نقاط استراتژيك جهان 7
خريد تسلحياتى كشورهاى خليج فارس
كشورهاى غربى در پى وقوع انقلاب اسلامى ايران و به خطر افتادن منافعشان در منطقه خليج فارس ، درصدد نشان برآمدند كه با تبليغات دروغ ايران را به عنوان يك دشمن اصلى براى كـشورهاى عرب خليج فارس نشان دهند كشورهاى عرب خليج فارس تحت تاءثير همين تبليغات و فشار غربيها قرار گرفته خريدار اسلحه از كشورهاى غربى را افزايش دادند، بطورى كه تـوازن قـوا در ايـن مـنـطـقـه بـه هـم خـورده و ايـنـك مـنـطـقـه بـه يـك انـبـار بـزرگ تـسـليحات تـبـديـل شـده اسـت . آمـريـكـا و انـگـلسـتـان در فـروش سـلاحـهـاى نـظـامـى به اين كشورها، مقام اول و دوم را كـسـب كـرده انـد. آنـهـا بـا فـروش ايـن سـلاحـهـا چـنـديـن هـدف را دنـبـال مى كنند. آمريكا علاوه بر سودى كه از اين طريق نصيبش مى شود، مى تواند نفوذ خود را در دسـتـيـابـى كـامـل بـر سـرنـوشـت ايـن كـشورها افزايش دهد، زيرا اين كشورها به هيچ عنوان تـوانـايـى بهره بردارى از اين همه سلاح را ندارند.(144) ودر نتيجه ارتشهاى منطقه زيـر نـظـر كـارشـنـاسـان آمـريـكـايـى قـرار خـواهـد گـرفـت .بـه عـنـوان مثال ، عربستان سعودى با توجه به خريدهاى كلان و نظامى اش از نظر بودجه نظامى در مقام شـشـم قـرار گـرفـتـه اسـت . بـيـشتر ثروت اين كشور صرف خريد تسليحات بويژه نيروى هـوايـى مـى شـود. عـربـسـتان در سال 1981 چهار هواپيماى آواكس از آمريكا خريدارى كرد. اين كـشـور عـلاوه بـر ايـن هـواپـيـمـاهـا، مـجـهـّز بـه 205 جـنـگـنـده و سـه اسـكـادران اف 15 مـى باشد.(145)
حضور نيروهاى نظامى (دريايى) كشورهاى منطقه
دو كـشـور ايـران و عـراق از نـظـر قـدرت دريـايى از عمده ترين كشورهاى قدرتمند دريايى در خليج فارس بودند، ولى كشور عراق در طول جنگ تحميلى براثر حمله نيروى دريايى جمهورى اسلامى ايران ، بيشتر امكانات دريايى خود را از دست داد.
نـيـروهـاى دريـايـى ايـران در طـول جـنـگ ايـران و عـراق ، حـضـور فـعـّال خود را در خليج فارس به نمايش گذاشت . نيروى دريايى عراق در شروع جنگ با تمام قـوا وارد جـنـگ بـا نـيـروهـا دريـايـى ايـران شـد، ولى بـا تـحـمـّل خسارات سنگين ، عملياتهاى دريايى خود را محدود كرده ، به صورت ضربه و فرار، اقـدام بـه عـمـليات نظامى مى كرد، نيروى دريايى ايران نه تنها وارد جنگ با عراق شده بود، بلكه كنترل كشتيرانى در خليج فارس و جلوگيرى از ورود كليه كشتيها به بندرهاى عراق را نيز در دست داشت .(146)
كشورهاى عرب منطقه از دهه 1970 به بعد، بويژه بعداز وقوع جنگ تحميلى عراق عليه ايران ، اقـدام بـه مـدرن كـردن نـيـروى دريـايـى خـود كرده اند، اين نيروها تاكنون دخالت مستقيمى در حـوادث خـليـج فارس نداشته اند و قدرت نظامى خود را به صورت شركت در مانورهاى مشترك به نمايش گذارده اند.(147)
اهميّت حفظ صلح و امنيّت منطقه خليج فارس
مـنـطـقـه خـليـج فارس ، يك منطقه استراتژيك به شمار مى آيد، زيرا مركز تاءمين انرژى مورد نـيـاز كـشـورهـاى صـنـعـتـى جـهان و شاهراه اقتصادى و بازرگانى بين سه قارّه اروپا، آسيا و آفريقا مى باشد. همچنين ، اين منطقه ، مركزيّت جهان اسلام بوده ، از موقعيت نظامى حسّاسى نيز بـرخـوردار اسـت . حـال ، ضرورت توّجه به حفظ صلح و امنيّت منطقه خليج فارس ، با توجه به موقعيّت استراتژيك اين منطقه ، آشكار مى شود.
