بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 19
وسائل گردآورى اطلاعات
سازمانهاى اطّلاعاتى و ضد اطّلاعاتى و حتى ساير مراكز جمع آورى اطّلاعات (مانند سفارتخانه هـا) بـراى كـسـب اطّلاعات ، علاوه بر نيروى انسانى (جاسوسى ) ماهر از ابزارهاى ديگرى چون مـاهـواره ، هـواپـيـما و ايستگاههاى زمينى مجهز به دوربينها و ميكروفنهاى دقيق بهره مى گيرند، زيرا اين ابزارهاى مدرن ، سرقت اسناد، استماع مذاكرات جلسات و مكالمات محرمانه و عكاسى از مراكز حياتى را با سهولت ، دقت و سرعت بيشتر، هزينه و خطر كمترى به انجام مى رسانند و امكان اتّخاذ تصميم درست و مفيد را فراهم مى آورند.(428)
1 ـ مـاهـواره : مـاهواره كاربردهاى مختلفى دارد، يكى از مهمترين و نخستين كاربردهاى ماهواره به امـر جـاسـوسـى نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك اخـتـصـاص دارد. بـه هـمـيـن دليل ، آمريكا و شوروى (سابق ) از انواع ماهواره ها، براى اين منظور استفاده كرده و كوشيده اند با توسعه و ارتقاى كيفى و كمى آن به اطّلاعات بيشتر و جامعتر دست يابند.
مـاهـواره هـا بـه انـواع مـتـعـددى چـون مـاهـواره جـاسـوسـى عـكـاسـى ، هشدار دهنده ، استراق سمع الكـتـرونـيكى ، رهگيرى اطّلاعاتى و مانند آن تقسيم مى شوند كه به ترتيب به عكسبردارى از تـاءسـيـسـات و اسـتـحـكامات ، آگاهى و ثبت جزئيات دقيق پرتاب موشكهاى قاره پيما، نفوذ در سـيستم مخابراتى و سرقت اطّلاعات دشمن مى پردازند. دقت اين ماهواره ها بسيار زياد است . به عـنـوان مـثـال ، عـكـسـهـاى مـاهـواره اى ، پـانـصـد بـرابـر، روشـن تـر و واضـحـتـر از تصاوير تـلويـزيـونـى است ، بنابراين به تحليل گران اطّلاعاتى امكان مى دهد كه هرگونه تغيير و تحوّل نظامى را به صورت مستمر كنترل نمايند.
بـرخـى از اطـّلاعـاتى كه ماهواره ها تهيّه مى كنند، نقش مهمّى در اتّخاذ تصميمات حياتى ايفا مى كـنـد. بـه عـنـوان نـمـونـه ، عـكـسـبـرداريـهـايـى كـه (مـاهـواره سـوراخ كـليـد) در سـال 1983 مـيـلادى (1362 ه . ش .) از خـاك شـوروى (سـابـق ) تـهيه كرد، نشان مى داد كه آن كـشـور بـرخلاف پيمان ضد موشكهاى بالستيك ، اقدام به ساخت رادار (كراسنويارسك ) به مـنـظـور دريـافـت اطـّلاعات مربوط به فعاليتهاى هسته اى آمريكا و اروپاى غربى نموده است . آمريكا به اين نقض پيمان اعتراض كرد و در نتيجه روسها پس از يك مقاومت چندساله ناچار شدند اين سيستم رادارى مؤ ثر را كنار بگذارند.(429)
2 ـ هواپيما: يكى از اهداف سازندگان هواپيما، به كارگيرى آن در امر شناسايى بيشتر دشمن بـود. امـّا بـتـدريـج بـه عـلت تـاءثـيـر و اهـمـيـّت روزافـزون شـنـاخـت درسـت و كـامـل دشـمن در تصميم گيرى ، هواپيماهايى ساخته شد كه فقط به امور جاسوسى اختصاص داشت .
