جبهه فعال سایبری ‌در جنگ نرم علیه ایران

گزارشی از نبرد سایبری علیه ایران این روزها جنگ سایبری و مشتقات آن جایگاهی خاص در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران پیدا کرده است. پیشینه پیدایش و زایش افزایشی این مفهوم نیز بیشتر به تابستان گذشته و رسانه‌ای شدن ویروس استاکس نت در تاسیسات هسته‌ای نطنز و بوشهر و دور دیگری از ترور دانشمندان هسته‌ای در خیابان‌های تهران برمی‌گردد. به واقع پس از این رویدادها بود که افکار عمومی و رسانه‌های گروهی بیش از پیش سخن از جنگ سایبری علیه ایران به میان آوردند. به باورقاطبه ناظران و تحلیلگران این جنگ سایبری‌ ادامه‌ای از پروژه مهار ایران و جلوه ای از مقابله و جنگ نرمی است که از سوی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران حمایت و هدایت می‌شود.

 جنگ نرم، عملیات روانی، فضای مجازی، جنگ سایبری سازه‌های نبرد سایبری تبیین و تکوین جنگ اطلاعاتی در نتیجه پیشرفت‌های شتابناک در تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی نوپدید همانند شبکه‌های الکترونیک و ظهور جامعه اطلاعاتی حاصل آمده است؛ در جوامع اطلاعاتی و ارتباطی معمولا مبادلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ماهیتی دیجیتالی و الکترونیکی دارد.

از این‌رو و در یک تعریف ساده جنگ اطلاعاتی عبارت است از استفاده از شبکه‌های الکترونیکی برای تخریب یا از کار انداختن اطلاعات دیجیتالی و غیرعملیاتی کردن زیرساخت‌های اطلاعاتی که می‌تواند علیه یک ساختار اجتماعی و نظامی باشد. جنگ سایبری (Cyber warfare) یا (Cyber war) نیز ـ که در عرض جنگ اطلاعاتی مطرح می‌شود ـ از جمله عرصه‌‌های نوظهور نبرد است که پس از جنگ سرد از سوی سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی به شکل ویژه پیگیری شده و مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

سربازان عرصه نبرد سایبری ویروس‌ها، کرم‌ها، اسب‌های تروا، بمب‌های منطقی و درهای پشتی و… هستند. با وجود تمامی شاخص‌های بارز این نبرد نوبنیاد، ویژگی متمایز جنگ سایبری در محرمانه و قابل انکار بودن آن است. در یک نبرد سایبری بسیاری از ساختارها مورد هدف قرار می‌گیرد، ولی به دلیل غیرعلنی بودن آن بسیاری از مواقع خسارات وارده مورد انکار و تردید قرار می‌گیرد. با این وجود و اگر چه جنگ سایبری به اندازه جنگ نظامی و حتی هسته‌ای مرگبار و کشنده نیست و اثرات آن هم آشکار نخواهد بود، اما به گفته مایک مک کانل، رئیس سابق سازمان اطلاعاتی آمریکا اگر تنها بانک بزرگ آمریکا با موفقیت مورد حمله قرار بگیرد، اثرات مخرب بسیار بزرگ‌تری بر اقتصاد جهان خواهد داشت که از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ هم مهمتر خواهد بود.

شاید این پیامدهای مرگبار و ویرانگر جنگ سایبری باعث شده است تا از این گونه نبرد به نام نبرد هزاره سوم نام برده شود. امروزه بسیاری از کشورها سرمایه‌گذاری بسیاری روی این عرصه نوپدید کرده‌اند. ازجمله این کشورها ایران است که طبق گزارش مرکز تکنولیتیکس، چهارمین ارتش سایبری بزرگ دنیا را در اختیار دارد، البته کشورهایی چون چین و روسیه در این عرصه سرمایه‌گذاری‌های زیادی کرده‌اند. مانور وسیع روسیه بر جنگ سایبری باعث شده است تا در سال‌های اخیر آمریکا با انتشار گزارش‌هایی نگرانی خود را از جاسوسی سایبری روسیه از تاسیسات مختلف خود اعلام کند. در ادامه این فهرست رژیم صهیونیستی در جایگاه ششم قرار دارد. حملات سایبری اسرائیل علیه ایران در طول یک سال اخیر و خصوصا پس از رسانه‌ای شدن ویروس استاکس نت، موضوع حملات سایبری رژیم صهیونیستی علیه ایران مطرح شده است. در این چارچوب روزنامه دیلی تلگراف نوشت که یک واحد حملات سایبری در ارتش اسرائیل مستقر در صحرای نقب در نزدیکی تاسیسات هسته‌ای دیمونا احتمالا کرم اینترنتی استاکس نت را به هدف تخریب و ایجاد مانع در برنامه‌های هسته‌ای ایران تولید کرده است. این روزنامه می‌نویسد که احتمالا واحد اطلاعاتی ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، ویروس استاکس نت را به هدف تخریب و ایجاد اختلال در فعالیت‌های هسته‌ای ایران وارد سیستم رایانه‌ای نیروگاه اتمی بوشهر کرده است. اسرائیل چند سالی است که در برنامه یونیت ۸۲۰۰ یا عملیات جنگ سایبری، سرمایه‌گذاری کرده است. این گزارش که البته از خروجی دیگر رسانه‌ها نیز تکرار و با تکذیب رژیم صهیونیستی نیز مواجه نشد، گمانه‌ها را درباره دست داشتن این کشور در تهاجم استاکس نتی علیه ایران افزایش داد. این کشاندن و گشودن مواجهه با برنامه هسته‌ای ایران از تحریم به ترور و تخریب نشان از شکل‌گیری فضایی جدید از تقابل ایران و رژیم صهیونیستی دارد. اسرائیل که همواره با توجیهاتی مخالف سرسخت برنامه هسته‌ای ایران بوده است، با آگاهی از هزینه‌های تصاعدی نبرد فیزیکی روی به نبرد سایبری علیه ایران آورده است. ضرورت‌های این مهم نیز در اظهارنظرهای مقامات تل‌آویو بارها تکرار شده است. چنان که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم هم‌راستا با این پروژه، به مقامات آمریکا ‌‌توصیه کرده بود که برای از بین بردن مشروعیت حاکمیت در ایران از سایت‌های اجتماعی استفاده کرده و با ارائه اطلاعات خاص آشوب‌های داخلی را هدایت کنند. در این چارچوب و از ابتدای سال گذشته نیز حملاتی در قالب جنگ سایبری علیه تاسیسات هسته‌ای ایران در بوشهر و نطنز صورت گرفته است که شناخته‌شده‌ترین نمونه آن ویروس استاکس نت است. ویروس استاکس نت محرک‌های ساخت شرکت زیمنس را که سرعتی در حدود ۸۰۷ تا ۱۲۱۰ هرتز داشته‌‌اند، هدف قرار داده است. این محرک‌‌ها جزئی از هزاران دستگاه سانتریفیوژی است که عملیات غنی‌‌سازی اورانیوم در نیروگاه‌ هسته‌ای نطنز را انجام می‌‌دهند. هدف نهایی ویروس‌ استاکس نت تخریب در نیروگاه بوشهر و نطنز و اختلال در فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران بود. این تنها اقدام سایبری رژیم اشغالگر قدس علیه ایران نبوده است؛ چنان که برخی گزارش‌ها نیز حکایت از پروژه‌ای مشابه استاکس نت برای تولید کرمی جهت حمله سایبری به سامانه دفاع هوایی ایران دارد که بتواند سامانه دفاع هوایی ایران را مختل کرده و قفل کند تا از این طریق نفوذ و حمله هوایی رژیم صهیونیستی‌ها را مشابه حمله هوایی سال ۲۰۰۷ به سوریه فراهم سازد. حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای سوریه بعد از آن صورت گرفت که اسرائیل سیستم رادارها و ضدهوایی‌های سوریه را با عملیات الکترونیکی از کار انداخته بود. جیمز ریسن، خبرنگار نیویورک تایمز در کتاب شرایط جنگی می‌نویسد که سازمان‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل برنامه‌ای را برای قطع شبکه برق نیروگاه هسته‌ای ایران در دست تهیه دارند که برای این منظور می‌خواهند یک دستگاه الکترومغناطیس را وارد شبکه اطلاعاتی ایران کنند.

عرصه‌های جنگ سایبری علیه ایران تمام این اقدامات پنهانی و غیرعلنی اسرائیل علیه ایران سبب شده تا بسیاری مجموعه این اقدامات را آغاز یک جنگ سایبری از سوی این رژیم علیه تهران بدانند. چنان که سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در گزارش‌های خود سخن از شروع جنگ پنهان بین ایران و اسرائیل گفته‌‌اند. این گزارش‌ها می‌گوید که اسرائیل برای حمله مستقیم نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران جنگی مخفیانه علیه این کشور ترتیب داده است. طبق این گزارش‌ها عملیاتی خرابکارانه در جهت برخورد با آنچه پروژه‌های تسلیحات هسته‌ای ایران عنوان شده در حال انجام است. روزنامه دیلی تلگراف مهم‌ترین عنصر این جنگ پنهان را پروژه «سربریدن» نام نهاده است. به نوشته این روزنامه در این پروژه ترور شخصیت‌‌های برجسته در زمینه پروژه‌ها و برنامه‌‌های هسته‌ای ایران در دستور کار است. در این زمینه نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی با همکاری تنگاتنگ با یکدیگر بر ۲ مورد تمرکز کرده‌‌اند؛ یکی از این دو عنصر تخریب دارایی‌‌ها و سرمایه‌هایی که در ارتباط با برنامه‌‌های هسته‌ای هستند و هزینه آنها را تامین می‌‌کنند و دیگری تخریب اشخاص یا کشورهایی که ایران را در پیشبرد این امر یاری می‌‌رسانند.

تمرکز رژیم صهیونیستی روی این مساله صرفاً به گمانه زنی رسانه‌ای و گزارش‌های اطلاعاتی نهادهای دیگر محدود نشده، بلکه مورد اذعان و اعتراف مقامات این کشور نیز قرار گرفته است. مئیرداگان، رئیس سازمان موساد که ماه گذشته پس از ۸ سال جای خود را به تامیر پاردو داد، همواره از طرح جنگ پنهان دفاع کرده و آن را دستاورد دوران ریاست خود می‌داند. ترور دانشمندان هسته‌ای نظیر اردشیر حسن‌پور، مسعود علی‌محمدی، مجید شهریاری و فریدون عباسی دوانی وجه متمایز این طرح بوده است. البته پیش از اسرائیل کشورهای غربی نظیر آمریکا و انگلیس رویکردشان در قبال گروهک‌های تروریستی که به اقدامات خرابکارانه علیه ایران اقدام می‌کنند، همراه با حمایت‌های مالی و سیاسی وسیع بوده است. بازخوانی موضع گیری‌های این کشورها در قبال اقدامات تروریستی گروهک‌هایی چون منافقین، جندالله، پژاک، تندر و… نشان می‌دهد که این جنایت‌ها همواره با استقبال آنان همراه شده است؛ گستره این استقبال هم همواره طیف وسیعی از بسته‌های حمایتی و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی و رسانه‌ای و سیاسی را شامل می‌شده است.

در یک نمونه آن و در نوامبر ۲۰۰۷ برای اولین بار دادگاهی در انگلیس با این ادعا که گروهک منافقین از سال ۲۰۰۱ تاکنون فعالیت تروریستی نداشته نام آن را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرد. بدنبال آن نیز در اکتبر ۲۰۰۹ چنین حکمی از سوی دادگاه اتحادیه اروپا به تبعیت از انگلیس صادر شد؛ با این حکم مصادره اموال این سازمان تروریستی در اروپا به حالت تعلیق درآمد. البته انگلیس علاوه بر حمایت و تامین مالی از گروه‌های تروریستی اقدام به انجام عملیات جاسوسی و تروریستی در ایران نیز می‌کند. چنانکه چندی پیش رئیس سازمان ضدجاسوسی انگلیس اعلام کرده بود که این سازمان در حال انجام عملیات جاسوسی با هدف توقف برنامه هسته‌ای ایران است. چند هفته پس از اظهارات جان سائرز، رئیس سازمان ۶ MI انگلیس، ۲ تن از دانشمندان هسته‌ای ایران ترور شدند که تهران مسوولیت آن را متوجه آمریکا، اسرائیل و البته انگلیس دانست.

