابليت اطمينان عملكرد است نه بر استفاده خاص از قابليت‌هاي رايانه و فناوري ارتباطات.

رويكرد دوم: اين رويكرد بر نقاط قوت و فرصت‌هاي پيش روي سازمان و سنجش چگونگي استفاده از فناوري اطلاعات در استفاده از شرايط موجود تمركز مي‌كند. اين رويكرد قدرت توانمندسازي فناوري اطلاعات را در نظر مي‌گيرد. به عبارت ديگر به جاي داشتن يك رويكرد فناوري محور، به دنبال توسعه سازمان از طريق فناوري سيستم‌هاي اطلاعات است. اين رويكرد بهتر است زيرا رايانه و فناوري ارتباطات مهم نيست بلكه اينكه رايانه چگونه مي‌تواند به سازمان كمك كند مهم است.

 به چه منظوري از سيستم هاي اطلاعات استفاده مي‌شود؟

سيستم‌هاي اطلاعات ابزار پشتيبان فعاليت‌هاي سازمان هستند. پشتيباني ارائه شده توسط سيستم‌هاي اطلاعات به سه دسته زير تقسيم مي‌شوند:

پشتيباني اطلاعاتي؛ ارائه پشتيباني براي دريافت، ذخيره، فيلتر و رديابي كردن اطلاعات

پشتيباني تصميم‌گيري؛ استفاده از اطلاعات براي ارائه پشتيباني

پشتيباني ارتباطي؛ ارائه پشتيباني براي به اشتراك گذاشتن يا تبادل اطلاعات بين كاربران (منتزاس3  1995).

 مزاياي استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات

سيستم‌هاي اطلاعات پتانسيل ارائه سه نوع مزيت به سازمان را دارا هستند؛ (1) بهبود بهره‌وري، (2) بهبود اثربخشي و (3) مزيت رقابتي.

بهبود بهره‌وري: بهبود بهره‌وري وقتي رخ مي‌دهد كه با همان منبع يا كمتر بتوان كار بيشتري انجام داد. در سازمانها، بهبود بهره‌وري در بهبود فرايندهاي كاري اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال وقتي يك كارمند با استفاده از روش‌هاي جديد مي‌‌تواند به جاي پردازش 25 سفارش خريد، 50 سفارش را پردازش كند آنگاه بهره‌وري كار وي 2 برابر شده است. سيستم‌هاي اطلاعات مي‌توانند در سريعتر، آسان‌تر و دقيق‌تر انجام دادن كارها مؤثر باشند كه از اين طريق بهره وري را بهبود مي‌دهند.

بهبود اثربخشي: اثربخشي به توانايي يك فرد يا يك سازمان در انجام دادن چيزهايي است كه بايد انجام شوند. مديري كه شرايطي را كه ممكن است مسئله‌ساز شوند پيش‌بيني مي‌كند و علل را پيش از اينكه مشكل پديد آيد بررسي مي‌كند اثربخش‌تر از مديري است كه پيوسته مسائلي را بايد حل كند كه مي‌شد از آنها جلوگيري كرد. سيستم‌هاي اطلاعات، اطلاعاتي ارائه مي‌كنند كه به مديران در بررسي شرايط و انتخاب گزينه‌هاي بهتر كمك مي‌كنند و از اين طريق اثربخشي را بهبود مي‌دهند.

مزيت رقابتي: سازماني كه با استفاده از سيستم هاي اطلاعات بهره‌وري و اثربخشي خود را بهبود داده است داراي اين پتانسيل خواهد بود كه بتواند روش رقابت سازماني را تغيير دهد.

انواع سيستم‌هاي اطلاعات

سيستم‌هاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و از وجوه متفاوت مي‌توان آنها را دسته‌بندي كرد. مقاله «نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات» يك دسته‌بندي از سيستم‌هاي اطلاعات ارائه مي كند. سيستم‌هاي اطلاعات سازماني عبارتند از:

سيستم‌هاي پردازش مبادلات

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت

سيستم‌هاي اطلاعات اجرايي

سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري

سيستم‌هاي پشتيبان اجرايي

سيستم‌هاي خبره

سيستم‌هاي اتوماسيون اداري

سيستم‌هاي دانش‌ورزي

عناصر تأثيرگذار بر سيستم‌هاي اطلاعات

در تعريف و تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعات بايد به عناصر زير توجه كرد:

محيط سازمان: پايه تمام فعاليت‌هاي سازمان محيطي است كه سازمان در آن فعاليت مي‌كند. محيط بر محصولات و خدمات ارائه شده از سوي سازمان، روش رقابت، كيفيت و طبيعت اقداماتي كه در انجام فعاليت‌هاي روزانه اتخاذ مي‌كند تأثير مي‌گذارد. عوامل مهم در محيط سازمان عبارتند از:

ü    مشتريان

ü    رقبا

ü    عرضه‌كنندگان مواد و خدمات موردنياز سازمان

ü    سازمانهاي قانونگذار

ü    سازمان: ابعاد برشمرده زير جزو مواردي هستند كه بر سيستم‌هاي اطلاعات تأثير مي‌گذارند.

ü    استراتژي

ü    سيستم‌ها

ü    منابع انساني

ü    مديريت

ü    ساختار سازماني

ü    معماري سيستم‌هاي اطلاعات

ü    اطلاعات

ü    سخت‌افزار

ü    نرم‌افزار

ü    ارتباطات

ü    كاربرد سيستم‌هاي اطلاعات

چگونه يك سيستم اطلاعات براي سازمان خود تهيه كنيم؟

توسعه سيستم‌هاي اطلاعات در يك سازمان امري يكبار براي هميشه نيست بلكه بايد به صورت دوره‌اي به كار توسعه سيستم‌هاي اطلاعات پرداخت. اين ويژگي از ويژگي‌هاي سيستمي تحميل مي‌شود چرا كه هر سيستمي داراي عمر محدودي است و بايد در دوره‌هاي خاصي آن را روز‌آمد كرد. به همين دليل سيستم‌ها داراي چرخه زندگي هستند. سيستم‌هاي اطلاعات نيز داراي چرخه زندگي هستند. چرخه زندگي يك سيستم اطلاعات از نقطه شكل‌گيري موضوع و نياز به سيستم‌ اطلاعات آغاز شده و پس از توليد سيستم، استفاده، و نگهداري، در زمان نياز به تغيير و بازطراحي پايان مي‌يابد. اين چرخه داراي مراحل زير است:

1.      مطالعه

ü     مطالعه اوليه

ü     مطالعه امكانپذيري

2.                  تحليل و طراحي عمومي

ü     بررسي سيستم فعلي

ü     تعيين نيازمندي‌هاي سيستم جديد

ü     طراحي سيستم جديد

ü     برنامه‌ريزي نحوه اجرا و پياده‌سازي

3.                  تحليل و طراحي تفصيلي

ü     طراحي فني

ü     برنامه‌نويسي و تست نرم‌افزار

ü     آموزش كاربر

ü     بررسي پذيرش كاربر

4.                  پياده‌سازي

ü     تبديل داده‌ها

ü     استقرار سيستم

5.                  اجرا

ü     رفع اشكالات

ü     نگهداري

برا ي استقرارموفق يك سيستم اطلاعات در يك سازمان، طي اين مراحل ضروري است. طي اين مراحل نيازمند بكارگيري متخصصان و مشاوران سيستم‌هاي اطلاعات است. البته قبل از تهيه يك سيستم اطلاعات براي سازمان، بهتر است كه سازمان يك برنامه توسعه سيستم‌هاي اطلاعات تهيه كرده و در طول زمان و به تدريج سيستم‌هاي اطلاعات خود را بر اساس آن برنامه توليد كند. تحليل‌گر سيستم اطلاعات بنا به تشخيص، هر يك از مراحل را تا حد لازم اجرا كرده و در طي مراحل با افراد و گروههاي،

1.         مديران

2.       شركت‌ها، سازمانها و نهادهاي مرتبط و تأثيرگذار

3.     كساني كه از سيستم منتفع مي‌شوند

4.      كاربران

5.      فروشندگان و عرضه‌كنندگان

6.       متخصصان فني

7.      برنامه‌نويسان نرم‌افزار

ارتباط برقرار مي‌كند و تأثيرات و ملاحظات آنها را در نظر مي‌گيرد. تحليل‌گر سيستم ممكن است به جاي توليد يك نرم‌افزار، از بسته‌هاي نرم‌افزارهاي از پيش ‌نوشته‌ شده موجود براي موضوع سيستم‌ اطلاعات استفاده كند.

 

 يك سيستم اطلاعات براي جمع‌آوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي داده‌هاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش و هم‌چنين براي كمك به برنامه‌ريزي، امور اداري، تصميم‌گيري و كنترل فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني. يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه. اطلاعات منبعي ضروري براي انجام عمليات و مديريت سازمانهاست. موجودي انبار، تعداد اقلام خريداري شده يا فروخته شده، ميزان بودجه و مقادير تخصيص يافته آن، مدت زمان توليد محصول، مشخصات نيروي انساني و . . . اطلاعاتي هستند كه سازمانهاي مختلف براي انجام عمليات خود و مديريت به آنها نياز دارند. سيستم‌هاي اطلاعات دسته‌اي از سيستم‌هاي سازمان هستند كه به كار توليد اطلاعات مي‌پردازند. منابع ديگر مانند انرژي، نيروي انساني، سرمايه، مواد اوليه و ماشين‌آلات نيز در سازمان بكار گرفته مي‌شوند اما بخش قابل ملاحظه‌اي از اين منابع صرف اجراي سيستم‌هاي اطلاعات مي‌شوند. بنابراين سيستم هاي اطلاعات، سيستم‌هايي هستند كه هر سازمان دير يا زود بايد از آنها استفاده كند. سيستم‌هاي اطلاعات داراي اجزاء، وظايف، اصول و روش‌هاي تحليل، طراحي و نگهداري و اصول سازماندهي هستند كه در مقاله مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي اطلاعات شرح داده مي‌شوند. هم‌چنين سيستم‌هاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و به دليل رشد روز‌افزون گونه‌هاي مختلف آن، داشتن يك ديد سيستماتيك از انواع سيستم‌هاي اطلاعات بسيار مفيد خواهد بود. مقاله نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات به تشريح قالبي براي دسته بندي سيستم‌هاي اطلاعات مي‌پردازد.

شرمان، بوهلندر و اسنل (1998، 8) سيستم اطلاعات منابع انساني را سيستمي تعريف مي‌كنند كه اطلاعات جاري و دقيق براي مقاصد كنترل و تصميم‌گيري فراهم كند. به گفته آنها طبق يك پيمايشي كه اخيراً انجام شده است بيشتر فناوري اطلاعات استفاده شده، براي نگهداري اطلاعات كاركنان، نظارت بر عمليات حقوق و دستمزد، نگاهداري اطلاعات مربوط به غيبت‌ها و مرخصي‌ها و انجام امور اداري و استخدام و برنامه‌هاي آموزشي بوده است.