هـواپـيـمـاهـاى جـاسوسى همانند ماهواره ها، به فراخور نوع ماءموريتى كه انجام مى دهند، انواع مختلفى دارند، كه آمريكا و شوروى تعداد زيادى از آنها را در اختيار دارند. يو 2 (U2) و اس آر 37 (37.R.S) از مـشـهـورتـريـن هـواپـيـمـاهـاى جاسوسى آمريكا و ميگ 25 و توپولوف 95 از مـعـروفـتـريـن پـرنـده هـاى جـاسـوسـى شوروى (سابق ) به شمار مى روند. اين هواپيماها به وظـايـفـى چـون عـكـسـبـردارى از مـراكز حياتى ، كنترل مكالمات تلفنى ، برقرارى ارتباط بين جـاسـوسـان ، ضـبـط فـعـاليـتـهـاى رادارى ، نـظـارت بـر عـمـليـات مـوشكهاى قاره پيما و ثبت نـقـل و انـتـقـالات دشـمـن مـى پـردازنـد. و اطـّلاعـات حـاصـل را پـس از تـحـليـل آن از سـوى مـاءمـوران اطـّلاعـاتـى ، بـه مـراكـز تـصـمـيـم گـيـرى ارسال و تصميم گيران مطابق آن تصميم لازم را مى گيرند.
يـكـى از مـعـروفـتـريـن جاسوسيهاى هوايى كه تاءثير زيادى بر روابط شرق و غرب داشت ، جـاسوسى هواپيماى يو 2 آمريكايى بر فراز خاك كوبا بود. در 14 اكتبر 1962 ميلادى (22 شـهـريـور 1341 ه . ش .) يك هواپيماى يو 2، از استقرار سكوهاى پرتاب موشكهاى ميان برد اتـمـى در خـاك كـوبا كه موشكهاى آن به سوى اهدافى در خاك آمريكا نشانه گيرى شده بود، بـا خـبـر شـد. در پى آن ، (كندى ) رئيس جمهورى وقت آمريكا، تهديد كرد كه چنانچه شوروى (سابق ) به اين اقدام خاتمه ندهد، آمريكا آن را با حمله اتمى جواب خواهد داد. شوروى (سابق ) در مـقـابـل تـهـديـد آمـريـكـا، مـشـروط بـه ايـنـكـه آمـريـكـا دسـت بـه عـمـل مـشـابـه در ايـتـاليا، تركيه و انگلستان بزند، موشكها، سكوهاى پرتاب و بمب افكنهاى استراتژيك خود را از خاك كوبا برچيد.(430)
3 ـ ايـسـتـگـاههاى جاسوسى زمينى : ايستگاههاى جاسوسى زمينى يكى از اركان شبكه گسترده و پـيـچـيـده جـاسـوسـى و نـيـز مـكـمـّل فعاليتهاى جاسوسى هوايى و فضايى (ماهواره ) و در عين حال از قديميترين نوع وسائل جاسوسى به شمار مى روند. وظايفى كه اين ايستگاهها انجام مى دهـنـد، تفاوت چندانى با وظايف مشابهى كه به وسيله هواپيماها و ماهوارههاى جاسوسى صورت مى گيرد، ندارد.
ايستگاههاى جاسوسى زمينى ، نقش بسزايى در جمع آورى اطّلاعات دارند، وجود ايستگاههاى متعدد زمـيـنـى در دورتـرين نقاط جهان از دلايلى است كه نشان مى دهد، اين ايستگاهها از اهميت و كارايى ويـژه بـرخـوردارنـد. يـكـى از مـؤ ثـرتـريـن آنـها، ايستگاههايى است كه به سيستم اعلام خطر مـوشـكـهـاى بـالسـتـيـكى مجهز هستند. آمريكا پس از دستيابى شوروى به تسليحات هسته اى و وسـائل پـرتـاب آن ، ايـن سـيـسـتـم را سـاخـت ، زيـرا نـياز به سيستمى داشت كه بسرعت مقامات آمـريكايى را از پرواز و پرتاب موشكهاى هسته اى روسى ، آگاه كند، تا در زمان مناسب با آن مقابله نمايد. به دنبال آن ، آمريكا سيستم مزبور را به كار گرفت . اين سيستم قادر بود پس از نـصـب در مـنـاطـقـى نـزديـك بـه خـاك شـوروى (سـابـق )، حـداقـل پانزده دقيقه قبل از رسيدن موشكهاى بالستيكى روسى به خاك آمريكا، مقامات نظامى و سياسى آمريكا را از اقدام روسها مطّلع كرده و آنان را براى مقابله با آن آماده نمايد.
