فعاليت هاي هسته اي 3
اهداف كشورها از دستيابى به سلاح هسته اى
امضاى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى تا حد زيادى نشانگر اهداف هسته اى كشورهاست ، اما بسنده كردن به امضاى اين پيمان براى پى بردن به نيات كشورها از دستيابى به سلاح هسته اى اشتباه بزرگى است. كره شمالى از ديگر كشورهاى امضا كننده پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى (npt)است كه در زمينه اعمال نظارت و بازرسى از سوى آژانس بين المللى انرژى اتمى (iaea)، چالشهايى ايجاد كرده است . كره شمالى پيمان ((NPT)) را در سال 1985 امضا كرد، اما تا ژانويه 1992 در شيوه اعمال نظارت و بازرسى ((iaea))به توافق نرسيد. اين در حالى است كه بر اساس منشور پيمان ((Npt))، توافق بر سر شيوه اعمال بازرسى بايد حداكثر ظرف 18 ماه پس از امضاى اين پيمان صورت گيرد.
كره شمالى پس از دستيابى به توافق با آژانس بين المللى انرژى اتمى بر سر شيوه بازرسى اين آژانس ، موظف شد تا فهرستى از تمامى مواد و تاءسيسات هسته اى خود را در اختيار آژانس قرار دهد. آژانس بين المللى انرژى اتمى كه از عدم پايبندى عراق به مفاد پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى درس عبرت گرفته بود عزم خود را جزم كرد تا اطمينان يابد كه آيا كره شمالى تمامى برنامه هاى هسته اى خود را به اين آژانس اعلام كرده است يا خير. از اين رو هياتهايى را به منظور تحقيق و بازرسى به اين كشور گسيل داشت . در اوايل سال 1993 اين آژانس به وجود تناقضهايى در زمينه فهرست اعلام شده مواد هسته اى از سوى كره شمالى پى برد و براى اطمينان يافتن از اينكه اين فهرست كامل است ، دست به تحقيقات گسترده اى زد. اطلاعات به دست آمده از اين تحقيقات نشان داد كه كره شمالى آژانس بين المللى انرژى اتمى را از وجود دو مركز هسته اى كه احتمال مى رفت مراكز نگهدارى زباله هاى هسته اى باشند، مطلع نساخته بود.
اين آژانس سعى كرد تحقيقات وسيعترى در اين زمينه انجام دهد، اما كوشش آژانس مزبور با مخالفت كره شمالى روبرو گشت . مقامات كره شمالى كه از اين اقدام آژانس بين المللى انرژى اتمى رنجيده خاطر شده بودند، تصميم خود را در 12 مارس 1992 مبنى بر كناره گيرى از پيمان ((NPT)) اعلام كردند. در اين زمان بسيارى عقيده داشتند كه كره شمالى برنامه هاى هسته اى گسترده اى در دست اجرا دارد و نمى خواهد كسى از آن اطلاع يابد و به همين دليل است كه از اعمال بازرسى و نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى طفره مى رود.
با اين حال ، كره شمالى تصميم خود را عملى نساخت و از پيمان ((NPT))كناره نگرفت ، اما به آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز اجازه نداد كه براى تعيين صحت و سقم فهرست مواد و تاءسيسات هسته اى اعلام شده خود از اين كشور بازديد بعمل آورد. درباره دو مركز هسته اى ياد شده ، كره شمالى اذعان داشت كه اين دو مركز، پايگاههاى نظامى بوده و در زمره مكانهاى قابل بازرسى آژانس بين المللى انرژى اتمى جاى نمى گيرند. در اين احوال ، آمريكا و كره شمالى در سال 1994 موافقتنامه اى را به امضا رساندند.اين موافقتنامه چهارچوب توافقى لقب گرفت . هدف از اين موافقتنامه اطمينان يابى از پايبندى كامل كره شمالى به مفاد پيمان ((NPT)) بود و بدين منظور آمريكا، ژاپن و چند كشور ديگر بر آن شدند تا راكتورهاى آب سبك در اختيار كره شمالى بگذارند و آنها را جايگزين راكتورهاى مگناكس (MAGNOX) اين كشور نمايند. هدف از اين كار اين بود كه امكان استفاده از راكتورهاى آب سبك در تكثير سلاحهاى هسته اى به مراتب كمتر از امكان استفاده از راكتورهاى مگناكس در اين زمينه است ، زيرا برخلاف راكتورهاى مگناكس كه انگليس نيز در ساخت سلاحهاى هسته اى خود از آن استفاده كرده بود از راكتورهاى آب سبك نمى توان براحتى براى توليد ميزان كافى پلوتونيم غنى شده لازم بمنظور ساخت بمب هاى هسته اى استفاده كرد.