اسكارپلو و لدوينكا (1988، 714) سيستم اطلاعات منابع انساني را بخشي از سيستم اطلاعاتي سازمان مي‌دانند كه اطلاعات لازم را براي تصميم‌گيري در امور منابع انساني ارائه مي‌دهد

اطلاعات منبعي ضروري براي انجام عمليات و مديريت سازمانهاست. موجودي انبار، تعداد اقلام خريداري شده يا فروخته شده، ميزان بودجه و مقادير تخصيص يافته آن، مدت زمان توليد محصول، مشخصات نيروي انساني و . . . اطلاعاتي هستند كه سازمانهاي مختلف براي انجام عمليات خود و مديريت به آنها نياز دارند. سيستم‌هاي اطلاعات دسته‌اي از سيستم‌هاي سازمان هستند كه به كار توليد اطلاعات مي‌پردازند. منابع ديگر مانند انرژي، نيروي انساني، سرمايه، مواد اوليه و ماشين‌آلات نيز در سازمان بكار گرفته مي‌شوند اما بخش قابل ملاحظه‌اي از اين منابع صرف اجراي سيستم‌هاي اطلاعات مي‌شوند. بنابراين سيستم هاي اطلاعات، سيستم‌هايي هستند كه هر سازمان دير يا زود بايد از آنها استفاده كند.

سيستم‌هاي اطلاعات داراي اجزاء، وظايف، اصول و روش‌هاي تحليل، طراحي و نگهداري و اصول سازماندهي هستند كه در مقاله مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي اطلاعات شرح داده مي‌شوند.

هم‌چنين سيستم‌هاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و به دليل رشد روز‌افزون گونه‌هاي مختلف آن، داشتن يك ديد سيستماتيك از انواع سيستم‌هاي اطلاعات بسيار مفيد خواهد بود.

يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه.

 

 

نقاط استراتژيك جهان 2

 

خاورميانه

خـاورمـيـانـه از گـذشته هاى دور، مهد تمدنهاى درخشان بشرى ، زادگاه علم و ميعادگاه پيامبران الهـى بوده است . اين منطقه از نظر جغرافيايى در مركز تقاطع سه قاره آسيا، افريقا و اروپا قـرار گـرفـتـه ، بطورى كه از طريق تركيه به اروپا و از طريق سرزمين فلسطين به قاره افريقا متصل مى شود.

خـاورمـيـانـه يـكى از مناطق استراتژيك جهان است كه سالها مركز حوادث بين المللى بوده است . پـس از جـنـگ جـهـانـى دوم ، شايد هيچ منطقه اى در جهان به اندازه خاورميانه به حوادث مختلف و جنگهاى گوناگون رو به رو نبوده است. مـهـمـتـريـن وقـايـعـى كـه طـى 25 سـال گـذشته در خاورميانه به وقوع پيوست عبارت بود از :جـنـگـهـاى اعـراب اسـرائيـل (1963،1973)، بـحران انرژى (1973)، پيمان صلح بين مصر و اسـرائيـل (28)، حـمـله اسـرائيـل بـه جـنـوب لبـنـان (1982)، وقـوع جـنـگهاى داخلى در كـشـورهـاى لبـنـان ، يـمـن ، عـراق ، اردن ، حـمـله شـوروى (سـابـق) بـه افـغـانـسـتـان واشـغـال آن (1979)، وقـوع انـقلاب اسلامى ايران و ايجاد موج حركتهاى اسلامى در خاورميانه ، جـنـگ تـحـميلى عراق عليه ايرانى و جنگ خليج فارس . از اين رو، خاورميانه ، بحران خيزترين منطقه در كل جهان بوده است .(29)

جغرافياى خاورميانه

الف ـ محدوده جغرافيايى

اوليـن گـام در مـطـالعـه جـغـرافـيـايـى هـر مـنـطقه ، تعيين حدود و شناسايى آن مى باشد. واژه خـاورمـيـانه از اصطلاحاتى است كه در مورد محدوده جغرافيايى آن بحثهاى فراوانى گرفته ، ليكن هنوز محدوده مشخصى كه مورد اتفاق همگان باشد، براى آن تعيين نشده است .

اصـطـلاح خاورميانه براى اولين بار توسط يك استراتژيست آمريكايى به نام (آلفردماهان)  در سـال 1902 بـه كـار رفـت . مـاهان هنگام بيان واژه خاورميانه به منطقه اى اشاره كرد كه خـليـج فـارس در مـركـز، آن قـرار داشت . به نظر ماهان دو اصطلاح رايج آن زمان ، يعنى خاور نزديك و خاور دور، براى مشخص كردن آن منطقه ناكافى به نظر مى رسيد.(30)

در جنگ جهانى دوم ، زمانى كه پايگاه انگيسيها و متفقين در قاره ، (مقرّ خاورميانه)  نام گرفت ، ايـن اصـطـلاح تـا حـدودى از حـالت ابـهـام درآمـد. از آن پـس ، خـاورمـيـانـه بـخـشهاى وسيعى از شـمـال آفـريـقـا، ايـران تـركـيـه و كـليـه كـشـورهـاى عـربـى و شـرق كانال سوئز را شامل مى شد. اين كشورها، در واقع ، ميدان جنگ و عرصه عملياتى نيروهاى مستقر در(مقرّ خاورميانه)  به شمار مى آمد.(31)
قـلمـرو خـاورمـيـانـه بـتـدريـج از شـرق بـه سـمـت غـرب متمايل شد و اينك تا حدّى خاور نزديك را هم دربر مى گيرد، بطورى كه امروزه اصطلاح (خاور نـزديـك)  (32)ديـگـر به كار نمى رود و به صورت بخشى از خاورميانه در آمده است .(33)

در بـحـث از واژه خـاورمـيـانه ، اين نكته را بايد همواره در نظر داشت كه اين كلمه يك اصطلاح و ضـع شـده از سـوى غـربـيـهاست و مربوط به زمانى است كه اروپا در مركز قدرت جهان قرار داشـت . اروپـائيـان مـنطقه خاور (شرق)  را بر اساس دور يا نزديك بودن به اروپا، بخ خاور نزديك و خاور دور و خاورميانه نامگذارى مى كردند.

ب ـ وضعيت جغرافيايى

خـاورمـيـانـه عـمـومى از نظر جغرافيايى ، از اقليم و آب هواى ناهمگونى برخوردار بوده ، به داشـتـن تـابـستانى بسيار گرم و خشك ، زمستانهايى به نسبت كوتاه و بيشترين بارندگى در بهار، معروف است علت اين امر، واقع شدن اين منطقه در فاصله عرضهاى 20 و 40 شمالى است .(34)

آب و هـواى ايـن مـنـطـقـه خـشـك اسـت ، بـگـونـه اى كـه در طول ماههاى تابستان بندرت بارشى در آن صورت مى گيرد. كمبود آب ، اغلب باعث زد و خورد بوده ، امروزه منازعات شديد بين المللى بر سر تخصيص منابع آب در چند حوضه رودخانه اى و تعداد زيادى كشمكشهاى محلى در جريان است .(35)

وجـود سـرزمـيـنهاى خشك و نيمه خشك ، موجب كمى جمعيت و پراكندگى آن در منطقه خاورميانه شده اسـت . بـالاتـريـن جـمـعـيـت را مـى تـوان در كـشـورهـاى مـصـر، تـركـيـه و ايـران يـافـت . كل جمعيت خاورميانه در سال 1984 ميلادى ، 278 ميليون نفر بود كه 52 درصد آن در سه كشور مذكور زندگى مى كردند. با توجه به رشد سريع جمعيت منطقه تخمين زده مى شود كه در 25 يال آينده تعداد جمعيت خاورميانه به دو برابر تعداد فعلى برسد.(36)

ج ـ موقعيت جغرافيايى

بـرخـلاف وضـعـيـت جـغرافيايى خاورميانه كه از آن يگانگى و همگونى خاصى برخوردار است مـوقـعـيـت جـغـرافـيـايـى آن نـاهـمـگـونـى و مـتـشـكـل از مـنـاطـق فـرعـى مـتـعـددى اسـت .

حـداقـل چـهـار مـنـطـقـه فـرعـى در خـاورمـيـانـه وجـود دارد كـه شـمـال كـشـورهـاى حـوزه دريـاى سـرخ ، شـمـال آفـريـقـا، هلال خصيب (37) (هلال بارْوَرْ) و خليج فارس است .
مرزهاى جغرافياى خاورميانه براساس تقسيم بندى مزبور عبارت است از:

1 ـ مرزهاى شمالى :در مرزهاى شمالى خاورميانه ، كشورهاى ايران و تركيه قرار دارند. اين دو كشور با جمهوريهاى مسلمان نشين و تارزه استقلال يافته آسيايى مركزى ، مرز مشترك دارند.

2 ـ مرزهاى شرقى : در مرزهاى شرقى دو كشور پاكستان و افغانستان قراردارد البته در مورد اينكه آيا اين دو كشور جزو كشورهاى خاورميانه محسوب مى شوند؟،اختلاف نظر وجود دارد.

3 ـ مـرزهـاى جـنـوبـى : مـرزهـاى جـنـوبـى مـنـطـقـه خـاورمـيـانـه ، شامل كشورهاى حوزه خليج فارس ، عمان ، يمن و عربستان سعودى است .

4 ـ مـرزهـاى غـربى : مرزهاى غربى خاورميانه را كشورهاى ساحلى درياى مديترانه و در كشور مصر و ليبى تشكيل مى دهد.(38)تمامى كشورهايى كه در خارج مرزهاى خاورميانه واقع شده است جزوه خاور نزديك محسوب مى شوند.

كشورهاى خاورميانه (39)

دومين گام در مطالعه جغرافيايى هر منطقه ، تعيين و شناسايى كشورهايى است كه در محدوده آن قـرار مى كيرد. همان طور كه در مورد تعيين حدود جغرافيايى منطقه خاورميانه اختلاف وجود دارد، در مـورد تعداد كشورهايى كه در اين منطقه قرار دارد نيز اختلاف است . برخى از جغرافى دانان ، كـشـورهـاى شـمال و شرق آفريقا مانند الجزاير و سودان را نيز جزو كشورهاى خاورميانه به حساب آورده اند؛ عده اى ديگر كشورهاى مانند پاكستان و افغانستان را از كشورهاى خاورميانه مى دانـنـد. بـا ايـن وجـود مـى تـوان گـفـت : تـعـرف ثـابـتـى از ايـن مـنـطـقـه وجـود نـدارد و بطور مـعـمـول ، كـشـورهـاى تـركـيـه ، ايـران ، كـشـورهـاى عـربـى شـرق سـوئز و اسرائيل ، همراه با مصر و ليبى در اين منطقه جاى دارد. سودان و قبرس نيز گاهى و الجزاير و مراكش و تونس هم بندرت جزو كشورهاى خاورميانه محسوب مى شوند.(40)
دولت انـگـلسـتـان در نـوشته هاى خود، هفده كشور را تحت نام خاورميانه گنجانده است . ايران ، عـراق ، عـربستان سعودى ، مصر، اسرائيل ، لبنان ، اردن ، ليبى ، شيخ ‌نشينهاى خليج فارس ،يمن ، اتيوپى ، سومالى ، سودان ، مالت و قبرس .(41)

بـه هر حال ، برخى از محققان ، كشورهاى خاورميانه را از نظر سياسى و فرهنگى به دو قسمت جداگانه تقسيم كرده اند:

الف ـ كـمربند شمالى

شامل كشورهايى است كه با شوروى (سابق)  مرز مشترك دارد و از نژاد عرب نيستند مانند ايران ، تركيه و افغانستان .

