نكات اصلى

ماهيت سلاحهاى هسته اى ، گسترش قابليتها و امكانات لازم براى ساخت اين گونه سلاحها به اقصى نقاط جهان از سال 1945 به بعد، معضل تكثير سلاحهاى هسته اى را به يكى از نمودهاى روشن جهانى شدن سياست تبديل نموده است.

با پايان گرفتن جنگ سرد و فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ، نگرانيهاى تازه اى در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ايجاد شد. مباحث جنجال برانگيزى در مورد مفيد يا مضر بودن گسترش بيشتر سلاحهاى هسته اى به چشم مى خورد. به مجموعه تدابير اتخاذ شده براى جلوگيرى از گسترش سلاحهاى هسته اى ، رژيم جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى گفته مى شود. يكى از مراحل اصلى فرآيند تكثير سلاحهاى هسته اى ، دستيابى به فناورى لازم براى توليد مواد هسته اى شكاف پذير به منظور ساخت سلاحهاى شكاف پذير (هسته اى ) و سلاحهاى همجوشى (حرارتى - هسته اى ) مى باشد. آثار فوق العاده سلاحهاى هسته اى در قالب انفجار، تشعشعات گرمايى وتشعشعات هسته اى است.

گسترش فناورى هسته اى لازم براى استفاده هاى نظامى و غيرنظامى در سطح جهان از سال 1945 تا كنون ، موجب گشته است تا علاوه بر كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى ، كشورهاى متعدد ديگرى نيز از قابليتهاى ضرورى ساخت سلاحهاى هسته اى بر خوردار گردند. از سال 1945 به بعد، تغييراتى در ساختار بازار داد و ستد تجهيزات هسته اى غيرنظامى پديدار گشت . اين تغييرات به نگرانيهايى در مورد تكثير سلاحهاى هسته اى دامن زد، زيرا با افزايش عرضه كنندگان اين گونه تجهيزات و مواد، امكان تكثير اين سلاحها بيشتر مى شد. گسترش فناورى ساخت موشكهاى بالستيك و پرتاب اين موشكها از پايگاههاى فضايى سبب شده است كشورهاى متعددى از قابليت پرتاب كلاهكهاى هسته اى به فواصل بسيار دور برخوردار گردند.

 

موانع موجود در تعيين انگيزه كشورها براى دستيابى به سلاحهاى هسته اى و ارزيابىميزان قابليتهاى هسته اى آنها

 

انگيزه كشورها و فرايندهاى دستيابى

انتظار مى رفت كشور يا كشورهايى كه در صدد دستيابى به سلاح هسته اى هستند در اين امر از همان الگويى پيروى كنند كه پنج كشور دارنده سلاحهاى هسته اى پيش تر آن را بنيان گذاشتند. ارزيابى انگيزه كشورها براى دستيابى به سلاح هسته اى به طور عمده بر مبناى دلايل استراتژيك و سياسى استوار بود، دلايلى كه آمريكا، شوروى ، انگلستان ، فرانسه و چين را به ساخت سلاح هسته اى تحريك و ترغيب كرد.