حـفـظ امـنـيـّت خـليـج فـارس بـگـونه اى است كه تمامى كشورهاى منطقه و بسيارى از قدرتهاى خارجى ، خواستار آن بوده و در برابرش ، احساس مسؤ وليّت و تعهّد نيز مى كنند.
سه ديدگاه بطور كامل متفاوت در مورد چگونگى حفظ امنيّت منطقه وجود دارد:
1 ـ حفظ امنيّت با حضور مستقيم قدرتهاى عمده جهانى بويژه آمريكا.
2 ـ حـفـظ امـنـيـت بـا تشكيل پيمانهاى منطقه اى و بومى كه ارتباط مستقيم يا غير مستقيم با مراكز قدرت جهانى داشته باشد.
3 ـ طـرح هـمـكـارى مـنـطقه اى جداى از زرد و بندهاى موسوم سياسى با قدرتهاى خارج از منطقه خليج فارس .(148)
و ايـن هـمـان راهـى اسـت كـه هـمـواره جـمـهورى اسلامى ايران بر آن پافشارى داشته است ، ولى متاءسفانه كشورهاى عربى منطقه راههاى اول و دوم را در پيش گرفته اند.
ترتيبات امنيتى قدرتهاى بزرگ
الف ـ دكترين دوستونى (نيكسون ـ كسينجر)
بعداز خروج انگلستان از شرق كانال سوئز و منطقه خليج فارس (1971)و جايگزينى آمريكا بـه جـاى آن ، دو راه در مـقابل آمريكا وجود داشت :1 ـ حضور نظامى مستقيم 2 ـ حضور غير مستقيم . سرانجام ، طرفداران عدم حضور نظامى مستقيم در منطقه خليج فارس فائق آمدند و اين سياست را در منطقه ، اجرا كردند.(149)
عـوامـلى كـه بـاعـث شـد آن روز كـشـور آمـريـكـا سـيـاسـت (بـومـى كـردن) مسائل منطقه را برگزيند، چنين بود:
1 ـ تجربه تلخى كه از رويارويى مستقيم با ويتنام داشت .(150)
2 ـ آمادگى نداشتن مردم آمريكا براى درگيرى نظامى در نطقه ديگرى از جهان .
3 ـ پرهيز از ايجاد تنش و برخورد با شوروى در منطقه .
4 ـ جلوگيرى از تحريك احساسات ضد آمريكايى .
آمريكا براى اجراى سياست (بومى كردن) مسائل منطق ، به پياده كردن سيستم (دو ستونى) مـنـطـقـه دسـت زد بـديـن تـرتيب كه دو مهره اصلى خود(151)يعنى عربسان ا وايران را تـوقـيت كرد ايران به دليل موقعيّت استراتژيكى خود،براى آمريكا از اهميت خاصى برخوردار بود. به همين دليل ، نيكسون و كسينجر، رئيس جمهور و وزير امور خارجه وقت آمريكا، درملاقات بـا شـاه در سـال 1972 در تـهـران ، مسلّح كردن ايران را بدون محدوديت پذيرفتند، عربستان سعودى نيز به دليل درآمد هنگفت نفت ، به عنوان پشتوانه مالى اين طرح امنيّتى انتخاب شد.