ب ـ سـرزمـيـنـهـاى عـرب نـشـيـن

شـامـل مـنـطـقـه هـلال خـصـيـب و كـشـورهـاى حـوزه خليج فارس ، مـثـل اردن ، فـلسـطـيـن ، لبنان ، سوريه ، عربستان ، عراق ، كويت ، بحرين قطر، امارات متحده عربى ، عمان و يمن .(42)

ج ـ كشورهاى خاورميانه و نظام جهانى

كـشـورهـاى خـاورمـيـانـه بـه جـهـان سـوم تـعـلق دارد. ايـن كـشـورهـا هـنـوز مـراحـل اوليـه صـنعتى شدن را طى مى كند و بشدّت وابسته به صادرات مواد خام و واردات مواد غـذايـى ، كـالاهـاى مـصـرفـى ، تـجـهـيـزات و تكنولوژى مى باشد. بطور تقريبى در همه اين كـشـورهـانـابـرابـريـهـاى داخـلى و اجـتـمـاعـى مـشـاهـده مـى شـود و فـقـط ايـران اسـلامـى در حـال اسـتـثـنـا شـدن از ايـن قـاعـده شوم است . صادر كنندگان پر در آمد نفت در شمار غنى ترين كشورهاى جهان محسوب مى شوند؛ امّا متاءسفانه على رغم اين ثروت سرشار خدادادى ، از رشد و تـوسـعـه اقـتـصـادى بـرخـوردار نـبوده ، از نظر سياسى وابسته به قدرتهاى بزرگ جهانى هستند.(43)

د ـ بافت جمعيت در كشورهاى خاورميانه

خـاورميانه از نظر بافت جمعيتى ، داراى ويژگيهاى خاصى است ، بگونه اى كه در اين منطقه ، شـش نـژاد مـخـتلف در كنار يكديگر زندگى مى كنند و سه مذهب متفاوت در آن (44) وجود دارد.(45)
زندگى اجتماعى در خاورميانه بسيار متنوع است ، در حالى كه برخى از اجتماعات شهرى بسيار گسترش يافته و اقشار وسيعى از مردم با مظاهر و جلوه هاى تمدن امروزى آشنا شده و به آنها خـو گـرفـتـه انـد، جـمـعى نيز زندگيشان را از طريق شكار مى گذارنند، و در حالى كه عده اى ديگر، به شيوه كوچ نشينى و بيابانگردى زندگى مى كنند.(46)

در مجموع ، فاصله سطح زندگى بين روستا و شهر بسيار زياد است و همين امر موجبات مهاجرت روسـتـائيـان بـه شـهـرهـا را فـراهـم مـى كـنـد. پديده مهاجرت از روستا به شهر كه در نتيجه سـيـاسـتـهـاى تـوسـعـه صـنـعتى در شهرها به وجود آمده ، در برخى از كشورهابه صورت يك مـشـكـل اسـاسى بروز كرده است . در اين كشورها، ضمن نابودى كشاورزى ، شهرهاى بزرگ با مساءله انفجار جمعيت روبه رو شده است .(47)


منابع:

28 ـ اين پيمان صلح كه با وساطت آمريكا منعقد شد، به پيمان صلح (كمپ ديويد) معروف اسـت . از سـال 1948 بـه بـعـد طـولانـى تـريـن و مهمترين حادثه ، جنگ و مناقشه بين اعراب و اسرائيل است كه هنوز هم ادامه دارد .

29 ـ خـاورمـيـانـه در قرن بيستم ، ژان پى ير درينيك ، ترجمه فرنگيس اردلان ، ص 457؛ چين و خاورميانه ، محمد جواد اميد دارينا ص 57،

30 ـ جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا، آلاسدير درايسديرو جرالد.اچ.بليك،ترجمه درّه ميرحيدر ، ص 20 .

31 ـ جغرافياى خاورميانه و شمال آفريقا، ص 20 .

32 ـ خاور نزديك شامل كشورهاى تركيه ، سوريه ، لبنان ، فلسطين ، اردن و مصر بود.

33 ـ خاورميانه ، پيتربيومون و ديگران ، ترجمه محسن مدير شاخه چى و ديگران ، ص 2 .

34 ـ خاورميانه ، محمد تقى رضويان ، ص 5 .

35 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايـسـديـل وبـليك ، ترجمه ميرحيدر ، ص 24 . به عنوان نمونه مى توان از منازعه سه كشور عـراق ، تـركـيـه ، و سـوريـه بـرسر آب رودخانه فرات ، مصر و سودان در مورد آب رودخانه نيل و رژيم اشغالگر قدرس با اعراب محلى و كشور لبنان بر سر منابع آب ياد كرد .

36 ـ همان ، ص 25 .

37 ـ نـامـگـذارى هـلال خـصـيـب ، از آن روسـت كـه ايـن كشورها برروى نقشه جغرافيايى به شـكـل مـاه نـو ديـده مـى شـود و از زمـيـن بـارور و آب و هـواى بـارانـى بـرخـوردار اسـت . هلال خصيب شامل كشورهاى فلسطين ،لبنان ، سوريه و اردن است .

38 ـ خاورميانه ، بيومونت و ديگران ، ص 4 .

39 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل وبليك ، ص 20 .

40 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا، درايسدل و بليك ، ص 20 .

41 ـ خـاورمـيـانـه ، رضـويـان ، ص 3 . البـتـه بـايد توجه داشت كه وارد كردن برخى از كـشورهاى يادشده در اين ليست فقط به خاطر مقاصد نظامى بود و پايه و اساس ‍ جغرافيايى نداشت .

42 ـ فرهنگ علوم سياسى ، علامرضا على بابايى ، ج 1 ، ص 251 .

43 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل و بلبيك ، ص 34 .

44 ـ سه مذهب موجود

45 ـ خاورميانه ، رضويان ، ص 5 .

46 ـ همان ، ص 5 .

47 ـ خاورميانه ، بيومونت و ديگران ، ص 18 ؛ خاورميانه ، رضويان ، ص 5 .

 

مديريت منابع انساني 9

 

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت

1- تعريف سيستم اطلاعات مديريت

 سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه متشكل از كاربر و ماشين براي ارائه اطلاعات در پشتيباني از عمليات، مديريت و تصميم‌گيري در سازمان است. اين سيستم از نرم‌افزار و سخت‌افزار رايانه‌اي، راهنماها و دستورالعمل‌ها، مدل‌هايي براي تحليل، برنامه‌ريزي، كنترل و تصميم‌گيري و يك پايگاه اطلاعات بهره مي‌گيرد (ديويس و اولسون 1985، 6). سيستم اطلاعات مديريت سيستمي است كه داده‌هاي محيطي را جمع‌آوري و داده‌هاي تبادلات و عمليات سازماني را ثبت مي‌كند و سپس آنها را فيلتر، سازمان‌دهي و انتخاب كرده و به عنوان اطلاعات به مديران ارائه مي‌نمايد و ابزاري براي مديران فراهم مي‌آورد كه اطلاعات مورد نياز خود را توليد نمايند (مورديك و مانسون 1986، 6).

 سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه، رايانه‌اي و كاربرـ ماشين است كه اطلاعات لازم  براي حمايت از عمليات و  تصميم‌گيري فراهم مي‌كند. عناصر اصلي اين  سيستم عبارتند از:

 (1) سيستمي يكپارچه براي خدمت به تعداد زيادي كاربر،

(2) سيستمي رايانه‌اي كه تعدادي نرم‌افزار اطلاعاتي را از طريق يك پايگاه اطلاعات به هم مرتبط مي‌كند،

(3) رابط كاربر- ماشين كه به جستجوهاي فوري و موقتي پاسخ مي‌دهد،

(4) ارائه اطلاعات به تمام سطوح مديريتي

(5) پشتيباني از عمليات و تصميم‌گيري (آواد 1988، 5).

2- مفهوم سيستم اطلاعات مديريت

سيستم اطلاعات مديريت سازمان يك چيز متمايز و جدا از ديگر سيستم‌هاي اطلاعات نيست بلكه چارچوبي كلي ارائه مي‌كند كه ديگر سيستم‌هاي اطلاعات بر مبناي آن با يكديگر همخوان مي‌شوند.در طول زمان مشخص شد كه مفهوم پياده‌سازي يك سيستم كاملاً يكپارچه واحد بسيار مشكل است. واقعيت اين است كه يك سيستم يكپارچه، به معني يك ساختار واحد و همگن نيست بلكه بدين معني است كه اجزاء آن منطبق بر يك طرح كلي هستند. اكنون سيستم اطلاعات مديريت به منزله فدراسيوني از زيرسيستم‌ها در نظر گرفته مي‌شوند كه در صورت نياز طراحي و اجرا مي‌شوند اما منطبق بر طرح كلي، استانداردها و رويه‌هاي سيستم اطلاعات مديريت هستند. بنابراين به جاي يك سيستم اطلاعات مديريت واحد و كلي، سازمان مي‌تواند تعداد زيادي سيستم اطلاعات مرتبط داشته باشد كه نيازهاي مديريتي را در سطوح مختلف به شكل‌هاي مختلف تأمين مي‌كنند. تجربه نشان مي‌دهد كه يك سيستم كاملاً يكپارچه غير ممكن است. عوامل زيادي وجود دارند كه بايد همزمان و توأم در نظر گرفته شوند و نگهداري چنين سيستمي مشكل است.

به همين دليل، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت بيشتر به صورت بخش بخش طراحي مي‌شوند و يكپارچه‌سازي تنها در مواردي كه ضروري باشد اعمال مي‌شود. به طور خلاصه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت مبنايي براي يكپارچه‌سازي پردازش‌هاي اطلاعات سازماني ارائه مي‌دهند (ديويس و اولسون 1985، 6-8، 10، 28، 53).