با این همه و با وجود متمایز کردن و برجسته‌سازی این اقدامات، اما موفقیت و کسب دستاوردهای رژیم صهیونیستی در جنگ سایبری علیه ایران با تردیدهای زیادی همراه شده است. چنان که وینس کاناسترارو، مسوول سابق بخش ضد ترور سازمان سیا سودمند بودن عملیات ضدایرانی از سوی اسرائیل را مورد شک قرار داده و گفته است که شما نمی‌توانید اهداف سیاست ‌خارجی را از طریق عملیات مخفی انجام دهید. شما نمی‌‌توانید با جدا کردن مردم از هم امیدوار باشید که این جریان بر توانایی هسته‌ای ایران تاثیر بگذارد.

موساد سازمانی اطلاعاتی باسابقه بالا و فعالیت به‌صورت سلولی است و کشف یک سلول به کشف بقیه سلول‌ها منجر نمی‌شود اما دستگیری شبکه‌ای از جاسوسان آن توسط ایران ‌ نشان‌‌دهنده نفوذ جمهوری اسلامی در مغز موساد است با وجود این رژیم صهیونیستی در دامنه نرم این جنگ پنهان اطلاعاتی، روی به ارتباط برقرار کردن با برخی از افراد داخل کشور تحت عنوان پروژه‌های تحقیقاتی و پژوهشی آورده است. گفته می‌شود بر این مبنا پروژه‌ای موسوم به «براین دراین» در سازمان اطلاعات اسرائیل تعریف شده است که بر اساس آن با دانشمندان ایرانی و شماری از درجه‌‌داران ارشد نظامی ایرانی از طریق تماس با نزدیکانشان در خارج در از کشور و شهرهایی نظیر لس‌آنجلس، دبی، پاریس و تورنتو تماس برقرار می‌‌شود. البته در این پروژه نیز سیا همراه و همکار موساد است و با تهیه فهرستی از اسامی افرادی که قابلیت همکاری دارند، شرایط عزیمت آنها را به خارج از کشور فراهم می‌‌کند. در کنار این مساله، نهادهای بین‌المللی مانند شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد تحت نفوذ آمریکا و متحدان اروپایی‌اش نیز به نوعی به یکی از اهرم‌های تسهیل‌کننده این نبرد سایبری برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند. انتشار فهرست دانشمندان هسته‌ای ایران از سوی شورای امنیت در قالب قطعنامه‌های تحریمی، توانسته است برای شناسایی شخصیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران توسط اسرائیل راهگشا باشد. گنجاندن نام دانشمندانی چون فریدون عباسی دوانی در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت باعث شده تا این لیست تحریم شورای امنیت به لیست ترور رژیم صهیونیستی تبدیل شود. این مساله را تلویحا خود مقامات صهیونیستی نیز می‌پذیرند. چنان که در روز ۲۷ نوامبر ۲۰۱۰ که شهید مجید شهریاری و فریدون عباسی ترور شدند، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد که مئیر داگان پس از ۸ سال مدیریت و فعالیت در سازمان جاسوسی اسرائیل موساد و انجام عملیات ویژه علیه ایران برکنار شد. همان روز نیز روزنامه معاریو چاپ تل آویو با اشاره به ترور ۲ دانشمند هسته‌ای ایران در خیابان‌های تهران نوشت: آخرین شلیک داگان. این سکوت و ادبیات معنادار مقامات صهیونیستی را البته مقامات ایرانی به معنای مباشرت و مشارکت آنان در چنین ترورهایی می‌دانند. چنان که عصر همان روز محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی به صراحت اعلام کرد که بدون شک رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی در این حمله تروریستی دست دارند.

آمریکا همراه و همکار اسرائیل هراس رژیم صهیونیستی از وجود یک ایران هسته‌ای باعث شده است تا این رژیم عملیات‌های پرهزینه‌ای نظیر پروژه ویروس استاکس‌نت را کلید بزند. در گزارش رسانه‌های غربی آمده است که ویروس استاکس‌نت توسط دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل ساخته شد و آنان کارایی آن را در تاسیسات اتمی دیمونا در صحرای نقب در جنوب فلسطین اشغالی آزمایش کردند. نیوزویک جنگ سایبری و عملیات‌های تروریستی علیه ایران را جنگی پنهان برای مقابله با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران توصیف می‌کند و می‌نویسد که آمریکا و اسرائیل که منافع خود را با هسته‌ای شدن ایران بشدت در خطر می‌بینند با صرف میلیون‌ها دلار و به کارگیری سیستم‌های پیچیده به دنبال ایجاد اختلال و مانع‌تراشی در حرکت هسته‌ای ایران هستند. البته سطح و حجم عملیات‌های خرابکارانه از سوی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران نیز نشان می‌دهد که این کشور به تنهایی دست به چنین اقداماتی نمی‌زند. ریچارد کلارک، مشاور کاخ سفید در مبارزه با تروریسم و جنگ سایبری با تایید این مساله می‌گوید که حداقل ۲ دولت به صورت همزمان عملیات‌هایی را علیه ایران انجام می‌دهند که به نظر می‌رسد یکی از آنها مسوول انجام ترور و دیگری مامور جنگ سایبری و خرابکاری‌های کامپیوتری است. این دو دولت، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل هستند. البته فرانسه، انگلیس و آلمان هم در طرح‌های آنان همکاری دارند.

با این همه همکاری و همراهی آمریکا با اسرائیل علیه ایران به زمانی برمی‌گردد که جورج بوش پسر چند ماه پیش از ترک کاخ سفید فرمان آغاز طرح عملیاتی مخفی را برای ضربه زدن به تاسیسات نطنز صادر کرد. این طرح پس از پیروزی دموکرات‌ها و ریاست جمهوری باراک اوباما در دستور کار سیاست خارجی کاخ سفید قرار گرفت. پروژه بی‌ثبات‌سازی با وجود همکاری اطلاعاتی و امنیتی آمریکا با اسرائیل در جنگ سایبری علیه ایران، اما این کشور تنها به این مساله اکتفا نکرده است. در این راستا پروژه سازمان سیا با اختصاص بودجه ۴۰۰ میلیون دلاری کنگره آمریکا و با دستور بوش ابلاغ و عملیاتی شد، در این جهت راه‌اندازی نبرد سایبری با استفاده از عوامل گروهک‌های ضدانقلاب منافقین، سلطنت‌طلبان، انجمن پادشاهی، فرقه بهاییت و گروه‌های حقوق بشری در دستور کار قرار گرفت. این پروژه که با هدف بی‌ثبات سازی و در قالب شبکه‌سازی گسترده در فضای مجازی و سایبری کلید خورد اهدافی چون جمع‌آوری اطلاعات، جریان‌سازی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، تاسیس سایت‌های مبتذل، حمایت خبری و رسانه‌ای از گروهک‌های تروریستی، اقدامات ایذایی و هکری و نفوذ به سرورهای دولتی، برنامه‌‌ریزی برای اخلال در سیستم مدیریت شهری از جمله سامانه سوخت‌رسانی و تهییج و تشویق به تجمعات غیرقانونی و اغتشاش در حوادث پس از انتخابات را دنبال می‌کرد. سازمان سیا با ایجاد این سرویس سایبری، تنها در حوادث اخیر با تولید و انتشار بیش از ۷۰ میلیون فیلترشکن، جنگ روانی پردامنه‌ای را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی کرد. چنان که سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز طی سخنانی در اجلاسیه نهم خبرگان رهبری گفت که اخیراً ۸۷۴ سایت اینترنتی علیه جمهوری اسلامی راه ‌اندازی شده است. راهکارهای مقابله‌ای ایران با تمامی اقدامات و مانورهای اسرائیل و آمریکا علیه ایران در عرصه نبرد سایبری به نظر می‌رسد که به مانند دیگر عرصه‌های تقابل، این بار نیز دستاوردهای ملموسی نصیب آنان نشده است.

دی ماه سال ۸۹ وزارت اطلاعات اعلام کرد که با انهدام شبکه‌ای از جاسوسان و تروریست‌های اسرائیل، موفق به دستگیری عوامل اصلی ترور شهید مسعود علی‌‌محمدی شده‌ است. مجید جمالی فشی عامل اصلی ترور در اعترافات تلویزیونی خود توضیح ‌داد که برای نخستین بار در ترکیه با عوامل اسرائیل آشنا شده و پس از آن به فلسطین اشغالی سفر کرده و در پادگانی در نزدیکی تل‌‌آویو تحت آموزش‌‌های لازم قرار گرفته است. سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به عملیات موفق دستگیری عوامل ترور شهید علی ‌محمدی، این دستاورد اطلاعاتی در کشف شبکه جاسوسی و ترور رژیم صهیونیستی را دستاورد بسیار بزرگی می‌داند و می‌گوید که موساد سازمانی اطلاعاتی با سابقه بالا و فعالیت به صورت سلولی است. به طوری که در این شبکه هر عنصر مستقیماً با موساد ارتباط دارد و کشف یک سلول به کشف بقیه سلول‌ها منجر نمی‌شود. لذا وارد شدن در این سیستم بدون نفوذ به خود موساد ممکن نبود که ایران توانست به این کار دست یابد. دستگیری شبکه‌ای از جاسوسان سلولی موساد، نشان‌‌دهنده نفوذ جمهوری اسلامی در مغز موساد است که این کار دارای ارزش اطلاعاتی بسیار بالایی است. البته ناکارآمدی سرویس جاسوسی موساد در طول دوره ریاست داگان بارها خود را نشان داده است. ناتوانی اطلاعاتی و امنیتی موساد در طول جنگ ۳۳ روزه با حزب الله و ۲۲ روزه با حماس، بارها در غافلگیری تیپ کماندویی گولانی و انهدام تانک‌های مرکاوا به اثبات رسید. این سرویس به‌رغم بهره‌مندی از سامانه‌های اطلاعاتی وسیع و سیستم جاسوسی گسترده حتی نتوانسته است پس از ۴ سال از زنده بودن گیلعاد شالیت، سرباز اسرائیلی گزارشی قابل اعتنا ارائه دهد.

حشمت‌الله فلاحت پیشه، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به این گفته وزیر اطلاعات که در قبال اقدام موساد با رژیم صهیونیستی مقابله اطلاعاتی می‌کنیم، تاکید می‌کند که تقابل اطلاعاتی ایران و موساد از دهه‌های گذشته شکل گرفته است، اما به میزانی که آنها به تجهیزات روز جاسوسی و اطلاعاتی مجهز می‌شوند به همان میزان کیفیت مقابله در ایران پیش می‌رود و به طور معمول ایران در این زمینه موفق عمل می‌کند. در کنار این اقدامات مقابله‌ای اطلاعاتی و امنیتی، جمهوری اسلامی ایران توانسته است با رویکردی تهاجمی به مقابله با این جنگ سایبری برود. چنان که درز اطلاعاتی از درون دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل نظیر سرویس اطلاعاتی ارتش (امان)، سرویس امنیت داخلی (شاباک) و سرویس اطلاعات خارجی (موساد) طی ماههای اخیر دامنه‌ای از نگرانی‌ها را در نزد مقامات این کشور شکل بخشیده است. البته رخنه و نفوذ اطلاعاتی ایران به هرم سازمان‌های امنیتی اسرائیل به رسانه‌های این رژیم نیز کشیده شده است. چنان که روزنامه هاآرتص در این باره به انتشار یک گزارش طبقه‌بندی شده در رسانه‌های ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که رسانه‌های ایرانی اواخر سال ۸۸ یک گزارش کاملا طبقه‌بندی شده از شاباک را منتشر کردند که تحقیقات درباره چگونگی درز آن هنوز به هیچ سرانجامی نرسیده است. آن گزارش «برآورد امنیتی اسرائیل برای سال ۲۰۱۰» نام داشت و مشترکا توسط مرکز تحقیقات شاباک و سازمان تحقیقات و بررسی‌های موساد نوشته شده بود. حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران نیز اخیرا اعلام کرد که نیروهای اطلاعاتی ایران موفق به رخنه در بدنه موساد شده‌اند و عوامل ترور شهید مسعود علی‌محمدی را شناسایی کرده‌اند. همزمان با مقابله اطلاعاتی، ایران سعی داشته است تا عرصه جدیدی از مقابله حقوقی را نیز فراروی اسرائیل بگشاید. در این راستا علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه از وجود اسناد حقوقی مانند اسنادی که نشان‌دهنده ربوده شدن علیرضا عسگری، معاون سابق وزیر دفاع توسط عوامل موساد است و ارائه آن به سازمان‌های بین‌المللی خبر داده بود.

