جلالی

پدافند غيرعامل به عنوان نياز فطري و سيستم دفاعي است كه خداوند در خلقت بسياري از جانداران قرار داده، بطوري كه براساس اصول اختفاء، استتار، پوشش، فريب به دفاع از خود و دفع تهاجم مي‌پردازند.
اين سيستم به عنوان يك روش دفاعي مؤثر مورد استفاده اكثر كشورها قرار داد.
در كشور ما چند سالي است كه با تأكيدات مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا تدريجاً جايگاه و اهميت اصلي خود را مي‌يابد ولي روند شكل‌گيري متناسب با نياز سيستم دفاعي در مقابل تهديدات و تهاجمات متعدد دشمنان نيست، بطوريكه موجب نگراني معظم‌له گرديده است.

اصولاً پدافند غيرعامل به عنوان يكي از مؤثرترين و پايدارترين روش‌هاي دفاع در مقابل تهديدات، همواره مدنظر كشورهاي جهان قرار داشته است.
با توجه به نقش و اهميت پدافند غيرعامل در افزايش توان و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران و كاهش آسيب‌پذيري‌هاي كشور، لزوم تدوين سياست‌هاي كلي براي نهادينه كردن اين امر در قانون‌گذاري، تنظيم مقررات و سياست‌هاي اجرايي كشور، بيش از پيش احساس مي‌گردد.
مجمع تشخيص مصلحت نظام در تاريخ 28/5/86 ضمن تصويب كليات آنها بند ذيل را پس از بحث و بررسي‌هاي مبسوط به عنوان سياست‌هاي كلي نظام در بخش پدافند غيرعامل كشور به تصويب رساندند؛
تأكيد بر پدافند غيرعامل كه عبارت است از مجموعه اقدامات غيرمسلحانه‌اي كه موجب افزايش بازدارندگي، كاهش آسيب‌پذيري، تداوم فعاليت‌هاي ضروري، ارتقاء پايداري ملي و تسهيل مديريت بحران در مقابل تهديدات و اقدامات نظامي دشمن مي‌شود.
در اين خصوص پيرامون موضوع، خدمت سردار سرتيپ پاسدار دكتر غلامرضا جلالي رئيس كميته دائمي (سازمان) پدافند غيرعامل كشور رسيده و به عنوان اولين سؤال از ايشان پرسيديم:

سؤال: تعريف خودتان را از پدافند غيرعامل بفرماييد و اينكه حوزه شمول آن چيست؟
در واقع براي پدافند غيرعامل دو مدل تعريف وجود دارد. يكي تعريفي سنتي و اداري است كه به عنوان مثال ما در آئين‌نامه اجرايي بند 11 ماده 121 قانون برنامه پنج ساله چهارم كشور پدافند غيرعامل را به اين شكل تعريف كرده كه پدافند غيرعامل به كليه اقدامات و تدابيري گفته مي‌شود كه بدون به كارگيري سلاح، موجب كاهش آسيب‌پذيري‌ها و افزايش پايداري‌ها در برابر تهديدات خارجي شود.
اين تعريفي است كه در آئين‌نامه اجرايي دولت آمده است و به تصويب هيأت دولت نيز رسيده ولي به اعتبار اينكه پدافند غيرعامل از يك كلمه به نام پدافند به معني دفاع شروع مي‌شود غيرعامل يعني بدون سلاح هست در واقع ما مي‌خواهيم دفاع بدون سلاح را مطرح كنيم.
وقتي مفهوم دفاع مطرح مي‌شود، دفاع اساساً عكس‌العملي در برابر حمله است يعني دشمن مي‌خواهد حمله كند و بعد ما مي‌خواهيم در برابر او دفاع كنيم و در واقع ما اگر بخواهيم دفاع غيرعامل را تعريف كنيم بايستي ابتدا به نوعي حمله را تعريف كنيم يا مدل حمله را و بعد سيستم كه در مقابله اين نوع حمله چه دفاعي بايد انجام شود.
دفاع غيرعامل يك تعريف ثابت و يكنواخت ندارد بلكه متغير و پويا بوده و مي‌تواند متناسب با تغييراتي كه سيستم حمله كننده و مهاجم دارد اين سيستم پويا و منعطف باشد و تعريفش نيز مثل آن.
لذا اگر بياييم اين موضوع را تعريف جامع كنيم، بايد بگوييم اجزاي پدافند غيرعامل در مقياس كل كشور و دولت را دربر بگيرد بايستي بتواند سيستم ملي را در برابر تهديد خارجي پايدار نمايد. بنابراين از چهار واژه پدافند غيرعامل (كشور) ملي، سيستم ملي و تهديدات و پايداري تشكيل مي‌شود. پس مي‌توان گفت پدافند غيرعامل يعني كاهش آسيب‌پذيري‌ها در ارتباط با كل كشور و حكومت، در آسيب‌پذيري‌ها هم ما 4 مقوله داريم.