انگيزه استراتژيك كشورها بيشتر به دليل نقشى است كه سلاحهاى هسته اى در جنگ جهانى دوم و دوران جنگ سرد ايفا كردند، زيرا در آن دوران اين سلاحها، ابزارى محسوب مى شدند كه ارمغان آور پيروزى بودند. بعد از آن اذهان جهانيان به نقش بازدارندگى سلاحهاى هسته اى معطوف شد و اين تصور متداول شد كه يكى از دلايل اصلى اشتياق كشورها به داشتن سلاح هسته اى ، بازداشتن ساير كشورهاى دارنده اين گونه سلاحها از حملات آتى مى باشد. علاوه بر دلايل استراتژيك فوق الذكر، دليل سياسى نيز در اين بين نقشى حياتى ايفا مى كرد، زيرا بر همگان مسلم بود كه كشورهاى دارنده سلاح هسته اى به دليل قابليتهاى بى نظير اين سلاحها در محافل بين المللى حرف اول و آخر را مى زند .همچنين ، تحليلگران سنتى فرآيند دستيابى به سلاح هسته اى بر اين عقيده بودند كه نوعى ) جبر تكنولوژيكى ( در اين زمينه حكم فرماست . اين بدان معناست كه كشورهايى كه در پى دستيابى به سلاح هسته اى هستند راهى را طى مى كنندكه كشورهاى دارنده اين گونه سلاحها پيشتر آن را پيموده اند. از اين رو، بر اساس ‍ نظر اين تحليلگران ، كشورهايى كه خواستار در اختيار گرفتن سلاح هسته اى هستند به ايجاد تاسيسات هسته اى مبادرت مى كنند، سلاحهاى توليدى خود را انباشت مى كنند و سرانجام درصدد ساخت تجهيزات لازم براى پرتاب اين سلاحها بر مى آيند: گرچه تمامى گفته هاى فوق در مورد انگيزه كشورها در زمينه دستيابى به سلاح هسته اى صحيح است اما بايد توجه داشت كه باگذر زمان ، دلايل و اهداف ديگرى نيز به جمع دلايلى پيوسته اند كه قبل از اين اشاره شد و به همين سبب آگاهى كامل از انگيزه كشورها ابعاد تازه اى به خود گرفته است . اكنون ، نمى توان تنها با توسل به يك عامل ، پديده تكثير سلاحهاى هسته اى را تشريح كرد، چرا كه در اين زمينه عوامل متعددى دخيل اند.

1- عامل اول را مى توان شرايط تكنولوژيكى لقب داد، بدين مضمون كه وجود فناورى هسته اى و نيز متخصصان اين امر، مى تواند مشوق كشورى براى دستيابى به سلاح هسته اى باشد.
2- عامل دوم ضروريات داخلى نام دارد. اين تصور به معناى آنست كه اوضاع و احوال سياسى داخلى يك كشور ممكن است رهبران آن را دستيابى به سلاح هسته اى وادار سازد.

3- جايگاه سلاحهاى هسته اى در زمينه نحوه برخورد - چه با دشمن و چه با دوست - عامل سوم تشويق كشورها براى دستيابى به اين گونه سلاحهاست ، زيرا در اختيار داشتن اين سلاحها برابر با در اختيار داشتن برگ برنده در مذاكرات سياسى است.

4- عامل چهارم ، عامل جلوگيرى از مداخله خارجى است ، يعنى در اختيار داشتن سلاح هسته اى سد محكمى است براى جلوگيرى از مداخلات ساير كشورها در امور داخلى يك كشور.
5- پنجمين و آخرت عامل به حيطه اقتصاد باز مى گردد، به عبارت ديگر كشورى كه از سلاح هسته اى بهره مند است قادر است از ديگر كشورها امتيازات اقتصادى بگيرد.

در اين قسمت تا كنون به عواملى پرداخته ايم كه مشوق كشورها در امر دستيابى به سلاح هسته اى است . حال به عواملى مى پردازيم كه مانع دستيابى به اين گونه سلاحهاى كشتار جمعى مى شود. در ابتدا بايد يادآور شد كه ذكر اين عوامل در حكم رد صريح فرضيه جبرتكنولوژيكى  است . مبنى براينكه چنانچه كشورى از امكانات ضرورى ساخت سلاح هسته اى برخوردار گردد، بلافاصله در اين راه قدم مى گذارد. از جمله اين عوامل بازدارنده مى توان به ايجاد دگرگونى و تحول در زمينه شرايط استراتژيك ، ايجاد اتحاد با يك كشور دارنده سلاح هسته اى ، مواجه شدن با مشكلات و موانع فنى در زمينه ساخت سلاحهاى هسته اى و اين تصور كه دستيابى به سلاح هسته اى نه تنها )ثبات زا) نيست ، بلكه (ثبات بر) مى باشد، اشاره داشت.