 

راهبردهای ۶ گانه کلیدی جنگ سایبری

 

موسسه چتم هاوس در گزارشی با عنوان “جنگ سایبری” به قلم چهار تن از نویسندگان به نام‌های « پل کورنیش، دیوید لیوینگستون، دیو کلمنته و کلر یورک» به بررسی ابعاد مختلف جنگ سایبری پرداخت. جنگ نرم، عملیات روانی، جنگ سایبری به اعتقاد نویسندگان این گزارش، چنانچه کشوری قصد دارد جنگ سایبری را در دستور کار خود قرار دهد، باید راهبرد ملی را بازنگری و اصلاح نماید. چتم هاوس نتایج کلیدی این گزارش را به شرح زیر ارائه کرده است:

 ۱- جنگ سایبری به بازیگران این امکان را می‌دهد که بدون توسل به جنگ مسلحانه، به اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابند.

 ۲- فضای مجازی قدرت غیرواقعی به بازیگران کوچک و کم‌اهمیت می‌دهد.

 ۳- با استفاده از آدرس‌ IP اشتباه، سرورهای خارجی و اسامی مستعار، مهاجمان می‌توانند در عین ناشناس بودن و برخورداری از مصونیت نسبی، برای مدت کوتاهی فعالیت کنند.

 ۴- در فضای مجازی، مرز بین نظامی و غیرنظامی و نیز فیزیکی و مجازی چندان روشن و شفاف نیست. از اینرو، قدرت یا از طریق دولتها و بازیگران غیردولتی اعمال می‌گردد یا از طریق پروکسی.

 ۵- در کنار سایر میادین سنتی نبرد مثل زمین، هوا، دریا و فضا، باید فضای مجازی را “پنجمین میدان نبرد” دانست. جنگ سایبری از اجزای جدید این محیط چندبعدی است اما کاملاً جدا از آن در نظر گرفته نمی‌شود.

 ۶- زمانیکه جنگ سایبری مطرح است، روابط فراآتلانتیکی از برخی جهات حائز اهمیت خواهد بود. همکاری نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر در مسائل نظامی و اطلاعاتی تا فضای مجازی تعمیم یافته است و هر دو کشور می‌توانند در این حوزه تاثیرگذار باشند اما هماهنگی در سایر روابط دوجانبه یا اتحادها- اگر نه غیرممکن- دشوار است.

 خلاصه گزارش موسسه چتم هاوس در سالهای اخیر، دولت‌ها و سازمانهای بین‌المللی بر امنیت سایبری تمرکز بیشتری نموده‌اند و از شرایط اضطراری آن کاملاً اطلاع دارند. در انگلیس، امنیت سایبری عمدتاً در راهبرد امنیت ملی و نشریه دفاع و امنیت راهبردی که در اکتبر ۲۰۱۰ به چاپ رسیده، مطرح شده است. جنگ سایبری به احتمال قوی از جدی‌ترین چالش‌های امنیتی است که از طریق فضای مجازی به دولتها تحمیل می‌گردد. مشابه با ابزارهای جنگ متعارف؛ از فناوری سایبری نیز می‌توان برای حمله به تشکیلات دولتی، موسسات مالی، زیرساخت‌های ملی انرژی، صنعت حمل‌ونقل و روحیه عمومی بهره جست. با اینحال‌، هرچند برخی از اقدامات شاید تهاجمی و خصومت‌آمیز به نظر برسند، اما ضرورتاً نباید آنها را از مصادیق اقدامات جنگی دانست. بنابراین، تمییز قائل شدن بین حالت تهاجمی و غیرتهاجمی در فضای مجازی حائز اهمیت است. بارزترین ویژگی جنگ سایبری تحول سریع تهدیدات است نوع اقدامات تهاجمی و ویژگی‌های آن به اندازه خود بازیگران اهمیت دارد. برای مثال،‌ فعالیت‌های سایبری گروه‌های تروریستی، جاسوسان و جنایتکاران سازمان‌یافته می‌توانند مخرب بوده و تهاجمی باشند اما ضرورتاً از مصادیق جنگ سایبری تلقی نمی‌شوند. برای تعریف جنگ سایبری می‌توان از همان توصیف”جنگ نامتقارن” بهره گرفت– یعنی، نبردی که در آن ممکن است یکی از طرفین در جنگ متعارف ضعیف اما از لحاظ هوش و ذکات قدرتمند باشد اما طرف دیگر پرقدرت و در عین حال مغرور و انعطاف ناپذیر باشد. بارزترین ویژگی جنگ سایبری (امنیت سایبری به طور عام)، تحول سریع تهدیدات است. این تغییرات می‌توانند آنقدر ناگهانی و غیرمنتظره باشند که از همان ابتدا دور تسلسل عمل و عکس‌العمل در راهبرد سنتی را از حرکت بیاندازند. جنگ سایبری مدل بدون درد و خونریزی جنگ است این بحث جذاب اما خطرناک مطرح است که جنگ سایبری می‌تواند مدل”بدون درد” و”بدون خونریزی” جنگ باشد که البته نتایج مهمی را در پی خواهد داشت. پیروزی و شکست در فضای مجازی چندان قابل تفکیک از یکدیگر نیست. در جائیکه عوامل ایدئولوژیکی، مذهبی، اقتصادی و نظامی به دلایل مختلف و در مقاطع زمانی متفاوت به مقابله با یکدیگر برمی‌خیزند، این مفاهیم جذابیت زیادی نخواهند داشت. این مسئله به یک محیط رزمی نامتقارن و بی‌نظم منجر می‌شود که معلوم نیست در آنجا بتوان از معیارهای مشترک اخلاقی، هنجاری و ارزشی بهره گرفت. علاوه بر تشریح عملکرد مهاجمان مجازی و واکنش دولتهای مدافع و نیز تحلیل “نتایج، روشها و ابزارهای”جنگ سایبری، این گزارش مشخصات اصلی جنگ سایبری را به عنوان یک پدیده راهبردی برمی‌شمارد. از اینرو، تعاریف زیر برای جنگ سایبری پیشنهاد می‌شود:

 ۱- جنگ سایبری می‌تواند بین دولتها یا از برخی جهات حتی بین بازیگران غیردولتی اتفاق افتد. در این جنگ، هدایت دقیق و مناسب نیروها بسیار دشوار است، هدف می‌تواند نظامی، صنعتی، غیرنظامی یا حتی فضای سروری باشد که مطمئناً به مشتریان بسیاری خدمات ارائه می‌دهد.

 بارزترین ویژگی‌های جنگ سایبری عبارتند از:

 - جنگ سایبری به بازیگران این امکان را می‌دهد که بدون توسل به جنگ مسلحانه، به اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابند.

 - فضای مجازی قدرت غیرواقعی به بازیگران کوچک و کم‌اهمیت می‌دهد.

 - با استفاده از آدرس‌ IP اشتباه، سرورهای خارجی و اسامی مستعار، مهاجمان می‌توانند در عین ناشناس بودن و مصونیت نسبی، برای مدت کوتاهی فعالیت کنند.

 - در فضای مجازی، مرز بین نظامی و غیرنظامی و نیز فیزیکی و مجازی چندان روشن و شفاف نیست. از اینرو، قدرت یا از طریق دولتها، بازیگران غیردولتی اعمال می‌گردد یا از طریق پروکسی.

 - در کنار سایر میادین سنتی نبرد مثل زمین، هوا، دریا و فضا، باید فضای مجازی را “پنجمین میدان نبرد” دانست. جنگ سایبری از اجزای جدید این محیط چندبعدی است اما کاملاً جدا از آن در نظر گرفته نمی‌شود.

 - در فضای مجازی، اقدامات شبه‌جنگی به احتمال زیاد همراه با سایر اشکال زور و منازعه رخ می‌دهد. اما، روشها و ابزارهای جنگ سایبری قطعاً متفاوت از سایر جنگها خواهد بود.

 با ارزیابی چالش‌های در حال تغییر در فضای مجازی می‌توان به نتایج زیر دست یافت:

 + زمانیکه جنگ سایبری مطرح است، روابط فراآتلانتیکی از برخی جهات حائز اهمیت خواهد بود. همکاری نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر در مسائل نظامی و اطلاعاتی تا فضای مجازی تعمیم یافته است و هر دو کشور می‌توانند در این حوزه تاثیرگذار باشند اما هماهنگی در سایر روابط دوجانبه یا اتحادها- اگر نه غیرممکن- دشوار است.

 + با این وجود، طرفین باید درباره ماهیت دقیق جنگ سایبری با یکدیگر گفتگو نمایند. در این مذاکرات، طرفین باید پیچیدگی فضای مجازی، چالشهای متاثر از برداشت سنتی دولتها از جنگ و سرعت تحول رسانه‌های جمعی را در نظر داشته باشند که به جز پیشرفته‌ترین ابزارها می‌تواند سیستم‌های دیگر را تهدید ‌کند.

 + اما هیچ دلیلی برای بازآفرینی این ماشین جنگی و بهره‌گیری از تکنیکها و روشهای جدید در رابطه با جنگ سایبری وجود ندارد. علیرغم بدیع بودن فضای مجازی، نکاتی در خصوص مدیریت مسائل پیچیده مطرح است که بخش دولتی و تجاری باید از محیط پدافندی موجود بیاموزند. راهبرد همواره در خدمت سیاست است. هرچند ممکن است که در سطح جهان برای جنگ سایبری سیاست‌های متعددی اتخاذ گردد، اما آنگونه که کلازویتز فیلسوف قرن ۱۹ و نویسنده کتاب “درباره جنگ” معتقد است نمی‌توان آن را به لحاظ سیاسی پدیده‌ای محدود دانست. این گزارش فضای مجازی را به عنوان terra nullius توصیف می‌کند که در حال حاضر فراتر از یک گفتمان سیاسی قاعده‌مند است. این دقیقاً به دلیل فقدان چارچوب سیاسی محدودکننده در جنگ سایبری است که فضای مجازی را تا آن حد جذاب می‌سازد که در آن طرفین منازعه اهداف فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی را به شدت دنبال می‌کنند. جنگ سایبری را باید محدود کرد و سپس از طریق سیاسی، اصول اخلاقی، هنجارها و ارزشها آن را قانونی اعلام کرد، در غیراینصورت چنین جنگی می‌تواند به دلیل پاسخ نظامی و فنی به تهدیدات در حال ظهور توازن موجود را برهم زند. در این پروسه، بسیاری از چالش‌های جنگ سایبری شناسایی شده و مرتفع می‌گردند. سیاستمداران نیز به نوبه خود باید تهدیدات ناشی از جنگ سایبری را تایید کنند. مشکلات ناشی از آن باید تا دنیای سیاست وارد شوند، مفروضات مبتنی بر قدرت برتر دولت را زیر سوال ببرند، اقتدار دولت و نقش سازمانهای دولتی و نیروهای نظامی را به عنوان عوامل اصلی تضمین امنیت ملی به چالش بکشد. آشنایی بیشتر با موسسه چتم هاوس نزدیک به یک قرن است که موسسه چتم هاوس به عنوان موسسه سلطنتی امور بین‌الملل فعالیت می‌کند. ماموریت آن برگزاری مناظرات آگاهانه، ارائه تحلیل‌های مستقل و نظرات موثر در خصوص بنا کردن جهانی امن برای همگان است. برگزاری مناظرات علنی و محرمانه در رابطه با تحولات مهم عرصه بین‌الملل و نیز ساختار و نوع واکنش سیاسی، ارائه تحلیل‌های مستقل و دقیق درباره چالشهای مهم جهانی، منطقه‌ای و ملی، و البته پیشنهاد ایده‌های جدید به تصمیم‌گیرندگان در مورد نحوه مقابله کوتاه‌مدت تا بلندمدت با طرف مخاصمه از اهداف این موسسه است. برنامه امنیت بین‌الملل برنامه امنیت بین‌الملل در چتم هاوس تحت مدیریت دکتر “پل کورنیش”(Paul Cornish) شهرتی طولانی در ارائه تحلیل‌های مستقل و فوری در رابطه با موضوعات دفاعی، امنیت ملی و بین‌المللی دارد. در راستای افزایش سطح دانش سیاستگذاران، متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم درباره تهدیدات و چالشهای متنوع در حوزه امنیت بین‌الملل، ماموریت این برنامه ارائه نقطه‌نظرات سیاسی و تحلیل دقیق و کامل درباره مسائل امنیت بین‌الملل است. این برنامه در نظر دارد تا جایگاه خود را به‌عنوان یک مرکز پژوهشی معتبر و شناخته‌شده بین‌المللی تثبیت نماید که بخش خصوصی و دولتی از آن بهره‌مند گردند. پژوهشگران این برنامه در اقصی نقاط جهان، موضوعات مرتبط با امنیت بین‌الملل را بررسی می‌کنند. 