اين طرح از سال 1971 تا 1979 بر منطقه حاكم بود، و توانست تا سالها، با كمترين حضور فيزيكى ، منافع آمريكا در منطقه را حفظ كند و نفوذ سياسى ، فرهنگى اين كشور بر كشورهاى مـنـطـقـه خليج فارس را تضمين كند. پيروزى انقلاب اسلامى ايران پايان دهنده اين سيتم امنيتى بـود، ليـكـن نـفوذ سياسى ، فرهنگى و تسلّط آمريكا بر منافع اقتصادى كشورهاى عرب منطقه همچنان ادامه دارد.(152)
ب ـ دكترين نيروهاى واكنش سريع
فـكـر ايـجـاد نـيـروهـاى واكـنـش سـريـع بـه عـنـوان يـك طـرح اسـتـراتـژيـك در سـال 1958 در بـنـياد راكفلر و از سوى هنرى كسنجر مطرح شد، ولى مدتهاى طولانى در سطح آكـادمـيـآك بـاقـى مـانـد سرانجام در سال 1979 (پس از سرنگونى شاه ايران) كارت تصميم گرفت ، طرح ايجاد نيروهاى واكنش سريع را مرحله اجرا درآورد.
وقايع دهه 1970 مانند جنگ اعراب و اسرائيل ،(153)حمله نظامى شوروى به افغانستان ، وقوع انقلاب اسلامى در ايران 1979 و فروپاش دكترين (دو ستونى) باعث شد كه ايالت مـتـّحـده آمـريـكـا بـه تـشـكـيـل چـنـيـن نـيـرويـى دسـت زد. در واقـع ، انـگـيـزه اصـلى تشكيل چنين نيرويى ، وقوع انقلاب اسلامى بود.
نـيـروهـاى واكـنـش سـريـع ، از نـيـروهـاى زمـيـنـى ، دريـايـى ، هـوايـى و تـفـنـگـداران دريـايى تـشـكـيـل شـده دخـالت نـظـامـى فـورى در كـشـورهـايـى كـه بـراى اسـتـقـلال مـبـارزه مـى كـردنـد و جـلوگـيرى از حمله دشمن به نيروهاى آمريكايى و متحدان وى در (مناطق حياتى) (154)، از اهداف مهم نيروهاى واكنش سريع بود.
آمريكا با تشكيل نيروهاى واكنش سريع ، سعى دربراندازى جمهورى اسلامى ايران داشت ؛ حتّى براى عملى كردن اين تصميم ، حمله اى نيز تدارك ديده شد، هر چند در آخرين لحظات ، به علّت عدم توانايى ، لغو شد.(155)
فـروش تـجـهـيزات نظامى مدرن به كشورهاى منطقه ، كوششهاى وسيع تبليغاتى براى ايجاد دشمنى بين اعراب و ايران و تلاش وسيع ديپلماتيك براى به انزوا كشاندن سياسى ايران ، از جمله سياستهاى آمريكا در منطقه خليج فارس بود. البتّه آمريكا براى اطمينان دادن به كشورهاى مـتـّحـد خـود در مـنـطـقه ، نيروهاى واكنش سريع را تقويت كرد و بدين منظور، بخشى از نيروهاى واكـنـش سـريـع در جـزيـره ديـگـوگـارسـيا(156)مستقّر شدند تا هم در موقع عمليات ، براحتى به منطقه برسند.
آمـريـكـا بـا تقويت (كمربند امنيّتى) و تشكيل نيروهاى واكنش سريع ، به عنوان دخالت كننده نـهـايـى ، سـعـى در حفظ امنيّت خليج فارس جهت تاءمين منافع خود دارد. در هر صورت ، سياست آمريكا در خليج فارس هنوزنيز با مشكلات و نگرانيهاى بسيارى رو به روست .
ج ـ پايگاههاى نظامى و مانورهاى مشترك
يـكـى از تـرتـيـبـات امـنـيـّتـى كـه كـشـورهـاى قدرتمند براى پيشبرد اهداف خود عليه ملتهاى ديـگـربـه كـار گـرفـتـه ، مـسـاءله حـضـور مـسـتـقـيم در مناطق مهمّ جهان بوده است . انگلستان از كشورهايى است كه در اين مساءله ، پيشگام بوده و به تاءسيس نخستين پايگاهها در منطقه خليج فارس اقدام كرده است . براى مثال جزيره (مصيره) متعلق به كشور عمّان از ديرباز پايگاهه نـظـامـى انـگلس بوده و بتازگى آمريكاييها، اين پايگاه را ترميم كرده و براى نيروهاى واكنش سريع خود از آن استفاده مى كنند.(157)
انـگـلسـتـان ، در بـحـريـن نـيـز پـايـگـاهـهـايـى داشـت كـه با خروجش از منطقه خليج فارس در سـال 1971، بـراسـاس قـراردادهايى آنها را به آمريكا واگذار كرد؛ اما پيوندها و ريشه هاى انـگـليـسى هنوز هم در اين كشور قطع نشده است .(158)انگلستان هم اكنون نيز در خليج فـارس پـايـگـاههايى دارد، مانند پايگاه دريايى (خصب) (واقع در خاك عمان) و پايگاه زمينى (بيت الفالاج) (واقع در خاك عمان) .
