گزارش:جنگ سایبری، راه رسیدن به اهداف سیاسی بدون جنگ مسلحانه
جنگ سایبری، راه رسیدن به اهداف سیاسی بدون جنگ مسلحانه
موسسه
چتم هاوس در گزارشی به قلم “پل کورنیش” ، “دیوید لیوینگستون” ، “دیو
کلمنته” و “کلر یورک” به بررسی ابعاد و زوایای جنگ های سایبری پرداخته
است.
به اعتقاد نویسندگان این گزارش، چنانچه کشوری قصد دارد جنگ سایبری را در دستور کار خود قرار دهد، باید راهبرد ملی را بازنگری و اصلاح نماید.
نتایج کلیدی این گزارش به شرح زیر ارائه میگردد:
• جنگ سایبری به بازیگران این امکان را میدهد که بدون توسل به جنگ مسلحانه، به اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابند.
• فضای مجازی قدرت غیرواقعی به بازیگران کوچک و کماهمیت میدهد.
• با استفاده از آدرس IP اشتباه، سرورهای خارجی و اسامی مستعار،
مهاجمان میتوانند در عین ناشناس بودن و برخورداری از مصونیت نسبی، برای
مدت کوتاهی فعالیت کنند. • در فضای مجازی، مرز بین نظامی و غیرنظامی و نیز فیزیکی و مجازی چندان
روشن و شفاف نیست. از اینرو، قدرت یا از طریق دولتها و بازیگران غیردولتی
اعمال میگردد یا از طریق پروکسی. • در کنار سایر میادین سنتی نبرد مثل زمین، هوا، دریا و فضا، باید فضای
مجازی را “پنجمین میدان نبرد” دانست. جنگ سایبری از اجزای جدید این محیط
چندبعدی است اما کاملاً جدا از آن در نظر گرفته نمیشود. • زمانیکه جنگ سایبری مطرح است، روابط فراآتلانتیکی از برخی جهات حائز
اهمیت خواهد بود. همکاری نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر
در مسائل نظامی و اطلاعاتی تا فضای مجازی تعمیم یافته است و هر دو کشور
میتوانند در این حوزه تاثیرگذار باشند اما هماهنگی در سایر روابط دوجانبه
یا اتحادها- اگر نه غیرممکن- دشوار است. در خلاصه اجرایی این تحلیل آمده است: در سالهای اخیر، دولتها و سازمانهای بینالمللی بر امنیت سایبری تمرکز
بیشتری نمودهاند و از شرایط اضطراری آن کاملاً اطلاع دارند. در انگلستان،
امنیت سایبری عمدتاً در راهبرد امنیت ملی و نشریه دفاع و امنیت راهبردی که
در اکتبر ۲۰۱۰ به چاپ رسیده، مطرح شده است. جنگ سایبری به احتمال قوی از جدیترین چالشهای امنیتی است که از طریق
فضای مجازی به دولتها تحمیل میگردد. مشابه با ابزارهای جنگ متعارف؛ از
فناوری سایبری نیز میتوان برای حمله به تشکیلات دولتی، موسسات مالی،
زیرساختهای ملی انرژی، صنعت حملونقل و روحیه عمومی بهره جست. با اینحال،
هرچند برخی از اقدامات شاید تهاجمی و خصومتآمیز به نظر برسند، اما
ضرورتاً نباید آنها را از مصادیق اقدامات جنگی دانست. بنابراین، تمییز قائل
شدن بین حالت تهاجمی و غیرتهاجمی در فضای مجازی حائز اهمیت است. نوع
اقدامات تهاجمی و ویژگیهای آن به اندازه خود بازیگران اهمیت دارد. برای
مثال، فعالیتهای سایبری گروههای تروریستی، جاسوسان و جنایتکاران
سازمانیافته میتوانند مخرب بوده و تهاجمی باشند اما ضرورتاً از مصادیق
جنگ سایبری تلقی نمیشوند. برای تعریف جنگ سایبری میتوان از همان توصیف”جنگ نامتقارن” بهره گرفت–
یعنی، نبردی که در آن ممکن است یکی از طرفین در جنگ متعارف ضعیف اما از
لحاظ هوش و ذکات قدرتمند باشد اما طرف دیگر پرقدرت و در عین حال مغرور و
انعطاف ناپذیر باشد. بارزترین ویژگی جنگ سایبری (امنیت سایبری به طور عام)،
تحول سریع تهدیدات است. این تغییرات میتوانند آنقدر ناگهانی و غیرمنتظره
باشند که از همان ابتدا دور تسلسل عمل و عکسالعمل در راهبرد سنتی را از
حرکت بیاندازند. این بحث جذاب اما خطرناک مطرح است که جنگ سایبری میتواند مدل”بدون درد”
و”بدون خونریزی” جنگ باشد که البته نتایج مهمی را در پی خواهد داشت.