 

آموزش سربازان سایبری در دانشگاه‌های آمریکا

 

آمریکا رشته درسی جدیدی را در دانشگاه‌های خود عرضه تا دانش‌آموختگان این رشته به سربازان ارتشی سایبری تبدیل شوند و در جبهه مجازی به جنگ با دشمن سایبری بروند.

پایگاه اینترنتی شبکه خبری “دیوچه وله ” آلمان در گزارشی نوشته: افزایش حمله‌های سایبری آمریکا را به فکر ایجاد رشته‌ای جدید در دانشگاه انداخته است. قرار است “ارتش سایبری ” در آینده محافظ نهادهای نظامی، مالی و اقتصادی و هم‌چنین شرکت‌های خصوصی در مقابل حملات هکرها باشد و با توجه به داغ بودن جنگ در دنیای مجازی، شغل‌هایی این چنین آینده درخشانی دارند و پیش‌بینی می‌شود که حدود ۳۰ هزار شغل جدید در این زمینه ایجاد گردد.

* حفاظت سایبری، وظیفه‌ای ملی

جنگ مجازی آمریکا

دولت آمریکا دفاع در برابر حملات سایبری را یکی از مهم‌ترین اهداف دفاع ملی اعلام کرده است. متخصصان این رشته در آمریکا امکان “فاجعه سایبری ” را منتفی نمی‌دانند؛ فاجعه‌ای که هنوز رخ نداده است، ولی به باور آن‌ها ایجاد یک سپر دفاعی مطمئن در مقابل آن ضروری است.

* دست‌کم پس از حملات سایبری متعدد اخیر و نمونه ویروس “استاکس‌نت “، ضرورت ایجاد چنین سپر دفاعی به مسئله روز بسیاری از کشورها تبدیل شده است

ایران اولین کشوری بود که هدف کرم اینترنتی استاکس‌نت قرار گرفت. این ویروس به گفته متخصصان “نوعی اسلحه است ” که ویژه برنامه هسته‌ای ایران ساخته شد. طراحی و ساخت چنین “اسلحه ” ای تنها از عهده دولت‌هایی برمی‌آید که دارای امکانات برای سازمان‌دهی باشند. بسیاری از کارشناسان انگشت اتهام را به سوی دولت آمریکا نشانه رفته‌اند.

* جنگ قرن ۲۱ : خطر حمله‌های سایبری امنیت جهان را تهدید می‌کند

حملات سایبری مدام هدف‌ها و روش‌های جدیدی را آزمایش می‌کنند و همین کار مقابله با آن‌ها را سخت می‌کند. به عنوان مثال قرار است در آینده نزدیک شبکه‌های برق‌رسانی هوشمندی راه‌اندازی شوند که به کمک آنها میان دستگاه‌های برقی نوعی تبادل اطلاعات صورت گیرد تا به عنوان مثال میزان مصرف برق در طول روز بهتر توزیع شود و فشار بر نیروگاه‌های برق کاهش یابد. اما کارشناسان می‌گویند این تکنیک جدید می‌تواند در را به روی حمله‌های سایبری بگشاید. در آلمان نیز خطر حمله‌های سایبری به زیرساخت‌های حساس این کشور موضوعی است که به شدت جدی گرفته می‌شود. ۵۹ درصد از شرکت‌های آب، گاز و برق‌رسانی اعلام کرده‌اند که ویروس استاکس‌نت را در سیستم‌های خود یافته‌اند.

نمونه‌ای دیگر، حمله هکرها به سایت وزارت امور خارجه ایران در روزهای اخیر بود که سروصدای بسیاری به پا کرد و گروهی که خود را از مخالفان جمهوری اسلامی می‌دانستند مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

* حمله تروریستی بعدی سایبری است

تقاضا برای سربازانی که در جبهه جنگ سایبری بجنگند بسیار بالاست. ادارات دولتی، شرکت‌های خصوصی و مراکز پژوهشی همه به دنبال مکانیسم‌های حفاظتی و دفاعی هستند. “کالج کارزول ” در ایالت مریلند آمریکا یکی از مهمترین مراکز آموزش این رشته تحصیلی است. آموزش “امنیت سایبری ” در این کالج پاییز گذشته با ۲ هزار دانشجو شروع شد. این دانشجویان ظرف دوسال این رشته را به پایان می‌برند. در بسیاری از دانشگاه‌های دیگر آمریکا نیز این رشته تدریس می‌شود. به گفته گردانندگان کالج کارزول، “آمریکا در حال سازماندهی ارتش سایبری خود است “.

اداره امنیت فناوری اطلاعاتی اداره امنیت فناوری اطلاعاتی “لئون پانتا “، رئیس سازمان سیا، نیز چند روز پیش اعلام کرد که به احتمال قوی حمله تروریستی بعدی به آمریکا در فضای مجازی صورت خواهد گرفت.

* استفاده از تله‌های سایبری

آمریکا هم اکنون هم دارای یک ارتش سایبری است که در صورت لزوم در کنار ارتش کلاسیک آن وارد عمل می‌شود. مقام‌های آمریکایی اطمینان می‌دهند که این ارتش تنها برای دفاع سازماندهی شده است و نه حمله. آمریکا اتهام دست داشتن در حمله کرم استاکس‌نت به برنامه هسته‌ای ایران را رد می‌کند. البته کالج کارزول تاکید می‌کند که این دفاع بسیار “خشن ” است و در آن از “تله‌های سایبری ” هم برای به دام انداختن هکرها استفاده خواهد شد.

فارس


بمب های الکترومغناطیس

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چند سال پیش که تمام کشور های غربی در برخوردشان با ایران تغیرات اساسی دادند در جریان یک آزمایش سری سپاه برق تمام کشور های حاشیه خلیج فارس بی هیچ دلیل توجیه شده ای به مدت ۳۰ دقیقه قطع شد چندی بعد خبر هایی حاکی از آزمایش نخستین بمب الکترو مغناطیس سپاه انتشار یافت...

بمب الکترومغناطیسی Electromagenetic Bomb


سلاح تازه‌ای که ساخت آن بسیار ساده و تأثیر آن کاملا گسترده است ، اساس و عصاره آن چیزی نیست جز یک پرتو شدید و آنی از
موجهای رادیویی یا مایکرو ویو که قادر است همه مدارهای الکتریکی را که در سر راهش قرار گیرد، نابود سازد.

تاریخچه

توجه به بمبهای الکترومغناطیسی حدود نیم قرن قبل مطرح شد. متخصصان در آن هنگام به این نکته توجه کردند که اگر بمبی هسته‌ای منفجر شود، امواج الکترومغناطیسی که در اثر انفجار پدید می‌آید تمامی مدارهای الکترونیک را نابود می‌سازد. اما مسئله این بود که به چه ترتیب بتوان موج انفجار را ایجاد کرد بدون آنکه نیاز به انجام یک انفجار هسته‌ای باشد؟ دانشمندان می‌دانستند که کلید حل این مسئله در ایجاد پالسهای (تپهای) الکتریکی که با عمر بسیار کوتاه و قدرت زیاد نهفته است. اگر اینگونه پالسها به درون یک آنتن فرستنده تغذیه شوند، امواج الکترومغناطیسی قدرتمندی در فرکانسهای مختلف از آنتن بیرون می‌آیند. هر چه فرکانس موج بالاتر باشد، امکان تأثیر گذاری آن بر مدارهای الکترونیک دستگاهها بیشتر خواهد شد.

دید کلی

در دورانی که بافت و ساخت تمامی جوامع تا حدود بسیار زیادی به دستاوردهای علمی از نوع الکترونیکی وابسته است و همه امور از تجهیزات بیمارستانها تا شبکه‌های مخابراتی و از رایانه‌های بانکها و مؤسسات بزرگ مالی یا نظامی تا دستگاههای نظارت و مراقبت ، نحوه کار ماشینها و ادوات صنعتی همگی متکی به ساختارهای الکترونیک هستند، کاربرد بمبهای الکترومغناطیسی می‌تواند سبب فلج شدن روند زندگی در مناطق بزرگ مسکونی شود. به اعتقاد برخی کارشناسان به نظر می‌رسد کشورهای پیشرفته پیشاپیش چنین سلاحی را تکمیل کرده‌اند و حتی برخی بر این باورند که ناتو در جریان جنگ علیه صربستان از این قبیل بمبها برای تخریب دستگاههای رادار صربها بهره گرفته است.

انفجار یک
میدان مغناطیسی بسیار نیرومند می‌تواند در کسری از ثانیه آن چنان قدرت الکتریکی بالایی را در کلیه مواد هادی پیرامون خود القا نماید، که به راستی تمام آنها را مختل نموده و از کار بیاندازد. هر چند این میدان مغناطیسی بر روی جسم انسان به عنوان یک هادی الکتریکی نیز موثر می‌باشد. ولی این تأثیر بسیار محدود و مقطعی بوده و بدن جز در موارد خاصی قدرت مقاومت در برابر آن را دارد. در جنگ افزارهای نسل الکترونیک استفاده از سلاح مغناطیسی و امواج الکترومغناطیسی جایگاه ویژه‌ای داشته و مورد توجه سازندگان این قبیل سلاحها بوده است.

ماهیت بمب الکترومغناطیسی

بمب الکترومغناطیسی در واقع چیزی نیست جز یک شار مغناطیسی فوق العاده‌ای نیرومند که با گسیل امواج پر قدرت (SHF) سوپر فرکانسهای با طول موج بالاتر از ده گیگا هرتز موسوم به امواج میکرو ویو پر قدرت (High Power Microwave) می‌تواند هر گونه دستگاههای الکتریکی یا الکترونیکی واقع در محدوده عمل خود را در یک باند فوق گسترده (uWb) که مخفف عبارت ultra Wide band می‌باشد، فلج نماید.

روزی را تصور کنید که در یک شهر معمولی و در یک زمان تمام دستگاههای الکتریکی روشن و در حال کار ناگهانی سوخته و از کار بیافتد و تمام دستگاههای خاموش نیز در آن واحد روشن شده و پس از چند لحظه آنها نیز بسوزند. در چنین شهری پس از انفجار بمب الکترومغناطیسی بر فراز شهر ، در کسری از ثانیه یک تا دو میلیارد وات انرژی الکتریکی کلیه
سیستمهای مخابراتی و رادیویی و تلویزیونی را از کار بیاندازد.

برق شهر قطع می‌گردد، مدار الکتریکی همه رایانه‌ها می‌سوزد. تمام باتریها و خازنها منفجر می‌شوند. لامپ تصویر همه تلویزیونها و مانیتورهای خاموش یا روشن نورانی شده و می‌سوزد. همه موتور الکتریکی با آخرین دور ، همه و همه از کار می‌افتند و ناگهان شهر در قهقرا فرو می‌رود. سیستمهای گرمازایی و سرمازایی ، پمپهای آب و حتی ساعتهای مچی نیز از کار می‌افتند.

شهر بدون
الکتریسیته ، موتور ، باتری ، مخابرات و حرکت کاملا فلج می‌شود. همه این اتفاقات با سرعت نور یعنی کسری از ثانیه پس از انفجار یک بمب الکترومغناطیسی در حوزه میدان مغناطیسی آن اتفاق می‌افتد. با این حال سلاح مغناطیسی را می‌توان یک اسلحه انسانی نیز به حساب آورد. چرا که به ساختمانها و انسانها کمترین آسیب را می‌رساند.

کدام موج در نقش بمب ظاهر می‌شود؟

بزودی این نکته روشن شد که مناسبترین امواج الکترومغناطیسی برای ساخت بمبهای الکترومغناطیسی ، امواج با فرکانس در حدود گیگا هرتز است. این نوع امواج قادرند به درون انواع دستگاههای الکترونیک نفوذ کنند و آنها را از کار بیندازند. برای تولید امواج با فرکانس گیگاهرتز نیاز به تولید پالسهای الکترونیکی بود که تنها 100 پیکو ثانیه تدوام پیدا کنند. یک شیوه تولید این نوع پالسها استفاده از دستگاهی به نام «مولد ژنراتور مارکس» بود. این دستگاه عمدتا متشکل است از مجموعه بزرگی از خازنها که یکی پس از دیگری تخلیه می‌شوند و نوعی جریان الکتریکی موجی شکل بوجود می‌آورند.