1-    تهديدات خارجي كه مي‌تواند تأثير بر روي زيرساخت‌هاي كشور داشته باشد.
•    آسيب‌پذيري‌هاي ذاتي هر سيستم مثل مخازن بنزين كه قابليت اشتغال و انفجار دارند.
•    ريسك و درصد تحقق و وقوع خطرات.
•    هم‌افزايي خطر يعني آن خطر اول كه تهديد هست آن خطر دوم ريسك است و يك خطر چهارمي درست مي‌كند كه ما به آن مي‌گوييم خطر جامع يا يك ريسك جامع كه مي‌شود هم‌افزايي خطرات نسبت به همديگر. مثل اينكه شما مثلاً دو مخزن بنزين داشته باشيد، اولاً بنزين خود تهديدي است نسبت به خارج كه موشكي كه خود تهديد است به آن مي‌خورد و تهديد انفجار و بالاخره سوختن بقيه كه تهديد سومي است و در واقع هم‌افزايي اين سه تا در كنار هم قرار مي‌گيرد ريسكش مي‌تواند نزديك بودن به فرد باشد.
2-    عنصر دوم سيستم ملي هست يعني الف)حكومت و ب) زيرساخت‌هاي دولت و ج) مردم و د) بخش دفاع.
اين چهار عمصر بايد با هم‌پوششي عنصر پدافند غيرعامل در كنار هم قرار گيرند نه منفك از هم. ما بحث غيرعامل را فقط براي پوشش بخش دفاع نمي‌خواهيم بلكه براي زيرساخت‌هاي كشور براي اصل حكومت و براي مردم مورد بحث مي‌باشد.
براي اينكه ما جنگ را تعريف كرديم، يك جنگ همه جانبه يعني مدل جديد جنگ يك جنگ همه جانبه است اين جنگ از زيرساخت‌هاي ملي، از فشار روي اداره مردم، از برخورد با سيستم دفاعي و از تمركز اينها براي سرنگوني حكومت‌ها و تغيير ماهيت‌هاي سياسي رژيم‌هاي شكل مي‌گيرد.
پس اين چهار عنصر را تعريفي كه از مدل جديد جنگ كرديم مي‌آمديم اينها كه مي‌گويند اين بايد عمل شود اين دو عنصر را بايد پايدار كند پس وقتي ما مي‌گوييم پدافند غيرعامل يعني بر اصل حكومت بر زيرساخت‌هاي دولت و بر مردم و بر نيازمندي‌هاي آنها و بر دفاع و بخش‌هاي مربوط به دفاع مؤثر است كه ما بايد در پدافند غيرعامل اينها را كم‌اثر يا بي‌اثر كنيم. اينها سيستم هستند.
3-    عنصر سوم تهديد است. تهديد يعني اينكه ما با چه مقوله‌اي برخورد داريم. طبيعتاً چون آمريكايي‌ها ما را تهديد كرده‌اند، رسماً الآن هم در مقوله انرژي هسته‌اي ماجرا را دنبال مي‌كنند و گزينه‌هاي نظامي مطرح است بنابراين آمريكا به عنوان يك تهديد مطرح است. آمريكايي‌ها با چه مدلي مي‌خواهند برخورد نمايند. آمريكايي‌ها در موضوعات نظامي و دفاعي از هوشمندي بالايي برخوردار هستند و درو اقع مي‌شود گفت كه عمليات نظامي‌شان را عمليات نظامي هوشمندانه است. كوركورانه برخورد نمي‌كنند و لذا تلاش مي‌كنند كه متناسب با ابزارهاي قدرت ملي ما بر اين اساس طراحي مي‌كنند يعني بگويند كجاها ما توانمندي داريم و كجاها نداريم. آنجاها كه توانمندي داريم ولو اينكه نقاط ضعفي هم داشته باشيم تمركز مي‌كنند بر نقاط ضعف و طبيعتاً تلاش بر كاهش نقاط قوت و تضعيف نقاط قوت را مدنظر قرار مي‌دهند. درواقع حمله به عناصر قدرت ملي مي‌تواند يك مدل عمده باشد. البته عناصري كه پايداري نظام را تداوم مي‌دهد.
بر اين اساس بايد اينها يك مدلي براي ما طراحي كنند مي‌گوند كه در گذشته براي موضوعات سرنگوني يا براندازي آمريكايي‌ها سه مدل برخورد مي‌كنند.
مدل قديمي، آمريكا اگر مي‌خواسته مهاجم باشد برخورد با بدنه نظامي كشور مي‌كرده يعني حمله مي‌كرده به قواي مسلح تمركز بمباران‌ها بر قواي مسلح و از بين بردن آن و بعد حمله به سيستم سياسي و بعد از بين بردن آن سرنگوني و تشكيل حكومت جديد مثل حمله آمريكايي‌ها به ژاپن.