3- نياز به يك پايگاه اطلاعات

ایجاد پایگاه اطلاعاتی منابع

هدف از ایجاد پایگاه اطلاعاتی منابع، ذخیره اطلاعات جمع آوری شده از تجزیه و تحلیل های درون و برون سازمانی است به نحوی که امکان انجام پیش بینی های عرضه و تقاضا فراهم شود و فرصت ها و محدودیت های احتمالاً تأثیر گذار بر راهبردهای تجهیز منابع مورد ارزیابی قرار می گیرد.

 

مسئولیت های پایگاه اطلاعاتی

مسئولیت های منبع یابی و برقراری و حفظ پیوند با سایر پایگاه های مربوط به حوزه فعالیت منابع را باید به این پایگاه محول کرد.

داده‌ها مي‌بايست به گونه‌اي مديريت شوند كه قابل دسترسي براي پردازش بوده و كيفيت مناسب داشته باشند. مديريت لازم بايد از هر دو جنبه سخت‌افزار و سازمان صورت پذيرد. نرم‌افزار ايجاد و مديريت يك پايگاه اطلاعات، يك سيستم مديريت پايگاه اطلاعات است. هنگامي كه يك سيستم مديريت پايگاه اطلاعات وجود داشته باشد همه از داده‌هايي استفاده مي‌كنند كه تنها در يك محل ذخيره شده‌اند و يك عمل روزآمدسازي تمام موارد استفاده را روزآمد مي‌كند. يكپارچه‌سازي چنين سيستمي نيازمند يك قدرت مركزي براي پايگاه اطلاعات است. داده‌ها مي‌توانند در يك كامپيوتر مركزي ذخيره شوند يا بين چندين كامپيوتر پراكنده شوند (ديويس و اولسون 1985، 9).

4- مدل‌هاي تصميم‌گيري در سيستم اطلاعات مديريت

معمولاً تنها داده‌هاي خام يا حتي داده‌هاي خلاصه شده براي استفاده كافي نيستند. داده‌ها معمولاً بايد پردازش شده و به شكلي ارائه شوند كه به يك تصميم اتخاذ شده منجر شوند. تحقق چنين امري نيازمند يك مدل تصميم‌گيري است. مدل‌هاي تصميم‌گيري مي‌توانند در مراحل مختلف تصميم‌گيري مورد استفاده واقع شوند. تعميم يك سيستم اطلاعات مديريت از جنبه تصميم‌سازي، سيستم‌هايي مانند سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري و سيستم‌هاي خبره هستند (ديويس و اولسون 1985، 9؛ آواد 1988، 14).

5- ابعاد طبقه‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت (ديويس و اولسون 1985، 28-44)

همه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت داراي قابليت‌ها، ويژگي‌ها و مؤلفه‌هاي يكسان نيستند. در واقع سيستم‌هاي اطلاعات مديريت داراي طيفي هستند كه يك سر آن يك سيستم ساده گزارش‌گيري دستي و سر ديگر آن يك سيستم يكپارچه رايانه‌اي همراه با انواع گزارش‌ها و مدل‌هاي تصميم‌گيري است. در اينجا به برخي از ابعاد طبقه‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت اشاره مي‌شود.

1.     مولفه‌هاي فيزيكي

ü    سخت‌افزار (ورودي‌ها، خروجي‌ها‌، ذخيره‌سازي ثانويه، پردازشگرهاي مركزي، تبادلات)

ü    نرم‌افزار (نرم‌افزار سيستم و نرم‌افزار كاربر)

ü    پايگاه اطلاعات (ساختار سخت‌افزاري ـ نرم‌افزاري حاوي داده‌ها)

ü    رويه‌ها (دستورالعمل‌هاي كاربر، دستورالعمل‌هاي آماده‌سازي ورودي، دستورالعمل‌هاي عملياتي براي عمليات رايانه‌اي)

ü     نيروي انساني (اپراتور، تحليل‌گر سيستم، برنامه‌نويس، تهيه‌كنندگان داده‌ها، مدير سيستم اطلاعات).

2.                وظايف پردازش

ü    پردازش تبادلات

ü    نگهداري فايل‌هاي اصلي

ü    توليد گزارش‌ها

ü    پردازش جستجوها

ü     پردازش نرم‌افزارهاي پشتيبان

3.              خروجي براي كاربران

ü    مستندات يا صفحات رابط براي تبادل (اطلاعاتي، عملياتي، جستجويي)

ü    گزارش‌هاي از پيش طراحي شده

ü    پاسخ‌هاي از پيش طراحي شده به جستجوها

ü    گزارش‌هاي موقت و پاسخ به جستجوها

ü     نتايج تعامل بين كاربر و ماشين

4.                گزارش‌هاي از پيش طراحي شده: انواع گزارش يا جستجو

ü    اطلاعات نمايانگر

ü    اطلاعات مسئله‌يابي

ü    اطلاعات براي اقدام

ü     اطلاعات پشتيبان تصميم

5.               گزارش‌هاي از پيش طراحي شده: انواع انعكاس شرايط

ü    وضعيت يا شرايط يك مقطع زماني

ü    آنچه كه در طول يك دوره اتفاق افتاده است

ü     ارائه نتايج تا به امروز و نمايش اثر آن تا انتهاي دوره

6.               پشتيباني تصميم

ü    تصميم‌هاي ساخت يافته قابل برنامه‌نويسي

ü     تصميم‌هاي ساخت نيافته و غير قابل برنامه‌نويسي

7.               سطح استفاده از اطلاعات

ü    برنامه‌ريزي استراتژيك

ü    كنترل مديريت و برنامه‌ريزي تاكتيكي

ü     برنامه‌ريزي و كنترل عملياتي

8.               اطلاعات مورد نياز

سطح استفاده

ويژگي اطلاعات

عملياتي

تاكتيكي

استراتژيك

منبع

داخلي

 

خارجي

حوزه

خوب تعريف شده و محدود

 

خيلي وسيع

سطح گروه‌بندي

با جزئيات

 

تجمعي و كلي

افق زماني

تاريخي

 

آينده

تداول

روزمره

 

قديمي

صحت موردنياز

بالا

 

پائين

ميزان استفاده

خيلي زياد

 

كم

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام و احترام و آرزوي موفقيت روزافزون

از اينكه خداي متعال تا اين لحظه در اطلاع رساني اين وبلاگ و درج مطالب به بنده كمك كرده هزاران بار سپاسگذارم و اميدوارم اين مطالب براي محققين و كارشناسان مسائل استراتژي و بين المللي مفيد واقع شده باشد، انشاء الله

از علاقه مندان به مطالب سياسي، استراتژيك، روابط بين الملل و مديريتي خواستارم اگر نقدي در مطالب و شيوه اطلاع رساني دارند حتما به بنده ميل يا در نظرات متذكر شوند تا در مراحل بعدي در صورت منطقي بودن، از آن استفاده شود.

با تشكر

 

نقاط استراتژيك جهان 1

 

منطقه استرايژيك

بـرخـى از مـنـاطـق جـغـرافـيـايـى بـر دلايـل مـخـتـلف از اهـمـيـت و ارزش خـاصـى برخوردار است اين مناطق را كه در نظر اقتصادى ، سياسى ، نـظـامـى يـا مـذهـبـى داراى اهـمـيـت مـى بـاشـد.(مـنـاطـق اسـتـراتـژيـك)  مـى نـامـنـد. بـه عـنـوان مـثـال ، مـنـطـقـه خـليـج فـارس از مناطق استراتژيك جهان محسوب مى شود؛ زيرا اين منطقه داراى ذخاير عظيم نفت و گاز است .(1)

مـنـاطـق استراتژيك جهان ، همواره در طول تاريخ مورد توجه قدرتهاى بزرگ است و قدرتهاى رقـيـب بـه مـنظو ر تصاحب و سلطه بر اين مناطق ، بطور مستمر، باديگر در جنگ و نزاع بوده و هـسـتـنـد. سـرزمـيـن فـلسـطـيـن نـمـونـه بـارز ايـن مـسـاءله اسـت چـرا كـه در طـول تـاريـخ هـمـواره بـيـن اقـوام مـخـتـلف و قـدرتـهـاى بـرتـر جـهانى دست به دست مى گشت .(2)

تعريف منطقه استراتژيك

اصـطـلاح (منطقه استراتژيك)  در اصل يك واژه جغرافيايى است كه در كتابهاى جغرافيا و در ذيل مبحث (موفعيتهاى جغرافيايى) از آن سخن به ميان مى آيد. امـروزه وارژه (اسـتـراتـژيـك)  را در مـوارد زيـادى بـه كـار مـى بـرد. بـراى مـثـال، مـى تـوان بـه اصـطـلاحـات (سـلاح اسـتـراتـژيـك)، (كـالاى اسـتـراتـژيك) (آبراه استراتژيك) و يا حتى (دانش استراتژيك) (3)اشاره كرد. معنا و مفهوم مشترك به كار رفـتـه در تـمـامـى ايـن مـوارد، نـشـانـگـر نـوعـى اهـمـيـت خـاص اسـت و بـيـشـتـر جـنـبـه نـظـامـى دارد.(4)بـنـابـرايـن، مـنـطـقـه اسـتراتژيك، يك موقعيت جغرافيايى است كه داراى اهميت نـظـامـى بـاشـد؛ بـديـن مـعـنـى كـه از ايـن مـنـاطـق مـى تـوان بـر دريـا و خـشـكـى اشـراف كـامـل داشـت و در حـالت جـنـگ ضـربـه هـاى مـؤّثـرى بـردشـمـن يـا دشـمـنـان وارد كـرد بـراى مـثـال كـشـور عـراق در طـول جـنـگ تـحـمـيـلى هـمـواره تـلاش مـى كـرد بـا دست يافتن به جزيره اسـتـراتـژيـك (بـوبـيـان)  مـتـعـلق بـه كـويـت ضـربـه هـاى نـظامى مؤ ثرى بر ايران وارد كند.(5)

امـروزه، مـفـهـوم مـنـطـقه استراتژيك را در سطح جهانى مورد بحث و بررسى قرار مى دهند. به عـبـارت ديـگـر، ايـن اصـطـلاح يـك مـفـهـوم جـهـانـى شـده و در شـنـاخـت آن عـلاوه بـر مـسـائل سـيـاسـى و اقتصادى هم توجه مىشود.(6)در اين زمينه مطلب ديگرى را هم بـايـد در نـظر داشت و آن اينكه از متغيّر بودن اين مفهوم ، بدين معنى كه يك موقعيت يا منطقه مى تـوانـد در يـك بـرحـه از زمـان اسـتـراتـژيـك بـاشد و در زمانى ديگر اين خصوصيت را از دست بـدهـنـد.(7)بـراى مثال ، كشور تركيه كه در دوران جنگ سرد از اهميت خاصى برخوردار بود، پس از فروپاشى شوروى (سابق)  اهميت استراتژيك خود را از دست داد.(8)

دلايل استراتژيك شدن يك منطقه

مـنـاطق جغرافيايى به دلايل گوناگون ممكن است به عنوان يك منطقه استراتژيك محسوب شود. برخى از اين دلايل عبارتند از:

الف ـ واقع شدن در كنار تنگه هاى بين المللى (9)

امـروزه اغـلب كـشـورهـا يـا جـزيره هايى كه در كنار يك آبراه بين المللى واقع شده اند بخاطر اهميّت نظامى يا غير نظامى ، آن آبراه براى قدرتهاى جهانى جزء مناطق استراتژيك محسوب مى شـونـد بـراى مـثـال در كـشـور ايـرت و عـمـان كـه در دو سـوى تـنـگـه هـرمـز سال دارند، به خاطر اهميت تنگه هرمز داراى موقعيت استراتژيكى است . كشورهاى ديگرى نظير مصر، سنگاپور، تركيه و پاناما نيز از چنين موقعيتى برخور دارند.(10)

ب ـ واقع شدن بين دو ناحيه مهمّ(11)

كـشـور عـربـسـتـان سـعودى در حد فاصل بين خليج فارس و درياى سرخ واقع شده است كه از مـهـمـتـريـن آبـراهـهـاى جـهـان بـه شـمـار مـى رود. ايـن خـصـوصـيـت سـرزمين عربستان ، يكى از دلايـل اسـتـراتـژيـك بـودن آن اسـت . تـا قبل از فروپاشى شوروى (سابق) ، كشور ايران نيز دليل واقع شدن بين ابرقدرت شرق و خليج فارس ، از چنين موقعيتى برخوردار بود.