مـنـطـقـه خـليـج فارس به دليل اهميّت و موقعيّت استراتژيكى ، يكى از مناطقى است كه بشدّت مـورد توجّه آمريكا قرار گرفته است . اين كشور از زمان حضور خود در خليج فارس ، سعى در ايـجـاد پـايـگـاهـهـا و انـجـام مـانـورهـاى مـشـتـرك در ايـن مـنـطـقـه داشـت . بـه هـمـيـن دليل ، آمريكا همواره ، از مناقشات منطقه بهره جسته و بهانه لازم را براى حضور دايمى و ايجاد پايگاههاى نظامى به دست آورده است . نمونه بارز اين مساءله ، حضور سريع آمريكا در خليج فارس و دخالت اين كشور براى پايان اشغال كويت توّسط عراق بود.
آمـريـكـا پس از جنگ نفت در خليج فارس (1991) توانست موقعيت خود را در اين منطقه تثبيت كند و كـويـت نـيـز بـه هـمـيـن مـنـطـور، جزيره بوبيان را به عنوان پايگاهى براى استقرار نيروهاى آمـريـكـايـى در اختيا آنها قرار داد. عراق نيز درآمد نفتى خود را تا ماهها به عنوان خسارت جنگ در اختيار امريكا و متحدانش گذاشت .
منابع :
144 ـ روزنـامه كيهان ، 63/6/28 ، ص 20 توازن نظامى آمريكا براى تداوم جنگ در خليج فارس .
145 ـ روزنـامـه كـيـهـان ، 65/3/8 ، ص 16 ، مـقـاله عـربـستان بازار پرسود تسليحاتى براى آمريكا .
146 ـ مجموعه مقالات سمينار بررسى مسائل خليج فارس ، ص 525 ـ 528 .
147 ـ همان .
148 ـ روزنامه كيهان ،4/10/69 .
149 ـ پـس از پـيـروزى انـقـلاب اسـلامـى در ايران شرايط تغيير كرد و اينك حضور مستقيم آمريكا در سراسر منطقه چشمگير است .
150 ـ آمـريـكـا در سـال 1964 بـه جـنـگ مـسـتـقـيـم بـا ويـتـنـام شـمـالى پـرداخـت كـه در سال 1975 با شكست آمريكا به پايان رسيد. در اين جنگ هر دو طرف خسارات مالى زيادى ديده و كشته هاى بسيارى برجاى گذاشتند .
151 ـ ايران به عنوان ستون نظامى و عربستان سعودى به عنوان ستون مالى و اقتصادى .
152 ـ خـليـج فـارس و مـسـائل آن ، همايون الهى ص 103 ، 106 .
153 ـ جـنـگى كه در سال 1973 بين كشور اسرائيل از يك طرف و كشورهاى مصر وسوريه از طـرف ديـگـر درگـرفـت كـه بـا صـدور دسـتـور آتـش بـس از جـانـب شـوراى امـنـيـّت سازمان مـلل مـتـحـد در 23 اكـتـبـر هـمـان سـال بـا بـرتـرى نـظـامـى اسرائيل به پايان رسيد .
154 ـ مناطق كه به دلايل مختلف براى آمريكا و متحدانش اهميت داشته و از موقعيت استراتژكى برخوردار باشد .
155 ـ نيروهاى واكنش سريع، شروود كورد يير،ترجمه وتنظيم زير نظر همايون الهى، ص5ـ 6
156 ـ جزيره ديگوگارسيا ، جزيره اى استراتژيك در اقيانوس هند است .
157 ـ كتاب سبز ، كشور عمّان ، ص 5 .
158 ـ همان ، كشور بحرين ، ص 65 ـ 66 .