مدل ديگر انقلابات دانشجويي و مخملي و در واقع سرنگوني كشورها با استفاده از قدرت مغز افزاري كه اين قدرت شامل قدرت رواني، سياسي، اقتصادي و .... است نشان دادن قدرت و ارعاب و تهديد و بعد هم تغيير رژيم سياسي كه در بعضي از كشورهاي آسياي ميانه شاهد آن بوديم.
مدل سوم تركيبي از اين دو مدل است كه درواقع ممكن است كه در اين مدل دشمن بخواهد بيايد از كانال نظامي به عنوان مكمل اقدامات سياسي، اقتصادي استفاده بكند. ما در نگاه اوليه مي‌بينيم كه آمريكايي‌ها شايد توان اين را ندارند كه يك جنگ تن به تن زميني متقابل را دنبال كنند ولي به نظر مي‌رسد كه الگوي جنگ اقتصادي كه از پايه تحريم اقتصادي، سياسي شروع مي‌شود و توسعه‌اش با اغراق در توانمندي‌ها و قدرت خود حالت عمليات رواني دنبال مي‌شود و موضوع سوم تقويت عمليات سياسي يعني تهاجمات سياسي مي‌باشد.
در اينها از عمليات نظامي به عنوان مكمل استفاده مي‌شود يعني بعضي مواقع اهداف گزينشي، انتخابي و مكمل انتخاب مي‌شوند و بعد حمله به زيرساخت‌ها و حمله به زيرساخت‌هاي نظامي و دفاعي كشور اعم از آب و برق و نفت و سوخت كشور و ارتباطات.
به دنبال آن، آوردن فشار معكوس به مردم يعني وقتي مردم آب و برق و گاز نداشته باشند، خود به خود فشار روي آنها است و هدايت اين فشارها روي مردم به واسطه گروه‌هاي مخالف داخلي مردم را به سمت مخالفت و حوزه تخاصم بردن تا درگير كردن با دولت و بعد هم انجام يك عمليات تكميلي نظامي با ضربات تاكتيكي و تكميلي و نهايتاً جابجايي سيستم سياسي كشور هدف.
به نظر مي‌رسد كه آمريكايي‌ها يك همچنين مدلي را دنبال مي‌كنند حالا اگر ما هم بخواهيم پدافند غيرعامل را دنبال كنيم، بايستي در برابر اين مدل، كشور را پايدارسازي كنيم. در واقع دفاع در برابر اين مدل، شامل دو بخش است:
بخش نظامي كه قواي مسلح مسئوليت آن را دارند و بخش مردم و بدنه دولت كه ما در پدافند غيرعامل با قسمت دوم كار داريم. يعني مردم و بدنه و ... عنصر چهارمي كه ذكر آن مي‌رفت پايدارسازي بود و در واقع برداشت تهديد و حفظ ارتقاي استقامت سيستم در شرايط تهديد و پابرجا ماندن كه در اين چهار موضوع هر كدام از مفاهيمش مي‌تواند متفاوت باشد. مثلاً ما در مردم پيش‌بيني ملزومات اوليه براي مردم و قدرت اداره كشور و نيازمندي‌هاي مردم را مي‌بينيم در بخش زيرساخت در واقع پايدارسازي زيرساخت‌ها و تداوم فعاليت و خدمات در شرايط جنگ و شرايط تهاجم خارجي كه وارد بخش دفاعي نمي‌شويم.
لذا ما با اين مجموعه مي‌توانيم در واقع پدافند غيرعامل را تعريف كنيم.
سؤال: طراحي و تدوين استراتژي پدافند غيرعامل نيازمند شناخت تهديد و ابزار تهديد مي‌باشد. لطفاً در اين خصوص توضيح بيشتري براي اطلاح خوانندگان نشريه بفرمائيد.
در موضوعي به نام تهديد خارجي وقتي تهاجم همه جانبه است طبيعتاً ابزار آن هم همه جانبه است. مثلاً يكي از مؤلفه‌هاي آن تهاجم اقتصادي و فرهنگي است. كه خود اينها ابزارهاي متفاوتي دارند. مثلاً در تهاجم اقتصادي تحريم‌ها و قطع‌نامه‌ها بر عليه ما و اجرايي كردن سياست‌هاي تشويقي و تنبيعي و تحريم اقتصادي و ... در مقولات ديگر ما مي‌توانيم بگوييم كه در واقع ابزار تهديد ما تكنولوژي برتري‌ساز نظامي دشمن است.

مثلاً ممكن است به نيروگاه‌هاي برق ما حمله شود، امروزه يك سلاح‌هاي جديدي را براي حمله به نيروگاه‌ها ساخته‌اند با بمب‌هاي جديدي كه انفجاري نيستند و بمب‌هاي گرافيتي هستند. لايه‌هاي مقاوم كربن و گرانيت كه در مقابل ولتاژهاي بالاي برق مقاومت‌ مي‌كنند و توان سوزاندن كليه سيستم‌ها و شبكه‌هاي برقي متصل به هم را دارند. نمونه اين بمب‌ها را آمريكا در يوگسلاوي عليه آن كشور استفاده نمود.