چهارچوب توافقى هنوز جامه عمل نپوشيده است و تا زمان اجراى كامل آن نگرانى از احتمال دستيابى كره شمالى به سلاحهاى هسته اى وجود دارد.
باگذشت زمان، ارزيابى انگيزه كشورها از دستيابى به سلاحهاى هسته اى دشوارتر شده است .
با توجه به اين حقيقت كه در زمينه آزمايشهاى هسته اى صلح آميز ابهاماتى وجود دارد و حتى كشورها قادرند بدون انجام هيچ گونه آزمايش هسته اى به سلاح هسته اى دست يابند (همانند آفريقاى جنوبى)، نمى توان بسادگى مشخص نمود كه آيا كشورى به سلاح هسته اى دست يافته است يا خير.
علاوه بر كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى (آمريكا، روسيه ، فرانسه ، انگليس و چين ) كشورهاى هند، پاكستان ، رژيم صهيونيستى ، برزيل ، آرژانتين و آفريقاى جنوبى نيز از قابليتهاى لازم براى ساخت سلاحهاى هسته اى برخوردارند. از بين اين شش كشور، سه كشور اول پيمان ((NPT))را امضا نكرده اند، اما سه كشور دوم اين پيمان را امضا كرده اند.
علاوه بر كشورهاى فوق الذكر، چندين كشور ديگر نيز وجود دارند كه از امكانات ضرورى ساخت سلاحهاى هسته اى برخوردارند و برخى نيز برنامه هاى گسترده اى براى ساخت اين سلاحها در دست اجرا داشته اند، ولى بدلايل مختلف از ادامه راه منصرف شده اند.
پس از پايان يافتن جنگ سرد، قوت گرفتن عوامل غير دولتى و نقش اين عوامل در تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى ، نگرانيهاى تازه اى ايجاد است.
فروپاشى اتحاد جماهير شوروى نگرانيهاى تازه اى را در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى برانگيخته است.
به منظور مهار اطمينان بخش نيروهاى هسته اى اتحاد جماهير شوروى سابق ، اقدامات گسترده اى صورت گرفت كه از جمله اين اقدامات مى توان به ايجاد مراكز مختلف براى بكار گيرى مثمر ثمر كاركنان تاءسيسات هسته اى شوروى سابق اشاره داشت.
عراق، يكى از كشورهاى امضا كننده پيمان ((NPT))، اولين كشورى بود كه تعهدات خود بر اساس اين پيمان را ناديده گرفت و برنامه هاى هسته اى مخفى و گسترده اى را به مرحله اجرا اجرا درآورده . كره شمالى نيز يكى از امضا كنندگان پيمان ((NPT)) است كه در زمينه اعمال نظارت و بازرسى از سوى آژانس بين المللى انرژى اتمى چالشهايى ايجاد كده است.
دو نظريه درباره گسترش سلاحهاى هسته اى
يكى از نظريات جنجال برانگيز در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ، نظريه سودمندى گسترش سلاحهاى هسته اى است كه در اوايل دهه 1980 از سوى كنث والتز (Waltz - Kenneth) ارايه شد. البته والتز با پايان گرفتن جنگ سرد در نظريه بتواند پاسخگوى تحولات نوين جهانى باشد، اما بن مايه اين نظريه دست نخورده باقى ماند. نظريه والتيز، ريشه در نظريه نئورئاليست داردت يعنى بر عوامل ساختارى بسيار تاءكيد مىكند. به بيان ديگر، نظريه والتز بيان مى دارد كه واحدهاى تشكيل دهنده يك مجموعه بين المللى سياسى (كشورها) بايد به بهترين وجه امنيت ملى خويش را تاءمين كنند و اين امر نيز محقق نمى شود مگر با دستابى به سلاح هسته اى ،زيرا اين سلاحها بازدارنده هاى خوبى در مقابل دشمنان بالقوه هستند.