4 ـ ساير وسائل جاسوسى : وسائل گردآورى اطّلاعات فقط به ماهواره ، هواپيما و ايستگاههاى زمـيـنـى مـحـدود نـمى شود، بلكه از وسائل ديگرى چون بالونها و كشتيها نيز براى اين منظور اسـتـفاده مى شود. با به كارگيرى اين وسائل ، مشكلات و موانع جمع آورى اطّلاعات در درياها و كـوهـهـا مـرتـفـع شـده اسـت . بـالونـهـا و كـشتيها به صورت جداگانه و نيز با همكارى ساير وسـائل مـذكـور بـه ايـفـاى وظـايـف جـاسـوسـى خـود كـه تـفـاوت چـشـمـگـيـرى بـا وظايف ديگر وسائل جاسوسى ندارد، مشغولند.
فرهنگ ملّى
فـرهـنـگ مـلّى بـه شكلها و صورتهاى مختلفى بر استراتژى تاءثير مى گذارد، اين تاءثير هـمـانـنـد تـاءثـيـر عـوامـل ديـگـرى چـون اقـتـصـاد و تـسـليـحـات ، هـمـواره تـسـهـيـل كـننده نيست ، بلكه گاه محدود كننده است . به بيان ديگر، استراتژيستها قادر نيستند، اسـتـراتژيهايى را كه با فرهنگ ملت در تضاد است ، اتّخاذ و يا آن را با موفقيت هدايت نمايند. بـا نـگرشى بر برخى از عوامل فرهنگ ملّى كه بر استراتژى مؤ ثر است ، مى توان اين نكته را روشنتر ساخت .
اعتبار ملّى
اكـثـر تـصـميمات استراتژيك داخلى و خارجى هر دولت ، از ارزشهاى فرهنگى آن جامعه نشاءت مـى گـيـرد. ايـن ارزشـهـا كـمـتر دستخوش تغيير و تحول اساسى مى شوند، در نتيجه ، رفتار نـشـاءت گـرفـتـه از آن ، از ثـبـات و يـكـنـواخـتـى بـرخـوردار است . بر اين اساس ، مى توان رفـتـارهـاى آيـنـده آن دولت را پـيـش بـيـنـى كـرد. چـنـانـچـه ايـن رفـتـار مـبـتـنـى بـر اصـول و قـواعـد پـذيرفته شده جامعه باشد، در آن صورت ، تصميمات استراتژيك آن دولت نـيـز، از ثـبـات نـسبى برخوردار خواهد بود. بدين ترتيب ، اعتبار ملّى هر كشور كه آميزه اى از (ثـبـات در تـصـمـيـم گـيـرى ) و (تـصـمـيـم گـيـرى بـر مـبـنـاى اصول و قواعد معين و مورد قبول ) است ، شكل مى گيرد.
بـرخـوردارى كـشـور از اعتبار ملّى ، موجب اعتماد ديگر كشورها و حتى اتباع همان كشور، نسبت به سـيـاستها و استراتژيهاى دولت مى گردد. در واقع كشور مزبور با ارائه تصويرى روشن ، گـويـا و مـنـطقى از رفتار داخلى و خارجى خويش ، اعتماد ديگر كشورها را به خود جلب مى كند. اگـر چـه دسـت يـافـتـن به چنين مرحله اى ، مشكل و تواءم با بردبارى ، سعه صدر، تجزيه و تـحـليـل درسـتِ اطـّلاعـات و واقـعـيـات مـوجـود اسـت ، امـّا وصـول بـه آن ، مـوقعيت و جايگاه برترى را براى كشور دارنده آن ، در ابعاد مختلف و بويژه تسهيل در اتّخاذ و اجراى استراتژيهاى منطقه اى و جهانى ايجاد مى كند.(431)
جـمـهـورى اسـلامـى ايـران از كـشـورهـايـى اسـت كـه بـيـن مـلل مـخـتلف جهان ، اكثر دولتهاى دنيا و بويژه مردم و دولتهاى همسايه ، به انتخاب و پيروى صادقانه و متعهّدانه از خطمشى هاى استراتژيك داخلى و خارجى منسجم ، كارآمد و شايسته مبتنى بر انديشه الهى و متكى بر اصل كرامت و ارزش والاى انسانى ، معروف است و از اين رهگذر به حـيـثـيـت ، اعـتـبـار و جـايـگـاه ويـژه اى دسـت يـافـتـه اسـت ، بـگـونـه اى كـه مـكـانـى بـراى حـل و فـصـل درگـيـريـهـاى ارضـى و مرزى همسايگان ، منادى مبارزه عليه فقر، تبعيض ، فساد، جـنايت ، مواد مخدر، و جايگاهى به منظور حمايت از جنبشهاى آزاديخواهى و حق طلبانه درآمده است . ثبات و پايدارى اين اصول ، بر اعتبار ملّى ايرانيان افزوده است .(432)