هر صنعتي ابزار خودش را دارد. در مخابرات تهاجم‌هاي سايبري را داريم. در جنگ اطلاعاتي و سيستم‌هاي سنجيده دشمن، ماهواره‌ها و ...
سؤال: شناخت تهديد و ابزار تهديد دشمنان مي‌بايست توأم با آگاهي از مقدورات و توانمندي‌ها و نيز محدوديت‌ها و ضعف‌ها و خودي باشد. تاكنون چه اقداماتي در اين زمينه داشته‌ايد؟
اقداماتي كه در طول اين يك سال انجام شده مرحله ايجاد آمادگي و استقرار بوده است و با انجام مقدمات راه‌اندازي و فعاليت كميته د مرحله دوم ارتباطات را با تمامي وزارت‌خانه‌ها برقرار نموديم و آنها را از جايگاه پدافند غيرعامل به درجه‌هاي 1و 2و 3 تقسيم‌بندي نموديم. وزارت‌خانه‌هايي كه داراي اماكن حياتي و حساس و مهم را در اولويت دوم و وزارت‌خانه‌هاي فاقد طرح طبقه‌بندي را در اولويت سوم قرار داديم. در سال گذشته با هر كدام از اين گروه‌ها چندين جلسه داشتيم و توانستيم به توافق و تفاهم اوليه برسيم. در واقع مرحله شناخت و برنامه‌ريزي را سپري كرده‌ايم.
خوشبختانه براي گروه اول موافقت‌نامه اجرايي تهيه شده و با وزراي آنها و كميته پدافند غيرعامل، كميته مشتركي را طراحي نموده‌ايم. با پيگيري‌هايي كه از طريق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي انجام شد، براي سال 86 در متمم بودجه رديف مستقلي را براي پدافند غيرعامل در نظرگرفته شد. خوشبختانه وزارت‌خانه‌ها نيز با همكاري كه داشته‌اند وضعيت مطلوبي است. البته پيشرفت‌ها نيز متفاوت بوده است. بعضي‌ها خيلي جلوتر و بعضي‌ها يك كم عقب‌تر هستند ولي مثلاً با وزارت‌خانه ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات كه جزء وزارت‌خانه‌ها بسيار موفق ما بوده و همكاري بسياري خوبي در اين زمينه داشته است يا سازمان صدا و سيما و وزارت نفت كه در موضوع عسلويه و پتروشيمي با تعيين مشاور پدافند غيرعامل كارهاي خوبي انجام شده است. وزارت‌خانه‌هاي راه و ترابري و نيرو نيز اقدامات مؤثري را انجام داده‌اند.
اولين كار، عقد قرارداد با مشاورين در زمينه‌هاي مختلف است كه براي پروژه‌ها در سايت‌هاي موردنظر مشاوريني ذيصلاح تعيين مي‌گردند. اين مشاورين ضمن بررسي آسيب‌پذيري و مخاطرات هر پروژه را در برابر تهديدات احتمالي خارجي ارائه مي‌نمايند و بعد از تصويب طرح، اجراي آن شروع مي‌شود.
طبعاً تقويت مشاورين و تأييد صلاحيت فني آنها در اين كار از نكاتي است كه ما به آن اهميت مي‌دهيم و تلاش مي‌كنيم در اين زمينه از مهندسين بسيجي نيز كمك بگيريم.
شركت‌هاي مشاوره مي‌توانند در موضوعات پدافند غيرعامل در عرصه‌هاي مختلف مثل شهرسازي، راه‌سازي، الكترونيك، مخابرات، تونل‌سازي، نفت، گاز، برق و انرژي ما را ياري نمايند و ما آماده همكاري هستيم.
سؤال: شما اشاره كرديد به جنگ مخملي به هر حال اينها در حوزه‌هاي تهديد نرم مي‌باشد يعني روش‌هاي مقابله و پدافندي متناسب با خودش مثل حوزه‌‌هاي فرهنگي و سياسي و حتي اقتصادي را لازم دارد. لذا ارتباط اين حوزه‌ها با پدافند غيرعامل از ديدگاه شما چيست بايد مقولاتي را در قالب روش‌ها و برنامه‌هاي پدافند غيرعامل داشته باشيم و اينها به طريق اولي بحث‌هاي خود را مي‌طلبد مثل بحث فرهنگي، تهاجم فرهنگي، تهاجم اقتصادي و...
خوب اين ديگر مقولات خاص خودش را مي‌طلبد كه متقابلاً از همان راه است كه بايد پدافند كرد. پس اين حوزه‌ها را هم نمي‌توانيم خارج از پدافند غيرعامل در نظر بگيريم.