علاوه بر آنچه گفته شد، تحولات جديد نشان مى دهد كه نبايد از سطح دولتهاى غير رسمى نيز غافل بود، زيرا كه انگيزه عوامل دولتهاى غير رسمى و قدرتهاى غير دولتى از انگيزه دولت ها جداست . در خلال سه دهه اولى كه از حيات مسايل هسته اى مى گذشت ، تمامى تو جهات معطوف دولتها بود، زيرا نه تنها دولتها از امكانات لازم براى ساخت سلاحهاى هسته اى بر خوردار بودند، بلكه داد و ستد هسته اى نيز بر مبناى دولتى صورت مى گرفت و دولتها پيمانهاى بين المللى كنترل و خلع سلاح هسته اى را تدوين و امضا مى كردند، اما امروز چنين نيست ، چرا كه روز به روز عوامل غير دولتى در زمينه ترورسيم هسته اى در خلال دهه هاى 1970 و 1980 نشان مى دهد كه دستيابى برخى گروهها به سلاح هسته اى و تهديد اين گروهها در مورد حمله به تاسيسات هسته اى نظامى و غيرنظامى بسيار خطر آفرين است . بررسى هاى انجام شده از سوى )گروه ضربت بين المللى مقابله با ترورسيم هسته اى (نشان مى دهد كه اگر يك گروه تندروى تروريستى به ميزان كافى به مواد منفجره قوى و مواد شكافت پذير غنى شده دست يابد، قادر است براحتى بمب هسته اى بسازد. البته اكثر صاحب نظران امور امنيتى عقيده دارند كه اين گروههاى تروريستى به طور عمده ، خواهان تهديد به استفاده از سلاح هسته اى و ايجاد دلهره و ناامنى و اغتشاش اجتماعى هستند تا استفاده عملى از اين گونه سلاحهاى مرگبار و قتل هزاران نفر. البته مثالهايى كه در ذيل به شرح آنها مى پردازيم ، بانظر اخير، يعنى عدم استفاده گروههاى تروريستى از سلاحهاى مرگبار منافات دارد.

تجزيه و تحليل بمب گذارى مركز تجارت بين المللى نيويورك در سال 1993 حاكى از آن است كه اگر بمب در طرف ديگر ستون اصلى ساختمان كار گذاشته شده بود، به طور حتم يك يا هر دو برج فرو مى ريخت و به مرگ هزاران هزار انسان منجر مى شد. البته ، خوشبختانه بمب كار گذاشته شده در اين ساختمان در زمره بمب هاى متعارف (غير هسته اى ، غير شيميايى و...) بود. استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى (گاز شيميايى مخرب اعصاب ) در متروى توكيو در سال 1995 كه تلفات زيادى در بر داشت و خيلى از مردم را وحشتزده كرد، بيانگر ايجاد تغييراتى بنيادين در نحوه عملكرد عوامل غير دولتى است . تاكنون اين اولين بارى است كه گوههاى تروريستى از سلاح كشتار جمعى استفاده كرده اند. البته بايد دقت كرد كه اين حمله نيز مى توانست با استفاده از سلاحهاى اتمى باشد و فاجعه جبران ناپذيرى به بار آورد. از ديگر عوامل موثر در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ، قاچاق مواد و تجهيزات هسته اى است . براى نمونه همراه احتمال آن مى رود كه گروههاى قومى درگير در جنگ داخلى براى پيشبرد اهداف نظامى و سياسى خود از سلاح هسته اى استفاده كنند.

