بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 17

 

نيروى حافظ صلح ملل متحد(338)

مـطـابـق مـفـاد مـنـشـور مـلل مـتـحـد، اسـاسـى تـريـن وظـيـفـه سـازمـان مـلل مـتـحـد، حـفـظ صـلح و امـنـيـّت بـيـن المـللى از طـريـق اقـدامـات دسـتـه جمعى اعضاى سازمان مـلل مـتـحـد بـراى مـتـوقـف سـاخـتـن ، جـلوگـيـرى و حـل و فـصـل هـرگونه تهديد عليه صلح است . براساس منشور، يكى از شيوه هاى اقدام دسته جمعى بـه مـنـظور تحقق اهداف مذكور، تاءسيس و به كارگيرى نيروهاى حافظ صلح (339) سازمان ملل متحد موسوم به (كلاه آبى ها) تشخيص داده شد.(340)

ايـن نـيـرو، پـس از تـصـويـب سـازمان ملل متحد به بهره گيرى از نيروى حافظ صلح ، براى مـداخـله بـيـن المـللى در بحران و يا جنگ مى پردازد. علاوه بر آن ، بايد شرايط ديگرى براى تـاءسـيـس نـيـروى حـافـظ صـلح بـه ايـن شـرح فـراهـم شـود. اوّل ، طـرفـيـن درگـيـر بـحـران و يـا جـنـگ ، آمادگى خود را براى انجام عمليات صلح از سوى سـازمـان مـلل متحد نشان داده باشند. دوم ، جامعه جهانى و پنج عضو دائم شوراى امنيت از عمليات صـلح در مـنـطـقه درگيرى يا بحرانى ، حمايت و پشتيبانى كنند. سوم ، كشورهاى عضو سازمان ملل متحد بطور داوطلبانه نيرو به محل مخاصمه و مناقشه اعزام كنند.(341)

عـمـده تـريـن ماءموريت نيروى حافظ صلح ، نظارت بر آتش بس ، جداسازى نيروهاى درگير و جـلوگـيـرى از تـشـديـد جـنـگ اسـت كـه ايـن مـاءمـوريـت را از طـريـق حـائل شدن بين نيروهاى متخاصم به منظور تعديل مناقشه ، به انجام مى رساند. هدف ، آن است كـه بـا ايـن تـعـديـل ، اقـدامـات سـيـاسـى بـراى حـل و فصل دائمى مخاصمه به نتيجه برسد. براين اساس ، نيروى حافظ صلح اجازه جنگيدن ندارد و فقط براى حفاظت از خويش حق استفاده از سلاح را خواهد داشت . به بيان ديگر، نيروى حافظ و يـا پـاسـدار صـلح ، بـراى كـنـتـرل و تـوقـف درگـيـرى و نـه بـراى حل و فصل دائمى آن به منطقه مورد نظر اعزام مى شود.(342)

بـطور مشخص تر، نيروى پاسدار صلح با تصويب شوراى امنيت و فراهم آمدن شرايط مذكور، تـشـكـيـل و به منطقه اى متشنّج اعزام مى شود. در واقع ، نوع و مكان ماءموريت اين نيرو، از سوى شوراى امنيّت كه آمريكا، روسيه شوروى ، فرانسه ، انگلستان و چين به عنوان اعضاى دايمى ، در آن نـقـش اسـاسـى دارنـد، تـعـيـيـن مـى گـردنـد، و تـا زمانى كه اعضاى شوراى امنيّت براى حـل و فـصل درگيرى و بحران موجود به توافق نرسند، نيروى پاسدار صلح در منطقه باقى مـى مـانـد. عـلاوه بر آن ، شوراى امنيّت در مواردى (چون تجاوز آمريكا با پاناما و جنگ انگلستان بـا آرژانـتـيـن بـر سـر جـزاير مالويناس ) از اعزام نيروى پاسدار صلح ، خوددارى كرده است . بـنـابـرايـن ، تـاكـنـون نـيـروى حـافظ صلح ، بيشتر در جهت منافع قدرتهاى بزرگ به كار گـرفـتـه شـده اسـت ، و ايـن مـسـاءله ، مـوجـب بـى اعـتـمـادى كـشـورهـاى ضعيف نسبت به سازمان مـلل مـتـحـد شـده اسـت . گـسـتـرش ايـن بـى اعـتـمـادى ، اتـّكـا بـه سـازمـان مـلل مـتـحـد را در تـضـمـيـن صـلح مـنـطـقـه اى كـاهـش داده و مـشـوّق اتـّخـاذ و اجراى استراتژيهاى مستقل گرديده است .(343)

ارتش سالارى

هـر يـك از نـيـروهـاى اسـتـراتژيك ، كلاسيك و... به جهت نوع ماءموريت و تركيب سازمانى ، بر تـصـمـيـم گـيـريـهاى سياسى و نظامى تاءثير مى گذارند. امّا گاه نيروهاى نظامى ، خود نيز تـصـميمات را اتّخاذ و اجرا مى كنند؛ در چنين حالتى كه به (ارتش سالارى يا نظامى گرى ) (مـيليتاريسم )(344) معروف است ، نوع شديد تاءثير و تسلّط ارتش بر استراتژى و حـيـات اجـتـمـاعـى جـامـعـه مـشـهـود اسـت . عـلاوه بـر آن ، گـاه ارتـش سـالارى به مفهوم داشتن يك استراتژى تعرضى است كه در آن ارتش نقش ويژه و ممتازى دارد.

در جامعه اى كه ارتش حاكميت مى يابد، به صورت پيوسته ، سربازان از مزايا و احترام ويژه برخوردار مى گردند، روحيه جنگجويى را در مردم تقويت مى كنند، ساختارهاى سياسى ، نظامى ، اجـتـمـاعـى و اقتصادىِ جامعه در خدمت ارتش قرار مى گيرد و نظاميان به جاى سياستمداران به رتـق و فـتـق امـور داخـلى و سياست خارجى مى پردازند. البته در شرايط بحرانى و جنگى بر مـيـزان تـسـلّط و قـدرت نـظـاميان بر دستگاههاى دولتى و مردم ، براى بسيج نيروى انسانى و امكانات كشور به منظور دستيابى به هدفهاى نظامى افزوده مى گردد.(345)

ارتـش سـالارى گـرچـه در چـهـارچوب مرزهاى داخلى يك كشور ديكتاتورى (مانند آلمان هيتلرى و شـوروى اسـتـالينى ) شكل گرفت ، امّا گاه ، در صورت فراهم آمدن شرايط و زمينه هاى لازم ، مـمـكن است به علت خصيصه و روحيه تعرضى و تجاوزكارانه اى كه در ميليتاريسم وجود دارد، بـا بهره گيرى از پيشرفتهاى صنايع تسليحاتى و اجراى مديريت و سازماندهى مطلوبتر در نـيـروى نـظـامـى و بـا صرف بودجه زياد و بسيج امكانات ، از مرزهاى يك كشور فراتر رود؛ همانند تجاوزطلبى آلمان در دو جنگ جهانى كه موجب خسارت مالى و جانى زيادى براى جهانيان و يا غارت منابع و ثروتهاى آن ، توسط كشور متجاوز گرديد.(346)

نـمـونـه جـديـدتـر از تـاءثـيـر مـيـليـتـاريـسـم بر خط مشى هاى داخلى و جهانى را مى توان در اسـتـراتـژيهاى آمريكا و شوروى (سابق ) جستجو كرد. تسلّط جهانى آمريكا و شوروى (سابق ) در سالهاى پس از جنگ جهانى دوم ، به ميزان زيادى در گرو حاكميت تفكر ميليتاريستى در اين دو كشور بوده است . علاوه بر تفكر تقويت بنيادهاى نظامى ، فراهم آوردن قدرت برتر نظامى از طـريـق تـوسـعه پايگاههاى نظامى در جهان ، تكامل بخشيدن به تسليحات اتمى و غير اتمى ، بـهـبـود تـجـهـيـزات دفـاع هـسـتـه اى و مـتعارف و تسليح كشورهاى دوست و مانند آن ، به عنوان سـريـعترين وسيله براى دستيابى به اهداف و خواسته هاى جهانى ، مورد توجه قرار گرفته است .(347)

بعد ديگرى از ميليتاريسم در اين دو كشور، تاءسيس و گسترش مجتمعهاى نظامى ـ صنعتى است ، زيـرا ايـن مجتمعها يكى از مهمترين شرطهاى تحقق قدرت برتر نظامى آمريكا و شوروى (سابق )، بـه شـمـار مـى رونـد. در عـوض ، مـجـتـمـعـهـاى نظامى صنعتى با تواناييهاى مالى و قدرت تكنولوژى برتر نظامى ، بر تصميمات سياسى نظامى و حتى فرايند قانونگذارى دولتها، نفوذ تعيين كننده اى دارند.(348)

سلاحهاى استراتژيك

تـسـليـحـات اسـتـراتـژيـك بـه مـعـنـاى تـسـليـحـاتـى اسـت كـه قـدرت انـهـدام كـامـل دشـمـن را دارنـد. بـنـابـرايـن ، سلاحهاى استراتژيك هر دوره تاريخى با دوره هاى ديگر مـتـفـاوت اسـت . بـه بـيـان ديـگـر، سـلاحـهـاى اسـتـراتـژيـكـِ قـبـل از جـنـگ جـهـانـى اوّل بـه نـيـروى دريـايـى قـوى كـه قـدرت نـابـودسـازى كـامل متخاصم را دارا بود، اطلاق مى شد و در فاصله دو جنگ جهانى ، نيروى هوايى مقتدر، و بعد از جـنـگ جـهـانـى دوم ، تـسليحات اتمى ، شيميايى و ميكروبى ، جزو سلاحهاى استراتژيك به شمار آمده اند، كه توانايى انهدام كامل و كشتار جمعى نيروهاى دشمن را دارند.(349)

موشكهاى بالستيكى قاره پيما(350)

كشف و كاربرد موشك ، سابقه اى طولانى دارد. آلمان هيتلرى ، اولين كشورى بود كه در آستانه دهه 1940 ميلادى (دهه 1320 ه‍ . ش .) به تكنولوژى موشكهاى جديد موسوم به موشكهاى هدايت شـونـده V1 و V2 دسـت يـافـت و آن را در جـنـگ جـهـانـى دوم به كار برد.(351) دوازده سـال پـس از پـايـان جـنگ جهانى دوم ، روسها و سپس آمريكاييها، با بهره گيرى از تجربيات آلمانيها(352)، به موشكهاى هدايت شونده (موشكهاى بالستيكى قاره پيما) دست يافتند كـه داراى بـرد زيـادتـر بـوده و از تـوانايى حمل سلاحهاى هسته اى ، به نقاط دور برخوردار بود. بعدها با تداوم رقابت تسليحاتى بين دو ابرقدرت ، بر كميت و كيفيت اين موشكها افزوده شد.(353)

موشك بالستيكى قاره پيما به موشكى گفته مى شود كه داراى برد طولانى ، قدرت اوجگيرى زيـاد (تـا خـارج از جوّ زمين ) دقت فوق العاده ، سرعت بالا، قدرت تخريب فراوان است و پس از پـرتـاب تـابـع نـيروهاى جاذبه زمين است .(354) اين موشكها توسط نيروى مكانيكى ايجاد شده توسط يك موتور راكت ، به سوى هدف پرتاب مى گردد. به ديگر سخن ، پس از فـشـار دادن دكـمـه شـليك موشك ، چاشنى راكت به كار مى افتد و سوخت مايع يا جامدِ درون راكت (355) بـا اسـتـفـاده از اكـسـيـژن مـوجـود در فـضـاى داخل راكت مى سوزد و توليد گاز مى نمايد، گاز توليد شده بعد از اشباع فضاى درون راكت بـا سـرعـت از مجراى تنگ آن (356) خارج مى شود و يك نيروى جلو برنده براى موشك ايجاد مى كند.(357)

مـوشـكهاى بالستيكى قاره پيما را براساس برد، به موشكهاى كوتاه برد و ميان برد و بردِ بـلند طبقه بندى مى كنند. براين اساس ، موشكها قادرند در وسعت جغرافيايى 500 تا بيش از 5500 كـيلومتر وارد عمل شوند. علاوه بر برد زيادى كه از ويژگى موشكهاى بالستيكى قاره پـيـمـا محسوب مى شود، اين سلاحهاى مجهز به كلاهك هسته اى از ويژگيهاى ديگرى چون قدرت تـخـريـبِ فـراوانتر، سرعت و هدفگيرى دقيقتر نسبت به موشكهاى و سلاحهاى متعارف (سلاحهاى غير هسته اى ) برخوردارند.(358)