با گذراندن این جریان از درون مجموعه‌ای از کلیدهای بسیار سریع می‌توان پالسهایی با دوره زمانی 300 پیکوثانیه تولید کرد. با عبور دادن این پالسها از درون یک آنتن ، امواج الکترومغناطیسی بسیار قوی تولید می‌شود. مولدهای مارکس سنگین هستند اما می‌توانند پشت سرهم روشن شوند تا یک سلسله پالسهای قدرتمند را به صورت متوالی تولید کنند. این نوع مولدها هم اکنون در قلب یک برنامه تحقیقاتی قرار دارند که بوسیله نیروی هوایی آمریکا کانزاس در دست اجراست.

بمب الکترومغناطیسی چگونه عمل می کند؟

E - Bomb به سال 1945 بر می‌گردد. فیزیکدانی به نام آرتور . اچ. کامپتون روی جریان خروجی الکترونهای اتم مطالعه می‌کرد که امروز به اثر کامپتون معروف می‌باشد. بعدها اثر کمپتون در

قالب تکانهای الکترومغناطیسی به طراحی انواع سلاحهای الکترومغناطیسی مختلف انجامید. برای شناخت    E - Bomb باید ابتدا با یک تانک LC آشنا شویم:

تانک LC چیزی نیست جز یک
مدار ساده نوسان ساز که از یک سلف یا سیم پیچ و یک خازن و یک باتری تشکیل شده است. در تانک LC یک فرکانس میرا تولید می‌گردد که اگر یک کلید قطع و وصل الکترونیکی به آن اضافه نماییم، بسته به قدرت فرکانس سازی یک فرکانس رادیویی کریر یا حامل خواهیم داشت. هر چند مدار الکترونیکی قابلیت تولید فرکانس در محدوده‌های مختلف را داراست، لیکن نیاز به یک مدار طبقه تقویت نیز دارد تا قدرت فرستندگی آن افزایش یابد.

لذا باید سر راه آن یک
تقویت کننده ترانزیستوری قدرت نیز بهره جست که باز بسته به توان خروجی ترانزیستور طبقه تقویت قدرت فرستنده افزایش می‌یابد. قدرت یک فرستنده بستگی به توان خروجی آن دارد. معمولا فرستنده‌های 5 وات یا بالاتر از آن فرستنده‌های نیرومند به حساب می‌آیند، به نحوی که اگر انسان در کنار آنها قرار گیرد برای سلامتی وی مضر خواهد بود.

حال آنکه می‌توان با افزایش طبقات تقویت قدرت فرستندگی امواج را بسیار بالا برد. اما این تنها بخش الکترومغناطیسی
بمب الکتریکی می‌باشد، در حالیکه این بمب مثل هر بمب دیگری دارای واحد بخش انفجاری نیز می‌باشد. این قسمت یک بمب کاملا کلاسیک و عادی است. در واقع بخش اصلی بمب الکترومغناطیسی یک لوله تو خالی رسانا است، که حکم هسته سیم پیچ بمب را نیز دارد و در داخل این هسته مواد منفجره و چاشنی الکتریکی قراردارد که درست در لحظه انفجار بمب مدار الکتریکی نیز بکار می‌افتد و میدان مغناطیسی حاصل از کارکرد مدار الکترونیکی در یک میدان انفجاری قرار گرفته و انفجار میدان الکترومغناطیسی رخ می‌دهد.

همزمانی انفجار بمب و بکار افتادن مدار نوسان ساز بسیار مهم می‌باشد. زیرا آنچه موجب تقویت امواج الکترومغناطیسی باور نکردنی و ارسال امواج الکترومغناطیسی در همه جهات می‌گردد وقوع انفجار در مرکز میدان مغناطیسی می‌باشد. همچنین از دیگر نکات حائز اهمیت در E - Bomb جهت سیم پیچ است که با عنایت با
قانون دست راست فلمینگ می‌توان جهت شار مغناطیسی را متناسب با شکل سیم پیچ ، تعیین نمود.

ایجاد میدان مین الکترومغناطیسی

هدف این برنامه جای دادن مولدهای مارکس روی هواپیماهای بدون خلبان یا در درون بمبها و موشکهاست تا از این طریق نوعی «میدان مین الکترومغناطیسی» برای مقابله با دشمن ایجاد شود. اگر هواپیما یا موشک دشمن از درون این میدان مین الکترومغناطیسی عبور کند، بلافاصله نابود خواهد شد. اگر لازم باشد تنها یک انفجار عظیم به انجام رسد، به دستگاهی نیاز است که بتواند یک پالس الکترونیکی بسیار قدرتمند را بوجود آورد؛ این کار را می‌توان با استفاده از مواد منفجره متعارف نظیر «تی . ان . تی» انجام داد. دستگاهی که این عمل را به انجام می‌رساند، «متراکم کننده شار» نام دارد.

در این دستگاه از انفجار اولیه یک ماده منفجره متعارف برای فشرده کردن یک جریان الکتریکی و میدان الکترومغناطیسی تولید شده بوسیله آن استفاده می‌شود. زمانی که این جریان فشرده شد، به درون یک آنتن فرستاده می‌شود و یک موج الکترومغناطیسی بسیار قدرتمند از آنتن بیرون می‌آید. طرح تکمیل دستگاههای متراکم کننده شار از سوی نیروی هوایی آمریکا در ایالت نیو مکزیکو در دست تکمیل است. از جمله طرحهایی که برای کاربرد این دستگاه در نظر گرفته شده ، جای دادن آنها در بمبهایی است که از هواپیما به پایین پرتاب می‌شود و نصب آنها در موشکهای هوا به هواست.

امتیاز بزرگ بمبهای الکترومغناطیسی

  • نخست آنکه این بمبها مستقیما جان انسانها را به خطر نمی‌اندازد و تنها بر دستگاههای الکترونیک اثر می‌گذارد.
  • نکته دوم آنکه ساخت آنها بسیار ساده است.
  • همچنین بمبهای الکترومغناطیسی در صورتی می‌توانند بالاترین خسارت را وارد آورند که فرکانس امواجشان با فرکانس دستگاههایی که به آنها وارد می‌شوند یکسان باشد.

    بنابراین برای ایجاد مصونیت در دستگاههای الکترونیکی که در مراکز حساس کار می‌کنند، می‌توان طراحی مدارها را به گونه‌ای انجام داد که اولا میان بخشهای مختلف ، سپرهای محافظتی موجود باشد و ثانیا در ورودی این قبیل دستگاهها باید صافیها و سنجنده‌هایی را قرار داد که بتواند علامتهای مورد نیاز و امواج حاصل از انفجار را تشخیص دهند و مانع ورود این قبیل امواج شوند.

 

جنگ الكترونيك وسيگنال هاي الكترو مغناطيسي

 

به دليل اينكه سيگنال هاي راداري اطلاعات نيستند شنود آن ها در حقيقت به منزله بهره برداري از آنها است ودشمن مي تواندپس از آشكارسازي وتشخيص نوع آن استفاده ي لازم را در جهت تخريب يا فريب رادار داشته باشد.بهره برداري از سيگنال هاي الكترو مغناطيسي ارسال شده توسط دشمن در كليه ي بخشهاي طيف الكترومغناطيسي به منظوركسب آگاهي درموردتوانايي جنگيدن و مقاصداو ونيز اقدامات ضدآن براي جلوگيري از استفاده مؤثر دشمن از سيستمهاي تسليحات و مخابراتي اش ودر عين حال استفاده از همان طيف به صورت پنهاني براي مقاصد خودرا جنگ الكترونيك ناميده اند. اين يك تعريف كامل از جنگ الكترونيك مي باشد.
جنگ الكترونيك را مي توان به چهار بخش كلي تقسيم كرد:
بخش اول:
آگاهي از سيگنال(sigint) كه عمليات مربوط به جستجو و محل يابي وتشخيص اماج الكترومغناطيسي به منظور تهديد ها وبه كار گيري تمهيدات مناسب را sigint مي نامند.
معمولا" آگاهي از سيگنال به دو بخش تقسيم مي شود:
آگاهي الكترونيكي (elint) و آگاهي مخابراتي (comint).
منظوراز ELINT همان عمليات آگاهي از سيگنال درحوزه ي سيگنال هاي راداري و منظور از COMINT آگاهي از سيگنال در حوزه ي سيگنال هاي مخابراتي است.
به طور متناظر عمليات ضدSIGINT راكه موسوم به عمليات امن سازي سيگنال (SIGSEC) است به دو بخش ELSEC و COMSEC تقسيم مي كنند.
بخش دوم اقدامات پشتيباني الكترونيكي (ESM) كه كار آن دقيقا" مانند SIGINT است بااين تفاوت كه سيستمهاي ESM عمليات مذكور را به منظور شناسايي هاي فوري انجام داده ودر شرايط تاكتيكي به كار مي روند در حاليكه سيستمهاي SIGINT معمولا" در شرايط غير تاكتيكي وبه منظور جمع آوري اطلاعات مورد استفاده واقع مي شوند.
به عنوان مثال با استفاده از سيستمهاي SIGINT اطلاعات مربوط به رادارهاي دشمن جمع آوري و ذخيره شده وسپس در مواقع ضروري و شرايط جنگي گيرنده هشدار دهنده راداري كه نوعي سيستم EMS است با دريافت و تشخيص سيگنال دريافتي و مقايسه با سيگنال هاي ذخيره شده آن را تحليل مي نمايد.واضح آن است كه اقتضاي EMS آن است كه سريع بوده و از فاصله اي دورتر از بر فرستنده عمل كند.
بخش سوم اقدامات ضدالكترونيكي (ECM) كه عمليات مربوط به جلوگيري ياكاهش استفاده ي مؤثر دشمن از طيف الكترو -مغناطيسي را عملي مي كند ECM مي نامند.اختلال و فريب عمده -ترين روشهاي ECM به حساب مي آيد.
بخش چهارم اقدامات ضدالكترونيكي (ECCM) كه عملياتي است كه مارا براي استفاده از طيف الكترومغناطيسي در مقابل جنگ الكترونيك دشمن توانمند مي سازد ECCM نام دارد.


 

جنگ الکترونیک

 

گسترش روز افزون سیستم های الکترونیکی در حوزه های نظامی، غیر نظامی، و تجاری موجب شده است تا بسیاری از فعالیت های عملیاتی، وابستگی کامل و یا بسیار زیادی به مدارهای الکترونیکی داشته باشند. در حال حاضر، بسیاری از بانک ها، موسسات تجاری، سیستم های مخابراتی و در حوزه ی نظامی، سیستم های موشکی، شبکه های مخابراتی، مراکز کسب اطلاعات و سیستم های فرماندهی و کنترل، وابستگی بسیار زیادی به سیستم های الکترونیکی دارند. حتی امروزه برای افزایش سرعت و دقت توپخانه ساده، استفاده از سیستم های کنترل آتش الکترونیکی امری معمولی و متداول می باشد.
با توجه به این مطالب، می توانیم جنگ الکترونیک را به این گونه تعریف کنیم.« استفاده از انرژی الکترو مغناطیسی با هدف تشخیص، بهره برداری و اختلال در طیف مغناطیسی دشمن و جلوگیری از اقدامات مشابه آن ها، جنگ الکترونیک نامیده می شود».
با توجه به تعریف فوق و هم چنین وابستگی سیستم های الکترونیکی به تکنولوژی روز، تهاجم به مدارهای الکترونیکی نیز در برنامه های نظامی قرار گرفته و حتی در شبکه های مخابراتی و کامپیوتری ممکن است تهاجم به صورت نرم افزاری انجام شود.
بر این اساس می توان شرایطی را فرض کرد که در آن سیستم های الکترونیکی برخی از تجهیزات نظامی در یک جنگ الکترونیکی کارایی خود را از دست بدهند.

 برای مثال: اگر یک رزمناو پیش رفته در مقابل اقدامات جنگ الکترونیک دشمن شکست بخورد، به یک شی فلزی شناور بر روی آب تبدیل می شود.
بنابراین، می توان گفت اهداف عمده ی جنگ الکترونیک عبارت اند از:
 
1) رهگیری و بهره برداری از امواج الکترو مغناطیسی دشمن که به صورت عمدی یا سهوی پخش می گردد.
2) ایجاد اختلال در طیف الکترو مغناطیسی دشمن، به طوری که توانایی آن را خنثی نماید.
3) حفاظت از طیف الکترو مغناطیسی خودی در برابر جنگ الکترونیک دشمن، به نحوی که برتری توان نیروی خودی در این زمینه حفظ شود.