به تازگى رسانه هاى بين المللى نيز به مساله قاچاق مواد هسته اى توجه بسيارى مبذول مى دارند. اما پى بردن به عمق فاجعه براحتى ميسر نيست ، زيرا تعيين اين امر كه مواد هسته اى بين چه گروهها و كشورهايى قاچاق شده و به چه منظور اين گروهها و كشورها درصدد دستيابى به اين مواد بوده اند، بسيار دشوار است . گرچه ممكن است قاچاق مواد هسته اى به دست افراد يا گروههاى سودجو صورت بگيرد، بايد اين امكان را مدنظر داشت كه برخى سازمانهاى تبهكار فراملى خواهان ايجاد بازارهاى سياه بين المللى به منظور دادوستد مواد و تجهيزات هسته اى مى باشند.

ترس و واهمه از توسل احتمالى برخى گروههاى قومى درگير در جنگ داخلى به استفاده از سلاحهاى هسته اى نيز در مباحث امنيت بين المللى ، از پايان جنگ سرد تا كنون ، خودنمايى مى كند. عامل اصلى نگرانى در پيش بينى شرايطى ريشه دارد كه ممكن است به تهديد استفاده از سلاحهاى هسته اى توسط اين گروهها منجر شود، زيرا به هيچ وجه اين شرايط قابل پيش بينى و ارزيابى نيست . همچنين ، تعيين اين موضوع كه آيا رهبران گروههاى درگير در جنگ داخلى در شرايط سياسى ، نظامى ناپايدار همچنان مسوولانه و عاقلانه عمل خواهند كرد يا خير، بسيار دشوار است . علاوه بر اين ، در اختيار داشتن يك يا تعداد محدودى بمب يا سلاح هسته اى نيز مى تواند مشوق بكارگيرى اين سلاحها و يا اتخاذ تدابيرى پيشگيرانه در اين زمينه باشد، زيرا دارندگان اين سلاحها بيم آن دارند كه مبادا محل استقرار اين سلاحها شناسايى و سپس نابود شوند.


قابليتهاى هسته اى

مساله ارزيابى قابليتهاى هسته اى يك كشور و تعيين اين كه آيا در تكثير سلاحهاى هسته اى موفق عمل كرده است يا خير نيز همانند ارزيابى انگيزه دستيابى به سلاح هسته اى دشوار است . دولت هند در سال 1974 با انجام يك آزمايش هسته اى زير زمينى كه به گفته دولتمردان اين كشور يك انفجار هسته اى صلح آميز بود، بر دشواريهاى مساله افزود. البته در سالهاى آزمايشات هسته اى در جهت تحقق اهداف غير نظامى ، امرى بديهى مى نمود. براى مثال اتحاد جماهير شوروى سابق با انجام اين گونه آزمايشها براى پيشبرد طرح هاى صنعتى و مهندسى خويش تلاش مى كرد از آنجا كه فناورى ، مواد و تجهيزات بكار رفته در آزمايشهاى هسته اى صلح آميز با فناوريها و مواد بكار گرفته شده در ساخت سلاحهاى هسته اى تشابه بسيار دارد تعيين اين امر كه آيا كشورى كه به انجام چنين آزمايشهاى دست زده است ، سلاح هسته اى در اختيار دارد يا خير، به سختى امكان پذير است.

علاوه بر اين ، مرورى بر تاريخچه امور هسته اى آفريقاى جنوبى نيز ثابت مى كند كه پاسخ به اين پرسش كه آيا كشورى سلاح هسته اى در اختيار دارد يا خير، چندان آسان نيست . در 24 مارس 1993 دكلارك (kierk de)، رئيس ‍ جمهور وقت آفريقاى جنوبى به طور رسمى اعلام كرد كشورش نا سال 1989 موفق به ساخت شش بمب هسته اى شده ، اما پيش از امضاى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى تمامى آنها را بر چيده بود. اين بيانيه بر نصورات كارشناسان بسيارى مبنى بر اينكه آفريقاى جنوبى در دهه 1980 داراى سلاح هسته اى بوده است ، مهر تاييد زد و نشان داد كه براى ساخت سلاح هسته اى هيچ نيازى به انجام آزمايش انفجار هسته اى وجود ندارد. در خلال دهه اى 1970 و 1980 كشورهاى هند، آفريقاى جنوبى ، آرژانتين ، برزيل ، پاكستان و رژيم صهيونيستى در گروه (آستانه اى) دارنده سلاح هسته اى جاى گرفتند.