رابـطـه بـيـن مـوشـكـهـاى بـالسـتـيـكـى قـاره پـيـما و استراتژيهاى انتخاب شده در روابط دو ابـرقـدرت (آمـريـكا و شوروى سابق ) بروشنى قابل مشاهده بود. به عنوان نمونه ، با اعلام (نـيـكـيـتـا خـروشـچـف ) نـخـسـت وزيـر اسـبـق شـوروى (سـابـق )، در سـال 1957 مـيـلادى (1336 ه‍ . ش .) مبنى بر دستيابى آن كشور به موشكهاى بالستيكى بين قـاره اى با برد تقريبى نُه هزار كيلومتر و اقدام شوروى (سابق ) در پرتاب ماهواره (اسپوت نـيـك )، سـه تـحـوّل مـهـمّ اسـتـراتـژيـكـى روى داد. نـخـسـت ، آمـريـكـا مـتـقـاعـد شـد كـه روسها حـداقـل بـه قـدرت هـسـتـه اى بـرابـر با اين كشور دست يافتند، در نتيجه ، استراتژى پاسخ انـعطاف پذير را جايگزين استراتژى انهداف گسترده نمود. دوم ، جناح طرفدار خروشچف معتقد شـدنـد كـه قـدرت هـسـته اى شوروى قادر به پاسخگويى عليه تهديدات هسته اى آمريكاست . بنابراين ، ديگر نيازى به نيروى زير پرچم فراوان نيست . سوم ، آمريكا و شوروى (سابق ) بـه نـحـو چـشـمـگـيـرى بـه بـهـبـود و تـوسـعـه سـيـسـتـمـهـاى پـرهـزيـنـه دفـاع ضـدموشكى پرداختند.(359)

هواپيماهاى استراتژيك

(سـر جـورج كـايـليـه )(360)، دانـشـمـنـد انـگـليـسـى در سال 1804 ميلادى (1183 ه‍ . ش ‍ .)، اوّلين هواپيما را ساخت كه بدون موتور و توسط جريان بـاد قـادر بـه پـرواز بـود. بـرادران رايـت انـگـليـسـى نـيـز در سـال 1903 مـيـلادى (1282 ه‍ . ش .) اوّليـن انـسـانـهايى بودند كه با هواپيما پرواز كردند. قـبـل از ايـنـكـه هـواپـيـمـا در خـدمـت حـمـل و نـقـل مـسـافـرى و بـار قـرار گـيـرد، در جـنـگ جـهـانى اوّل و سـپـس تـعـداد بيشتر و با كيفيت تر آن ، در اواسطه دهه 1930 ميلادى (1330 ه‍ . ش .) در جـنـگـهاى اسپانيا و اتيوپى ، چين و ژاپن ، و آنگاه در جنگ جهانى دوم مورد استفاده قرار گرفت . ايـن كـاربـردِ رو به افزايش ، نشان از تاءثيرات شگرف هواپيماهاى بمب افكن در بر هم زدن توازن قدرت و احتمال پيروزى سريعتر بر حريفان داشت .(361)

بعد از جنگ جهانى دوم ، شاهد ظهور و پيدايش هواپيماهاى مدرنتر نظامى موسوم به (هواپيماهاى اسـتـراتـژيـك ) بوده ايم كه همگام با پيشرفت تكنولوژى و بهره گيرى از دستاوردهاى آن ، بـه كـاربـردهـاى مـتنوعتر، قدرت مانور بيشتر و ارتفاع پرواز بالاتر دست يافتند. ويژگى اخـيـر (پـرواز در ارتـفـاع بـالاتـر از ابـرهـا) كـه مـديـون شكل و ساختمان مخصوص است (362)، اين امكان را براى هواپيماهاى استراتژيك فراهم مى آورد از تيررس دشمن دور بمانند و از تغييرات و تحولات جوى (مانند رعد و برق و تگرگ ) در امان باشند. و نيز، فاصله زياد و طولانى را با سرعت چند برابر صوت بپيمايند. بدين وسـيـله آسـانتر به انجام ماءموريتهايى چون جمع آورى اطلاعات استراتژيك ، بمباران هسته اى مراكز دشمن و يا همكارى با ساير نيروهاى استراتژيك ، اقدام مى كنند.(363)

هـواپـيماهاى استراتژيك شامل بمب افكنهاى دوربرد (مانند هواپيماى بى ـ 52 آمريكايى و بلك جـك روسـى )، مـيان برد استراتژيك (مانند اف بى 111 آمريكايى و سوخوى 24 روسى ) است كـه تـوانـايـى تـجـهـيز به موشكهاى بلند، كوتاه و ميان برد هسته اى و پرتاب آن را دارند. همچنين ، هواپيماهاى شناسايى (مانند هواپيماى V2 آمريكايى و 95 - TV روسى )، فرماندهى ، سـوخـت رسان و ترابرى استراتژيك ، جزء هواپيماهاى استراتژيك هستند كه بطور عمده ، به انـجـام ماءموريتهاى شناسايى ، خدمات هوايى و نه تهاجم عليه مواضع استراتژيكى دشمن مى پردازند.(364)

تـاءثـيـر هـواپـيـمـاهـاى اسـتـراتـژيـك بـر اتـّخـاذ و يـا ابطال تصميمات استراتژيك ، غيرقابل انكار است . نمونه هاى زير، مؤ يد اين ادعاست .بمباران اتمى شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى ژاپن در 6 و 9 اوت 1945 ميلادى (13 و 16 مرداد 1324 ه‍ . ش .)، منجر به انصراف آن كشور از ادامه جنگ عليه آمريكا و پايان يافتن جنگ جهانى دوم گـرديـد.(365) آمـريـكـا در سـال 1960 مـيـلادى (1339 ه‍ . ش .) اقـدام بـه انـجـام شناسايى از تواناييهاى بالفعل و بالقوه شوروى (سابق ) به وسيله هواپيماهاى شناسايى اسـتـراتـژيـك V2 كـرد. هـنـگـامـى كـه يـك فـرونـد از ايـن هـواپـيـمـاهـا، تـوسـط روسـهـا در اول مه (10 ارديبهشت ) همان سال سرنگون شد، روسها از ماءموريت اين هواپيما مطلع شدند و به آمـريـكـا اعـتـراض كـردنـد. آمـريـكـايـيـهـا در قـبال درخواست معترضانه روسها، ناچار شدند اين پـروازهـاى شـنـاسـايـى را قـطـع نـمـايـنـد. ايـن واقـعـه روابـط دو كـشـور را تـيـره تـر كـرد.(366) هـمـچنين ، ساخت و توليد بسيارى از هواپيماهاى استراتژيك در پاسخ به تـوليـد هـواپـيـمـاى مـشـابـهـى بـوده اسـت كـه تـوسط رقيب ساخته شده است . ساخت و توليد هـواپـيـماى استراتژيك (بير) روسى (V2)، پس از توليد هواپيماى بى 52 آمريكايى ، يك نمونه از اين دست به شمار مى رود.(367)

زيردرياييهاى استراتژيك

زيـردريـاييها در جنگ جهانى اوّل و سپس با توسعه تكنولوژى ، در جنگ جهانى دوم ، به منظور نـابود كردن كشتيهاى جنگى و تجارى به كار رفت . در دهه 1960 ميلادى (دهه 1340 ه‍ . ش .) بـا تـجـهيز زيردرياييها به موشكهاى هدايت شونده دور پرواز هسته اى ، امكان تهاجم گسترده تـر و نـابـودكـنـنـده تـر عـليـه اهـداف دشـمـن فـراهـم شد. بطور كلى ، زيردرياييها به علت گستردگى حجم درياها، منابع فراوان زير درياها و 95 مـبـادله جـهانى كالا از طريق دريا، از بدو پيدايش ، تاثيرات استراتژيك مؤ ثرى داشته اند. به عنوان مثال ، غرق شدن 90 ناوهاى جنگى و كشتيهاى تجارى در جنگ جهانى اوّل ـ كه تاءثير تعيين كننده اى در سرنوشت جنگ داشت ـ به وسيله زيردرياييها صورت گرفت .(368)

تـاءثـيـر ديـگرى كه زيردرياييها بر مسايل استراتژيك گذاشته اند، به توسعه سلاحهاى مـدرن ضـد زيـردريـايـيـهـا (هـسـتـه اى و غـيـر آن ) بـرمـى گـردد. بـا تـكـامـل كـمـى و كـيـفـى زيـردريـايـيـهـا، تـلاش ‍ بـراى تكميل و توسعه سلاحهاى ضد زيردريايى آغاز شد، بگونه اى كه امروزه انواع سلاحهاى ضد زيـردريـايـى ، مـانـنـد زيـردريـاييهاى ضد زيردريايى ، هواپيماها، هليكوپترها و ناوهاى ضد زيـردريـايـى ، بمبهاى زير آبى ، اژدرها و راكتهاى هدايت شونده دريايى و بويژه دستگاههاى پـيـشـرفـتـه الكـتـرونـيـكـى اسـتـراق سـمـع دريايى در دسترس است . در بين اين سلاحها، نقش هـليكوپترها از اهميت بيشترى برخوردار است ، زيرا هليكوپتر مى تواند سرعت خود را به صفر تـقـليـل دهـد و در يـك مـكـان ثـابـت بـه جـسـتـجـوى زيردرياييهاى دشمن بپردازد. با اين وصف ، هـليـكـوپـتـرهـا وسـيـله اى تـهـاجـمـى عـليـه زيـردريـايـيـهـا نـيـسـتـنـد، بـلكـه اطـلاعـات حاصل از حضور زيردرياييهاى دشمن را به ناو يا هواپيماى ضدزيردريايى خودى مخابره مى كند.(369)

بـا تـوسـعـه زيـردريـايـيـهـا و به كارگيرى انواع هسته اى آن و نيز گسترش سلاحهاى ضد زيـردريـايـى ، هـدف اسـتـراتـژى دريـايـى كـه تـسـلّط بـر دريـاهـا، بـه منظور تضمين آزادى كـشـتـيـرانـى جـنـگـى و تـجارى و تسلّط يافتن بر منابع دريايى و محروم كردن دشمن از آن مى بـاشـد، هـيـچ گـونـه تـغـيـيـرى نـكـرده اسـت . زيـردريـايـيـهـاى اسـتـراتـژيـك بـراى نيل به چنين هدفى قادر به انجام ماءموريتهاى مختلف دريايى چون پياده و سوار كردن نيرو، مين گذارى ، پرتاب موشكهاى هسته اى ، حمله به پايگاهها و تجهيزات و جمع آورى اطّلاعات عليه دشـمـن هـسـتـنـد. مجموع اين ماءموريتها در اعماق درياها و با سرعت زيادِ تواءم با فريب و استتار صورت مى گيرد.(370)

زيردرياييها بايد همانند كشتيهاى تجارى و نظامى از حقوق درياها پيروى نمايند. مطابق حقوق دريـاهـا، زيـردريـايـيـهـا (چه هسته اى و چه غير آن ) در محدوده آبهاى سرزمينى كشورهاى ديگر، توانايى انجام ماءموريت (نظامى و غير نظامى ) را ندارند. و نيز، كشورهاى قدرتمند براى حفظ مـنـافـع مـوجود و يا دستيابى به منافع بيشتر، حقوق درياها را ناديده مى گيرند يا آن را به شكل دلخواه تفسير مى كنند. در اين زمينه ، زيردرياييهاى استراتژيك مايه قوت قلبِ آنان ، به عـنـوان وسـيـله اى مـنـاسـب بـراى تـهـديـد دشـمنان و سرانجام ابزارى براى تحقق خواسته هاى استراتژيك ، به شمار مى روند.(371)

سلاحهاى شيميايى و ميكروبى استراتژيك

سلاحهاى شيميايى و ميكروبى حداقل از دو جهت حائز اهميت هستند از يك سو، به علت توانايى در انـهـدام دسـته جمعى ، يك سلاح استراتژيك محسوب مى شوند. از سوى ديگر، رعب و وحشتى كه احـتـمـال بـه كـارگـيـرى ايـن سـلاحـها به وجود مى آورند، ممكن است منجر به كاهش توان رزمى متخاصمين و يا حتى تسليم يكى از طرفين جنگ گردد.