قرارگاه سایبری راه اندازی می شود

 

سردار جزایری: قرارگاه سایبری راه اندازی می شود

معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفت: قرارگاه سایبری در ستادکل نیروهای مسلح راه اندازی می شود.

سردار سرتیپ پاسدار ‘سیدمسعود جزایری’ روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگاران افزود: ایجاد قرارگاه سایبری در ستادکل نیروهای مسلح به منظور نظم دهی به فعالیت ها در بخش مجازی تمامی نیروهای مسلح در حال شکل گیری است.

سردار جزایری باتاکید به اینکه اسناد بالادستی راه اندازی این قرارگاه تدوین شده و بزودی در اختیار نیروهای مسلح قرار می گیرد، گفت: ما برای مقابله با جنگ نرم دشمنان باید ابزار مورد نیاز را در اختیار نیروهای مسلح قرار دهیم.

به گفته سردار جزایری، قرارگاه سایبری ستاد کل نیروهای مسلح همچنین کار برنامه ریزی و سیاستگذاری فعالیت های سایبری در نیروهای مسلح را برعهده خواهد داشت.

معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی تجمیع فعالیت های سایبری در نیروهای مسلح، امنیتی و انتظامی را از دیگر علل شکل گیری قرارگاه سایبری عنوان کرد.

سردار جزایری به ابعاد اجتماعی جنگ نرم دشمنان علیه نظام اسلامی اشاره کرد و گفت: باید ابعاد اجتماعی جنگ نرم و راه های مقابله با آن با حضور کارشناسان و متخصصان شناسایی شود.

 

معرفي کتاب روز

 

معرفی کتاب «ایران و آمریکا؛ توسعه تضاد در بستر قدرت نرم»

در راستای بررسی تهدیدات نرم دشمن؛

محمدرضا ریاحی با اعلام چاپ این کتاب اظهار داشت: بحث شبکه‌های مجازی در تهدیدات نرم جایگاه خاصی دارد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی که در حوزه سیاست خارجی کشورها موضوع رسانه‌هاست که در بخش‌های دیداری، شنیداری و مجازی فعالیت دارند.

وی خاطرنشان کرد: به طور معمول کشورها در عصر کنونی حوزه‌های سیاست خارجی خود را در سیاست نرم قرار می‌دهند تا قدرت خود را به دیگران نشان دهند.

به گفته نویسنده کتاب «ایران و آمریکا؛ توسعه تضاد در بستر قدرت نرم و رسانه» بر اساس فرمایشات رهبری معظم انقلاب اولویت ما مبارزه با جنگ نرم است و برای کاربردی‌تر کردن این موضوع برای تالیف و انتشار احساس وظیفه شد تا در این زمینه گام کوچکی برداشته شود.

وی با بیان اینکه دو سال در زمینه تدوین این کتاب به تحقیق و تدوین پرداخته شده است، بیان داشت: این خطر احساس شد که جامعه ما در معرض این تهدید قرار دارد و باید به صورت تحقیقاتی و علمی در این حوزه وارد شویم.

ریاحی خاطرنشان کرد: این کتاب به چیستی و چرایی قدرت نرم پرداخت و تقابل اندیشه‌ای که بین دیدگاه لیبرال دموکراسی غرب و اسلام وجود داشت بخشی از طرح پژوهشی این کتاب را به خود اختصاص داد.

وی عنوان داشت: مخاطبان در این کتاب با این نکته آشنا می‌شوند که بحث قدرت نرم از چه جایگاهی در سیاست‌های خارجی کشور‌ها برخوردار است و در نهایت موضوع دیپلماسی عمومی و نقش آن در سیاست خارجی ایالت متحده مطرح می‌شود.

نویسنده کتاب «ایران و آمریکا؛ توسعه تضاد در بستر قدرت نرم و رسانه» ادامه داد: به فراخور مبحث موضوعات چندرسانه‌ای‌، شبکه‌های مجازی، رادیو، تلویزیون و ماهواره نیز در این کتاب در نظر گرفته می‌شود.

وی تاکید کرد: باید به این موضوع توجه کرد که امروز کاربرد قدرت تنها محدود به استفاده از ابزارهایی با ابعاد سخت و قابل لمس نیست.

ریاحی با اشاره به ویژگی‌های چاپ این کتاب بیان داشت: این کتاب با تیراژ ۲ هزار جلد و بهای هزار و ۵۰۰ تومان از سوی مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما به چاپ رسیده است.

وی با بیان اینکه این کتاب از پنج فصل تشکیل شده است، گفت: تمهیدات نظری، رابطه قدرت نرم و سیاست خارجی، جایگاه دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکا، ابزارهای ارتباطی در دیپلماسی عمومی آمریکا در برخورد با ایران و راهبرد رویارویی با تهدید نرم عناوین فصل‌های این کتاب است.

نویسنده کتاب «ایران و آمریکا؛ توسعه تضاد در بستر قدرت نرم و رسانه» عنوان داشت: جنگ نرم در آموزه‌های دینی، بازشناسی مفاهیم پیش‌دستانه، بررسی ارکان فرهنگ اسلام و غرب، تقابل مبانی فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی از مباحثی است که در زیرمجموعه فصل‌های این کتاب مطرح می‌شود.

در فصل تمهیدات نظری این کتاب آمده است: جهان معاصر را می‌توان جهان نظریه‌ها نامید؛ به گونه‌ای که صاحبان تجربه و اندیشه‌گران حوزه‌های مختلف می‌کوشند تا با درج دیدگاه‌ها، تجربه‌ها و ایده‌های خود در قالب نظریه، امکان معرفی آن را به جامعه جهانی و سپس زمینه توسعه و ترویج آن را فراهم سازند.

نویسنده این کتاب با اشاره به تهدید در نظریه قدرت نرم خاطرنشان کرده است: تهدید در حوزه قدرت نرم، از راه استحاله الگوهای رفتار ملی و سلطه کامل در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ و نیز جایگزینی هنجارهای نظام سلطه، محقق می‌شود.

در ادامه تصریح شده است: با این نگرش، به همه اقدام‌هایی که ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساخت‌های فکری در زمینه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) را به مخاطره‌ اندازد، یا موجب دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم می‌گویند.

به گفته نویسنده این کتاب دگرگونی‌های حاصل از تهدید نرم، ماهوی، آرام و ذهنی است. این تهدید همراه با آرامش و به دور از روش‌های فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی، رسانه، تشکل‌های صنفی و قشری و شیوه القا و اقناع انجام می‌پذیرد.

در بخشی دیگر از این فصل تصریح شده است: در فضای حاکم بر تحرکات نرم‌افزارانه قدرت‌های سلطه‌گر، کاربرد قدرت نرم علیه نظام‌های سیاسی هدف، مترادف با فرهنگ‌سازی، دین‌سازی و نهادسازی و در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال دموکراسی، عملیاتی می‌شود.

در بخشی از این کتاب به موضوع جنگ نرم در آموزه‌های دینی پرداخته شده و آمده است: آموزه‌های وحیانی و دینی، به موضوع نرم‌افزارگرایی در حوزه دشمن‌شناسی و رویارویی با دشمن، توجه داشته است. به این مفهوم که اگر دشمن برخی از ساز و کارهای جنگ روانی را در ستیز نرم به کار برد، جامعه اسلامی نیز در دفاع و ایستادگی در برابر تهاجم، باید از همه امکانات بهره گیرد.

در ادامه تصریح شده است: انسان مسلمان در عصر کنونی بیشتر از گذشته به فهم آموزه‌های دینی نیازمند است تا خود را از تاریکی‌های دوران فناوری و پیشرفت‌های مادی برهاند. از این رو، سیاست‌گذاران جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه در حوزه رسانه‌ها، باید پیش از هر کار، به تبلیغ و تبیین نگرش اصیل و وحیانی، برای هدایت و انسجام عقیدتی جامعه مسلمان ایرانی بپردازند.

نویسنده این کتاب با بیان اینکه هدف نهایی در جنگ نرم علیه یک ملت، ایجاد دگرگونی در ساختارهای سیاسی آن جامعه و جایگزین کردن ساختارهای جدید است، می‌افزاید: با بروز تغییر در باورها، افکار و رفتارهای یک جامعه، به صورت طبیعی مدل رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی موجود، تغییر می‌یابد و مدل‌های تهدیدآمیز جایگزین آن می‌شود.

شهادت استاد خلبان احمد قنبری

 

تهران - مراسم نمادين راه اندازي گشت هوايي حفاظت محيط زيست استان تهران صبح امروز (چهارشنبه) در حالي برگزار شد كه اين امر با حادثه تلخ سقوط جايروكوپتر و مرگ خلبان آن به پايان رسيد.

به گزارش خبرنگار ايرنا مستقر در محل حادثه، قرار بود از امروز (25 اسفند) گشت هوايي حفاظت محيط زيست با پرواز جايروكوپترها به منظور پايش مناطق طبيعي و نيز محيط انساني راه اندازي شود.

اين اتفاق در محوطه پدافند هوايي سپهر در حدفاصل سرخه حصار تا شهرك حكيميه شرق تهران در حين انجام حركات نمايشي و مانورهاي نفس گير خلبان جان باخته كه با وجود وزش باد در حال انجام بود؛ ناباورانه مقابل چشمان مسوولان محيط زيست و خبرنگاران رخ داد و سبب شوكه شدن حاضران شد.

خلبان سقوط كرد، جايرو كوپتر آتش گرفت و سرنشين اين وسيله آهني ناباورانه در زماني كوتاه تبديل به خاكستر شد.

خلبانان حاضر و مسوولان محيط زيست بلافاصله سراسيمه براي نجات وي اقدام كردند و با چندين دستگاه خاموش كننده دستي تلاش كردند تا جايروكوپتر آتش گرفته را خاموش كنند اما حاصلي نداشت و در زمان بسيار كمي هم اين وسيله پرواز آهني و هم خلبان به مشتي خاكستر مبدل شدند.

شدت سوختگي اين خلبان بحدي بود كه امكان دست زدن به وي وجود نداشت و تمام بدن او از شدت سوختگي جمع شده بود.

خلبان اين حادثه با 32 سال سن' احمد قنبري' نام داشت و خود استاد مربي خلباني محوطه آموزش هوايي سپهر بود.

حضور امدادگران اورژانس تهران در محل حادثه نيز، هر چند تاثيري بر اصل موضوع نداشت اما تشخيص دادند كه سوختگي فرد متوفي صد در صد است.

نيروي انتظامي، آگاهي و ساير دستگاههاي ذيربط نيز بلافاصله در محل حادثه حضور يافتند تا دليل يا دلايل آن را بررسي كنند.

به گفته همكاران خلبان جان باخته، سابقه كار فرد متوفي در حرفه پرواز، بيش از 10 سال و وي از تجربه لازم پرواز برخوردار بوده است.

برخي مسوولان اين مركز آموزش هوايي به خبرنگار ايرنا گفتند كه براي اين پرواز مجوزهاي لازم اخذ شده بود و اين پرواز كاملا قانوني انجام شده است.

يكي از كاپيتان هاي مركز فرماندهي اين محوطه پرواز هم به خبرنگار ايرنا گفت: اين پرواز مجوزهاي صلاحيت پرواز (c.of.a ) را دارا بوده است.

وي افزود: او فردي خبره در حرفه پرواز بود و پيش از انجام مانور رسمي امروز، تمرينات پروازي لازم را انجام داده بود.

دليل يا دلايل اصلي اين حادثه هنوز مشخص نيست و توسط دستگاههاي ذيربط در دست بررسي است.

 
 

 

شهید احمد قنبری
 
 
شهید احمد قنبری

شهید احمد قنبری

 

شهید احمد قنبری

وصیت نامه شهید:

لباس سیاه محرم و صفر،چفیه و شال عذا و نیز مهر تربت کربلایم را در کفنم قرار دهید. هنگام انجام مراسم غسل و دفن ، برایم زیارت عاشورا بخوانید. این حقیر را از دعای خیر فراموش نکنید. از پدر و مادرم بابت زحمات فراوانی که برایم کشیده اند، تشکر می کنم. 