بسيارى اذعان داشتند كه اين شش كشور در زمينه فناورى هسته اى به پيشرفتهاى قابل توجهى دست يافته اند، اما اين كشورها از پذيرش بازرسى آژانس بين المللى انرژى اتمى از تاسيسات و مواد هسته اى خود سر باز زدند. البته ، اكنون آرژانتين و آفريقاى جنوبى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى را امضا كرده اند و برزيل نيز پيمان تلاتلولكو (tiatioico of treaty) را كه هدف از تدوين آن تبديل منطقه آمريكاى مركزى و كارائيب به منطقه عارى از سلاحهاى هسته اى است ، امضا و تصويب نموده است . اما كشورهاى هند، پاكستان و رژيم صهيونيستى هنوز از امضاى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى امتناع مى ورزند.

همچنين بر همگان آشكار شده است كه علاوه بر كشورهاى آستانه اى ، چند كشور ديگر چون سوئد و كره جنوبى نيز برنامه هايى براى ساخت سلاحهاى هسته اى در دست اجرا داشته اند، اما بعد آن برنامه ها را رها كرده اند. كره جنوبى بر آن بود كه چنانچه زمانى چتر حمايتى امريكا از سر اين كشور برداشته شود، خود به ساخت سلاحهاى هسته اى براى حفظ امنيت ملى خويش در برابر كره شمالى روى آورد. در حال حاضر هر دو كشور سوئد و كره جنوبى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى را امضا كرده اند.

ارزيابى قابليتهاى هسته اى كشورهاى امضا كننده اين پيمان بسيار آسانتر است ، چرا كه تمامى مواد و تاسيسات هسته اى كشورهاى امضا كننده آن تحت مراقبت و بازرسى كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارند، به عبارت ديگر تمامى طرحها و برنامه هاى هسته اى كشورهاى امضا كننده اين پيمان در معرضنظارت و بازرسى دايم و مستمر قرار دارند. تا كنون مشاهده نشده است كه از برنامه هاى هسته اى صلح آميزى كه تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى است در جهت مقاصد نظامى و ساخت سلاح هسته اى سوء استفاده شده باشد.

با اين حال ، آنچه كه به طور تلويحى و با توجه به سطور فوق مى توان دريافت اين است كه كشورهاى پيشرفته صنعتى بسيارى هستند كه از امكانات و فناوريهاى لازم براى توليد مواد شكافت پذير و ساخت سلاحهاى هسته اى برخوردارند و اگر مقتضيات سياسى شان ايجاب كند، بى درنگ در اين مسير قدم مى گذارند. بنابراين ، عامل بازدارنده اصلى اين كشورها كه در اصطلاح تكثير كنندگان بالقوه ناميده مى شوند، مانع تكنولوژيكى نيست ، بلكه مانع سياسى است . براى نمونه ، دو كشور آلمان و ژاپن كه از تاسيسات وسيع و بسيار پيشرفته هسته اى برخوردارند، چنانچه فكر ساخت سلاحهاى هسته اى را در سر بپرورانند، با اعتراضات داخلى و بين المللى بسيارى مواجه خواهند گشت.