سـابـقـه كـاربـرد جـنـگ افـزارهـاى شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى بـه قـدمـت تـاريـخ بـشـر است . قـبـل از جـنـگ جـهـانـى اوّل ، بـه كـارگـيـرى جنگى مواد شيميايى (مانند نفت و قير و گوگرد) و مـيـكـروبى (مانند ويروس آبله و وبا) در سطحى محدود و با كيفيت نازلى صورت گرفت . جنگ جـهـانـى اوّل نـقـطـه عطفى در كاربرد اين سلاحها به شمار مى رود، زيرا در اين جنگ ، از انواع مـخـتـلف و مـتـعـدد سـلاحـهـاى شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى (مـانـنـد گـازهـاى اشـك آور، كـلر، خـردل و مـيـكـروب سـيـاه سـرفـه ) اسـتـفاده شد كه منجر به كشته شدن حدود 000,300,1 نفر گـرديـد. در فـاصـله دو جـنـگ جهانى ، بار ديگر، سلاحهاى مزبور در جنگهايى چون جنگ داخلى اسـپـانـيـا 1936 مـيـلادى (1315 ه‍ . ش .)، جـنـگ ايـتـاليـا و اتـيـوپـى در سـال 7 ـ 1936 مـيـلادى (1316 ـ 1315 ه‍ . ش .) و در جـنـگ ژاپـن و چـيـن در سال 1938 ميلادى (1317 ه‍ . ش .) مورد بهره بردارى قرار گرفت ؛ ولى در جنگ جهانى دوم ، على رغم اينكه تمام طرفهاى درگير مقادير قابل توجهى از سلاحهاى فوق را در اختيار داشتند، بـه عـلت تـرس از اقـدام مـشابه دشمن ، از به كارگيرى وسيع آن خوددارى كردند. پس از جنگ جـهـانـى دوم بـر مـيـزان اسـتـفاده از اين سلاحها افزوده شد. بطور عمده ، در دو جنگ آمريكا عليه ويـتـنـام ، عـراق عـليـه ايـران ، نـيـروهـاى آمـريـكايى و عراقى به دفعات از اين سلاحها، عليه سربازان ويتنامى و ايرانى بهره گرفتند.(372)

اهـمـيـّت عـمـده جـنگ افزارهاى استراتژيك شيميايى و بيولوژيكى ، به جهت خاصيت انهدام دسته جـمـعـى آن اسـت . تـاريـخ جـنـگـهـا، ايـن قـدرت انـهـدام دسته جمعى را ثبت كرده است . به عنوان مثال ، شيوع ميكروب سياه زخم كه درسال 1979 ميلادى (1358 ه‍ . ش .) در شهر (سور دلاوسك ) شوروى (سابق ) روى داد،(373) منجر به كشته شدن بيش از سه هزار نفر گرديد؛ هـمـچـنـيـن حـمـله شـيـمـيـايـى ارتـش عـراق بـه شـهـر حـلبـچـه در سـال 1988 مـيـلادى (1367 ه‍ . ش .) جـان حـدود پـنـج هـزار نـفـر را گرفت . علاوه بر آن ، اين سـلاحـهـا مـوجـب فـلج شـدن ، تـاول زدن ، مـسـموميت و ناراحتيهاى عصبى نيز مى شوند، كه آثار بـرخـى از آنـهـا تـا سـالهـا بـاقـى مـى ماند. همچنين تهديد به استفاده از سلاحهاى شيميايى و مـيـكـروبـى اسـتـراتژيك ، داراى پيامدهاى روانى و اجتماعى چون هراس ، اضطراب و دگرگون كـردن سـازمـانـدهـى اجـتـمـاعى به منظور مقابله مؤ ثر با تهاجمات شيميايى و بيولوژيك است .(374)

سـلاحـهـاى شـيميايى و بيولوژيكى به علت دارا بودن ويژگيهايى چون سهولت در توليد، هـزيـنـه نـازل سـاخـت ، قـابـليـت انـتقال و سريع و تاءثير فورى و قابليت انبارسازى و به كـارگـيرى آسان ، مورد توجه ارتشهاى جهان قرار دارند. براين اساس ، بسيارى از كشورهاى جـهـان و بـويـژه كـشورهاى جهان سوم ، على رغم تلاشهاى بين المللى (375) در زمينه مـمـنـوعـيـت تـوليـد، انـبـارسـازى و بـه كـارگـيرى آن ، به توليد و ذخيره سازى اين سلاحها مـشـغـولنـد و حـتـى در جـنـگهاى منطقه اى آن را مورد استفاده قرار داده اند. اهميت اين سلاحها براى كـشـورهـايـى كـه فـاقـد تـسليحات هسته اى هستند، حياتى تر است ، زيرا اين كشورها به كمك سـلاحـهـاى شـيـميايى و بيولوژيك استراتژيك قادر خواهند بود، به عمليات بازدارندگى در مقابل جنگ افزارهاى هسته اى بپردازند.(376)


منابع:

 338- . Force Keeping - Peace Nations United -

339- از عمليات حفظ صلح در منشور ملل متحد نام برده نشده است ، امّا اين سازمان با استفاده از تـجـربـه گـذشـتـه (هـيـاءت اعـزامـى نـاظـر بـر صـلحِ مـيـثـاق جـامـعـه مـلل ) و بـا عـنـايـت بـه لزوم پـايـان دادن به مخاصمات بين المللى ، نيروهاى حافظ صلح را تشكيل داد .
340- راهـنـمـاى سـازمـان مـلل مـتـحـد ، اداره اطـلاعـات سـازمـان ملل متحد ، ترجمه منصور فراسيون ، ص 150 ، وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، 1354 .

341- سازمان ملل متحد : مسؤ وليت حفظ صلح و امنيت بين المللى ، ثقفى عامرى ، ص 42 .
342- تـحـول مـفـهـوم حـاكـمـيـت در سـازمان ملل متحد ، سعيد ميرزايى ينگجه ، ص 189 ـ 194 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .

343- نـيـروهـاى حـافـظ صـلح سـازمـان مـلل كـلاه آبـى هـا ، اداره اطـلاعات همگانى سازمان مـلل مـتـحد ، ترجمه على ميرسعيد قاضى ، ص 4 ، 5 و 11 ، قومس ، 1373 . عمليات حفظ صلح سـازمـان مـلل مـتـحـد ، فريده شايگان ، ص 219 ـ 305 و 306 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .
344- ميليتاريسم بر اين عقيده استوار است كه جنگ و آمادگىِ هميشگى براى جنگ ، از مهمترين وظايف ذاتى يك ملّت و عالى ترين شكل خدمت به مردم است .

345- فرهنگ علوم سياسى ، على آقابخشى ، ص 161 ، نشر تندر ، 1363 .


346-(مـيـليـتـاريـسـم)،مـجـلّه پـيـام انـقلاب، سال دوازدهم، شماره 274،(31 ارديبهشت 1370)، ص10 .

347- مـيـليـتاريسم آمريكا بنياد بردگى معاصر ، عفيف برزى ، ترجمه محمد درخشنده ، ص 134 ـ 139 ، اميركبير ، 1368 .

348- مجتمعهاى نظامى ـ صنعتى ، عليرضا ازغندى ، ص 23 ، اميركبير ، 1364 .

349- سـلاحـهـاى اسـتـراتـژيـك بـه دو دسته تعرضى و تدافعى تقسيم مى شوند ، اهميت تـسـليـحـات اسـتـراتـژيـك تهاجمى بيش ‍ از تسليحات استراتژيك تدافعى (مانند پدافندهاى اسـتـراتـژيـك ) اسـت ، امـّا تـسليحات استراتژيك تدافعى كه همگام با تسليحات استراتژيك تـعـرضـى ، توسعه يافته اند ، به نوبه خود بر تصميمات استراتژيك تاءثير گذاشته اند .

350- ballistic به معناى پرتاب شناسى است . در بعضى از فرهنگهاى لغت ، املاى كلمه بالستيك را به صورت balistik آورده اند .

351- سلاحهاى هدايت شونده ، آر . جى . لى و ديگران ، ترجمه حسين سليقه دوست ، ص 1 ، دانشگاه امام حسين (ع ) ، 1370 .

352- شـوروى (سـابـق ) و آمـريـكـا دو كـشـور پـيـروز در جـنـگ جـهـانـى بـودنـد كـه بـا اشـغـال بخشهايى از خاك آلمان و دسترسى به صنايع نظامى و دانشمندان آلمانى توانستند از اطلاعات مربوط به موشكهاى V1 و V2 آگاه شوند .

353- تحولات روابط بين الملل از كنگره تا امروز ، نقيب زاده ، ص 211 ـ 212 .
354- مـسـائل نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك مـعـاصـر ، عـليـرضـا ازغـنـدى و جليل روشندل ، ص 107 ـ 108 سمت ، 74 .

355- در موشكهاى بالستيكى قاره پيما كه از نوع سلاحهاى استراتژيكى تعرضى اند ، از مـوتور راكت و نه موتور جت استفاده مى شود ، زيرا در موتورهاى راكت ، سوخت با استفاده از اكسيژن مايعى كه با خود موتور حمل مى شود ، مى سوزد . در نتيجه ، برخلاف موتورهاى جت ، نـيـازى بـه اكـسـيـژن بـيـرون از مـوتـور بـراى ادامـه اشتعال ندارد . براين اساس ، از سرعت بيشتر برخوردار مى گردد .
356- مـيـزان سـرعـت ، عـلاوه بر نوع سوخت به مجراى راكت هم بستگى دارد ، هر چه مجراى راكـت تـنـگـتـر بـاشـد ، گـازهـاى توليد شده با فشار بيشترى از راكت خارج مى شوند و بر سرعت موشك مى افزايند .

357- سلاحهاى هدايت شونده ، جى . لى و ديگران ، ص 24 .

358- ژئواستراتژى ، عزتى ، ص 135 .

359- تحولات روابط بين الملل از كنگره وين تا امروز ، نقيب زاده ، ص 211 ـ 212 .

360- . Cayley -

361- (مـراحـل بـرجـسـتـه اى در تاريخ هوانوردى ) ، عبدالحسين سعيديان ، دائرة المعارف دانـش و تـكـنـيـك ، ص 586 ـ 592 ، انـتـشـارات عـلم و زنـدگـى ، 1361 . مبانى و كليات جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 62 ـ 64 .

362- بـالهـاى با زاويه تند ، نازك و كوچك ، بخشى از ساختمان اين هواپيماهاست كه به آن توانايى حركت با سرعت زياد را مى دهد .

363- (ساختمان هواپيما) ، حسن بيانى ، دائرة المعارف دانش و تكنيك ، ص 571 ـ 579 . و مبانى و كليات جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 62 ـ 64 .

364- استراتژى بزرگ اصول و رويه ها ، كالينز ، ص 515 ـ 534 .

365- نـگـاهـى بـه تـاريخ معاصر جهان يا بحرانهاى عصر ما ، محمود حكيمى ، ص 358 ، اميركبير ، 1367 .
366- تـاريـخ معاصر سياست جهان بعد از جنگ بزرگ ، پيتر كالوا كورس ، ترجمه هاشم رجب زاده ، ص 20 ، توس ، 1359 .

367- تـاريـخ معاصر سياست جهان بعد از جنگ بزرگ ، پيتر كالوا كورس ، ترجمه هاشم رجب زاده ، ص 20 ، ترس ، 1359 .

368- ژئواستراتژى ، عزتى ، ص 149 .

369- مسائل نظامى و استراتژى معاصر ، افتخارى ، ص 131 ـ 137 .

370- استراتژى بين المللى ، فارسى ، ص 132 ـ 141 .

371- حـقـوق بـيـن المـلل دريـاها ، رابين چرچيل و آلن لو ، ترجمه بهمن آقايى ، ص 524 ـ 529 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1367 .

372- جنگ شيميايى تهديد فزاينده ، علائى ، ص 10 ـ 19 .

373- علت شيوع ميكروب سياه زخم انفجار محل تحقيقات و توليد جنگ افزارهاى بيولوژيك اين شهر بوده است .

374- خطرات و بيماريهاى ناشى از سلاحهاى شيميايى و ميكروبى و راههاى مقابله با آن ، معين احمد محمود ، ترجمه كاظم خلخالى ، ص 22 ، انتشارات فقيه ، 1366 .

375- تـلاشـهـاى بين المللى در اين زمينه بسيار ، اما تاءثير آن كم بوده است . به عنوان نـمـونـه ، مى توان به كنوانسيونهاى 1899 و 1907 ميلادى (1278 و 1286 ه‍ . ش .) لاهه در مـورد مـمـنـوعـيـت كـاربـرد جـنـگ افـزارهـاى پـخـش كـنـنـده گـاز سـمـى ، پـروتـكـل 1925 مـيـلادى (1304 ه‍ . ش .) در زمـيـنـه مـمنوعيت كاربرد جنگ افزارهاى شيميايى و بيولوژيكى ، كنوانسيون 1972 ميلادى (1351 ه‍ . ش .) درباره ممنوعيت توليد ، انبار و اشاعه عـوامـل شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى و هـمـچـنـيـن مـذاكـرات مـتـعـدد آمـريـكـا و شـوروى (سـابـق ) از سـال 1974 مـيـلادى (1353 ه‍ . ش .) بـه بـعـد ، اشـاره كـرد . بـا ايـن حال ، همچنان توليد ، ذخيره سازى و به كارگيرى اين سلاحهاى مرگبار ادامه دارد .
376- صـنـايـع ، تـسـليـحـات و خلع سلاح شيميايى ، حسين علائى و بابك خواجه كاوسى باهتمام ناصر ثقفى عامرى ، ص ‍ 54 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1371 .

بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 16

 

تاثير متقابل تسليحات و استراتژى

كـشـورهـايـى كـه از قـدرت نظامى كمترى برخوردارند، براى دستيابى به هدفهاى خارجى از چـارچـوپـهـاى ديـپلماتيك (319)، تاءسيس مؤ سسات تبليغى عليه دشمن ، ايجاد ترور (مـانـنـد تـرور مـردم خـوزسـتـان قـبـل از شـروع جـنـگ تـحـمـيـلى تـوسـط دولت عـراق و عـُمـال داخـلى و خـارجـى اش ) و آشـفـتگى ، هدايت و راه اندازى اقدامات براندازى كه رنگ و بوى نـظـامـى كمترى دارند، استفاده مى كنند. چنين دولتهايى اگر از مشروعيت سياسى داخلى بهره مند باشند، هنگام دفاع و يا انجام اقدامات فوق به جاى اتكا به تسليحات نظامى به استراتژى بسيج انسانهاى وفادار كه بطور عمده از آموزش كمتر و نظم اندك ، امّا روحيه قوى و كارايى مؤ ثر برخوردارند، سود مى برند. ولى اگر از حمايت داخلى بى بهره باشند، براى برقرارى امنيّت داخلى و يا به منظور دفاع در مقابل تهاجم نظامى دشمن ، متكى به كمكهاى نظامى مستقيم و غير مستقيم خارجى خواهند بود.(320)

در عـوض ، كـشـورهـايـى كـه از لحـاظ نـظامى قوى هستند، اگر چه توانايى بيشترى نسبت به اجـراى اقـدامـات كشورهاى ضعيف در مقابل دشمن دارند، امّا چنانچه اقدامات مزبور (مانند كودتا و بـرانـدازى ) بـه ثـمـر نرسد، بطور مستقيم نيروى نظامى عليه آن كشور به كار مى گيرند. البـتـه ايـن كـشـورهـا در صـورتـى كـه بمب هسته اى در اختيار داشته باشند، قادر نيستند از آن اسـتـفـاده كنند، زيرا اجراى استراتژيهاى كاربرد سلاحهاى هسته اى ، علاوه براينكه با واكنش ديـگـر دارنـدگـان سـلاحـهـاى هـسـتـه اى مواجه مى شود، سر و صداى زيادى ايجاد خواهد كرد و محكوميت ديپلماتيك جهانى را به ارمغان خواهد آورد.(321)

اگـر چـه بـه عـلّت خـطرات همه جانبه و گسترده جنگ اتمى ، سلاحهاى هسته اى كاربرد مؤ ثر خـود را از دسـت داده انـد، امـّا ايـن به معناى آن نخواهد بود كه سلاحهاى مزبور بكلى بى اعتبار شـده است . به بيان ديگر، دراختيار داشتن سلاحهاى هسته اى و تكنولوژى ساخت آن ، بر قدرت نظامى مى افزايد، و به آن كشور امكان دستيابى به برخى از اهدافش را بدون به كارگيرى زور، آن هم فقط از طريق تهديد هسته اى ، خواهد داد.(322)

نمونه ديگر از تاءثير متقابل تسليحات و استراتژى را، مى توان در سياستهاى هسته اى چين و فـرانـسـه مـشـاهـده كـرد. اين دو كشور تا زمانى كه به حمايت جدى هسته اى شوروى (سابق ) و آمريكا اميدوار بودند، اشتياقى به توليد سلاحهاى هسته اى از خود نشان نمى دادند، امّا هنگامى كه با سازش هسته اى شوروى (سابق ) و آمريكا (تحت عنوان استراتژى پاسخ انعطاف پذير) رو بـه رو شـدنـد، امـيـد خـود را بـراى تداوم چتر هسته اى متّحدين اصلى خويش از دست دادند. در نتيجه ، چين و فرانسه به اتّخاذ سياستهاى هسته اى جديد و تداوم آن پرداختند.

نيروهاى نظامى

نـيـروى نـظـامـىِ نـاتـوان ، نشان از ضعف يك كشور دارد. در عوض ، قدرتمندى نيروى نظامى ، تـسـهـيـلات لازم بـراى تـصـمـيـم گـيـريـهـاى اسـتـراتـژيـكـِ مـسـتـقـل را فراهم مى آورد. البته نيروهاى نظامى به شكلهاى مختلف ، تاءسيس شده و تداوم مى يـابـنـد، زيـرا، اهـدافـى كـه نـيـروهـاى نـظـامـى بـه مـنـظـور آن تـشـكـيـل مـى شوند، متفاوتند. اگر چه موضوع و عنوان نيروهاى نظامى ، مباحث متعدد و متنوعى را مـطـرح مـى سـازد، بـه مـنـظور نشان دادن اهميّت و جايگاه ويژه نيروهاى نظامى در اتّخاذ و هدايت استراتژيها، به مهمترين نيروهاى نظامىِ موجود جهان ، اشاره مى كنيم :

نيروهاى استراتژيك

نيروى استراتژيك ، نيرويى است كه در انجام ماءموريت استراتژيكِ خود قادر باشد با استفاده از سلاحهايى كه قدرت انهدام كامل دارند (سلاحهاى استراتژيك )، با هدفِ انهدام نهايى و در هم ريختن ظرفيت رزمى و اراده دشمن براى جنگيدن ، وارد جنگ شود. ضرورت تاءسيس چنين نيرويى ، بـا ابـداع ، تـوليد و گسترش كمى و كيفى سلاحهاى استراتژيك به وجود آمد، زيرا فراهم آمـدن امـكـانات و پديد آوردن تشكيلاتى كه قادر به نگهدارى و استفاده از تسليحات هسته اى ، در انـجـام مـاءمـوريـتـهـاى گـونـاگـون ، در زمينه دفاع يا تعرض استراتژيكى باشد، اجتناب نـاپـذيـر بـود. ايـن نـيـرو بـراسـاس نـيـازهـاى مـختلف ، گاه به صورت واحدهاى جداگانه و مستقل و گاه از طريق تجهيز ارتش به سلاحهاى اتمى تاءسيس شد.(323)

آمـريـكـا و شـوروى (سـابق )، به عنوان دو كشور بزرگ دارنده اين نيرو، نيروهاى استراتژيك خـود را در دو بـخشِ نيروهاى دفاعى (پدافندى ) و تعرضى (آفندىِ) استراتژيكى سازماندهى كـردنـد، كـه هـر يـك داراى بـخـشـهـا و قـسـمـتـهـاى مـخـتـلفـى هـسـتـنـد.(324) به عنوان مـثـال ، نـيـروى تـعـرضـى اسـتراتژيكى آمريكا، از نيروهاى دريايى هسته اى آفند ى ، سيستم پـرتـاب مـوشـكـهـاى بالستيك و هواپيماهاى استراتژيك (مانند هواپيماهاى بمب افكن دوربرد و مـيـان بـرد، هـواپـيـمـاهـاى شـنـاسـايـى ، فـرمـانـدهـى ، سـوخـت رسـان و ...) تشكيل يافته است . با اجراى ابتكار دفاع استراتژيك آمريكا (SDI) موسوم به جنگ ستارگان ، بر حجم كمى و كيفى نيروهاى استراتژيك آن كشور افزوده شده است .(325)

هـدف از در اخـتـيـار داشـتـن نـيـروهـاى اسـتـراتـژيك و گسترش آن ، مقابله با تجاوز طلبى هاى احـتمالى طرف مقابلِ دارنده نيروهاى استراتژيك و نيز جلب اعتماد متحدان به حمايت جدى از آنان در شـرايـط بـحرانى و جنگ است ، اما بخش قابل توجهى از اين اهداف ، به علت فقدان كارايى نـيـروهـاى هـسـتـه اى كـه بـه جـهـت (بـن بست هسته اى ) و يا سازش ‍ ابرقدرتها در زمينه هاى كـنـتـرل و كـاهـش تـوليـد و حـوزه نـفـوذ تـسـليـحـات هـسـتـه اى بـه وجـود آمـده بـود، جـامـه عـمـل بـه خود نپوشيده است . يكى از دلايلى كه فرانسه و چين استراتژيها و يا ايجاد نيروهاى اسـتـراتـژيـكـى مـسـتـقـل از آمـريـكـا و شـوروى (سـابـق ) را در پـيـش گـرفـتـنـد، هـمـيـن مـساءله بود.(326)

عـلاوه بـر چـيـن و فـرانـسـه ، تـلاش بـراى كـسـب نيروى هسته اى و استراتژيك و پيوستن به (بـاشـگـاه هـسـتـه اى )، در بـيـن كـشـورهـاى جـهـان سـوّمـى چـون مـصـر، آرژانـتـيـن و بـرزيل نيز آغاز شده است . توفيق كشورهاى مزبور در اين جهت ، به آنان توانايى وارد آوردن ضربه اتمى مؤ ثر به كشورهاى قدرتمند را خواهد داد. براين اساس ، دارندگان تسليحات و نـيـروهـاى هـسـتـه اى اسـتـراتـژيـك تلاش مى كنند با ايجاد موانع اساسى ، مانع از رسيدن اين كـشـورهـا بـه تـكـنولوژى توليد تسليحات هسته اى گردند. اما كشورهاى توسعه نيافته در مـقـابـل كـشـورهـايـى كـه بـمـب افـكـنـهـا و جـنـگـنـده هـاى غـيـر قابل رؤ يت و سيستم پيچيده جنگ شبانه هسته اى دراختيار دارند، چاره اى جز اتّخاذ يك استراتژى كـه دسـتـيـابـى بـه تـسـليـحـات هـسته اى و نيروهاى استراتژيك را فراهم آورد، نخواهند داشت .(327)

نيروهاى كلاسيك

نـيـروهاى زمينى ، دريايى و هوايى قبل از هر نيروى نظامى ديگرى پديد آمده اند و به همين جهت جزو نيروهاى كلاسيك به شمار مى روند. امّا اوّلين نيروهايى كه به كار جنگ و دفاع پرداختند، سـربـازانـى بـودنـد كـه در روى خشكيها (نيروى زمينى ) با آرايش ساده نظامى و با اتّكا به ابـزارهاى ابتدايى ، به جدال و حراست از مرزهاى كشور خويش ‍ مى پرداختند. با گذشت زمان ، اين نيروها از هر جهت گسترش يافتند و به تشيكلات منظم تر و سواره نظام ، سلاحهاى آتشين و پرتابى مؤ ثرتر، نيروهاى زرهى و تجهيزات موتورى ، پدافندهاى قوى و شبكه هاى رادارى مجهز گرديدند، بگونه اى كه بهره مندى از هر يك از عناصر فوق ، امكانات بيشترى را براى پيروزى شان فراهم مى آورد.(328)

بـشـر تـجـربـه جـنـگ و جـنـگـيـدن را از خـشـكـى بـه دريـا بـرد و بـا تـكـامل كمى و كيفى آن ، جنگ دريايى را توسعه بخشيد. در فرايند اين توسعه ، بشر كه به صـنعت توپ سازى دست يافت ، آن را در نيروى دريايى هم به كار گرفت . بدين سان ، روش اشـغـال كـشـتى دشمن ، جاى خود را به هدفگيرى و غرق كردن آن ، از راه دور و به وسيله توپ داد. هـمـچـنـين ، با اختراع كشتيهاى بخار و زره دار، زير درياييها و ناوهاى هواپيمابر، تحولات اسـاسـى در جنگ دريايى از نظر سرعت ، دقت در هدفگيرى و افزايش حجم آتش به وجود آمد. با اين حال هيچ يك از اين تحولات ، باعث تغيير در استراتژى جنگ دريايى (تسلّط بر درياها) نشده است .(329)

پـيـدايـش نـيـروى هـوايـى ، وابـسـتـه به اختراع و استفاده از هواپيما بوده است ، و به همين جهت نـيـروى هـوايـى در مـقـايسه با نيروى زمينى و دريايى ، بسيار جوانتر، امّا مؤ ثرتر است . اين نـيـرو بـا تـوجّه به قدرت تحرّك و سرعت زياد، و بهره مندى از تجهيزات مدرن الكترونيكى ، قـادر بـه شـناسايى دقيق مواضع نيروها و امكانات دشمن و حملات تهاجمى تعيين كننده عليه آن مـى باشد. دو ويژگى مزبور، امكان اجراى استراتژى تهاجمى و تفوق بر دشمن را فراهم مى آورد.(330)
با مرور آنچه در اين بحث مختصر گذشت ، دو نكته را مى توان دريافت .
اول ايـنـكه ارتشهاى كلاسيك از دو جهتِ كمى و كيفى ، تغييرات اساسى پيدا كرده اند. به بيان ديگر، ارتشهاى امروزى ديگر همانند ارتشهاى قديمى در مقياسى گسترده از سربازان مزدور و غـيـرحـرفـه اى استفاده نمى كنند، و نيز به تنهايى به قدرت بازوان جنگجويان متكى نيستند، بـلكـه از تـشـكـيلات و سازمان پيچيده ترى در امور سازماندهى نظامى بهره مندند. همچنين ، با مجهز شدن به سلاحهاى جديد بر سرعت تحرك ، قدرتِ مانور و تهاجم دست يافته و از مهارت و تجربه بيشترى برخوردارند.(331)

دوم ايـنكه اگر چه در گذشته ، قدرت و كارآيى مؤ ثر يكى از نيروهاى سه گانه مذكور، مى تـوانـسـت عـامـل پيروزى و پيشبرد موفقيت آميز استراتژى مورد نظر باشد، امّا در عصر حاضر، بـدون هـمـكـارى و هـمـاهـنـگـى نـيـروهـاى سـه گـانـه ، دسـتـيـابـى بـه پـيـروزى مـشـكل و در مواقعى غير ممكن است . بحران و جنگ خليج فارس ، نمونه اى از اين واقعيت به شمار مى رود.