اگر پدافند غيرعامل را رويكرد كلي فرض كنيم كه همه اينها را شامل مي‌شود، مثلاً ما در عرصه‌هاي سياسي و روابط بين‌الملل معتقد هستيم كه توليد منافع مشترك بين ما و همسايه‌ها، بين ما و رقبا، بين ما و بازيگران اصلي صحنه منطقه‌اي و جهاني مي‌تواند به فعال شدن صحنه‌ها و نقش ما در فضاي بين‌المللي كمك بكند. يعني عامل بازدارنده‌اي در برابر تماميت‌خواهي دشمنان.
به عنوان مثال خط لوله صلح كه از ايران به پاكستان و هندوستان و از آنجا به چين مطرح است. اگر قرارداد منعقد شود و انشاءا... كار شروع شود، مي‌تواند چين و هندوستان و پاكستان را به گاز ما وابسته كند و در منافع و پيامدهايش شريك كند. لذا اين اشتراك منافع در واقع خودش براي ما بازدارندگي ايجاد مي‌كند و به نوعي در حوزه پدافند غيرعامل قرار مي‌دهد. منتهي اين يك رويكرد است كه توسط دستگاه سياست خارجي ما بايد دنبال شود كه الحمدا... به قوت هم اجرا مي‌شود.
شما خودتان هم اشاره كرديد كه خود آمريكا هم كه در عين حال تهديد ما هست با همين روش‌ها عمل مي‌كند يعني حتي خط تهاجم درست مي‌كند با مسافرت‌هايي كه مسئولانشان به كشورهاي مختلف دارند، همگامي را براي خودشان ايجاد مي‌كنند و بعد مي‌آيند حركت حمله را تدارك مي‌بينند.
نمونه ديگر تداخل حوزه‌ها در پروژه‌هاي اقتصادي داريم از جمله پارس جنوبي در عسلويه يعني يك نظريه در آن پروژه اين است كه دفاع از سرمايه ملي در آن پروژه با ايجاد منافع مشترك با كشورهاي ديگر تحقق مي‌يابد. آيا اين مورد با اصول و روش‌هاي پدافند غيرعامل قابل توجيه و كافي مي‌باشد؟ در صورت نياز چه اقدامات تكميلي براي آن لازم مي‌دانيد؟
سؤال: طبق تعريفي كه جنابعالي ارائه نموديد، دامن بحث پدافند غيرعامل بسيار گسترده است بطوري كه طيف‌هاي متنوعي را در برمي‌گيرد. بحث‌هاي اقتصادي، تكنولوژيكي و اطلاعاتي و حتي تا سياست خارجي نيز تعميم پيدا مي‌كند و در اين راستا و متناسب با وسعت بحث مشاركت و همكاري بخش‌هاي مختلف مديريتي و كارشناسي در بخش‌هاي كشوري و لشكري لازم مي‌باشد با اين توصيف فكر نمي‌كنيد ساختار موجود در قالب يك كميته آن هم در بخش دفاع به نوعي محدود كردن اين مباحث را در بر خواهد داشت. آيا هماهنگي و همكاري مديران عالي در سطح وزرايي در قالب‌هايي مشابه شوراي عالي اقتصاد و فرهنگ و مديران بحران و .... مي‌تواند روند امور اجراي طرح‌ها را تسريع نمايد؟
البته آن چيزي كه الآن در حال اجرا است، مصوب هيئت دولت است. بند 11 ماده 121 قانون برنامه پنجساله چهارم توسعه كشور و همچنين آئين‌نامه اجرايي آن مصوب هيئت وزيران كه در آن اختيارات كميته (سازمان) پدافند غيرعامل را مشخص كرده و عبارت است: تعيين سطح‌بندي امنيتي وزارت‌خانه‌ها، تصويب طرح پدافند غيرعامل و تصويب دستورالعمل‌هاي عمومي و تخصصي، بازنگري و نظارت بر آنها، هماهنگي بين دستگاه‌ها و تعيين سطح بندي اين وزارت‌خانه‌ها و ... كه در واقع كل اختيارات لازمه را خود آئين‌نامه به كميته داده و كميته خود شامل سه بخش وزارت دفاع، نماينده دولت كه از طرف رياست محترم جمهوري معرفي مي‌شود و قرارگاه پدافند هوايي خاتم‌الانبياء(ص) و مسئول دستگاه مربوطه است كه اينها مسئول اجراي مصوبات شورا هستند. ضمن اينكه آئين‌نامه اجرايي بند 11 ماده 121 قانون برنامه پنجساله چهارم توسعه كشور رئيس هر دستگاه را مسئول پدافند غيرعامل آن دستگاه معرفي كرده است. يعني وزير يا رئيس هر دستگاه موظف است مجموعه‌اي را به عنوان كميته پدافند غيرعامل با مسئوليت خودش يا يكي از معاونين با اختيار لازم منصوب كند و موارد را از طرف ايشان دنبال نمايد. لذا ساز و كاري با شوراي كميته دستگاه برايش پيش‌بيني شده است.