شادی روح شهداء و امام شهداء صلوات

 
 

جنگ سايبري مؤثرتر از اقدامات نظامي يا سياسي سنتي خواهد بود

 

انديشكده شوراي روابط خارجي آمريكا:
جنگ سايبري مؤثرتر از اقدامات نظامي يا سياسي سنتي خواهد بود

خبرگزاري فارس: يك انديشكده آمريكايي نوشت كه اقدام به جنگ سايبري مي‌تواند جايگزيني بسيار مناسب براي اقدامات نظامي يا سياسي سنتي شود.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "شوراي روابط خارجي " در گزارشي به تحليل جنگ سايبري و تهديدي كه جنگ در فضاي سايبري متوجه زيرساخت‌هاي آمريكا مي‌كند، پرداخته و تعريفي اجمالي از فضاي سايبري و تهديدات آن، كه در قالب جنگ سايبري مطرح مي‌شوند، ارائه داده است. اوباما با اعلام فضاي سايبري به عنوان يكي از مهم‌ترين داشته‌هاي استراتژيك آمريكا، از نهادهاي مختلف امنيتي اين كشور خواست تا راهبردي كلان براي تأمين امنيت اين فضا طراحي كنند.

* وقوع حوادث مهم، كه امنيت ملي برخي از كشورها را در معرض خطر قرار داد، اهميت فضاي سايبري را بيش از پيش برجسته ساخت

وقوع مجموعه‌اي از رويدادهاي مهم و برجسته در سال‌هاي 2010 و 2011 اهميت رو به فزوني و پيچيدگي تهديد حملات سايبري را پر رنگ كرد. از جمله اين حوادث مي‌توان به هك شدن سايت گوگل و شركت‌هاي انرژي غربي و نفوذ استاكس‌نت در سايت‌هاي هسته‌اي ايران و حمله به شبكه‌هاي دولتي كره جنوبي اشاره كرد. سياست امنيت سايبري آمريكا همچنان در جهت رويارويي با اين چالش‌ها پي‌ريزي مي‌شود، اما نواقص جدي بسياري همچنان باقي است؛ از جمله حفاظت ناقص و غير مكفي از زيرساخت‌هاي ديجيتال كه اهميتي حياتي براي امنيت ملي دارند، همچون شبكه‌هاي انتقال نيرو و شبكه‌هاي مالي. رئيس جمهور اوباما از بدو ورود به دفتر رياست جمهوري در سال 2009 فضاي سايبري را به عنواني يكي از داشته‌هاي استراتژيك ملي معرفي كرد و خواهان تنظيم يك سند سياست‌گذاري فضاي سايبري (Cyberspace Policy Review) شد. در مي سال 2011، كاخ سفيد نيز سند استراتژي بين‌المللي براي فضاي سايبري (International Strategy for Cyberspace) را منتشر كرد ـ در واقع اين سند نشانه‌اي بود هم براي متحدان و هم براي دشمنان كه آمريكا چه انتظاراتي از اين نسل جديد رسانه‌هاي نوظهور دارد و چه برنامه‌هايي براي آن تدارك ديده است. سياست فعلي آمريكا براي فضاي سايبري، مسئوليت‌ها را بين وزارت دفاع و وزارت امنيت داخلي تقسيم كرده است. عليرغم اين اقدامات، سياست گذاري‌هاي آمريكا همچنان در حفاظت از داشته‌هاي ديجيتال حياتي خارج از گستره حكومت، فاقد رويكردي قاطع و خدشه ناپذير است و در غالب موارد بر همكاري و ياري داوطلبانه بخش خصوصي صنعت تكيه مي‌كند.

* بزرگ‌ترين و پايدارترين تهديدات، جاسوسي سايبري و جرائم سايبري هستند

از جمله حملات سايبري مي‌توان به جنگ، تروريسم، جاسوسي، جنايت، شورش و خرابكاري سايبري اشاره كرد. خطوط تفكيك كننده اين دسته‌بندي‌ها معمولاً كم رنگ است و در غالب موارد نمي‌توان متخلفين و مرتكبين اين حملات را شناسايي كرد يا انگيزه‌ها و دلايل ايشان را درك نمود. براي مثال، هنوز بر كارشناسان جامعه امنيت سايبري معلوم نيست كه حملات سايبري سال 2007 به شبكه‌هاي دولتي استوني، جنگ سايبري سازماندهي شده دستگاه اطلاعاتي روسيه عليه اين كشور بوده يا اعتراضي سياسي بود كه از جانب هكرهاي داخلي خود اين كشور ترتيب داده شد.
سطح تخصص مهاجمين متفاوت است و از هكرهاي كم اهميتي كه برنامه‌هاي بوت‌نت و كيت‌هاي ارزان قيمت هك را به كار مي‌گيرند شروع مي‌شود و تا آژانس‌هاي اطلاعاتي ملي كه هزاران مهندس نرم افزار را در اختيار داشته و به آخرين تكنيك‌هاي موجود دسترسي دارند، ادامه مي‌يابد. هر كسي كه به كامپيوتر دسترسي دارد به صورت بالقوه توانايي آسيب زدن به ديگران را دارد. وزارت امنيت داخلي آمريكا "پنج منبع تهديد سايبري " اصلي را تعريف كرده است، كه البته گونه‌شناسي‌هاي ديگري نيز در اين باره وجود دارد. بنا به اعتراف و تأييد بيشتر ناظرين بزرگ‌ترين و پايدارترين تهديدات، جاسوسي سايبري (cyberespionage) و جرائم سايبري (cybercrime) هستند.

* تهديد سايبري نامتقارن بوده و برتري با كسي است كه حمله را آغاز مي‌كند

حملات سايبري از چند ويژگي برخوردارند كه تنها مختص رسانه‌هاي ديجيتال هستند. اول اينكه، در غالب موارد نامتقارن هستند، به اين معنا كه بازيگر با امكانات مالي و منابع تكنيكي محدود توانايي آن را دارد كه اهداف بسيار با ارزشي را مورد حمله قرار دهد. دوم اينكه، طرف حمله كننده در عرصه ديجيتال دست برتر را دارد. ماهيت تعاملي وب به اين معناست كه فراخي و آزادي عملكرد بر امنيت اولويت دارد. اين خصيصه سبب مي‌شود كه مدافعين سايبري يك گام از روش‌ها و طرح‌هاي تهاجمي، عقب باشند. در نهايت، بازرسي و موشكافي حملات سايبري همواره از چيزي كه مسئله اسناد مي‌نامند، رنج مي‌برند. گمنامي و بي هويت بودن تعاملات ديجيتال، شناسايي يك مهاجم را به كاري بسيار زمان‌بر اگر نگوييم غير ممكن، تبديل مي‌كند.

* جرائم سايبري مي‌توانند اشكال مختلفي به خود بگيرند از كلاهبرداري‌هاي آنلاين گرفته تا راهزني‌هاي سايبري و دزدي اطلاعات

جرم سايبري در كل به جرمي گفته مي‌شود كه با استفاده از يك كامپيوتر صورت مي‌گيرد؛ اين جرائم مشكلاتي جهان گستر هستند كه حكومت‌ها، شركت‌ها و افراد بسياري را تحت تأثير قرار مي‌دهند. اين جرائم مي‌توانند اشكال مختلفي به خود بگيرند از كلاهبرداري‌هاي آنلاين گرفته تا راهزني‌هاي سايبري و دزدي اطلاعات. [مؤسسه] نورتون در گزارشي در سال 2010 اعلام كرد كه نزديك به دو سون مردم سراسر دنيا قرباني جرائم سايبري شده‌اند. مطالعه‌اي هم كه توسط [مؤسسه] مك‌آفي در سال 2009 صورت گرفت نشان مي‌دهد كه جرائم سايبري، از جمله دزدي اطلاعات و عبور از ديوارهاي امنيتي، يك تريليون دلار در سراسر دنيا به تجارت جهاني خسارت وارد كرده است.

* آسيب پذيري شبكه‌هاي ديجيتال ميزان ارتكاب جرائم سايبري را افزايش داده است

آسيب پذيري شبكه‌هاي ديجيتال ميزان ارتكاب جرائم سايبري را افزايش داده است. در سال 2009، آلبرت گنزالس، هكر آمريكايي، در دادگاه اعتراف كرد كه از طريق اينترنت چهل ميليون دلار از فروشگاه‌هاي بزرگ دزدي كرده است؛ يكي از بزرگ‌ترين دزدي‌هاي كه در تاريخ آمريكا روي داده است. شهر كوچك رومنيكا والسيا در روماني ـ كه با نام "شهر هكرها " شناخته مي‌شود ـ به پناهگاهي امن براي كلاهبرداران تجارت الكترونيك و حملات هكري تبديل شده است. اين كلاهبرداري‌هاي سايبري ده‌ها ميليون دلار را به منطقه ترانسيلوانيا سرازير مي‌كند و به يكي از منابع اصلي رشد اقتصادي سريع اين منطقه تبديل شده است.

* جاسوسان كامپيوتري توانستند به پروژه 300 ميليارد دلاري جنگنده‌هاي استرايك فايتر در پنتاگون نفوذ كنند

جاسوسي سايبري، كه گاهي اوقات زير مجموعه جرائم سايبري در نظر گرفته مي‌شود، به جاسوسي در فضاي سايبري و دزدي تكنولوژي‌هاي صنعتي و اسرار دولتي مربوط مي‌شود. در فوريه 2011، معلوم شد شماري از هكرها كه به نظر مي‌رسيد چيني هستند، در چند سال گذشته چندين شركت انرژي غربي را مورد حملات جاسوسي سايبري خود قرار داده‌اند. به رغم شواهد موجود، بازرسان نتوانستند ثابت كنند كه اين عمليات، كه "اژدهاي شب " نام گرفته است، با دستور مقامات رسمي چيني صورت گرفته است.
در ژانويه 2010، هكرهاي چيني يك حمله سايبري پيچيده عليه زير ساخت‌هاي گوگل (و چند شركت تكنولوژيك ديگر) ترتيب دادند و داشته‌هاي فكري اين شركت را به سرقت برده و به ايميل‌هاي فعالان حقوق بشر چيني نفوذ كردند. تحقيقاتي كه در مورد اين حادثه صورت گرفت منجر به آن شد كه شركت گوگل سياست سانسور جستجوهاي موتور جستجوي گوگل چين را پايان بخشد.
در آوريل سال 2009، جاسوس‌هاي كامپيوتري توانستند به پروژه 300 ميليارد دلاري جنگنده‌هاي استرايك فايتر در پنتاگون نفوذ كنند ـ گران‌ترين برنامه تسليحاتي وزارت دفاع در طول تاريخ. در كمتر از يك چشم به هم زدن راهزنان سايبري توانستند با چندين ترابايت اطلاعات در مورد طراحي و سيستم‌هاي الكترونيكي اين جنگنده، بگريزند. اين بار هم مقامات رسمي اعلام كردند كه به نظر مي‌رسد هكرهاي چيني عاملان اين سرقت بوده‌اند اما مشكلات ناشي از "مسئله اسناد "، كه در بالا ذكر شد، تأييد چنين ادعايي را بسيار دشوار مي‌سازد.

* جنگ سايبري مي‌تواند با استراتژي نظامي ـ سياسي كشورها تركيب شود

برخي از كارشناسان، همچون "بورس اشنير " تحليلگر صنعتي، معتقدند كه عنوان "جنگ سايبري " بيش از حد اغراق آميز بوده و براي توصيف فعاليت‌هايي به كار گرفته مي‌شود كه تناسبي با اين عنوان ندارند. برخي از كارشناسان با يادآوري حملات سايبري به گرجستان پيش از حمله روسيه در آگوست سال 2008 به اين كشور، آن را نقطه آغاز شكل گيري جنگ سايبري مي‌دانند، چرا كه در حمله روسيه به گرجستان اولين باري بود كه "عمليات‌هاي تهاجمي سايبري " در استراتژي سياسي ـ نظامي ادغام مي‌شد. برخي ديگر بر اين باورند كه حمله به شبكه‌هاي دولتي كره جنوبي، كه چندين وب‌سايت حكومتي اين كشور را غير فعال كرد، حاكي از آن است كه واحد جنگ سايبري كره شمالي، بسيار توانمند شده است.

* تحليلگران معتقدند كه استاكس‌نت پروژه مشترك آمريكا و اسرائيل بوده است كه احتمالاً آلمان و انگلستان نيز در آن همكاري داشته‌اند.