پیروزی و شکست در فضای مجازی چندان قابل تفکیک از یکدیگر نیست. در جائیکه
عوامل ایدئولوژیکی، مذهبی، اقتصادی و نظامی به دلایل مختلف و در مقاطع
زمانی متفاوت به مقابله با یکدیگر برمیخیزند، این مفاهیم جذابیت زیادی
نخواهند داشت. این مسئله به یک محیط رزمی نامتقارن و بینظم منجر میشود که
معلوم نیست در آنجا بتوان از معیارهای مشترک اخلاقی، هنجاری و ارزشی بهره
گرفت. علاوه بر تشریح عملکرد مهاجمان مجازی و واکنش دولتهای مدافع و نیز تحلیل
“نتایج، روشها و ابزارهای”جنگ سایبری، این گزارش مشخصات اصلی جنگ سایبری
را به عنوان یک پدیده راهبردی برمیشمارد. از اینرو، تعاریف زیر برای جنگ
سایبری پیشنهاد میشود: • جنگ سایبری میتواند بین دولتها یا از برخی جهات حتی بین بازیگران
غیردولتی اتفاق افتد. در این جنگ، هدایت دقیق و مناسب نیروها بسیار دشوار
است، هدف میتواند نظامی، صنعتی، غیرنظامی یا حتی فضای سروری باشد که
مطمئناً به مشتریان بسیاری خدمات ارائه میدهد. بارزترین ویژگیهای جنگ سایبری عبارتند از: • جنگ سایبری به بازیگران این امکان را میدهد که بدون توسل به جنگ مسلحانه، به اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابند. • فضای مجازی قدرت غیرواقعی به بازیگران کوچک و کماهمیت میدهد. • با استفاده از آدرس IP اشتباه، سرورهای خارجی و اسامی مستعار،
مهاجمان میتوانند در عین ناشناس بودن و مصونیت نسبی، برای مدت کوتاهی
فعالیت کنند. • در فضای مجازی، مرز بین نظامی و غیرنظامی و نیز فیزیکی و مجازی چندان
روشن و شفاف نیست. از اینرو، قدرت یا از طریق دولتها، بازیگران غیردولتی
اعمال میگردد یا از طریق پروکسی. • در کنار سایر میادین سنتی نبرد مثل زمین، هوا، دریا و فضا، باید فضای
مجازی را “پنجمین میدان نبرد” دانست. جنگ سایبری از اجزای جدید این محیط
چندبعدی است اما کاملاً جدا از آن در نظر گرفته نمیشود. • در فضای مجازی، اقدامات شبهجنگی به احتمال زیاد همراه با سایر اشکال
زور و منازعه رخ میدهد. اما، روشها و ابزارهای جنگ سایبری قطعاً متفاوت
از سایر جنگها خواهد بود. با ارزیابی چالشهای در حال تغییر در فضای مجازی میتوان به نتایج زیر دست یافت: • زمانیکه جنگ سایبری مطرح است، روابط فراآتلانتیکی از برخی جهات حائز
اهمیت خواهد بود. همکاری نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر
در مسائل نظامی و اطلاعاتی تا فضای مجازی تعمیم یافته است و هر دو کشور
میتوانند در این حوزه تاثیرگذار باشند اما هماهنگی در سایر روابط دوجانبه
یا اتحادها- اگر نه غیرممکن- دشوار است. • با این وجود، طرفین باید درباره ماهیت دقیق جنگ سایبری با یکدیگر
گفتگو نمایند. در این مذاکرات، طرفین باید پیچیدگی فضای مجازی، چالشهای
متاثر از برداشت سنتی دولتها از جنگ و سرعت تحول رسانههای جمعی را در نظر
داشته باشند که به جز پیشرفتهترین ابزارها میتواند سیستمهای دیگر را
تهدید کند. • اما هیچ دلیلی برای بازآفرینی این ماشین جنگی و بهرهگیری از تکنیکها و
روشهای جدید در رابطه با جنگ سایبری وجود ندارد. علیرغم بدیع بودن فضای
مجازی، نکاتی در خصوص مدیریت مسائل پیچیده مطرح است که بخش دولتی و تجاری
باید از محیط پدافندی موجود بیاموزند. راهبرد همواره در خدمت سیاست است. هرچند ممکن است که در سطح جهان برای
جنگ سایبری سیاستهای متعددی اتخاذ گردد، اما آنگونه که کلازویتز فیلسوف
قرن ۱۹ و نویسنده کتاب “درباره جنگ” معتقد است نمیتوان آن را به لحاظ
سیاسی پدیدهای محدود دانست. این گزارش فضای مجازی را به عنوان terra
nullius توصیف میکند که در حال حاضر فراتر از یک گفتمان سیاسی قاعدهمند
است. این دقیقاً به دلیل فقدان چارچوب سیاسی محدودکننده در جنگ سایبری است
که فضای مجازی را تا آن حد جذاب میسازد که در آن طرفین منازعه اهداف
فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی را به شدت دنبال میکنند. جنگ سایبری را باید محدود کرد و سپس از طریق سیاسی، اصول اخلاقی،
هنجارها و ارزشها آن را قانونی اعلام کرد، در غیراینصورت چنین جنگی
میتواند به دلیل پاسخ نظامی و فنی به تهدیدات در حال ظهور توازن موجود را
برهم زند. در این پروسه، بسیاری از چالشهای جنگ سایبری شناسایی شده و
مرتفع میگردند. سیاستمداران نیز به نوبه خود باید تهدیدات ناشی از جنگ
سایبری را تایید کنند: مشکلات ناشی از آن باید تا دنیای سیاست وارد شوند،
مفروضات مبتنی بر قدرت برتر دولت را زیر سوال ببرند، اقتدار دولت و نقش
سازمانهای دولتی و نیروهای نظامی را به عنوان عوامل اصلی تضمین امنیت ملی
به چالش بکشد.