موقعيت سرآغازى

مـنـاطـقي در جـهـان وجـود دارد كـه رونـد تـوزيـع و پـخـش كـالا و حـمـل مـسـافـر از آنجا متوقف شده و پس از تغييراتى دو باره به راه خود ادامه مى دهد. شام (دمشق فـعـلى)  يـكـى از توقفگاههاى اصلى در تاريخ قديم آسيا محسوب مى شد. جزيره هايى كه در مسير راههاى مهم اقيانوسى واقع شده ، در بيشتر اوقات داراى موقعيت استراتژيكى (سرآغازى) مى باشد: مانند سريلانكا به سنگاپور و هنگ كنگ .(12)

ج- داشتن موقعيت بندرگاهى (13)

تـنـهـا بـرخـى از كـشـورهـا و مـنـاطق جغرافيايى جهان امكان دسترسى به دريا، همراه با موقعيت سـاحـلى مناسب دارند. مزيت حمل و نقل كالا از طريق دريا و امكان داشتن نيروى دريايى ، موجب شده اسـت كـشـورهـايى كه داراى موقعيت بندرگاهى مناسب است از ويژگى خاصى برخوردار باشد. كـشـور لبـنـان در سـاحـل شـرقـى دريـاى مـديترانه (14)از موقعيت بندرگاهى مناسبى بـرخـوردار اسـت . بـنـدر بـيـروت تـا قـبل از وقوع حوادث اخير در لبنان ، يكى از معروفترين بندرهاى جهان محسوب مى شود.

ه‍ ـ موقعيتهاى نظامى

مـنـاطـقى كه از نظر نظامى داراى ارزش خاصى باشد. و در زمان بحران و جنگ ، در اختيار داشتن آن مـوجـب بـرتـرى نـظامى گردد، از اهميت استراتژيك برخوردار است .(15) تنگه هاى بـسـفـر و داردانـل در تـركـيـه از چـنـان اهـمـيـتـى براى شوروى (سابق)  برخوردار بود كه مى بـايـسـتى بلافاصله پس از وقوع هر جنگى با كشورهاى غربى ، به تصرف آنها درآيد، چرا كـه ايـن تـنـگـه در واقـع ، دروازه هاى ورود به مهمترين منطقه صنعتى آن كشور محسوب مى شد. اگـر چـه بـا فـروپـاپـى شـوروى (سـابق)  جنگ سرد پايان يافته است ، ليكن اين تنگه ها، همچنان ارزش و اهميت نظامى و استراتژيك خود را حفظ كرده است .(16)

موقعيت مركزى

بـرخـى از مـنـاطـق جـغـرافيايى وجود دارد كه نمى توان از آنها به عنوان مناطق استراتژيك ياد نـمـود، ليـكـن از نـظـر اهـمـيـت و ارزش در ابعاد مختلف ، به منطقه استراتژيك بسيار نزديك مى بـاشـد از ايـن مـناطق تحت عنوان (موقعيت يا موقع مركزى)  نام برده مى شود. اين مناطق از نظر اقـتـصـادى و اجـتـمـاعـى داراى ارزشهاى گوناگونى بوده ، از نظر سياسى نيز با كشمكشهاى تاريخى رو به رو بوده است .(17)

هنگامى كه دو يا چند مسير تجارى يا مسافرتى ، يكديگر را در يك نقطه يا منطقه قطع كند، يك مـوقـعـيـت مـركزى ايجاد خواهد شد. گاهى اين مركزيت به واسطه تلاقى خطوط راه آهن ايجاد مى شـود كـه شـهـرهـاى مـسـكـو و شـيگاگو از آن جمله است . تلاقى خطوط دريايى و هوايى نيزمى تـوانـد مـوجـب مـركـزى شـدن يـك شـهـر يـا مـنـطـقـه شـود. بـه عـنـوان مـثـال ، شـهـرهاى كلمبو و سنگاپور از مناطقى است كه بيشترين خطوط دريايى از آن مى گذرد و شهرهايى چون پاريس و نيويورك ، مركز تلاقى خطوط هواپيمايى مى باشد.(18)

گـاهـى اوقـات يـك مـنطقه جغرافيايى ممكن است همه ويژگيهاى مزبور را به صورت يكجا دارا بـاشـد؛ كشور عربستان سعودى يكى از مناطقى است كه علاوه بر داشتن اهميت استراتژيكى ، از مـوقـعـيت مركزى نيز برخوردار است . وجود حرمين شريفين ، يعنى مقدسترين شهرهاى مسلمانان در ايـن كـشـور، مـوجـب شـده كـه هـر سـال قـريـب دو ميليون مسلمان جهت انجام مناسك حج به آن كشور مسافرت و اجتماع با شكوهى را پديد آورند.(19)

بـنابراين ، در زمان انجام مراسم حج ، كشور عربستان و بويژه شهرهاى مكه و مدينه كه مركز عمده رفت و آمد و تجمع دو ميليون انسان مى باشد، از موقعيت مركزى برخوردار است .

موقعيت ژئوپلتيك

اصـطـلاح (ژئوپـلتـيـك)  را بـيشتر معادل واژه (جغرافياى سياسى)  قرار مى دهند، ليكن اين اصطلاح تفاوتهايى با مفهوم جغرافياى سياسى دارد. به عبارت ديگر، در حالى كه جغرافياى سـيـاسـى از چـگـونـگـى تـشـكـيـل كـشـورهـا بـحـث مـى كـنـد، ژئولتـيـك بـه بـررسـى علل اين شكل گيريها مى پردازد.(20)

در يـك تـعـريف ديگر، (ژئوپلتيك)  به رقابت استراتژيهاى كشورهاى متخاصم كه در صدد حـذف يـا تـفـوّق سـياسى بر طرف مقابل خود است ، اطلاق مى شود.(21)اين درگيرى و رقـابـت در مـنـاطـقـى از جهان متمركز است كه داراى ويژگى خاص باشد. اين ويژگى خاص در واقع ، عبارت است از نقشى كه اين مكان جغرافيايى در كشمكشهاى بين دو نيروى رقيب مى تواند ايفا كند.(22)

هـمـسايگى يك كشور كوچك با يك كشور قدرتمند، مى تواند موجب شود تا آن كشور كوچك داراى مـوقـعـيت ژئوپلتيك گردد(23)اين امر در صورتى اتفاق مى افتد كه كشور مذكور به صـف مـخـالفـان و رقـيـبـهـاى هـمـسـايـه قـدرتـمـنـد خـود مـحـلق شـود. بـطـور مثال تا چندى قبل ، كشور كوبا در همسايگى آمريكا و كشور ايران در همسايگى شوروى (سابق)  از چـنـيـن مـوقـعيت برخوردار بود؛ امّا پس از فروپاشى بلوك شرق و سيستم و قطبى حاكم بر جهان ، اين كشور اهميت ژئوپلتيكى خود را تا حدودى از دست داد.(24)

كـشـور كوچكى كه در همسايگى يك كشور قدرتمند واقع مى شود، بطور عادى ناگزير است از اتخاذ هر گونه سياستى كه مغاير با سياستهاى همسايه قدرتمندش باشد، اجتناب ورزد، مگر اينكه از همكارى و مساعدت يك كشور قدرتمند ديگر بهره مند باشد. اين مساءله در مورد دو كشور ايران قبل از انقلاب اسلامى و كوبا صادق بود.

خـليج فارس منطقه اى است كه به دليل داشتن موقعيت استراتژيك و وجود منابع انرژى درآن از اهميت ژئوپلتيكى نيز برخوردار است ؛ امّا از آنجا كه اهميت ژئوپلتيكى يك منطقه به خودى خود يـك عـامـل مـثـبـت يـا منفى تلقى نمى شود، بايد گفت : اين ويژگى خليج فارس آثارنامطلوبى بـراى كـشـورهـاى مـنـطقه دربرداشته است .(25)حضور و سلطه قدرتهاى استعمارى در گـذشـته و حضور گسترده آمريكا در منطه خليج فارس ‍ كه پس از حمله عراق به كويت بشدت افزايش يافته است ، معلول همين موقعيت ژئوپلتيك منطقه خليج فارس ‍ است .

دلايل اهميت ژئوپلتيكى خليج فارس

1 ـ خـليـج فـارس بـه دليـل هـمـسـايـگـى بـا ايـران بـه عـنـوان حائل ميان اين منطقه و اتحاد جماهير شورورى (سابق)  داراى اهميت ژئوپلتيكى است .

2 ـ وجـود ذخـايـر عـظـيـم نـفـت و گـاز در بـسـتر و سواحل خليج فارس و نياز كشورهاى صنعتى بـويـژه ژاپـن و اروپـاى غـربـى بـه ايـن مـنـابـع انرژى و حفظ امنيت راههاى دستيابى به آنها توسط آمريكا.

3 ـ وجـود بـازار پـرسود منطقه براى كشورهاى سنعتى پيشرفته ، همان كشورهايى كه تلاش مـى كنند دلارهاى نفتى را از طريق فروش كالاهاى سرمايه اى ، مصرفى و تسليحات پيشرفته و مواد غذايى به بازار خود بازگردانند.

4 ـ موقعيت استراتژيكى خليج فارس در شمال غربى اقيانوس هند و نزديكى بالنسبه آن به پايگاه ديگوگارسياس (26)امريكا.(27)

خـليـج فـارس مـنـطـقه اى است كه داراى موقعيت ژئوپلتيكى و استراتژيكى است و همين امر موجب شـده اس كـه مـورد توجه شديد محافل سياسى ، نظامى و اقتصادى جهان قرار گيرد. اين منطقه به دليل تردد كشتيهاى نفتكش ، تجارى ناوهاى جنگى اين منطقه او موقعيت مركزى نيز برخوردار است .