بسياري از كارشناسان خرابكاري ويروس استاكس‌نت را بهترين مثال براي جنگ سايبري مي‌دانند، زيرا باعث وارد آمدن آسيب فيزيكي به زيرساخت‌هاي يك كشور شد. براي اولين بار نشريه نيويورك تايمز در ژوئن 2010 اعلام كرد كه استاكس‌نت مي‌تواند پيشرفته‌ترين سلاح سايبري باشد كه تا كنون به كار گرفته شده است. همچنان ناگفته‌ها و اسرار بسياري در مورد ريشه و مبدأ اين برنامه وجود دارد، با اين حال برخي از تحليلگران معتقدند كه استاكس‌نت پروژه مشترك آمريكا و اسرائيل بوده است كه احتمالاً آلمان و انگلستان نيز در آن همكاري داشته‌اند.

* استاكس‌نت نشان داد كه اقدام به جنگ سايبري مي‌تواند جايگزيني بسيار مناسب براي اقدامات نظامي يا سياسي سنتي شود

با اينكه كشورهاي بسياري مورد حمله اين ويروس قرار گرفته‌اند، ايران هدف اصلي اين برنامه بود. استاكس‌نت اولين برنامه تخريبي بود كه به طور خاص براي هدف قرار دادن نوع خاصي از سيستم كنترل صنعتي، طراحي شد. در اين مورد، ويروس مذكور به سيستم زيمنس در نيروگاه هسته‌اي ايران نفوذ كرده و سبب اختلال عملكرد سانتريفيوژها شد. تصور مديريت نيروگاه از اين خرابكاري صرفاً يك اختلال جزئي در عملكرد معمول نيروگاه بود. استاكس‌نت نشان داد كه اقدام به جنگ سايبري مي‌تواند جايگزيني بسيار مناسب براي اقدامات نظامي يا سياسي سنتي شود. "ريچارد فالكنراث " كارشناس مؤسسه شوراي روابط خارجي، در سرمقاله‌اي در روزنامه نيويورك تايمز نوشت: "يك كد پيچيده نيم مگابايتي كامپيوتري ظاهراً كاري را به ثمر رسانيد كه قطعنامه‌هاي نيم دهه‌ گذشته شوراي امنيت سازمان ملل نتوانستند تحقق بخشند. "
ويروس استاكس‌نت همچنين نشان داد كه زير ساخت‌هاي مشابه آمريكا نيز مي‌تواند در معرض چنين حملاتي قرار گيرند. بخش پژوهشي كنگره در گزارشي در سال 2010 اعلام كرد كه "اگر سيستم كنترل صنعتي يكي از تأسيسات زير ساختي مورد حمله ويروس استاكس‌نت يا ويروسي شبيه به آن قرار گيرد، اختلالات حاصله مي‌تواند توانايي حكومت را در تأمين امنيت داخلي و بين‌المللي دچار مشكل كرده و تأمين خدمات ضروري را براي مدت زمان طولاني غير ممكن سازد.

* كشورها براي ايجاد واحدهاي جنگ سايبري دست به كار شده‌اند

تنها شمار اندكي از كشورها توانايي انجام چنين حملاتي را با اين وسعت در اختيار دارند، از جمله چين، روسيه و اسرائيل؛ اما صدها كشور ديگر براي ايجاد واحدهاي جنگ سايبري دست به كار شده‌اند. با اين حال برخي از منتقدين از جمله جيمز فالوز از نشريه آتلانتيك، معتقدند كه حتي اگر كشورهايي مانند چين كه از چنين توانمندي برخوردارند، عليه قدرت‌هاي بزرگي همچون آمريكا دست به چنين اقداماتي بزنند، در واقع عليه منافع ملي خود گام برداشته‌اند. وي مدعي است كه اگر ثابت شود كه چنين حملاتي با اجازه مقامات پكن صورت گرفته، واكنش نظامي آمريكا و خسارت وارده به تجارت دو جانبه اين دو، تأثيرات موج‌دار غير قابل پيش‌بيني به همراه خواهد داشت؛ از جمله شورش نيروي كار مهاجر چين.

* تلاش براي مقابله با تهديدات سايبري همكاري بخش دولتي و خصوصي را مي‌طلبد

آمريكا مسئوليت‌هاي مربوط به امنيت سايبري را ميان دو نهاد وزارت دفاع و وزارت امنيت داخلي، تقسيم كرده است. براي سال مالي 2012، اين دو آژانس روي هم رفته درخواست 3.4 ميليارد دلار بودجه براي رفع و رجوع امور مربوط به فضاي سايبري كرده‌اند (كه هنوز تصويب نشده است). يكي از مهم‌ترين عواملي كه سبب شد دولت موضع فعلي را در قبال امنيت سايبري اتخاذ كند، نفوذ هكرها به يكي از بخش‌هاي مهم شبكه‌هاي وزارت دفاع در فرماندهي مركزي آمريكا (سنت‌كام) در نوامبر سال 2008 بود. در اين تاريخ يك آژانس اطلاعاتي ناشناس خارجي توانست طرح‌هاي عملياتي مهمي را بدون اينكه شناسايي شود، به سرقت ببرد.

* تأسيس سايبركام در كنار سنت‌كام

در پي اين رويداد امنيتي مهم، پنتاگون در يك تصميم استراتژيك، فضاي سايبري را "پنجمين گستره " جنگي، در كنار ديگر گستره‌هاي دريايي، هوايي، زميني و فضايي، معرفي كرد. همچنين مركز فرماندهي سايبري (سايبركام) آمريكا را در مي سال 2010 تأسيس نمود تا عمليات‌هاي دفاع سايبري ارتش را در آن ادغام كند. اين ستاد فرماندهي متمركز، كار كارشناسي آژانس امنيت ملي و آژانس پروژه تحقيقات پيشرفته دفاعي را ارتقا مي‌بخشد. سايبركام سه مأموريت بر عهده دارد: حفاظت روزانه از تمام شبكه‌هاي دفاعي؛ ايجاد زنجيره‌اي از فرماندگان كه به رئيس جمهور ختم مي‌شود؛ و همكاري با شركاي مختلف براي داد و ستد اطلاعات مربوط به تهديدات سايبري و واكنش هماهنگ به اين تهديدات.

* سايبركام، نهادي براي صيانت از زيرساخت‌هاي ديجيتال آمريكا

با اين حال، دفاع فعال سايبركام تنها صيانت از شبكه‌هاي حكومتي را ممكن مي‌سازد كه در دامنه "دات ام‌آي‌ال " قرار مي‌گيرند. حفاظت از زيرساخت‌هاي ديجيتال سازمان‌هاي غير نظامي ذيل وظايف وزارت امنيت داخلي تعريف مي‌شود؛ به طور اخص از جمله وظايف مركز امنيت سايبري و ارتباطات ملي مي‌باشد. اين مركز همچنين تيم امور اضطراري كامپيوتري آمريكا را نيز در خود جاي مي‌دهد. ين گروه مسئوليت دفاع از وب‌سايت‌هاي دامنه "دات جي‌اُوي " را در برابر حملات سايبري بر عهده دارد و موظف است با دولت و بخش خصوصي صنعت همكاري امنيتي داشته باشد. از جمله اين ارتباطات مي‌توان به همكاري با مالكين/عاملين اموال استراتژيك ملي اشاره كرد. وزارت امنيت داخلي هفده مورد زيرساخت حياتي براي آمريكا تعريف كرده است كه بايد از آن‌ها حفاظت كرد، از جمله پايگاه‌هاي صنعت دفاعي، سيستم‌هاي مالي، شبكه‌هاي حمل و نقل و شبكه‌هاي آب‌رساني.

در نوامبر 2010، وزارت امنيت داخلي و وزارت دفاع، يك پيمان امنيت سايبري مشترك منعقد ساخته و همكاري ميان اين دو وزارت خانه را در اين زمينه رسميت بخشيدند. همچنين بر اساس اين پيمان وزارت امنيت داخلي اجازه يافت كه فعاليت‌هاي پيشرفته تكنيكي آژانس امنيت ملي را (كه بخشي از وزارت دفاع است) تأمين مالي كند. آژانس مذكور عامل اصلي دولت آمريكا در زمينه اطلاعات مخابراتي و اقدامات رمز شكني است. علاوه بر اين، پيمان مذكور اجازه بده بستان كارمندان و برنامه ريزي عملياتي مشترك را به ايشان مي‌دهد.

* تأمين امنيت سايبري بدون همكاري بخش خصوصي ممكن نخواهد شد

رئيس جمهور اوباما اندكي پس از ورود به دفتر رياست جمهوري در سال 2009 دستور داد گزارشي جامع در مورد تلاش‌هايي كه براي دفاع از زيرساخت‌هاي ديجيتال كشور به عمل آمده، تهيه شود. وي همچنين فضاي سايبر، يكي از داشته‌هاي استراتژيك ملي خواند كه آمريكا مي‌بايست با تمام امكانات و توان خود از آن حفاظت كند. بر اساس برنامه جامعه امنيت سايبري ملي كه در دولت بوش آغاز شد، سند سياست گذاري فضاي سايبري اوباما، راهبردهاي متعددي را در اين باره مطرح ساخت. از جمله ايجاد يك واحد هماهنگ كننده امنيت سايبري در كاخ سفيد؛ ارتقاي دانش در بخش امنيت سايبري؛ افزايش همكاري‌ها ميان بخش خصوصي، حكومت و جامعه بين‌الملل؛ ايجاد يك "چارچوب و راهكار جامع " براي واكنش به حملات سايبري؛ و افزايش تلاش‌ها براي ارتقاي اقدامات لازم در فضاي سايبري.

* تأمين امنيت فيزيكي زيرساخت‌هاي آمريكا در دستان بخش خصوصي است

مسئوليت صيانت فيزيكي از زيرساخت‌هاي حياتي در دستان بخش خصوصي است، اما اين بخش فاقد استراتژي لازم براي تأمين امنيت اين داشته‌هاي مهم در برابر حملات ديجيتالي همانند ويروس استاكس‌نت است. بنا بر اين گزارش بيشتر عاملين بخش خصوصي بر اين باورند كه ايشان تنها حفاظت از شبكه‌هاي خودشان را بر عهده دارند و نشان داد كه حكومت بايد وارد عمل شده و با وضع قوانين نظارتي و تشويقي "اقدام جمعي " را براي تأمين امنيت مذكور، كليد بزند.
مركز مطالعات بين‌المللي و استراتژيك، در گزارشي كه به تاريخ ژانويه 2011 منتشر كرد چنين پيشنهادي را مطرح ساخت: "هيچ كس به طور خاص مسئول دفاع از شبكه‌هاي خصوصي نيست. بازار آزاد قادر نخواهد بود در يك بازه زماني معقول امنيت مناسبي را فراهم آورد و تلاش‌هاي داوطلبانه نمي‌تواند مانع مناسبي در برابر تلاش‌هاي پيشرفته‌اي باشد كه از جانب دولت ـ ملت‌هاي دشمن، متوجه اين كشور مي‌شود. " آدام سيگال، كارشناس امنيت سايبري در مؤسسه شوراي روابط خارجي مي‌افزايد: "بدون شك حكومت دخالت بيشتري بايد در اين زمينه داشته باشد.... اما بايد به ياد داشت كه نبايد مانع نوآوري‌ها و ابتكار عمل‌ها شد. راه حل اين مسئله تمركز بر خروجي‌ها است و بايد از امر و نهي شركت‌هاي درگير پرهيز شود. "

* تأمين نيروي انساني، چالش مهم پيش روي آمريكا در حوزه امنيت سايبري

كارشناسان معتقدند سرمايه انساني، در تلاش‌هاي آتي آمريكا در حوزه امنيت سايبري، به مساله‌اي بغرنج تبديل خواهد شد. "كيث الكساندر " رئيس سايبركام در سخنراني مارس 2011 خود در كنگره، كادر اجرايي و منابع در اختيار امنيت سايبري را بسيار ناچيز و محدود توصيف كرد به قدري كه امكان ايستادگي در برابر يك بحران را هم ندارد. "ويليام جي. لين " معاون وزير امور خارجه آمريكا در يادداشتي در نشريه "فارين افيرز "، اعتراف كرد كه هند و چين شمار بسياري مهندس و دانشمند علوم كامپيوتري پرورش داده‌اند و تصريح كرد كه اگر اين حجم انبوه از متخصصان به بدنه كارشناسي امنيت سايبر تزريق شوند، آمريكا برتري خود را در فضاي مجازي از دست خواهد داد.