نيروى واكنش سريع (332)

بـراى مـقـابـله فـورى و مـؤ ثـر بـا شـورشـهـا، بـحـرانـهـا و مـسـائل غـيـرمـتـرقـّبه نظامى در داخل و خارج از مرزها، تركيب و سازماندهى نيروهاى مسلّح ، نقش بـسـيار اساسى ايفا مى كند. بطور عمده ، به منظور توفيق در استراتژىِ مقابله با بحرانها، مـى تـوان از نـيـروهـاى ضـدشـورش بـراى سـركـوبـى مـخالفان داخلى (بحران داخلى )، و از نـيـروهـاى اسـتـراتـژيـك و تـاكـتيكى براى نابودى تسليحات و نيروهاى اتمى دشمن و نيز از نـيـروى واكنش سريع براى بحرانهاى خارجى بهره گرفت . به بيان ديگر، براى مقابله با تهديدات هسته اى ، از مقابله يا دفاع هسته اى و براى دفاع و يا تهاجم غيرهسته اى از نيروهاى كـلاسـيـك (نـيـروهـاى زمينى ، دريايى و هوايى متعارف ) استفاده مى شود. امّا با توجه به خطر مـرگـبـار تـسـليـحـات هـسـتـه اى و كـنـدى پـيـشـروى در عـملياتهاى كلاسيك ، بهترين شيوه در حـل و فـصـل سـريـع بـحـرانـهـاى مـنـطـقـه اى ، بـهـره گـيـرى از نـيـروى واكـنـش سـريـع است .(333)

اوّلين نيروى واكنش سريع ، توسط آمريكا با بهره گيرى از تجربياتِ تاءسيس (تفنگداران دريـايـى ) و (نـيـروى دائمـى آمـاده بـاش ) در سـال 1358 شـمـسـى و بـه دنـبـال تـهـاجـم شـوروى (سـابـق ) بـه افـغانستان ، با اهدافى چون مقابله مؤ ثر و فورى با بـحـرانـهـا و تـهـديدات احتمالىِ كشورهاى جهان سوم (بويژه ايران ) و شوروى (سابق ) عليه مـنافع جهانى و منطقه اى غرب و تضمين امنيّت صدور نفت براى صنايع غرب از خليج فارس ، تـشـكيل شد. اين اقدام آمريكا به معناى كنار گذاشتن استراتژى واگذارى تاءمين امنيّت منطقه اى به كشورهاى آن حوزه ، و آغاز دوره جديدى از استراتژى حضور مستقيم آمريكا(334) در مناطق مورد علاقه اش ، بويژه در آسياى جنوب غربى و خليج فارس ‍ است .(335)

نـيـروى واكـنـش سريع با فراهم آوردن كادر ماهر و زبده از نيروهاى چهارگانه آمريكا (نيروى زمـيـنـى ، دريـايـى ، هـوايـى و تـفـنـگـداران دريـايـى )، بـهـبـود ظـرفـيـت و سـرعـت در حـمل و نقل دريايى و هوايى براى جابه جا كردن تجهيزات و نفرات ، به كارگيرى تسليحات مـدرن و دقـيـق ، تـوسـعـه نـيـروهـاى آبـى و خـاكـى بـه كار گرفته شده ، بهبود فرماندهى ، كـنـتـرل و ارتـبـاطـات ، بـهـره گـيـرى از امـكـانـات كـشـورهـاى دوسـت ، ايـجـاد فـرمـانـدهـى مـسـتـقـل نـظـامـى و مـانـنـد آن ، بـه درجـه بـالايـى از اسـتـقـلال در عـمـل ، سـرعت در تصميم گيرى ، حداكثر تحرك لازم و قدرت رزمى فراوان دست يافته است ، و به صورت وسيله اى مؤ ثر در اجراى استراتژيهاى تهاجمى آمريكا درآمده است .(336)
در نتيجه ، به دنبال وقايع سالهاى پايانى دهه 1350 ه‍ . ش . (مانند انقلاب اسلامى و تهاجم شوروى به افغانستان ) استراتژى بلند مدتِ منطقه اى آمريكا كه با خطر جدى رو به رو شده بـود، بـا اقـدامـات نـظـامـى و سـيـاسـى چـون تشكيل نيروى واكنش سريع ، على رغم كاستيها و ضـعـفهايى كه اين نيرو داشته و دارد (مانند بعد مسافت ، كسرى بودجه ) توانست موقعيت لرزانِ خود را تحكيم و تقويت بخشد.(337)


منابع:

319- مـسـائل نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك مـعـاصـر ، ازغـنـدى و روشندل ، ص 147 .

320- مبانى تحليل سياست بين الملل ، هالستى ، ص 431 ـ 432 .

321- همان .

322- مبانى تحليل سياست بين الملل ، هالستى ، ص 475 .

323- گـسـتـرش جـنگ به اروپا ، ميروس لاوتينسيك ، ترجمه قاسم كبيرى ، ص 30 ، نشر سفير ، 1368 .

324- استراتژى بزرگ اصول و رويه ها ، كالينز ، ص 515 .

325- چشمان مخفى آمريكا در فضا ، جفرى تى . ريلكسون ، ترجمه رضا حائز ، ص 341 ـ 349 ، انتشارات اطلاعات ، 1373 .

326- جـنـگ و پـادجـنـگ ، آلويـن و هـايدى تافلر ، ترجمه مهدى بشارت ، ص 144 ـ 147 ، انتشارات اطلاعات ، 1374 .

327- در تـدارك قـرن بـيـسـت و يـكـم ، جـهـان تـا سال 2025 ، پل كندى ، ترجمه عباس مخبر ، ص 417 ، طرح نو ، 1372 .

328- كليات و مبانى جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 57 ـ 59 .

329- مبانى و كليات جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 118 ـ 119 .

330- همان ، ص 62 ـ 63 .

331- استراتژى بزرگ اصول و رويه ها ، كالينز ، ص 7 ـ 9 .

332- (F.D.R) . Forces Deployment Rapid

333- ژئو استراتژى ، عزتى ، ص 185 ـ 190 .

334- آمريكا بعد از جنگ جهانى دوم تا جنگ ويتنام ، مستقيماً براى حفظ منافع خود در سراسر جهان اقدام مى كرد . پس ‍ از جنگ ويتنام ، اين مسؤ وليت را از طريق كشورهاى دوست در مناطق مختلف بـه انجام مى رساند ، ولى پس از انقلاب اسلامى ايران ، دوباره به استراتژى دخالت مستقيم بازگشت .
335- خليج فارس و نقش استراتژيك تنگه هرمز ، محمدرضا حافظ نيا ، ص 120 ـ 130 ، سمت ، 1371 .
336- نـيروهاى واكنش سريع آمريكا ، شروود كورديير ، ترجمه همايون الهى ، ص 232 ـ 242 ، قومس ، 1369 .
337- خليج فارس و مسائل آن ، همايون الهى ، ص 317 ، انتشارات انديشه ، 1368 .

 

بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 15

 

نقش عوامل ويژه نظامى ، در استراتژى

دولتـها و كشورها همواره در پى كسب ، حفظ و افزايش قدرت هستند، زيرا قدرت نقش ‍ اساسى و بـنـيـادى در پـيـگيرى و دستيابى به هدفهاى مورد نظرِ آنان ايفا مى كند؛ اين هدفها گاه صلح آميز و گاه غير صلح آميز است . به بيان ديگر، قدرت از يك سو براى تحقق اهدافى چون دفاع و جـنـگ بـه كـار مى رود، و از سوى ديگر براى دستيابى به صلح و هدفهاى صلح آميز ديگر (مانند رفاه اقتصادى )، مورد استفاده قرار مى گيرد.(298)

بـراى تـحـقـق قدرت مذكور، عناصر مختلفى بايد گرد هم آيند. يكى از مهمترين و آشكارترين آنـهـا، (قـدرت نـظـامـى ) است . گفتنى است كه نيل به قدرت نظامى به آسانى صورت نمى گـيـرد، بـلكـه بـه فـراهـم آوردن مـجـموعه اى از عوامل چون ابزار جنگى مناسب ، نيروى نظامى كـافـى ، بـرخـوردارى از تـكـنـولوژى توليد تسليحات مورد نياز، توجه به روشهاى درستِ گردآورى اطلاعات از دشمن ، بهره مندى سربازان از روحيه جنگجويى ، رهبرى و مديريت نظامى و پـشـتـوانـه اقـتـصـادى قـوى و مـانـنـد آن بـسـتـگـى دارد، كـه در ايـن فصل به بررسى برخى از آنها مى پردازيم .

ابزارهاى جنگى

بـشر در طول تاريخ تجربه كرده است كه برخوردارى از تكنولوژى ساخت ، تهيّه ، نگهدارى و مهمتر از همه ، به كار گيرى ابزارهاى جنگى ، موجب افزايش قدرت نظامى مى گردد، و بدين وسـيـله پـيـروزى بـر حـريـفـان و يـا دفاع در مقابل آنان و يا دستيابى به اهداف نظامى و غير نـظـامـى بـا سـهولت بيشترى ميسر مى شود. اين مساءله باعث شده كه انسانها، خود را پيوسته بـه سـلاحـهـاى جـديد و جديدتر مجهز نمايند، ادامه چنين وضعيتى منجر به مسابقه تسليحاتى پـايـان نـاپـذيـرى شـده اسـت كـه هـم اكـنـون نـيـز، بـخـش قابل توجهى از بودجه و نيروى انسانى كشورها را به خود اختصاص داده ، و تلاشهاى مربوط به خلع سلاح و كنترل تسليحات را با شكست رو به رو ساخته است .

بـا تـوجـه بـه ايـن مـقـدمـه ، بـررسـى ابعاد مختلف ابزارهاى جنگى مى تواند ما را به نقش و تاءثير آن بر خط مشى هاى نظامى بيشتر آشنا كند.

سير تكامل جنگ افزار

چوب و سنگ اوّلين سلاح بشر در جنگ و شكار بود. انسانها بتدريج دريافتند كه اگر چوب را تـيـز كـنـنـد و يـا سـنگ را بتراشند، سلاح كارا و مفيدترى را در اختيار خواهندداشت . مجموعه اين ابتكارات را مى توان نخستين گام بشر در زمينه آشنا شدن با سلاح به حساب آورد. قدم بعدى او، در زمـيـنـه پـرتـاب هـمـيـن سـلاحـها بود. براى تحقق اين منظور، از مجموعه ابزارهايى چون (فـلاخـن دسـتـى )(299)، (تـير و كمان ) و مانند آن استفاده نمود، ولى بشر به اين مقدار بسنده نكرد و كم كم به مُدرن و تهاجمى كردن سلاحها مبادرت ورزيد. بدين سان سلاحهاى نـو و نـوتـر و دقيقتر جايگزين سلاحهاى قبلى شد اين روند با تحولات علمى و صنعتى (عصر ماشين ) كه در طى قرون اخير روى داده ، شتاب بيشترى به خود گرفته است .(300)
بـشر در زمينه موادِ مورد استفاده در صنعت اسلحه سازى نيز مراحلى را تجربه كرده است . ابتدا براى ساختن اسلحه از سنگ و سپس از مس استفاده كرد، ولى به علت نرمى و خاصيت ساييدگى مـس ، آليـاژى از مـس و قلع (برنز) را جايگزين آن ساخت . سرانجام ، لزوم استحكام تسليحات ، انـسانها را به سوى آهن سوق داد. اين امر به كار پيروزى سپاهيانى كه از سلاحهاى آهنى سود مـى جـسـتـند، سرعت بخشيد. بعد از آن ، آهن حتى در ساخت زره و سپر سربازان و سلاحهاى ديگر مـورد استفاده قرار گرفت ؛ روندى كه هم اكنون با به كارگيرى فلزات ديگرى چون فولاد و انواع آلياژها ادامه دارد.(301)

تـكـامـل كـيـفـى اسـلحـه ، نـه فـقط در زمينه تسليحات زمينى بلكه در ابعاد هوايى ، دريايى و فـضـايـى نـيـز روى داده اسـت . بـه عنوان مثال ، در زمينه جنگ دريايى (جنگ بر سطح دريا، جنگ آبـى ـ خـاكـى و جنگ در اعماق دريا) بشر ابتدا از كشتى سود جست ، ولى امروزه از انواع ناوهاى هواپيمابر و زيردريايى اتمى استفاده مى كند. همچنين كشتيهاى اوّليه علاوه بر ساده بودن ، از چـوب ساخته مى شد، امّا هم اينك از كشتيهاى فولادى استفاده مى شود. اين مساءله (به كارگيرى از تـسـليـحـات مـدرنـتـر نـظـامى در دريا) يكى از دلايل تحقق استراتژى دريايى ماهان از سوى آمريكا محسوب مى شود.(302)

بـه نـظـر مـى رسـد رونـد تـكـامـل كـمـى و كـيـفـى تـسـليـحـات بـه مـنـظـور دسـتـيـابـى بـه وسـائل پـرتـاب مـدرنـتـر، قـدرت تـخـريـب فـراوانـتـر، مـيـزان بـرد بـيـشـتـر، قـابـليـت حمل آسانتر، دقت اندازه گيرى افزونتر و سرعت بيشتر بوده است ، اهدافى كه امروزه با ابداع و پـيشرفت تسليحات هسته اى محقق شده است . روشن است كه بهره مندى از هر يك از ابعاد فوق مى تواند لشگرى را پيروز نمايد و فقدان آن سپاهى را با شكست مواجه سازد.(303)