نظريه والتز با طرح اين موضوع كه گسترش سلاحهاى هسته اى به ساير كشورها، ثبات جهانى بيشترى به ارمغان مى آورد، طرفدارانى نيز يافته است به عنوان نمونه ، تحليلگران بين المللى عقيده دارند كه دستيابى دو كشور همجوار هند و پاكستان به هسته اى عامل مهمى است كه رهبران اين دو كشور را بر آن داشته است كه در تصميم گيريهاى خود با احتياط و سنجيدگى بيشترى عمل كنند و اين امر، به نوعى ثبات استراتژيك ميان اين دو كشور منجر شده است . علاوه بر والتز، ميرشيمر 1990 (Mearsheimer) نيز نسبت به مساله تكثير سلاحهاى هسته اى رويكردى مثبت دارد و بيان مى دارد: اگر دو كشور ژاپن و آلمان نيز به جرگه كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى ملحق شوند، نظاره گردنيايى باثبات تر خواهيم بود البته نظريات والتز و ميرشيمر طرفدارن چندانى نداشته و اكثريت پيرو نظريه خطر آفرينى گسترش سلاحهاى هسته اى مى باشند.
نظريه دوم
بنيانگذار نظريه خطر آفرينى گسترش سلاحهاى هسته اى ، اسكات ساگان (Saqan Scott) است. در مباحثه اى كه چندى ميان ساگان و والتز صورت گرفت ، ساگان چنين استدلال كرد كه والتز و ميرشيمر بيش از حد به مساله تكثير سلاحهاى هسته اى خوش بين هستند. ساگان عقيده دارد كه نظريه سودمندى گسترش سلاحهاى هسته اى در منطق نظريه بازدارندگى عقلانى ريشه دارد، بدين معنا كه اگر دو كشور مسلح به سلاحهاى هسته اى باشند از جنگيدن مى پرهيزند، زيرا هر گونه جنگ احتمال هزينه هاى و خسارتهاى جبران ناپذيرى بر آنها تحميل خواهد كرد.نظريه ساگان يعنى نظريه خطر آفرينى گسترش سلاحهاى هسته اى در نظريه سازمانى ريشه دارد. ساگان عقيده دارد كه تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى نه تنها ثبات به ارمغان نمى آورد، بلكه ثبات جهانى موجود را نيز به مخاطره خواهد افكند.
ساگان بر اين عقيده است كه اميد به ايجاد بازدارندگى نيرومند و معقول بين كشورهايى كه در آينده به سلاحهاى هسته اى دست مى يابند، آن گونه كه والتز و ديگران تصور مى كنند، ساده انديشى محض است . ساگان بهترين و مناسب ترين راه براى افزايش ثبات صلح جهانى را كاهش نياز به سلاحهاى هسته اى و تقويت پايه هاى رژيم جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى و به ويژه پيمان ((NPT)) مى داند.
از مدتهاى پيش تا كنون بحثهاى گسترده و جنجال برانگيزى در زمينه گسترش بيشتر سلاحهاى هسته اى صورت گرفته و مى گيرد.
كنث والتز عقيده دارد كه گسترش سلاحهاى هسته اى به ثبات بيشترى منجر مى شود، زيرا به عقيده او سلاحهاى هسته اى بعنوان سد خلل ناپذيرى در برابر تجاوزات احتمالى بالقوه عمل كرده و دشمن را از اقدام به حمله باز مى دارند.
اسكات ساگان با والتز هم عقيده نيست و چنين استدلال مى كند كه گسترش سلاحهاى هسته اى ، امنيت جهانى را در معرض خطر قرار مى دهد، زيرا احتمال جنگهاى هسته اى پيشگيرانه و رخ دادن خطاهاى غير عمدى اين نوع سلاحها - كه خسارات جبران ناپذيرى مى تواند در بر داشته باشد - همواره به قوت خود باقى است
ساگان و برخى ديگر بهترين راه براى افزايش ثبات را كاهش نياز به سلاحهاى هسته اى مى دانند.