روحيه ملّى
روحيه ملّى به مجموعه خصوصيات روانى ، خُلقى ، نفسانى ، عاطفى ، و رفتارى مشتركِ افراد يك كشور، اطلاق مى شود. بر اين اساس ، صفاتى چون شجاعت و ترس ، اميد و نااميدى ، همكارى و رقابت ، انضباطپذيرى و هرج و مرج طلبى ، گذشته گرايى و آينده نگرى ، خودكم بينى يا بـزرگ بـيـنـى (433) و مـانـنـد آن ، جزء روحيه ملّى به شمار مى آيد. روحيه ملّى ، طى سـاليـان طـولانـى شـكل مى گيرد و نسل به نسل منتقل مى گردد؛ امّا گاه روحيه ملّى ، همانند به وجـد آمـدن سـربـازان فـاتـح جـنگ ، ناشى از وقايع زودگذر و يا حالات موقت است . هميشه چنين روحـيـه مـوقـتـى بـه صـورت طـبـيـعـى اتفاق نمى افتد، بلكه فرماندهان نظامى ، و يا رهبران سـيـاسـى بـراى نـيل به اهداف استراتژيك ، عناصرى را كه موجب تقويت روحيه مى شوند به كار مى گيرند و يا عوامل تضعيف كننده روحيه را كاهش و يا از ميان برمى دارند.(434)
اگـر چـه تـاءثـيـر روحـيـه مـوقـتِ پـرتـحـرك را نـمـى تـوان در نيل به اهداف مورد نظر ناديده گرفت ، امّا تنها روحيه متعالى و دائمى ، مايه پيشرفت و ثبات در زمينه استراتژيهاى سياسى ، نظامى ، فرهنگى و اقتصادى و نيز مايه افزايش مطمئن قدرت مـلّى ، در زمـان صلح و جنگ است . به عنوان مثال ، تقويت روحيه سربازان آلمانى توسط هيتلر، يـكـى از دلايـل پـيـشرويهاى اوّليه نظامى او در شوروى (سابق ) بود، ولى سربازانش كه از روحيه عميق و در نتيجه از قدرت وافر برخوردار نبودند، از سربازان روسى كه با روحيه ميهن پرستانه از مسكو دفاع مى كردند، شكست خوردند.
روحـيـه چـه بـه صـورت مـوقـّت و يـا دائمـى ـ چـه بـه شـكل مثبت و چه به شكل منفى ـ مؤ ثرترين عامل پيروزيها و شكستهاست . به ديگر سخن ، تعداد فـراوان سـربـازان و يـا قـدرت تـسـليـحـاتـى قـابـل تـوجـه ، تـعـيـيـن كـنـنـده تـريـن عـامـل در پـيـروزيـهـا به شمار نمى آيد، بلكه ارتشى كه با نيروى روحى قويترى مى جنگد، قادر است ، دشمن مجهزتر از خود را شكست دهد، زيرا روحيه قوى ، سربازان را وامى دارد، براى نـيـل بـه پـيـروزى و پـرهـيز از شكست تا سر حد امكان ، تلاش كنند. جنگ بدر نمونه اى در اين زمينه است ، چون در اين جنگ ، سپاه غير مجهز 313 نفرى مسلمانان با بهره گيرى از سازماندهى مـنـاسـب ، نـظـم و انـضـبـاط و بـويـژه روحـيـه قـوى بـر لشـكر مجهّز هزارنفرى مشركين پيروز شدند.(435)
ايدئولوژى
ايـدئولوژى در يـك مـعـنـا، بـه نـوعـى نـظام فكرى و عقيدتى گفته مى شود كه مجموعه افكار انسان را در ابعاد مختلف زندگى اجتماعى شكل مى دهد، و نيز بايدها و نبايدهاى رفتار سياسى ، اجـتـمـاعـى ، اقـتـصـادى و فـرهـنـگـى را تـعـيـيـن و آن را در جـهـت نـيـل بـه اهـدافـش هـدايـت مـى كـنـد.(436) برخى از اين بايدها و نبايدها، به تاكتيك و بـرخـى ديـگـر بـه بـرنـامـه اسـتـراتـژيـك مـربـوط مـى شـود. بـه عـنـوان مثال ، تصميم به حفظ آمادگى در مقابل دشمنان احتمالى ، يك برنامه استراتژيك است . امّا طرح ايـنـكـه بـا چـه سـلاحـى و يـا چـگـونـه و در چـه مـنـاطقى اين آمادگى را حفظ كنيم ، نوعى شيوه عمل كوتاه مدت و يا طرحى تاكتيكى خواهد بود.(437)