مسابقه تسليحاتى و خلع سلاح

يـكـى از جـنـبـه هـاى بـارز تـاءثـيـر ابـزارهـاى جـنـگـى بـر اسـتـراتـژى را مـى تـوان در مـسـائل مـربـوط بـه مـسابقه تسليحاتى و تلاش براى خلع سلاح (304) مشاهده كرد. مـسـابـقـه تـسـليـحـاتـى و خلع سلاح در ارتباط با هم و متاءثر از يكديگرند، زيرا زمانى كه تـوليـد (كمى و كيفى ) سلاح افزايش مى يابد، فكر محدود كردن و سپس ممنوع نمودن ساخت و بـه كـارگيرى برخى از سلاحها تقويت مى گردد. به بيان ديگر، اگر چه مساءله خلع سلاح از قـرنـهـا پـيـش مـورد تـوجه بشر بوده است ، امّا با افزايش يا كاهش ابزارهاى جنگى و آثار مخرب ناشى از آن ، اقدامات مربوط به خلع سلاح شدّت و يا كاهش يافته است .(305)

عـلى رغـم رابطه موجود بين مسابقه تسليحاتى و خلع سلاح ، اين دو در هدف نيز مشتركند. به بـيـان روشـنتر، هم خطمشى هاى مربوط به مسابقه تسليحاتى و هم سياستهاى مرتبط با خلع سلاح ، به دنبال حفظ و يا برقرارى صلح هستند، ليكن روشى كه هر يك پيشنهاد مى كنند، با هـم مـتـفـاوت اسـت . طـرفـداران خـلع سـلاح مـعـتـقـدنـد(306) نـابـود سـازى و يـا كـنـتـرل تـسـليـحـات و كـاهـش نـيـروهاى مسلّح ، منجر به كاهش خطر جنگ و افزايش امنيّت داخلى و خـارجـى خـواهد شد. علاوه بر آن ، عدم اجراى سياستهاى مربوط به خلع سلاح ، افزايش هزينه هـاى نـظـامى را در پى دارد و اين امر تحقق رفاه ملّى و توسعه اقتصادى را با كندى و ركود رو بـه رو مى سازد. اگر افزايش ‍ امنيّت براى تحقق و يا تسريع توسعه ناديده گرفته شود، صرفِ وجودِ سلاحهاى هسته اى از لحاظ روانى براى بشر مخاطره آميز است .(307)

در عـوض ، عـدّه اى ادامـه مـسابقه تسليحاتى را وسيله اى براى تحقق و تضمين صلح مى دانند. ايـن دسـتـه بـا اشـاره بـه دورانِ بـعـد از جـنگ جهانى دوم ، معتقدند مسابقه تسليحاتى در عصر تـسـليـحـات هـسـتـه اى ، مـنـجـر بـه تـوازن هـسـتـه اى كـشـورهـا مـى گـردد و ايـن مـسـاءله احـتـمال بروز جنگ هسته اى را كاهش مى دهد، درحالى كه مسابقه تسليحاتى ممكن است در صورت عـدم دسـتـيـابـى يـك طـرف بـه سـلاح اتـمـى و يـا شـكـسـت طـرف مـقـابـل در ادامـه آن ، بـاعـث بـرتـرى هـسـتـه اى بـر رقـبـا شـود، در آن صـورت احـتـمـال وقـوع جـنـگ هـسـتـه اى شدت مى يابد. امّا در هر دو صورت مذكور، رابطه و پيوند بين تكامل ابزار جنگى با حفظ صلح و امنيّت و استراتژيهاى مربوط به آن ، بروشنى آشكار است .(308)

تاثير مسابقه تسليحاتى و خلع سلاح در خط مشى هاى سياسى و نظامى كشورهاى جهان سوم ، بـه نـحـو بـارزتـرى بـه چـشـم مـى خـورد، زيـرا ايـن كـشـورهـا از يـك سـو تـوان بـالفـعـل خـود را بـراى بـرپـايـى مـذاكرات مربوط به خلع سلاح و به ثمر نشاندن نتايج حـاصـل از آن ، صـرف مـى كـنـنـد و از سـوى ديـگـر، خـود در جـرگـه عـمده ترين وارد كنندگان تـسـليـحات قرار دارند. به بيان ديگر، آنان مى خواهند با كاهش هزينه هاى همه جانبه نظامى ، كشورشان را به توسعه برسانند، ولى عقيده دارند اگر امنيّت نباشد، دستيابى به توسعه هيچ گاه امكان پذير نخواهد بود.(309)

بـه نـظـر مـى رسـد عـدم مـوفـقـيـت بـراى خـلع سـلاح و دليل تداوم مسابقه تسليحاتى ، به دلايلى چون فقدان ضمانت اجرايى مؤ ثر براى مجازات و يا بازداشتن متجاوزين ، عدم اطمينان كافى به رعايت مفاد پيمانهاى خلع سلاح از سوى كشورها، تحريكات خارجى براى ناامن كردن سرحدات و مرزها، حفظ امنيّت يا كسب اعتبار بيشتر و مهمتر از هـمـه بـى مـيـلى كـشـورهـاى قـدرتـمـنـد و صـادركـنـنـده تـسـليـحـات مـربـوط مى شود. به همين عـلل اسـت كه كشورهاى جهان سوم ، اتّخاذ استراتژيهايى را كه مبتنى بر پرهيز از خلع سلاح است ، وسيله اى براى بقا تلقى مى كنند.(310)

نقش تسليحات در استراتژى بازدارندگى

اسـتـراتـژىِ بازدارندگى نيز همانند خلع سلاح و مسابقه تسليحاتى در ارتباط تنگاتنگ با تـوان تـسـليـحـاتـى و نـظامى است ؛ اگر چه بازدارندگى امر تازه اى نيست و مى توان آن را بـروشنى در تاريخ رقابت و جنگِ گذشته كشورها، مشاهده كرد، امّا امروزه هرگاه از استراتژى بـازدارنـدگـى نـام مى برند، به بازدارندگى هسته اى اشاره دارند. بر حسب اتّفاق يكى از مهمترين دلايلِ اهميت يافتن استراتژى و نظريات استراتژىِ بازدارندگى ، وجود سلاحهاى هسته اى است .

بـازدارنـدگـى ، يـك رابـطـه دوجـانـبه است ، كه بين دو يا چند كشور برقرار مى شود. در اين رابـطـه هـر طـرف مـى كـوشـد تـا بـا نـفـوذ بـر رفـتـار طـرف مقابل ، به او بفهماند كه در صورت حمله او، به واكنش و پاسخ شديدترى كه متضمن خسارت بـيـشـتـر اسـت ، اقـدام خـواهـدكـرد.(311) تـفـهـيـم دقـيـق ايـن امـر مـوجـب بـازداشتن طرف مقابل از حمله هسته اى عليه كشور ديگر مى شود.

انصراف از حمله هسته اى يا بازداشتن دشمن از حمله به متّحدين ،(312) به توان نظامى طـرف مـقـابـل بـسـتـگى دارد. به بيان ديگر، انصراف از حمله به آن جهت صورت مى گيرد كه طـرف مـقـابـل از قـدرت لازم براى مقابله به مثل و حتى وارد آوردن ضربات مخربتر برخوردار اسـت ، يـا در مواقعى كه كشورى از قدرت نظامى كافى برخوردار باشد، تهديداتش نسبت به كـشـورى كـه قـصـد حـمله به متحدان وى را دارد، مؤ ثر واقع مى شود و در نتيجه آن كشور را از حمله به متحدانش بازمى دارد.

گاهى ممكن است اقدامات يك كشور براى انصراف و يا بازداشتن حمله هسته اى دشمن مؤ ثر واقع نـشـود و خـاكـش مـورد تـهـاجـم قـرار گـيرد. در اين صورت آن كشور بايد توانايى وارد آوردن ضربه دوم را بر دشمن داشته باشد. بدين منظور كشور مورد تهاجم ، بايد بتواند علاوه بر تـوليـد سـلاحـهـاى هـسـتـه اى مـورد نـيـاز، بـخـش قـابـل تـوجـهى از اين تسليحات (تسليحات اسـتـراتـژيك )(313) را از ضربه نخستين دشمن مصون بدارد. حفاظت از سلاحهاى هسته اى ، خـود به نحو ديگرى به پيشرفتهاى تسليحاتى در امر سيستم دفاع هسته اى متكى است ، زيـرا مـجـهـز بـودن بـه سـيـسـتـم دفـاع هـسـته اى و سيستم دقيق ردياب ، موشكهاى قاره پيماى بالستيكى را قبل از اصابت به هدف در آسمان نابود مى سازد.(314)
در يك جمع بندى كلى تهديد به مجازات و توانايى كافى براى عملى كردن آن ، محروم كردن دشـمـن از مـنـابـع قدرتش ، پرهيز از آسيب پذيرى هسته اى و مانند آن كه از مؤ لفه هاى مهم در اسـتـراتـژى بـازدارنـدگـى مـحـسـوب مـى شـونـد، بـر پـايـه توليد و توان به كارگيرى تـسـليـحـات هـسـتـه اى اسـتـوار اسـت بـه بـيـان ديـگـر، سـلاحـهـاى هـسـتـه اى بـه صـورت قـابـل تـوجـهـى بـاعـث تـداوم ، تـحـكـيـم و گـسـترش همه جانبه استراتژى بازدارندگى شده اند.(315)

وابستگى تسليحاتى

يـكـى ديـگـر از ابـعاد روشن تاءثير ابزارهاى جنگى بر استراتژى را مى توان در وابستگى تـسـليـحـاتـى مشاهده كرد. به بيان ديگر، اهمّيت وابستگى تسليحاتى به آن است كه هر نوعِ وابـسـتـگـى تـسـليـحـاتـى مـى تـوانـد مـانـع از بـه كـارگـيـرى و يـا موفّقيت استراتژى ملّى مـسـتـقـل گـردد. عـلاوه بـر آن ، در وابستگى تسليحاتى همانند ساير وابستگيها، كشور وابسته نـاگـزيـر اسـت فـرهـنگ وارداتى آن را نيز بپذيرد و يا از حضور مستشاران نظامى براى هدايت تسليحاتى استقبال نمايد.

وابـسـتـگـى تـسليحاتى معلول علتهاى مختلفى است كه مهمترين آن را مى توان در دو علّت عمده خـلاصـه كـرد. اوّل : انـدك بـودن صـنـايـع نـظامى و يا صنايع وابسته به آن ، محدوديت كادر مـتـخـصـص و مهمتر از همه وابستگى هياءتهاى حاكمه كه اراده رهايى از وابستگى را مورد توجه قـرار نـمـى دهند. (عامل داخلى ). دوم : كشورهاى صادر كننده تسليحات از هرگونه تلاش مستقلى كـه مـنـجـر بـه خـودكـفايى جنگى كشورهاى فاقد تكنولوژى نظامى شود، به شكلهاى مختلفى جلوگيرى مى كنند، مانند ايجاد بحرانهاى منطقه اى ، با هدف تداوم تسلط بر آن كشورها و كسب درآمدهاى هنگفت ناشى از فروش تسليحات و مانند آن .(316)

وابـستگى تسليحاتى به طُرق مختلف بر تغيير خط مشى هاى سياسى و نظامى كشورهاى وارد كـنـنـده اسـلحـه ، در جـهـت مـنـافـع صـادر كننده اسلحه اثر مى گذارد. به عنوان نمونه ، صادر كنندگان تسليحات قادرند در شرايط عادى و يا بحرانى از صدور لوازم يدكى نظامى و حتى تـسـليـحـات بـه دريـافـت كـنـنـدگـان اسـلحـه خـوددارى ورزنـد، و ارسـال مـجـدد آن را مـنـوط بـه پـذيـرش خـواسـته هاى سياسى و نظامى جديد نمايند. كشورهاى دريـافـت كـنـنـده اسـلحـه ، در چـنـيـن شـرايطى براى بقا و تداوم توان نظامى و حفظ امنيت ملّى ، نـاگـزيـرنـد يـا از مـنـابـع ديـگـر صـدور اسـلحـه (مانند بازار آزاد) لوازم يدكى نظامى و يا تـسـليـحـات مـورد نـظـر خـود را بـه قـيـمت گرانتر تهيّه كنند و يا به خواسته هاى آنان تن در دهند.(317)
در نـتـيـجـه هـرگـونـه بـرنـامـه ريزى نظامى به منظور افزايش توان جنگى ، اگر متكى به امكانات مادى و معنوى داخل نباشد در هنگام جنگ ، مشكلات جدى ايجاد مى كند. دراين مواقع كشورهاى دريافت كننده تسليحات على رغم بهره مندى از تسليحات مدرن ، قادر به دفاع مؤ ثر از خويش نـخـواهـنـد بـود و بـه هـمـيـن دليـل از حـضـور نـظـامـى مـسـتـقـيـم كـشـورهـاى صـادر كننده اسلحه اسـتـقـبـال خـواهـنـد كـرد. كـويـت و عـربـسـتـان دو مـصـداق روشـن در ايـن زمـيـنـه بـه شـمـار مـى روند.(318)

بـنـابـرايـن ، كـشـورهـاى دريـافـت كـنـنـده تـسـليـحـات ، بـا تـوجـه بـه اهـداف غـيـردوسـتانه صادركنندگان اسلحه ، حركت سريع تكنولوژى ـ كه اسلحه هاى موجود را بسرعت كهنه مى كند ـ بـار گـران هـزيـنـه هـاى خريد تسليحات وارداتى و لزوم صرف اين هزينه ها براى رفاه و تـوسـعـه اقـتـصـادى مـردم كـشـور خـويـش ، بـايـد بـا كـاهـش اخـتـلافـات مـرزى و سـيـاسـى داخل و خارج و ايجاد اراده سياسى مصمم ، توسعه صنايع زيربنايى ، صرف هزينه بيشتر در تحقيقات نظامى در جهت رفع وابستگيها از طريق تكيه بر منابع و امكانات داخلى بكوشند. فقط در اين صورت است كه مى توانند بدون خواست و دخالت قدرتهاى بزرگ به انتخاب و اجراى سياستهاى دفاعى مستقل بپردازند.