سؤال: يعني به نظر حضرتعالي اين ساز و كار براي انجام پروژه‌هاي پدافند غيرعامل كفايت مي‌كند؟
شرايط موجود براي انجام اين امور موجود هست ولي كافي نيست. يعني بخش عمده‌اي از اختيارات و چارچوب‌ها را دارد ولي كفايت نمي‌كند. اگر دستگاهي نخواهد همكاري بكند در اين آئين‌نامه مشخص نشده كه بايد با آن چه برخوردي كرد و چه كسي بايد با آن برخورد نمايد. در واقع اجرايي قدرت اجرايي در اين زمينه به كميته داده نشده است.
سؤال: كميته چه پيشنهادي دارد و آيا نسبت به پيشرفت امور خوشبين هستيد؟
پيشنهادي در اين زمينه تهيه كرده‌ايم و خدمت رياست‌جمهوري فرستاده‌ايم و مقام محترم رياست‌جمهوري در اين خصوص نماينده ويژه‌اي در كميته دائمي منصوب نموده‌اند.
احساس مي‌كنيم ادبيات مشتركي بين ما و دولت برقرار است كه درك واحدي در موضوعات و مفاهيم هست. خوشبختانه با دولت نهم احساس نزديكي و هماهنگي و همسويي خوبي در درك مفاهيم دفاعي داريم كه اميدواريم انشاءا... به تصميمات اجرايي خود برسيم.
سؤال: گسترش موضوع در اين حوزه كه طيف وسيعي از تخصص‌ها را در بر مي‌گيرد، مستلزم فرهنگ‌سازي است يعني نياز به يك آموزش گسترده‌اي مي‌باشد كه در تمام سازمان‌ها، برنامه‌ها و اصول پدافند غيرعامل را بشناسند و نهايتاً بتوانند در طرح‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي خودشان لحاظ نمايند. براي اين موضوع چه برنامه‌اي داريد؟
طبيعتاً هم جزء وظايف اين كميته هست كه فرهنگ‌سازي در زمينه پدافند غيرعامل بايد محقق شود و هم اجرا و هم برنامه‌ريزي آموزش‌ها و پروژه‌هاي موردنظر ما در اين مقوله به چند چيز احتياج مبرم داريم يعني اگر بخواهيم فرآيند فرهنگ‌سازي را به نوعي از بالا دنبال كنيم؛
اولويت با توليد علم و فرهنگ است. به نوعي مي‌توانيم بگوييم پدافند غيرعامل عرصه‌هاي مختلف را در بر مي‌گيرد. مثلاً ما در عرصه‌هاي صنعتي مواجه مي‌شويم با مقابله تكنولوژي دشمن و يا در عرصه‌هاي دفاعي با سيستم تكنولوژي حمله مي‌كنند ما براي دفاع بايد ماهيت تكنولوژي سلاح مقابل را بشناسيم و به نوعي به يك برتري علمي و فني نسبت به آن تكنولوژي پيدا كنيم تا در مقابلش دفاع كنيم و در تعريف ديگر مي‌توانيم بگوييم شناسايي شكاف‌هاي تكنولوژيك كه جزو كاركردهاست و اين شناسايي نيازمند يك جهاد علمي است و شايد بدون كار علمي نشود اين را بدست آورد. پس گام اول را ما در واقع توليد علم مي‌دانيم گام دوم را پژوهش‌هاي نظري مي‌بينيم يعني ما در اين زمينه با وجود اطلاعات و تحقيقاتي كه در كشور وجود دارد، تأليف و ترجمه و پژوهش‌هاي نظري اين را يك ضرورت مي‌بينيم تا بتوانيم اين علم بدست آمده را توزيع كرده و گسترش دهيم. بحث سوم آموزش است كه به شدت براي ما مهم است. ببينيد من نمي‌توانم بپذيرم كه يك مهندس فرضاً عمران يا مهندس معمار، مهندسي كه مي‌خواهد يك مجموعه را طراحي كند، وقتي به او بگويند مثلاً در مباحث زلزله ريسك زلزله را محاسبه كنيد و بعد ضريب آئين‌نامه‌اي كه در مقابل زلزله تعيين شده در نظر بگيريد، بعد يكي از مخاطراتي كه خواه ناخواه وجود دارد مخاطره جنگ است كه خود را بر جامعه تحميل مي‌كند.