منابع :

1 ـ دلايل استراتژيك بودن منطقه خليج فارس متعدد است كه در درس سوم مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.

2 ـ فلسفه جغرافيا، حسين شكويى ، ص 257 .

3 ـ جـغـرافـيـانـخـسـت در خدمت جنگ ، ايولاكست ، ترجمه ابوالحسن سرومقدم ، ص 29 ، در اين كتاب نويسنده از علم جغرافيا به عنوان دانش استراتژيك نام برده است .

4 ـ فرهنگ لغت و بستر ، ص 115 ؛ فرهنگ آريانپور ، ص 167 .

5 ـ مبانى جغرافياى سياسى ، درّه ميرحيدر ص 103 .

6 ـ فلسفه جغرافيا، شكوئى ، ص 249 .

7 ـ همان ، ص 426 .

8 ـ البـتـه اين كشور به دليل همسايگى با جمهورى اسلامى ايران (مركز انقلاب اسلامى)  كما كان اهميت خود را در نظر غرب حفظ كرده است .

9 ـ مبانى جغرافياى سياسى ، ميرحيدر ، ص 103 .

10 ـ كـانـال سـوئز در مصر ، واقع شدن كشور سنگاپور در جوار تنگه مالاكا ، تنگه هاى بـسـفـر و داردانـل در تـركيه و كانال پاناما در كشور پاناما موجب استراتژيك شدن اين كشورها شده است .

11 ـ فلسفه جغرافيا، شكويى ، ص 275 .

12 ـ همان ، ص 259 .

13 ـ فلسفه جغرافيا ، شكويى ، ص 259 .

14 ـ ساحلى شرقى درياى مديترانه ، يعنى سرزمين لبنان و فلسطين ، مهد اوّلين تمدنهاى بشرى يعنى فنيقيها بوده است ، كه در دريانوردى و تجارت دريا نوردى و تجارت دريايى از قـدرت زيـادى بـرخـوردار بـودنـد. لبـنـان از زمـان حـيـات خـود تـا كـنـون ، محل برخورد دو تمدن شرق و غرب بوده است .

15 ـ در اوايـل قـرن نـوزدهـم ، دولت انـگلستان به منظور جلوگيرى از حمله احتمالى نيروى دريـاى روسـيـه بـه نـاوگـان دريـايـى خـود در دريـاى مـديـتـرانـه ، طى قراردادى معروف به (عـهـدنـامـه داردانـل)  از عـثـمـانـى خـواسـت تـا از عـبـور كـشـتـيهاى جنگى در تنگه هاى بسفر و داردانل جلوگيرى كند . (تاريخ معاصر خاورميانه ، ص 69 .)

16 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال افـريـقـا ، درايـسـدل و بـليـك ، تـرجـمـه دره مـيـرحـيـدر ص 177 . تـنـگـه هـاى هـرمـز ، جبل الطارق و باب المندب نيز از چنين موقعيتى برخوردارند .

17 ـ فلسفه جغرافيا ، شكويى ، ص 285 .

18 ـ فلسفه جغرافيا ، شكويى ، ص 259 . شهر كلمبو پايتخت سرى لانكا و سنگاپور نيز پايتخت كشور سنگاپور است .

19 ـ جـغـرافـيـاى سـيـاسـى خـاورمـيـانـه و شـمـال آفـريـقـا ، درايسدل و بليك ، ترجمه دره ميرحيدر ، ص 286 .

20 ـ مسائل ژئوپلتيك اسلام ، دريا ، آفريقا ، ايو لاكست ، ترجمه عباس آگاهى ، ص 3 .

21 ـ همان ، ص 7 .

22 ـ اين نفش بستگى به آن دارد كه منطقه مورد نظر تا چه اندازه مى تواند در نابودى يا شكست دشمن مؤثر باشد .

23 ـ مبانى جغرافياى سياسى ، ميرحيدر ، ص 103 .

24 ـ هـر چـنـد اهـمـيـت ژئوپـولتـيـكـى ايـران از نـظـر هـمـسايگى با يك ابرقدرت ، پس از فروپاشى شوروى سابق از بين رفت امّا اين كشور در ابعاد ديگر مانند مجاورت با جمهوريهاى تـازه بـه اسـتـقـلال رسـيـده مـسلمان ، تسلط برتنگه هرمز و همچنين مركز انقلاب اسلامى بودن هـمچنان اهميتش باقى است . اتخاذ ييك سياست مستقل از سوى اين نوع كشورها ، بيشتر با مشكلات و دشواريهايى همراه است .

25 ـ مبانى جغرافياى مبانى ، ميرحيدر ، ص 103 .

26 ـ ايـن پـايـگـاه كـه در جـزيـره ديـه گوگارسيا واقع است ، در حدود 3500 كيلومتر با خليج فارس فاصله دارد .

27 ـ همان ، ص 91 .

 

 

مديريت منابع انساني 8

 

تعدادي از كاربردهاي سيستم اطلاعاتي منابع انساني دربرنامه ريزي نيروي انساني به شرح زيرند: (ال دولان)

1 - جمعيت شناسي، برنامه ريزي و تحليل سازماني: نظام اطلاعاتي منابع انساني توانايي سازمان را براي گردآوري و رديابي ويژگيهاي بنيادي چون سن، جنس، سطح آموزش و پــــــرورش، طول خدمت، نژاد... را فراهم مي آورد. ايــن اطلاعـات تصميم گيري در زمينه هايي چون برنامه ريزي جانشيني كاركنان، تحليل بهره دهي نسبت به بهره گيري و تحليل دستمزد نسبت به بهره وري را آسان مي كند.

2 - برنامه ريزي برابري استخدامي و رديابي آن: نظام اطلاعاتـــي منابع انساني مي تواند به برنامه ريزي برابر استخدامي براي زنان و ديگر گروههاي اقليت ياري بسيار دهد و درنتيجه سازمان را قادر مي سازد تا ضرورتهاي قانوني را در اين زمينه رعايت كند.

3 - تهيه طرحهاي راهنما و پيش بيني: بروندادهــــاي نظام اطلاعاتي منابع انساني مي تواند مبنايي براي پيش بيني اثرهاي طرحهاي گوناگون باشد. اين كار به تعيين و تشخيص كمبودها يا مهارتهاي آينده، هدايت مسير كارراهه، سنجش كارمنديابيهاي گذشته يا پيش بيني شده، الگوهاي ترجيح و جايگزيني براي كاركنان داراي كاركرد بالا يا پايين و كارهايي از اين شمار ياري مي دهد.


4 - تحليل بهره وري و ارزيابي برنامه: نظام اطلاعاتي منابع انساني مي تواند براي رديابي پيامدهاي برنامه هــــاي آموزشي و ديگر برنامه هاي بهبود بهره وري برپايه ميزانهاي گوناگـــون اندازه گيري عملكرد به كار برده مي شود.

مشكلات طراحي و اجرا

برخي سازمانها درمي يابند كه منابع اطلاعـاتي نيروي انسانيشان به يكپارچگي برنامه ريزي نيروي انساني و برنامه ريزي سازماني كمكي نمي كند. اطلاعات نيروي انساني در بسياري از سازمانها: الف - به آساني دسترسي پذير نيست. ب - درجه تفضيل آن براي دستيابي به مقصود كفايت نمي كند. (بنيسون)

مشكلات و تنگناهايي درامر طراحي و اجراي سيستم اطلاعاتي منابع انساني وجود دارد كه تعدادي از آنها عبارت است از:

1 - در طراحي و اجراي هر طرحي مسلماً مشكلات مالي بيشترين نمود را خواهند داشت كه اين مسئله درمورد اين نوع سيستم ها نيز صدق مي كند. درصورتي كه هزينه هاي طراحي و اجراي سيستم اطلاعاتي منابع انساني بالا باشد مديريت عالي ممكن است از انجام آن چشم پوشي كند. يا به نحوي ناقص صورت پذيرد. بنابراين، مشكل هزينه را بايد از بزرگترين چالشهاي در راه اجراي طراحي و اجراي سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني دانست. با اين حال، اگر مديران از ارزش اين امر آگاه باشند، آن را به عنوان، يكي از اولويتهاي مهم سازمان درنظر مي گيرند.
2 - عدم ديد استراتژيك در كاربرد سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني را نيز بايد يكي از مشكلات و چــالشهاي طراحي و اجراي سيستم هاي اطلاعات مديريت منابع انساني دانست. انتظار بازدهي كوتاه مدت را بايد يكي از تنگناها در اين زمينه دانست. از آنجايي كه برنامه ريزي نيروي انساني داراي افق زماني بلندمـدت يا به عبارتي استراتژيك است بالطبع سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني نيز به نحوي از آن تبعيت مي كند. بايد توجه داشت يك سيستم اطلاعاتي منابع انساني كارا در كوتاه مدت نيز بازدهي بالايي خواهدداشت.

3 - عدم آشنايي طراحان و اجراكنندگان با نوع فعاليت سازمانها، گاهي اوقات مسايل فرهنگي و فرهنگ سازماني موجود را نيز بايد ازجمله چالشهاي سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني دانست.
4 - فقدان نيروي متخصص و خبره در زمينه طراحي، اجرا و بكارگيري سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني خصوصاً فقدان كارشناسان آشنا به مديريت و سازمان و فناوري اطلاعات نيز از محدوديتهاي طراحي و اجراي اين سيستم ها بايد دانست.

5 - تغييرات سريع محيطي در عصر حاضر در زمينه هاي اقتصادي، تكنولوژي و محيط زيست و ساير موارد استراتژيك نياز به روزآمد كردن مداوم سيستم هاي اطلاعاتي جهت همگام شدن با تحولات را مي طلبد كه به علت مشكلات مربوط به هزينه و كمبود نيروي انساني متخصص و عدم آموزش مستمر و مداوم به كاركنان مي تواند سبب كاهش اثربخشي و كارايي سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني گردد.

6 - ضعف شديد امكانات و سازمانهاي جنبي و فراساختاري يا زيربنايي (INFRA STRUCTURES) و مشكلات ناشي از ساختار سازماني و شيوه هاي مديريت.

تعريف سيستم‌هاي اطلاعات

ü  سيستم اطلاعات عبارت است از يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه.

ü  سيستم اطلاعات سازماني يك سيستم اطلاعات براي كار بر روي اطلاعاتي است كه به خود سازمان مربوط مي‌شوند. اگر سازماني كار توليد، جمع‌آوري و اشاعه اطلاعات آماري جمعيت كشور را به عهده دارد و براي اين وظيفه از يك سيستم‌ اطلاعات استفاده مي‌كند اين سيستم اطلاعات، يك سيستم اطلاعات سازماني نيست اما سيستم اطلاعات نيروي انساني يا سيستم حسابداري اين سازمان از جمله سيستم‌هاي اطلاعات سازماني آن محسوب مي‌شوند.