ايـدئولوژى هـمـانـنـد سـايـر عـنـاصـر فـرهـنـگـى ، درصـورتـى مـى تـوانـد عامل افزايش قدرت ملّى گردد، كه به نحو مطلوبى در جهت تقويت روحيه ملّى ، تجهيز امكانات ، بـسـيـج نـيـرو و... بـه كـار گـرفـتـه شـود. بـرايـن اسـاس ، هـرگـاه عـنـاصـر ظـلم ستيزى و فـسـادگـريـزى اسـلام و بـويـژه شـيعه مورد بهره بردارى قرار گرفته و مردم نيز به چنين بـرداشـتـى از اسـلام دست يافته اند، ايدئولوژى اسلامى وسيله اى براى ايجاد شور و تحرك انـقـلابـى و تـسريع در تحقق برنامه و طرحهاى استراتژيك (مانند مقابله با تجاوز عراق به ايران ) شده است . در عوض ، تاءكيد غلط وهابيت بر عناصر گذشته گرايى و محافظه كارى ، آنـان را از تـحـرك سـيـاسـىِ نـظـامـىِ مـطـلوب و در نـتـيـجـه از تحصيل و اجراى خطمشى ها و استراتژيها مستقل بازداشته است .(438)
ايـدئولوژى چـه بـه صـورت مـطـلوب بـه كـار گـرفـتـه شـود يـا نـشـود، اصـول و معيارهايى را در اختيار عامه مردم براى سنجشِ عملكرد نخبگان سياسى نظامى قرار مى دهد، هرگاه چنين سنجشى به تاءييد سياستها و استراتژيهاى رهبران ، منتهى شود، مردم را به مـشـاركت ، همكارى و اجراى صحيح تصميمات استراتژيكِ حكومت ترغيب مى كند، و نيز بر اقتدار سياسى رهبران ، ثبات سياسى حكومت و قدرت تصميم گيرى دولت افزوده مى شود. به عنوان مـثـال ، ايـدئولوژى اسـلام در انـقـلاب اسلامى ، ناسيوناليسم در انقلاب فرانسه ، بلشويسم (439) در شـوروى (سـابـق ) و نـازيـسـم در آلمـان بـه شكل بارزى داراى چنين كاركردى بوده اند.
رهبرى
ويژگيهاى سياسى ، نظامى ، اقتصادى و بويژه فرهنگى هر جامعه اى ، رهبر يا رهبرانى را مى پـرورانـد و آنـان را به قدرت مى رساند. بدين وسيله آنان به حياتى ترين اطّلاعات دست مى يـابـنـد، از عاليترين اختيارات تصميم گيرى استراتژيك بهره مند مى گردند و برفراز همه امـور قـرار مـى گـيـرنـد. بـنـابـرايـن ، قـادرنـد سـيـرتـمـام حـوادث و بـخصوص روند وقايع اسـتـراتـژيـك را تـنـد و يـا كـنـد كـنـنـد. بـه ديـگـر سـخـن ، آنان پس از دستيابى به قدرت ، تـوانـاتـريـن ، مـقـتـدرتـرين ونهايى ترين مرجع براى آغاز، هدايت و يا توقف استراتژى ملّى محسوب مى شوند.(440)
نـقـش رهـبـران (كـاريـزمـاتـيـك يـا فـرهـمـنـد)(441)، در تـعـيـيـن ، كـنترل ، سازماندهى و يا توقف روند اجراى استراتژى ، بيش از ساير رهبران است ، زيرا آنان از اسـتـعـداد شـگـرف ، تـوانايى عظيم ، جاذبه نيرومند و در يك كلام از نيروى خدادادى فراوان بـرخـوردارند، براين اساس ، توانايى آن را دارند كه ، بطور معجزه آسايى بر ديگران اثر بـگـذارنـد، اعـتماد، احترام و وفادارى مردم را جلب كنند و در نتيجه از پشتيبانى و حمايت گسترده مـلت ، نسبت به خواسته هاى استراتژيك ملّى برخوردار گردند. با اين وصف ، در تاريخ جهان رهـبـران كـاريز ماتيك ، اندك بوده ند، ولى همين رهبران اندك ، كارها و تغييرات بزرگ و فوق العـاده اى را در صـحـنـه اسـتـراتـژيـهـاى داخـلى ، مـنـطـقـه اى و بـيـن المللى ايجاد نم )وده اند.(442)