آنچه در دوران معاصر بيش از هر عامل ديگرى مساله قابليتهاى هسته اى را متاثر از خود ساخت ، فروپاشى اتحاد جماهير شوروى در سال 1991 بود. اتحاد جماهير شوروى پيش از فروپاشى به استقرار مجموعه اى گسترده از سلاحهاى هسته اى دست زده بود. اين مجموعه مشتمل بر زرادخانه اى عظيم ، شامل تعداد انبوهى از سلاحهاى تاكتيكى و استراتژيك و تاسيسات زيربنايى هسته اى بود كه در آنها قريب به يكصد هزار نفر مشغول به كار بودند. با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ، اين زرادخانه هاى عظيم و تاسيسات زيربنائى پشتيبانى كننده از آنها در سرتاسر جمهورى هاى تازه استقلال يافته شوروى پراكنده شد و بدين سبب ، نگرانيهاى گسترده اى در زمينه احتمال تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى بوجود آمد. با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى تلاشهاى بسيارى به منظور تحت كنترل در آوردن زرادخانه ها و تاسيسات هسته اى اين كشور معمل آمد. آمريكا در دسامبر 1991 قانون كاهش تهديد شوروى را كه به نام برنامه حفاظتى ، امنيتى و برچينى سلاحهاى هسته اى نان لوگار نيز معروف است ، از تصويب گذارند. هدف از تدوين اين برنامه ، تامين منابع مالى لازم براى خلع سلاح هسته اى كامل روسيه سفيد، قزاقستان و اوكراين بود، سه كشورى كه با روسيه فدراتيو، تمامى زرادخانه ها و برنامه هاى تاسيسات هسته اى احاد جماهير شوروى سابق در خاك آنها بود. همچنين در مورد ابتقال تمامى سلاحهاى هسته اى تاكتيكى به روسيه فدراتيو كه در سراسر اتحاد جماهير شوروى سابق پراكنده شده بود، موافقتهايى به عمل آمد. به هر حال ، بين سالهاى 1991 تا 1994 مذاكراتى بسيار جدى و مستمر با حضور دولتهاى روسيه سفيد، قزاقستان و اوكراين در زمينه جمع آورى سلاحهاى هسته اى استراتژيك كه در خاك اين سه كشور استقرار يافته بود، صورت پذيرفت . اين مذاكرات به ثمر نشست و سه كشور فوق كه آخرينشان اوكراين بود با انتقال سلاحهاى استراتژيك به روسيه فدراتيو و انبوه سازى همه آنها در آنجا، موافقت كرده ، پذيرفتند به عنوان كشورهاى فاقد سلاح هسته اى پيمان منع گسترش سلاحهاى هسته اى را امضا كنند.

با توجه به وسعت تاسيسات هسته اى اتحاد جماهير شوروى سابق پرسشهاى بسيارى در اين باره مطرح است ، پرسشهايى مانند چگونه مى توان تمامى كاركنان اين تاسيسات را كه از قبل در كار ساخت سلاح هسته اى بوده اند استخدام كرد؟ آيا تدابير امنيتى لازم و كافى براى محافظت از اين تاسيسات به عمل مى آيد؟ با مواد هسته اى اضافى چه بايد كرد؟ آيا در جمهوريهاى استقلال يافته اتحاد جماهير شوروى سابق نظارت و كنترل صحيحى در زمينه صادرات مواد و فناوريهاى هسته اى اعمال مى گردد؟ البته گامهاى مثبتى در زمينه پاسخگويى به پرسشهاى فوق برداشته شده است . علاوه بر آن ، دو مركز بين المللى علوم و فناورى در شهرهاى مسكو و كيف بر پا شد تا بلكه از فرار مغزهاى هسته اى شوروى سابق كه جزييات كامل برنامه هاى هسته اى اين كشور را در اختيار داشتند، جلوگيرى كنند. در مقابل ژاپن و اتحاديه اروپا منابع مالى لازم را فراهم آوردند تا كاركنان تاسيسات هسته اى غير نظامى كشورهاى خود بكار گيرند.

اين طرحها تنها بخشى از اقدامات موفقيت آميزى بوده است كه به منظور جلوگيرى از تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى كه به دليل فروپاشى اتحاد جماهير شوروى بيم آن مى رفت به انجام رسيده است . با اين حال ، تا زمان پايان يافتن تمامى اين طرحها و اقدامات كه بى ترديد چندين سال به طول مى انجامد، خطر تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى همچنان به قوت خود باقى است.