نمونه هشت سال جنگ تحميلي كه ناخواسته بر ما تحميل شد. در واقع مهندسين ما و عناصر فني ما بايستي بتوانند خسارات ناشي از يك جنگ احتمالي را در سازه‌ها برآورد نمايند. و در واقع آئين‌نامه‌هاي جديدي توليد كنند كه در برابر جنگ بعدي يا حادثه بعدي سيستم مقاوم باشد. ما پيشنهادي به وزارت علوم داديم مبني بر اينكه حداقل 2 واحد به عنوان پدافند غيرعامل يا كاهش مخاطرات ناشي از جنگ را در تمام رشته‌ها بگذارند. آموزش‌هاي عرضي نيز داريم كه به عنوان دوره‌هاي كوتاه مدت و با هدف ارتقاء و به روز رساني سيستم‌ها و مديران برگزار مي‌گردد. موضوع بعدي تبليغ و تكرار است كه مسائل مربوط به حوزه پدافند غيرعامل بايستي در كتاب‌هاي درسي كه در سطوح مختلف دبيرستان و دانشگاه تبليغ و تكرار شود تا از پايه‌هاي اوليه توليد فرهنگ و فرهنگ‌سازي شود. و وقتي كه فرد به سن بلوغ مي‌رسد اين امر در درون باورهايش جا بگيرد. و البته روزنامه و نشريات نيز مي‌توانند كمك مؤثري باشند.

در حدود 4 يا 5 ماه پيش وقتي مي‌خواستيم در مورد اين قضيه صحبت كنيم، مي‌گفتند كه صحبت نكنيد مردم را به هراس مي‌اندازد، امنيت رواني جامعه به خطر مي‌افتد و سياسيون به دنبال اين بودند كه اين موضوع با سكوت برگزار شود. ولي وقتي اتفاق بم افتاد و جمعيت در حدود 50 هزار نفر ظرف دو ـ سه روز از دست رفت، نشان داد كه ما بايد از قبل آمادگي اين موضوعات را مي‌داشتيم. خوشبختانه الآن آگاه‌سازي نسبت به زلزله انجام مي‌شود. در خصوص پدافند غيرعامل نيز همين طور است. موضوع جنگ موضوعي نيست كه ما به دنبال آن باشيم. سياست نظام نيز پرهيز از جنگ است ولي آمادگي هست كه مي‌تواند جلوي وقوع را بگيرد نه عدم آمادگي. اگر بخش دفاعي ما آماده باشد، مي‌تواند جلوي حمله را بگيرد.
اگر دولت ما آماده باشد، مي‌شود به نوعي پيشگيري رسيد. آرامش با آگاهي منتقل مي‌شود نه با جهل و خواب كردن.
خواب كردن مردم نسبت به تهديدات و مخاطرات ناشي از جنگ، شايد به مردم آرامش دهد ولي اگر مردم زماني به آگاهي رسيدند كه بمب به منزلشان اصابت كرد ديگر قابل كنترل نيست.
بايستي ايجاد آمادگي كنيم. سيستم اداري كشور ما بايستي بتواند ذهنيت مردم را براي همچنين برخوردي آماده كند. ببينيد كشورهاي در دنيا هستند كه 200 ـ 300 سال هست كه جنگ ندارند مثل سوئد، نروژ، دانمارك، سوئيس و امثالهم. باز هم مانور دارند براي آماده كردن مردم. در چنين شرايطي مثلاً پناهگاه درست كردند تا به فكر آذوقه‌شان هستند حتي در سوئيس من شنيدم كه سالي چند ماه مي‌پردازند به ساختن سازه‌ها در زيرزمين‌ها مثل دانشگاه، بيمارستان و ... .
اين نشان دهنده اين نيست كه مردم بترسند، بلكه اين در واقع نشان مي‌دهد كه مردم چقدر آماده هستند و مي‌توانند خودشان را با هر شرايطي وفق دهند. من فكر مي‌كنم كه ما در حوزه فرهنگ‌سازي هم بعد از عبور از همچنين مسيري بايد جلو برويم.
با توليد علم، تحقيقات صنعتي و آموزش و تبليغ و تكرار مفاهيم عالي پدافند غيرعامل را تبديل كنيم به يك فرهنگ، تبديل كنيم به يك مطالبه و يك باور عمومي.
ما در پدافند غيرعامل مي‌گوييم: پدافند غيرعامل صلح‌آميزترين روش دفاع است و كم‌هزينه‌ترين.
اگر ما اين روش را به عنوان يك روش صلح‌آميز داشته باشيم، پروسه پدافند غيرعامل نه به خارج و نه داخل را نبايد نگران كند. خارجي‌ها بايد بگويند كه اينها دارند ضعف‌هايشان را از بين مي‌برند و داخلي‌ها بايد بگويند كه دارند پايدار مي‌شوند.
پايدار شدن در برابر سيستم تهديد، ايجاد آمادگي در برابر اتفاق‌هاي احتمالي آينده در واقع بايستي حسن آرامش و حسن اعتماد به نفس طمئنينه مردم بيفزايد كه ما اميدوار هستيم انشاءا... هم همين طور بشود.