(مـارشـال دوگـُل ) از جـمـله رهـبران كاريزماتيك معاصر در كشور فرانسه است . وى با بهره گـيـرى از ويـژگيهاى شخصيتى ، به نفوذ قابل توجهى در مردم فرانسه دست يافت ، و بدين وسـيـله از حمايت آنان در جهت اجراى خطمشى هاى مستقل از آمريكا بهره مند شد. بر اين اساس ، وى در سـال 1958 مـيـلادى (1337 ه . ش .) يـعـنـى زمـانى كه هنوز فرانسه به سلاح اتمى دست نـيـافـتـه بـود، خـواسـتار ايجاد يك رهبرى سه جانبه از سوى آمريكا، انگليس و فرانسه براى تـصـمـيـم گيريهاى استراتژيك و بويژه برنامه ريزيهاى هسته اى پيمان (آتلانتيك شمالى )(443) (نـاتـو) شـد. او هـمـچـنين چند سال بعد نسبت به توانايى طرح دفاعى آمريكا بـراى پـوشـش اتـمـى اروپـا و فـرانـسـه در مـقـابل حمله اتمى شوروى (سابق )، ابراز شك و تـرديـد كـرد. امـّا در هـر دو مـورد مـذكـور، نـظـرات فـرانـسـه با مخالفت تند آمريكا رو به رو گـرديـد. دوگـُل در واكـنـش بـه آن ، فـرانـسـه را در سال 1966 ميلادى (1345 ه . ش .) از جناح نظامى ناتو خارج نمود.(444)
همبستگى اجتماعى
هـمـبـسـتـگى يا همگرايى اجتماعى كه ناشى از وجود اشتراكات سياسى ، نظامى ، فرهنگى و يا ايـدئولوژيـك اسـت ، طـى سـاليـان دراز و بـنـدرت در كـوتـاه مـدّت شـكـل مـى گـيـرد (مـانـنـد راهـپـيـمـايـى و تـظـاهـرات )، و بـسـتـر مـنـاسـب بـراى تـسـهـيـل در اتـّخـاذ تـصـمـيـمات استراتژيك و پشتيبانى مؤ ثر در اجراى آن را فراهم مى آورد. يـكـپـارچـگـى اجـتـمـاعـى ، بيش از هر چيز، ريشه در فرهنگ يك ملّت دارد. به بيان ديگر، فرهنگ عـنـاصـرى از وحـدت رفـتـار اجـتماعى (مانند رعايت انضباط اجتماعى ، پذيرش تشكيلات جمعى ، اطـاعـت از رهـبر ملّى ) را در خود دارد. در نتيجه ، يكپارچگى ملّى ، توانايى بسيج ، سازماندهى و به كارگيرى آحاد ملّت ، در نيل به اهداف استراتژيك را داراست .(445)
عـلاوه بـر آن ، انـسـجـام و يـكـپـارچـگـى مـلّى ، بـه افـزايـش قـدرت مـلّى مـى انجامد، بدين سان تـسـهـيـل و تـصـريـحِ تـصـمـيـمـات اسـتـراتـژيـك و تـسـريـع و تـعـجـيـل در اجـرا و تـوفيق آن را به ارمغان مى آورد. نمونه برجسته اين مساءله را مى توان در جـريـان پـيـروزى شـكـوهـمـنـد انـقـلاب اسـلامـى ايـران و تـداوم آن و نـيـز هـشـت سـال دفـاع مـقـدس مـشـاهـده كـرد. هـمـبـسـتگى اقليتهاى ملّى و مذهبى كه با به زير كشيدن حكومت شـاهـنـشـاهـى و استقرار نظام عادلانه اسلامى متجلّى شد، موجب ارتقاى قدرت مردم ايران گرديد. بـنابراين ، ملّت ايران با پيروى از استراتژى دستان خالى ، ولى با ايمان به خداى بزرگ و رهـبـرى خـردمـنـدانـه امـام خـمـيـنـى (ره )، يـكى از كهن ترين نظامهاى شاهنشاهى جهان را از ميان برداشتند.(446)
هـمـبـسـتـگى اجتماعى داراى كاركردهاى ديگرى نيز هست كه جلوگيرى از گرايش اقليتهاى ملى و مـذهـبى به بيگانگان ، تقدّم منافع ملّى بر منافع فردى و گروهى ، افزايش مشاركت سياسى مـردم از آن جـمـله اسـت . هـر يـك از اينها به صورت جداگانه يا به صورت يك مجموعه به هم پـيوسته ، زمينه هاى لازم براى افزايش توان تصميم گيرى استراتژيك نظام سياسى را به وجود مى آورد. بنابراين كشورهاى فدرال جهان ، كه نمونه نسبى از همبستگى ملّى به شمار مى رونـد، تـا حـد زيـادى از ظـرفـيـت و سرعت در تصميمات استراتژيك بهره مند هستند. در عوض ، يوگسلاوى و شوروى سابق از آن بى بهره بو)ده اند.(447)
منابع:
428- جاسوسى صنعتى ، ژاك برژيه ، ترجمه رضا فرزانه ، ص 6 ، جاويدان ، 1335 .