منابع :

298- در واقـع قـدرت نـظـامـى مـى تـوانـد دشـمـنـان را از حـمـله و جنگ باز دارد و يا كشور قـدرتـمـنـد مـى تـوانـد كشورها را از قدرت طلبى بازدارد و يا احياناً متجاوزين را سر جاى خود بنشاند .
299- يـكـى از نمونه هاى تاريخى به كارگيرى فلاخن دستى ، استفاده حضرت داوود(ع ) از آن براى كشتن جالوت است .
300- (سـيـر تـكـامـل جـنـگ افـزار) ، مـجـله امـيـد انـقـلاب ، سال پنجم ، شماره 103 (فروردين 1364) ، ص 62 ـ 63 .
301- (سـيـر تـكـامـل جـنـگ افـزار) ، مـجـله امـيـد انـقـلاب ، سال پنجم ، شماره 104 (ارديبهشت 1364) ، ص 62 ـ 63 .
302- ژئواستراتژى ، عزت اله عزتى ، ص 126 ـ 136 ، سمت ، 1373 .
303- همان ، ص 25 ـ 27 .
304- مـسابقه تسليحاتى به رقابت بين دو يا چند كشور كه موجب افزايش تدريجى و يا رشـد پـيـوسـتـه سلاحها و توسعه نيروهاى مسلح و در نتيجه افزايش قدرت نظامى كشورها مى گـردد ، گـفـتـه مـى شـود . خلع سلاح در نقطه مقابل مسابقه تسليحاتى قرار دارد و به معناى كـاسـتـن از تـسـليـحـات ، يـا مـحـدود كـردن سـاخـت و نـگـهـدارى آن و تقليل نيروهاى مسلّح است .
305- در واقـع تـلاش بـراى خـلع سـلاح و يـا كـنـتـرل تسليحات به اندازه جنگ قدمت دارد ، امّا عموماً در سده هاى اخير و بخصوص با وقوع دو جنگ جهانى ، روند آن بيشتر شده است .
306- سـازمـان ملل در گروه طرفدار خلع سلاح قرار مى گيرد . اين سازمان براى موفقيت در زمـيـنـه حـفظ و يا برقرارى صلح اقدامات زيادى ـ البته بيشتر در قالب قطعنامه و معاهده ـ بـه عـمـل آورده است ، زيرا به عقيده سازمان ملل متحد بين صلح و تسليحات رابطه مستقيم وجود دارد .
307- مـبانى تحليل سياست بين الملل ، كى . جى . هالتى ، ترجمه بهرام مستقيمى و مسعود طارم سرى ، ص 480 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1373 .
308- منطق روابط بين الملل ، جونز ، ص 265 .
309- جهان مسلّح و جهان گرسنه ، برانت ، ص 45 ـ 50 .
310- مـسـائل نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك مـعـاصـر ، ازغـنـدى و روشندل ، ص 233 ـ 236 .
311- استراتژى معاصر نظريات و خط مشى ها ، بليس و ديگران ، ص 90 .
312- ايـن نـوع اسـتـراتـژى بـازدارنـدگـى را بـازدارنـدگـى فـعـّال گـويـنـد كـه طـى آن دشـمـن از حـمـله بـه مـتـحـديـن آن كـشـور بـازداشته مى شود ، ولى بـازدارنـدگـى غير فعّال هنگامى است كه طرفين مطمئن شوند كه در صورت حمله حتماً مورد حمله قرار مى گيرند .
313- تـسـليـحـات اسـتـراتـژيـك يـعـنـى تـسـليـحـاتـى كـه قـدرت انـهـدام كامل را دارا هستند . ماءموريت استراتژيك نيز ماءموريتى است كه برعليه يك يا تعدادى از اهداف دشمن با هدف انهدام نهايى صورت مى گيرد .
314- بـحـثـى در بـاب خلع سلاح ، جان رابينسون و ديگران ، ترجمه هرمز همايون پور ، ص 22 ـ 25 ، انتشارات آگاه ، 1368 .
315- استراتژى معاصر نظريات و خط مشى ها ، بليس و ديگران ، ص 23 .
316- تـجـارت اسـلحـه ، انجمن جهانى پژوهش در صلح استكهلم ، ترجمه ابراهم يونسى ، ص 311 ـ 315 ، شركت سهامى انتشارات خوارزمى ، 1358 .
317- مبانى تحليل سياست بين الملل ، هالستى ، ص 415 ـ 420 .
318- تـوفـان خـليج [فارس ] ، اليويه دلاژ و ژرار كريزبك ، ترجمه اسدالله مبشرى و محسن مؤ يدى ، ص 170 ، انتشارات اطلاعات ، 1366 .

بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 14

 

انواع سازمانهاى بين المللى

سـازمـانـهاى بين المللى نه فقط در يك زمينه ، بلكه در زمينه هاى مختلفى بر اعضاى خويش و نظام بين المللى تاءثير مى گذارند. با طبقه بندى سازمانها مى توان تا حد زيادى به نحوه و ميزان اين تاءثير آشنا شد.

سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى بـر اسـاس مـعـيارهاى متعددى چون نحوه كار به (سازمانهاى تصميم گـيـرنـده و عـمـل كننده ) و وسعت عمل جغرافيايى به (سازمانهاى جهانى و فوق ملّى ) و مانند آن تـقـسيم مى شوند. در اين نوع طبقه بندى سهم سازمانهاى تصميم گيرنده و سازمانهاى جهانى در تـاءثـيـر بـر تـصـمـيـم گـيـرى كـشـورهـا بـيـش از سـازمـانـهـاى عمل كننده و سازمانهاى فوق ملّى است .

مـعـيـار ديـگـر بـراى طـبـقـه بـنـدى سـازمانهاى بين المللى ، سود و منفعت است . بر اين اساس ، سازمانهاى بين المللى (دولتى و خصوصى ) به انتفاعى و غير انتفاعى تقسيم مى شوند. يكى از مـهـمـتـريـن سـازمانهاى بين المللى انتفاعى ، شركتهاى چند مليتى هستند، اين سازمانها كه به عـلت گـسـترش فعاليتهاى اقتصادى در كشورهاى مختلف ، از ثروت زيادى برخوردار شده اند، بـه شـيـوه هـاى گـوناگونى در سياست كشورها، دخالت مى كنند.(288) دخالت شركت چـنـدمـليتى ITT در سرنگونى دولت آلنده در شيلى ، نمونه بارزى از اين گونه اقدامات به شمار مى رود.

سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى غـير انتفاعى نيز كه از گروههاى مختلف اقتصادى ، مذهبى و... چندين كـشـور تـشكيل شده اند، نقش مؤ ثرى در تغيير و يا ايجاد خط مشى هاى جديد كشورها دارند. به عـنـوان مـثـال ، فـعـاليـتـهـاى سـازمـان بـيـن المـللى مـذهـبـى صـهـيـونـيـسـت ، مـنـجـر بـه تـشـكـيـل دولت غـاصـب اسـرائيـل گـرديـد. ايـن امـر بـاعـث شـد كـه حـدود پـنـجـاه سـال ، بـخـشـى از بـرنـامـه هـاى سـيـاسـى نـظـامـى كـشورهاى اسلامى معطوف مبارزه با رژيم اشغالگر قدس ‍ گردد.(289)

طـبـقـه بـنـدى براساس هدف ، مهمترين معيار در طبقه بندى سازمانهاى بين المللى است . براين مـبـنا، سازمانها به سازمانهاى نظامى ، سياسى ، اقتصادى و فرهنگى تقسيم مى شوند، كه هر يـك و بـخـصـوص سـازمـانـهـاى نـظـامـى (مـانـنـد نـاتـو و ورشـو) و سـيـاسـى (مـانـنـد سازمان ملل متحد) و حتى اقتصادى ، بيش از ساير سازمانها برسياستها و استراتژيهاى كشورها و نظام بـيـن المـللى مـؤ ثـر بـوده اند. به عنوان مثال ، ناتو و ورشو، پيمانهاى نظامى بلوك غرب و شـرق بـودنـد كـه بـراى مـقـابـله بـا خـطـر نـظـامـى و ايـدئولوژيـكـى طـرف مـقـابل تاءسيس شده بودند. بطور عمده هر يك از ابرقدرتها با استفاده از اين پيمانها كه به وسـيـله بازوهاى اقتصادى (بازار مشترك و كمكون ) تقويت مى شدند، به حضور همه جانبه خود در اروپـاى غـربـى و شـرقـى ادامـه دادنـد، بـه دخـالت نـظـامـى در كـشـورهـاى ديـگر (پاناما، افغانستان ) پرداختند و دست به تشكيل پيمانهاى نظامى منطقه اى زدند.

علل و انگيزه هاى تشكيل سازمانهاى بين المللى

با نگاهى به علل تـشـكـيـل سـازمانهاى بين المللى ، بخوبى در مى يابيم كه انگيزه هاى تاءسيس ‍ اين سازمانها بـه نـحـو چـشـمـگـيـرى بـا مـسـائل سـيـاسـى نـظـامى جهان ارتباط دارد. بنابراين به صورت قابل توجهى تصميم گيرى سياستمداران و استراتژيستها را تحت الشعاع قرار داده است .

مـهـمـتـريـن انـگـيزه در پديد آمدنِ بعضى از سازمانهاى بين المللى مصون داشتن نسلهاى آينده از بـلاى جـنـگ اسـت . به همين علت است كه بزرگترين سازمانهاى بين المللى قرن حاضر (جامعه ملل و سازمان ملل متحد) پس از دو جنگ جهانى اوّل و دوم به وجود آمده اند. به ديگر سخن ، نتيجه تـلاش بـشـر بـراى يـافـتـن راهـهـاى عـدم وقـوع جـنـگ و حـل و فـصـل مـسـالمـت آمـيـز اخـتـلافات و يا كاهش پيامدهاى هولناك جنگ (290)، منجر به تـشـكيل سازمانهاى بين المللى گرديده است . بنابراين ، سازمانهاى بين المللى براساس اين رسـالت جـهـانـى مـى تـوانـنـد عـامـل مـهـمـّى در تـرويـج و هـدايـت (استراتژيهاى صلح گرا) باشند.(291)
عـلاوه بـر آن ، جنگ بگونه ديگرى نيز در شكل گيرى سازمانهاى بين المللى نقش داشته است ، بـا ايـن تـوضـيـح كـه در جـنـگ ، روابـط بين كشورهاى درگير بكلى قطع نمى شود، زيرا اين كـشـورهـا نـاگـزيـر بـه ادامـه همكاريها (البته در سطح بسيار پايين ) با همديگر به منظور مـبـادله اسـرا، مـذاكـرات مـربـوط بـه آتـش بس و مانند آن هستند، و كشورها بطور طبيعى از چنين هـمـكـاريها تجربه و تخصص مى اندوزند. علاقه به بكارگيرى اين تجربه و تخصص موجب تشديد همكارى پس از پايان جنگ ، در چارچوب سازمانهاى بين المللى شده است.(292)

هـمـچـنـيـن هـنـگـام جـنـگ ، قـراردادهـا و پـيمانهاى دو جانبه و چند جانبه از سوى متخاصمين زير پا گـذاشـتـه مـى شـود، در حالى كه بشر به تضمين ، احترام و پايبندى به تعهدات و قراردادها براى ادامه حيات و پيشبرد راههاى توسعه همه جانبه پس از جنگ و حتى در زمان جنگ نيازمند است ؛ بـنـابـراين ، مؤ ثرترين راه براى تحقق اين امر، ايجاد سازمانهاى بين المللى قدرتمند و در عين حال بيطرف بود.