ü  سيستم‌هاي اطلاعات سازماني براي سه مورد انجام عمليات، كنترل عمليات، و تصميم‌گيري در سازمانها استفاده مي‌شوند. سيستم‌هاي اطلاعات سازماني مي‌توانند به صورت دستي يا كامپيوتري يا تركيبي از دستي و كامپيوتري اجرا شوند.

ü  «يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي (پردازش)، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه».

ü  بر خلاف موضوع اين سايت كه مديريت و مهندسي صنايع است اين تعريف از حوزه علوم كتابداري و اطلاع‌رساني گرفته شده است زيرا جامعيت و كل‌نگري اين تعريف ويژگي‌هايي براي سيستم‌هاي اطلاعات برمي‌شمرد كه تعاريف ديگر آنها را حذف مي‌كنند. اين ويژگي‌ها عبارتند از:

ü  سيستم اطلاعات يك سيستم كامل است براي هدف در نظر گرفته شده. اين تعريف سيستم اطلاعات را محدود يا ملزم به داشتن اجزايي مانند انسان، ماشين و يا غيره نمي‌كند چرا كه يك سيستم اطلاعات ممكن است بتواند بدون داشتن هر يك از اين اجزاء نقش خود را به صورت كامل ايفا كند.

ü  سيستم اطلاعات طراحي شده است. اگر روش يا فرايندي وجود دارد كه به صورت غيررسمي، تعريف‌نشده يا خود به خود شكل گرفته و اطلاعاتي را براي فرد، واحد يا سازمان ارائه مي‌كند نمي‌توان به آن سيستم اطلاعات گفت. البته در برخي منابع علمي، به چنين روش‌ها يا فرايندهايي سيستم اطلاعات غيررسمي گفته مي‌شود و در دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات، سيستم‌هاي اطلاعات غيررسمي در مقابل رسمي مطرح مي‌شوند. اگر به تعريف سيستم توجه كنيم آنگاه نمي‌توان به چنين روش‌ها يا فرايندهايي نام سيستم نهاد. در ايجا ما قصد بحث نظري در اين خصوص را نداريم اما در ادامه سيستم‌هاي اطلاعات طراحي شده را مدنظر قرار مي‌‌دهيم.

ü  سيستم اطلاعات شامل فرايندهاي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات است. اگر يك سيستمي همه اين فرايندها را انجام نمي‌دهد نمي‌توان به آن يك سيستم اطلاعات گفت. آن سيستم يا فرايند ممكن است يك زير سيستم از يك سيستم اطلاعات باشد.

ü  سيستم اطلاعات مي‌تواند براي يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف‌شده ديگر از جامعه مطرح شود. اگر چه سيستم‌هاي اطلاعات در ابتدا براي استفاده در سازمان مطرح شده و شكل گرفته‌اند اما براي حوزه‌هايي فراتر از سازمان (به عنوان مثال جامعه پژوهشگران، شهروندان و . . .) نيز قابل كاربرد است. به عنوان مثال سيستم اطلاعات شهري سيستمي است كه كاربران نهايي آن شهروندان هستند. صحبت راجع به چنين سيستم‌هاي اطلاعات نيازمند جايگاه ديگري است. در اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات سازماني را مد نظر قرار مي‌دهيم.

ü  در اين تعريف از واژه «داده» استفاده نشده است. خيلي از منابع دو واژه داده و اطلاعات را متفاوت تعريف مي‌كنند و اطلاعات را داده‌هاي پردازش شده مي‌دانند. مرز تفاوت بين داده و اطلاعات نسبي است چرا كه ممكن است اطلاعاتي دوباره پردازش شوند و اطلاعات جديدي توليد كنند. بنابراين در اين شرايط نمي‌توان گفت اطلاعات قبل از پردازش داده بوده‌اند. با اين توضيح ما تنها از واژه اطلاعات استفاده مي‌كنيم.

ü  «يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي (پردازش)، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه».

انواع سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمان

سيستم‌هاي اطلاعات يكي از اجزاي سيستم كنترلي حلقه بسته محسوب مي‌شوند. بنابراين هدف چنين سيستم‌هايي كمك به كنترل سيستم است. در هر سازمان دو نوع كنترل وجود دارد؛ كنترل عملياتي و كنترل مديريتي. عمليات مختلف سازمان در قالب فرايندها و زيرسيستم‌هاي صف و ستاد انجام مي‌شوند. هر يك از اين عمليات نيازمند كنترل‌هاي خاص خود هستند و سيستم‌هاي اطلاعاتي خاص خود را طلب مي‌كنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعاتي كه عمليات مختلف سازمان را كنترل و پشتيباني مي‌كنند سيستم هاي پردازش مبادلات ناميده مي‌شوند.

كنترل مديريتي نيازمند اطلاعاتي است كه بخش قابل‌ ملاحظه‌اي از آنها توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات توليد مي‌شوند. سيستم‌هاي اطلاعاتي پشتيبان كنترل مديريتي، اطلاعات توليد شده توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات را پردازش كرده و آنها را در تركيب‌ها و شكل‌هاي جديد معني‌دار به مديريت عرضه مي‌كنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعات‌، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت  ناميده مي‌شوند.

 

***** خبر جديد *****

 

با سلام و قبولي طاعات و عبادات

در روزهاي آينده سعي بر آن است كه از مقالات و نظرات كارشناسان و خبرگان مسائل سياسي،بين المللي، استراتژيك و ... در اين وبلاگ استفاده شود.

دكتر زارعي

ليسانس علوم سياسي از دانشگاه تهران

فوق ليسانس علوم سياسي از دانشگاه تهران

فوق ليسانس روابط بين الملل از دانشگاه تهران

دكتري روابط بين الملل از دانشگاه تربيت مدرس

عضو هيئت علمي دانشگاه

دكتر زارعي

 

 

مديريت منابع انساني 7

 

تعاريفي براي سيستم هاي اطلاعاتي بيان شده كه تعدادي از آنها به شرح زير هستند:

1 - سيستم اطلاعات منابع انساني عبارت است از يك روش سازمان يافته جمع آوري، نگهداري و ارائه اطلاعات به مديران به منظور تصميم گيري در امور چهارگانه مديريت منابع انساني. چنين سيستمي بايد داراي مشخصات زير باشد:

الف - اطلاعات به روز باشد و به موقع دراختيار استفاده كننده قرا رگيرد؛

ب - اطلاعات صحيح و دقيق باشد؛

پ - اطلاعات مربوط و موردنياز مديران باشد؛

ت - كليه اطلاعات موردنياز براي هر نوع تصميم گيري به طور سريع دراختيار قرار گيرد. (ميرسپاسي، مديريت منابع انساني)

2 - منظور از سيستم اطلاعات منابع انساني، استفاده از روشي منظم و سازمان يافته براي كسب اطلاعاتي است كه تصميم گيري عقلايي درباره منابع انساني را در سازمان امكان پذير مي سازد. اين اطلاعات بايد به روز، صحيح، دقيق، كوتاه و مختصر، مربوط و مناسب، كامل و بهنگام باشد. (سعادت)

3 - سيستم اطلاعــات منابع انساني به مجموعه اي از داده هاي منظم، قابل اتكا و معتبر عنوان مي شود كه براي برنامه ريزي نيروي انساني به كار مي رود.

4 - سيستم اطلاعات منابع انساني به يك نظام اطلاعاتي رايانه اي معمولي ناميده مي شود كه در مديريت امور كاركنان و منابع انساني به كار برده مي شود. هر نظام اطلاعاتي منابع انساني به طور منطقي يك سياهه از شغلها و مهارتهاي موجود در سازمان است.

سيستم اطلاعات منابع انساني مجموعه اي از ابزارهاي مديريت است كه مديران را توانا مي سازد تا براي بهره گيري از منابع انساني سازمان هدفهايي برپا دارند و ميزان كاميابي در رسيدن به اين هدفها را تعيين كنند. (دولان)

درمورد برنامه ريزي نيروي انساني اشاره شد كه برنامه ريزي نيروي انساني درحقيقت يك فرايند استراتژيك است، سيستم هاي اطلاعاتي مديريت نيز در سازمان از اهميت استراتژيك برخوردارند و آن را بايد به عنوان يك مقوله استراتژيك در نظر گرفت.

كاربرد سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني

برنامه ريزي نيروي انساني يكي از وظايف مهم مديريت است كه تاثير عميقي بر ساير فعاليتها در سازمان دارد. كاهش هزينه ها، آموزش مستمر كاركنان و همگام شدن با تحولات جاري روز ازجمله مزاياي كاربرد برنامه ريزي اثربخش و كارايي نيروي انساني است. چنانچه سازمانها توانايي استفاده درست از نيروهاي انساني را نداشته باشند، در آن صورت در عرصه رقابت موفق نخواهند شد.

مديريت منابع انساني ازطريق برنامه ريزي كارآمد مي تواند توانائيهاي نيروهاي موجود را ارتقا بخشد. نداشتـــن ديد استراتژيك در كاربرد سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني يكي از چالشهــاي طراحي و اجراي اين نوع سيستم هاست. برنامه ريزي نيروي انساني يكي از اولويتهاي مهم مديران آينده ساز است.مديران با داشتن اطلاعات موردنياز ازطريق مديريت آينده ساز مي توانند قبل از شروع هر بحراني براي رويارويي با مشكلات درحال و آينده آماده شوند.

نيروي انساني را بايد به عنوان مهمترين سرمايه يك سازمان دانست كه نقش كليدي و مهمي در دستيابي سازمان به اهدافش دارد. امروزه سازمانها هزينه هاي بالايي جهت جذب و نگهداري منابع انساني صرف مي كنند تا در عرصه رقابت از ساير رقيبان عقب نمانند. در عصر حاضر، به دليل وجود رقابت بين سازمانها و شركتها درجهت كسب منافع بيشتر، تسلط بر منابع موجود اهميت ويژه اي يافته است. سازمانها اگر داراي بهترين تكنولوژي بوده و از بهترين امكانات بهره مند باشند ولي از نيروي انساني متخصص و كارآمد برخوردار نباشند و يا توانايي استفاده درست و كارآمد از نيروهاي موجود را نداشته باشند قادر نيستند بر محيط اثر گذاشته و در عرصه رقابت موفق عمل كنند. نيروي انساني اين توانايي را دارد كه ساير منابع را پردازش كرده و خدمات و كالاهايي را پديد آورد كه سازمان به خاطر آن تاسيس شده است. يكي از مهمترين وظايف مديريت منابع انساني برنامه ريزي نيروي انساني است. مديريت منابع انساني ازطريق برنامه ريزي كارآمد و اثربخش مي تواند حجم و تركيب نيروي انساني موردنياز براي آينده را فراهم ساخته و يا توانائيهاي نيروهاي موجود را ارتقا بخشد. از اين رو براي تداوم موجوديت سازمان و حصول به اهداف آن برنامه ريزي نيروي انساني بايد از اولويت بالايي برخوردار باشد. بايد توجه داشت برنامه ريزي موثر و كارآمد نيروي انساني و اصولاً هر نوع برنامه ريزي به اطلاعات، به خصوص اطلاعات پردازش شده نياز دارد.