429- چشمان مخفى آمريكا در فضا ، ريلكسون ، ص 428 .
430- تحولات روابط بين الملل از كنگره وين تا امروز ، نقيب زاده ، ص 214 .
431- اصول سياست خارجى و سياست بين الملل ، قوام ، ص 79 .
432- ديـدگـاههاى جهانى جمهورى اسلامى (متن سخنرانى وزير امور خارجه ايران در مجامع بين المللى ، مؤ سسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ، 1373 .
433- روان شـنـاسـى سـيـاسـى و جـامـعـه بـسـته ، محسن فاطمى ، ص 11 ـ 12 ، انتشارات فراوان ، 1372 .
434- تـقـويـت ايمان مذهبى سالم ، خلق آرمان جديد و ايجاد اعتماد به نفس از عناصر تقويت روحيه و عكس آنها از عناصر تضعيف روحيه به شمار مى روند . (ر . ك : روحيه جنگى ، اف . ام . ريچاردسون ، ترجمه معاونت پژوهش دانشگاه امام حسين (ع ) ، ص 54 ـ 64 ، دانشگاه امام حسين (ع ) ، 1365 .
435- فـروغ ابـديـت ، جـعـفـر سـبـحانى ، ص 483 ، 493 ، 496 ، 509 ، دفتر تبليغات اسلامى قم ، 1366 .
436- ايـن تـعـريـف از ايـدئولوژى ، تـعـريـف عـام از ايـدئولوژى اسـت ، در مـعـنـاى خـاص ايـدئولوژى در بـرابـر جـهـان بـيـنـى بـكـار مـى رود ، در ايـن صـورت ايـدئولوژى شامل افكار عملى و جهان بينى افكار نظرى را در برمى گيرد .
437- ايدئولوژى تطبيقى ، محمدتقى مصباح ، 2 ج ، ج 1 ، ص 3 ـ 5 ، مؤ سسه در راه حق ، بى تا .
438- همان ، ص 134 ـ 135 ، بى نا ، 1361 .
439- بـلشـويـسـم عـنـوان گـروه اكـثـريـت در حـزب سوسيال دمكرات كارگران روسيه بود كه قدرت را بعد از انقلاب 1917 ميلادى (1296 ه . ش .) روسيه در شوروى (سابق ) در دست گرفتند .
440- رهـبـران كـسـانيكه دنيا را تغيير داده اند ، ريچارد نيكسون ، ترجمه كاظم عمادى ، ص 12 ، مؤ سسه مطبوعاتى عطائى ، 1363 .
441- . Leader Charismatic -
442- رهـبـرى اثـربخش ، فرد فيدلر و مارتين شمرز ، ترجمه سهراب خليلى ، ص 11 ، مركز انتشارات علمى دانشگاه آزاد اسلامى ، 1372 .
443- . Orgnization Treaty Atlantic North -
444- فـرانـسـه ، وزارت امـور خـارجـه جـمهورى اسلامى ايران ، ص 136 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .
445- فـرهـنـگ سـازمـانـى ، مـحـمـدعـلى طوسى ، ص 7 ـ 9 ، مركز آموزش مديريت دولتى ، 1372 .
446- فرهنگ استقلال و توسعه ، جواد منصورى ، ص 127 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1374 .
447- اصول سياست خارجى و سياست بين الملل ، قوام ، ص 75 .