سؤال: در تاريخ اين كشور هم شواهد زيادي داريم كه فرهنگ استفاده از روش‌هاي پدافند غيرعامل متداول بوده است. مثل طرح‌هاي شهرسازي و معماري كه كوچه‌هايي طراحي مي‌كردند با درگاه‌هاي كوتاه و ديوارهاي بلند و حتي در مقاطعي از كوچه‌ها سقف‌هاي كوتاه ايجاد مي‌كردند و نيز مسير انتقال آب به قلعه‌ها از ديد مهاجمين پنهان بوده نوع و حجم آذوقه متناسب با ساكنين و محل نگهداري بدور از آسيب‌هاي احتمالي بوده كه همه جنبه دفاعي و پدافندي داشته است. به عبارت امروز متخصصين معماري، سازه، آب، انرژي، كشاورزي، صنعتي، مواد و .... همه با اين فرهنگ آشنا بوده‌اند. بدين ترتيب مي‌توان گفت جهت گسترش فرهنگ پدافند غيرعامل بهتر است حركتي از دانشگاه‌ها شروع شود در اين زمينه نظرتان را بفرمائيد و اينكه چه برنامه‌اي داريد؟‌
ما آمادگي داريم كه از طريق سازمان بسيج مهندسين و يا ساير مراكز آموزشي و تحقيقاتي، در اين زمينه‌ها اجلاس‌ها، كارگاه‌هاي آموزشي يا جلسات پرسش و پاسخ برگزار كنيم. ضمن اينكه با بسيج تفاهم‌نامه‌اي را امضاء كرده‌ايم كه در عرصه‌هاي مختلف كاركرد مشترك بين بسيج و پدافند غيرعامل را تعيين كرده است.
به عنوان سؤال آخر، چنانچه اطلاع داريد پدافند غيرعامل در بخش دفاع در ساختار مهندسي ساختمان ديده شده است كه ضمن عدم امكان تحقق انتظارات و طرح‌هاي متخصصين ديگر، تعامل با بخش‌هاي مختلف را دچار ابهام نموده است آيا، در برنامه توسعه پدافند غيرعامل در دستگاه‌هاي ديگر از اين الگو استفاده مي‌شود يا برنامه ديگري داريد؟
پدافند غيرعامل شامل كليه اقدامات مي‌شود ولي ما مي‌گوييم اقدامات و تدابير. نظامات و روش‌ها هم مي‌تواند يك كار پدافند غيرعامل باشد. طرح، الگوي طرح و مديريت برتر هم مي‌تواند پدافند غيرعامل باشد. اقدامي كه آسيب‌پذيري‌هاي ما را كاهش دهد و آنها را حذف و قوت‌ها را افزايش دهد مي‌شود پدافند غيرعامل.
ما مي‌توانيم يك جاهايي اين كارها بكنيم يعني با ايجاد پوشش اين كارها را انجام دهيم. تا دشمن نتواند بفهمد كه ما در مجموعه‌هايمان چه كارهايي را انجام مي‌دهيم. مثلاً با پوشش گياهي، با پراكندگي و توزيع عملكردها در مجموعه‌هاي مختلف و ... بيش از صد روش و صد كاركرد وجود دارد كه منحصر به بحث مهندسي نيست ولي مهندسي در واقع پايه مطمئن‌تري در پدافند غيرعامل است يعني استحكام‌سازي.
البته مهندسي نسبت به ساير رشته‌ها در اين حوزه‌ كاركرد بيشتري داشته ولي مفهومش اين نيست كه بخش‌هاي ديگر از پدافند غيرعامل دور باشند انشاءا... در فرصت ديگر با جزئيات بيشتر به اين موضوع مي‌پردازيم.
سؤال: دانشكده پدافند غيرعامل سپاه كه به تازگي تأسيس گرديده چه اهدافي را پيگيري مي‌كند؟
همان طور كه از اول بحث مطرح كرديم با توجه به ضرورت پرداختن به موضوع پدافند غيرعامل و نشر و تسري آن در ابعاد مختلف جامعه و نهايتاً تبديل شدن آن به يك فرهنگ و باور عمومي نياز به توسعه مراكز دانشگاهي و علمي جهت آموزش و تربيت نيروي انساني متناسب با نيازهاي پدافند غيرعامل در اين رابطه مي‌باشد. و همچنين با توجه به تنوع علوم و فنوني كه در پدافند غيرعامل براي مقابله با آن مواجه هستيم. ضرورت دارد براي تعيين ارتباط و تعامل بين رشته‌اي براي تعميق علوم مربوط به پدافند غيرعامل در توليد رشته‌هاي تحصيلي متفاوت و با كاركردهاي متنوع ايجاد دانشكده پدافند غيرعامل امري ضروري است.
تشكيل اين كار (تشكيل دانشكده) مي‌تواند گامي بسيار مؤثري در رسيدن به اهداف آموزشي و در نهايت فرهنگ‌سازي موضوع پدافند غيرعامل باشد.

برگرفته از ويژه‌نامه پدافند غيرعامل، شهريور86، صفحات 3 تا 10