امروزه يكي از مشكلات، عدم بكارگيري سيستم اطلاعات مناسب است. سيستم هاي اطلاعات مديريت، توانايي پردازش اطلاعاتي در زمينه هاي جمعيت شناسي، آموزش، اشتغال و همچنين عوامل موثر بر عرضه و تقاضاي نيــــروي كار دارند كه درنهايت در زمينه برنامه ريزي نيروي انساني كاربرد فراواني خواهند داشت.

باتــــوجه به اهميت اطلاعات در امر برنامه ريزي نيروي انساني، اطلاعات را بايد يكي از منابع مهم سازمان دانست. ايجاد و بكارگيري سيستم هاي اطلاعات مديريت منابع انساني را بايد از اولويتهاي هر سازمان برشمرد كه نسبت بــــه اجراي آن بايد اقدام كرد. برنامه ريزي نيروي انساني برپايه بكارگيري سيستم هاي اطلاعات مديريت در كمك به اتخاذ تصميم هــــاي مربوط به منابع انساني پي ريزي مي شود.

طراحي سيستم اطلاعات منابع انساني


پياده كردن يك نظام اطلاعات تنها با خريد سخت افزارها و نرم افزارها پايان نمي يابد. اين كار شامل دگرگوني در كارها، مهارتها، مديريت و سازمان نيز مي گردد. بنابه فلسفه »فني - اجتماعي« بدون رويكرد به كاربران، نمي توان يك نظام نوين اطلاعات برپا ساخت.
ديــــدگاه »فني - اجتماعي« خاطرنشان مي كند كه برپاكنندگان نظامهاي نوين هر دو مسئوليت فني و اجتماعي را به عهده دارند. (
لاودن، مديريت امور كاركنان و منابع انساني) همچنين تكنولوژي، محيط، اندازه يا بزرگي سازمان تعيين كننده نوع سيستم اطلاعاتي و شيوه پــــردازش آنها در سازمان مي باشند. (ال دفت، تئوري سازمان و طراحي ساختار) طراحي و راه اندازي يك سيستم اطلاعاتي منابع انساني را مي توان در 5 مرحله انجام داد. (سعادت)

مرحله اول: مطالعه و شناخت سيستم فعلي: اولين مرحله در طراحي يك سيستم اطلاعاتي بررسي وضعيت سيستم اطلاعات موجود در سازمان است و درصورت عدم وجود يك سيستم اطلاعاتي رسمي در سازمان، ضروري است كه هر سيستم ديگر موجود شناسايي گردد. هدف از بررسي سيستم اطلاعاتي فعلي پاسخ به سوالاتي از اين قبيل است:

- حجم اطلاعاتي كه سيستم فعلي مي تواند آن را پردازش كند چقدر است؟

- كيفيت اطلاعات درچه حدي است؟

- چه نوع اطلاعاتي موردنياز است؟

- اطلاعات از چه منابعي به دست مي آيد؟

همچنين مطالعه سيستم اطلاعات موجود بايد براي ما روشن سازد كه آيا سيستم اطلاعات مركزي وجود دارد يا اينكه هر قسمتي به طور مستقل اطلاعات موردنياز خود را پردازش مي كند.
مرحله دوم: تعيين اولويتهاي اطلاعاتي: همه اطلاعات به يك اندازه داراي ارزش و اهميت نيست. فقدان برخي از اطلاعات مي تواند موجب ناكامي در برنامه ها شود. بنابراين، سيستم هاي اطلاعاتي بايد طوري طراحي گردد كه اولاً اطلاعـــات ضروري و مهم براي تصميم گيــــري را تهيه كند و دراختيار تصميم گيرندگان قرار دهد و سپس درصورت لزوم و به صرفه بودن ازنظر وقت و هزينه، اطلاعات كم اهميت را دراختيار بگذارد. مديران علاوه بر شناخت سيستم ها نياز به شناخت سازمان و عوامل آن خواهند داشت. از اين رو شناخت كل سازمان براي آنها ضروري است. درك نظام همراه با شناخت سازمان دستمايه گزينش شكل ويژه و مناسب نظام اطلاعات براي سازمان مي شود كه بدان معماري نظام اطلاعات (INFORMATION SYSTEM ARCHITECTURE) عنوان مي دهند كه مي توان آن را تركيبي از اطلاعات و مديريت دانست. (لاودن) اولويتهايي كه مي توان براي سيستم اطلاعـــاتي منابع انساني در زمينه برنامه ريزي نيروي انساني درنظر گرفت شامل: اطلاعاتي در زمينه جمعيت و نيروي كار، روندها و دگرگونيهاي اقتصادي و اجتماعي و قوانين و مقررات و فعاليتهاي دولت به انضمام مسايل مربوط به عرضه و تقاضاي نيروي انساني است.

مرحله سوم: طراحي سيستم اطلاعاتي جديد: در اين مرحله طراحي و پيشنهاد سيستم اطلاعاتي جديد انجام مي شود. سيستم جديد بايد جوابگوي تمام نيازهاي اطلاعاتي سازمان درمورد منابع انساني باشد. يكي از مشخصات چنين سيستمي وروديهاي متعدد و زياد است. انواع اطلاعات خام از منابع و مراكز مختلف ازطريق اين وروديها به سيستم وارد، بعد از پردازش به صورت اطلاعات طبقه بندي شده و گزارشهـــــا در يك جا متمركز و براي برنامه ريزي نيروي انساني و ساير برنامه ريزيها دراختيار مــــــديران سطوح مختلف و تصميم گيرندگان قرار مي گيرد. مهمترين ويژگي چنين سيستمي ادغام و يك كاسه كردن تمام اطلاعات مربوط به نيروي انساني است. بايد توجه داشت وجود اطلاعات بي حد و حصر يا انفجار اطلاعات خود عاملي درجهت عدم كارايي سازمان ممكن است تبديل شود.

ويژگيهاي يك طراحي مناسب سيستم هاي اطلاعاتي مديريت منابع انساني جهت برنامه ريزي عبارت است از:(زاهدي، تجزيه و تحليل سيستم ها)


1 - دردسترس بودن(
ACCESSABILITY) ، يعني امكان دستيابي به اطلاعات از راههاي ساده و با زبانهاي طبيعي؛

2 - به هنگام بودن(TIME LINESS) ، يعني امكان دريافت اطلاعات در زمان مناسب به گونه اي كه فرصت اقدام از دست نرفته باشد؛

3 - دقيق بودن(ACCURACY) ، يعني گزارشها بايد درحد امكان بدون خطا يا اشتباه باشد؛
4 - مرتبط بودن(
RELEVANCE) ، يعني اطلاعــات حاوي جزئيات كسل كننده و حاشيه هاي نامربوط نباشد؛

5 - قابليت كاربرد(USABILITY) ، يعني شكل خروجي با چگونگي شناخت، اولويتها و مطلوبيتهاي كاربران تطابق داشته باشد.

نكته اي ديگر كه در طراحي سيستم اطلاعاتي بايد مدنظر قرار داد اين ست كه در عصر اطلاعات ارزش افزوده ازطريق تبديل اطلاعات به دانش و همچنين سرعت انتقال آن حاصل مي شود.
بنابراين، اگر شبكه اطلاعات سرعت كافي نداشتــــه باشد ارزش سيستمي كه طراحي مي شود صفر خواهدبود.(
رضائيان) در طراحي سيستم جــديد همراهي و مشاركت كاركنان مي تواند درجهت افزايش كارايي و كاهش تنش، اثرات مثبتي در سازمان برجاي گذارد.
درمورد انتخاب و طراحي سيستم جديد، مديران بايد آن را براي مدت زمان كوتاهي، به كار گيرند كه اين مرحله را در اصطلاح نصب آزمايشي گويند. سپس بر ارزيابي نتايج بپردازند و درصورت مثبت بودن نتايج، نصب موقت به نصب دايم تبديل كنند و در غير اين صورت از ادامه فعاليت سيستم جلوگيري به عمل آورند.

درصورت عدم رضايت سيستم طراحي شده بايد مجدداً از مرحله اول فرايند را آغاز كنيم تا با رفع معايب و مشكلات سيستم موردنظر را به اجرا درآوريم.

مرحله چهارم: انتخاب و نصب كامپيوتر (درصورت لزوم): درصورتي كه سرعت عمل، دقت و صحت يك سيستم دسته اطلاع رساني قابل قبول نباشد و نتواند نيازهاي اطلاعاتي سازمان را رفع كند لازم است از كامپيوتر استفاده شود. همچنين بايد توجه داشت كامپيوتر را مطابق سيستم اطلاعاتي انتخاب كرد نه برعكس. درمورد سيستم هايي نيز كه از كامپيوتر استفاده مي كنند، ارتقا سيستم ها و بكارگيري سخت افزار و نرم افزار جديد با توجه به دگرگوني محيط و تغييرات مستمر ضروري است. همچنين با توجه به تغييرات سريع در صنايع كامپيوتر و سخت افزارهاي مربوط به آن سيستم بايد توانايي روزآمد شدن همگام با تغييرات جديد را نيز داشته باشد.

مرحله پنجم: حفظ كيفيت سيستم اطلاع رساني: كيفيت اطلاعـاتي كه از سيستم موجود بيرون    مي آيد به كيفيت داده هايي كه وارد سيستم شده است بستگي دارد. بنابراين، تمام قسمتها بايد بتوانند اطلاعات مهم را از اطلاعات بي ارزش تشخيص دهند و با ارسال اطلاعات مفيد و همچنين فرستادن گزارشهاي صحيح، دقيق و به موقع كيفيت سيستم اطلاعاتي منابع انساني را بهبود بخشد. منظور از كيفيت اطلاعات اين است كه مديران بايد بين »بايد«ها و »هست«هاي گزارش شده مقايسه اي انجام دهند. اطلاعات دقيق تر، كيفيت بالاتري را براي مديران و امنيت بيشتر را به وجود مي آورند. درعيــــن حال هزينه بيشتري را نيز موجب مي شود. (رضائيان)
درصورت تداوم كاربرد سيستم، مديران بايد به منظور نكات ايمني و حفاظتي، برنامه منسجم و جامع تعمير و نگهداري را تهيه و تدوين كنند تا درصورت بروز هرگونه مشكلي با رفع سريع آن، سلامت را به سيستم بازگردانند.

 

 

عید سعید فطر مبارک

 

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.