يـكـى ديـگر از علل تاءسيس سازمانهاى بين المللى ، ايجاد و يا فراهم آوردن تسهيلات لازم در جـهـت بـهره گيرى متقابل كشورها و ملتها از دستاوردهاى علمى و فنى و... يكديگر بود. يكى از مهمترين دستاوردهاى بشر، ثمرات ناشى از انقلاب علمى ، فنى و صنعتى است كه در مغرب زمين روى داده اسـت . اين انقلاب (يا انقلابها) آثار فراوانى به همراه آورد كه بسيارى از آنها (مانند مـاشـيـن و بـرق ) زنـدگـى انـسـانـى را در جـهـت رو بـه رشـد و در عـيـن حال ناپايدارى متحول ساخت . هر چند همه جهانيان از ثمرات مثبت آن بهره مند نبودند. بنابراين ، انگيزه استفاده از اين نتايج (مانند پيشرفتهاى پزشكى ) عاملى قوى در جهت گسترش همكاريهاى بـين المللى و به وجود آوردن سازمانهاى بين المللى بود. براين اساس ، اعضاى اين سازمانها مـى توانند با اتّخاذ استراتژيهاى متكى به حمايت صادقانه ! سازمانهاى بين المللى ، در امر رشد و توسعه همه جانبه خود گام بردارند.(293)

استراتژى كشورها و رابطه آن با عملكرد سازمانهاى بين المللى

در مـبـحـث قـبـل گـفـتـه شـد كـه جـلوگـيـرى از جـنـگ و فـراهـم آوردن امكان استفاده همه جهانيان از دستاوردهاى تمدن بشرى ، مهمترين عللِ تشكيل سازمانهاى بين المللى بوده است ؛ امّا بايد ديد، آيـا سـازمـانـهـاى بـين المللى در تحقق اهداف مذكور موفق بوده اند يا نه ؟ و نيز موفقيت يا عدم مـوفـقـيـت ايـن سـازمـانـهـا در دسـتـيـابـى بـه هـدفـهـاى مورد اشاره چه تاءثيرى در سياستها و استراتژيهاى اعضا داشته است ؟

عملكرد سازمانهاى بين المللى (بويژه سازمان ملل متحد به عنوان مهمترين سازمان بين المللى ) بـا نـارسـايـيـهـا و نـيـز مـوفـقـيـت نـسـبـى هـمـراه بـوده اسـت . سـازمـان مـلل مـتـحـد در جـهـت تحقق اساسى ترين هدف خود، يعنى حفظ و برقرارى صلح و امنيّت جهانى ، كـوشـشـهـاى بـسـيـارى كـرده اسـت . مـسـاعـى ايـن سـازمـان ، شامل تصويب قطعنامه ها و نيز اقدامات عملى مى شود. تلاش براى خلع سلاحهاى هسته اى ، غير هـسـتـه اى و شـيـمـيـايـى ، تـعـيـيـن مـنـاطق عارى از سلاحهاى هسته اى ، توصيه به توقف كليه آزمـايشهاى هسته اى و كاهش بودجه نظامى ، تشويق اعضا به اجراى قراردادهاى صلح ، كمك به كـشـورهـاى مـورد تـهـاجـم (294) و مـانـنـد آن نـمـونـه هـايـى از اقـدامـات سـازمـان ملل متحد در زمينه صلح به شمار مى رود.

مـوفـقـيـت سـازمان ملل متّحد در زمينه بهره مند سازى كشورهاى عقب مانده (عقب نگاه داشته شده ) از پـيـشـرفـتهاى صنعتى غرب ، بيش از حفظ و برقرارى صلح و امنيّت جهانى بوده است . نخستين گـام اسـاسـى در ايـن جـهـت ، فعاليت اين سازمان در غيرمشروع ساختن تسلّط استعمارى (استعمار زدايـى ) بود كه كمك مؤ ثرى در به استقلال رسيدن كشورهاى جهان سوم محسوب مى شود. اين كـشـورهـا از بـدو اسـتـقـلال از كـمـكهاى فنى ، بهداشتى ، آموزشى ، غذايى ، مالى و... سازمان مـلل متحد (و سازمانهاى تخصصى وابسته به آن ) استفاده كرده اند. اين امر تا حدودى به رشد و توسعه كشورهاى مذكور كمك كرده است .(295)

عـلى رغـم تـلاشـهـاى زيـاد سازمان ملل متحد در زمينه هاى برقرارى صلح و امنيّت بين المللى و كـمـك بـه توسعه كشورهاى عضو، چندان توفيقى در اين راه نداشته است ، زيرا وجود حق وتو، تـاءمـيـن بـخـش اعـظـم بـودجـه سـازمـان تـوسـط كـشـورهـاى غربى و فقدان ضمانت اجرايى مؤ ثـر(296) از عـوامـل مـهـم در عـدم كـارايـى مـفـيـد سـازمـان مـلل مـتـحـد اسـت .در نـتـيـجـه ، ايـن سـازمـان از يـك سـو قـادر نـيـسـت اسـتقلال و حاكميت كشورهاى عضو را بطور قطعى تضمين كند و از سوى ديگر توانايى لازم را نـدارد كـه بـدون مـلاحـظـه كاريهاى سياسى (تاءمين نظر كشورهاى قدرتمند) به ارائه خدمات اسـاسـى مـشـتـرك و بـرابـر بـه اعـضـا بپردازد. بنابراين ، كشورهاى جهان سوم به استثناى اسـتـفـاده از تـريـبونِ (بلندگوى ) اين سازمان براى مطرح نمودن نظريات خويش و مانند آن ، نـفـع چـندانى از عضويت در سازمان ملل متحد نمى برند. براين اساس ، در تعيين استراتژيهاى دفـاعـى و تـوسـعـه اقـتـصـادى بـيـش از هـر چـيـز بـايـد بـه تـوان و امـكـانـات داخـلى مـتـكـى باشند.(297)


منابع :

288- سازمانهاى بين المللى ، منصفى ، ص 21 ـ 23 .

289- سـازمـانهاى يهوديان آمريكا و اسرائيل ، لى اوبرين ، ترجمه ع ـ ناصر ، ص 27 ، نور ، 1369 .
290- خـسـارت مـالى در جـنـگ جـهـانـى اوّل و دوم بـه تـرتـيـب ...,...,...,278 دلار و 000,000,300,316 دلار و خـسـارت جانى نيز به ترتيب 000,000,9 نفر و 000,000,22 نفر بوده است . ر ك : جزوه درس سازمانهاى بين المللى ، آقايى ، ص 6 .

291- سياست و سازمانهاى بين المللى ، حسين ناظم ، ص 296 ، ايران ، 1356 .

292- ارزيابى سازمانهاى بين المللى در قرن بيستم ، اينيس كلاد جونيور ، ترجمه فرهنگ رجايى ، ص 10 ـ 11 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1366 .

293- نهادهاى روابط بين المللى ، كلييار ، ص 19 .

294- ايـن كـمـكـهـا بـيـشـتـر در حـد صـدور قـطـعـنـامـه اسـت ، امـا گـاهـى سـازمـان مـلل بـا تـصـويـب شـوراى امـنـيـت كـه در پـى توافق اعضاى دائمى صورت مى گيرد اقدام به كـمكهاى مؤ ثرترى چون اعزام نيرو (نيروهاى پاسدار صلح ) مى نمايد . البته اين نيروها نه بـراى تـنـبـيـه و شـكـسـت دادن مـتـجـاوز ، بـلكـه بـه مـنـظـور بـرقـرارى و ادامـه آتـش بس وارد عمل مى شوند .

295- انـجمن بين المللى توسعه و صندوق بين المللى توسعه ، از سازمانهاى تخصصى سازمان ملل متحد در امر توسعه كشورهاى عضو هستند .

296- بـه هـمـيـن دلايـل اسـت كـه سـازمـان مـلل مـتـحـد در جـريـان اشـغـال مـجارستان توسط شوروى سابق در سال 1956 ميلادى (1335 ه‍ . ش .) نتوانست كارى انجام دهد . همچنين در تداوم بحران اعراب و اسرائيل غاصب و دخالت آمريكا در برخى از كشورها عـكـس العـمـل جـدى از سـوى سـازمـان مـلل مـتـحـد نـشـان داده نـشـد . اسرائيل غاصب نيز هيچ اعتنايى به قطعنامه هاى اين سازمان ندارد و آفريقاى جنوبى ـ در زمان حـاكـمـيـت سـفيد پوستان ـ به كرّات از قبول مصوبات سازمان خوددارى كرد . در مورد جنگ عراق عليه ايران نيز قضيه به همين منوال بود .

297- كـنترل تسليحات به عنوان مهمترين شرط در اجرا و تاءمين صلح و امنيت جهانى است . عـدم مـوفـقـيـت كامل سازمان ملل در خلع سلاح عمومى باعث شد كه كشورهاى جهان سوم به منظور فـراهم آوردن امكان دفاع مطلوبتر ، از خود ، به خريد تسليحات دست بزنند . اين امر منجر به تـقـويـت ارتش اين كشورها و دخالت آن در قدرت سياسى گرديد . براى اطلاعات بيشتر در اين زمينه و مباحث مربوط به اين قسمت به منابع زير مراجعه كنيد :

الف . ماهيت سازمان ملل ، شمس الدين رحمانى ، محراب قلم ، 1364 .

ب . سـازمـان مـلل مـتـحـد مـسـؤ وليـت حـفـظ صلح و امنيت بين المللى ، ناصر ثقفى عامرى ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1370 .

 

بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 13

 

 

 

انواع نظامهاى بين المللى

همان گونه كه گذشت ، نظام موجود بعد از جنگ جهانى دوم از لحاظ ابعاد سياسى و نظامى ، يك نـظـام دوقـطـبـى بـود. ايـن بـدان مـفـهـوم نـيست كه جهان در سراسر اين دوره از نظر اقتصادى و فرهنگى نيز يك نظام دو قطبى بود، بلكه در بعد اقتصادى از دهه 70 ميلادى / دهه 50 ه‍ . ش . بـر تعداد مراكز قدرت و تصميم گيرى اقتصاد جهانى افزوده شد.(274) در اين باره ؛ اروپـاى غـربـى (و بـخـصـوص آلمـان ) و آسـيـاى جـنـوب شـرقـى و غـربـى شـامـل كـشـورهـاى چـيـن ، هـنـد، مـالزى ، اندونزى ، سنگاپور، هنگ كنگ ، تايوان ، كره جنوبى و شـمالى و بويژه ژاپن كه دوران بازسازى را پشت سرگذاشته بودند، به قدرتهاى بزرگ اقتصادى تبديل شدند. اين امر منجر به يك جنگ تمام عيار تجارى بين آمريكا با كشورهاى فوق و بـيـش از هـمـه بـا ژاپـن شـده اسـت . نـكـته مهم در اينجاست كه هرگاه قدرتهاى اقتصادى متعدد بـاشـنـد، ديـگـر كـشـورهـاى جـهـان امـكـان بـيـشـتـرى بـراى انـتـخـاب اسـتـراتـژيـهـاى مستقل اقتصادى خواهند داشت .(275)

از نـظـر فـرهـنگى نيز، جهانِ بعد از جنگ جهانى دوم ، يك نظام دو قطبى نبود، بلكه در دهه 80 مـيلادى / 60 ه‍ . ش . با وقوع انقلاب اسلامى ايران ، اسلام به عنوان يك دين رهايى بخش مورد تـوجه همه كسانيكه به كمك كمونيسم و ليبراليسم راه به جايى نبرده بودند، قرار گرفت . براين اساس ، اسلام به عنوان يك قطب فرهنگى در كنار قطبهاى ديگر فرهنگى مطرح شد. اين امر منجر به گسترش حركتهاى اسلامى در سر تا سر جهان و بخصوص در خاور ميانه شده است ، بگونه اى كه (جرج بوش ) رئيس جمهور وقت آمريكا در سخنان خود خطاب به كنگره آمريكا، تهديدى كه متوجه امنيت ملى آمريكاست را از سوى بنيادگرايان اسلامى و نه از سوى يك كشور صـاحـب بـمـب اتـمـى ذكـر كـرد. بـه هـمـيـن دليـل اسـت كـه اصـلى تـريـن مـاءمـوريـت نـاتـو كنترل و سركوب حركتهاى اسلامى جهان قرار داده شده است .(276)

 

سازمانهاى بين المللى

سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى نـيـز در اتـّخـاذ خـط مـشـى كـشـورهـا و نـظـام بـيـن المـلل ، از تـاءثـيـرى شـگـرف بـرخـوردارنـد. ايـن مساءله را مى توان بخوبى از فعاليتهاى تـبـليـغـاتـى مـهـّمـتـريـن سـازمـان بـيـن المـللى (يـعـنـى سـازمـان مـلل مـتـحـد) دريـافـت . سـازمـان مـلل مـتـحـد بـا بـهره گيرى از شبكه هاى وسيع تلويزيونى ، راديـويـى و مـطـبـوعـاتـى در جـهـت تـغـيـيـر افكار عمومى و ارائه استراتژيهاى خاصِ توسعه اقـتـصـادى و اجـتـمـاعى ، در تلاش است .(277) علاوه بر آن ، سازمانهاى بين المللى از طرق ديگرى ، بر كشورها و نظام بين الملل اثر مى گذارند. يكى از اين شيوه ها، تدوين حقوق بـيـن المـلل در زمـيـنـه هـاى حقوق دريا و هواست كه هر يك بنحو چشمگيرى در جنبه هاى سياسى ـ نظامى كاربرد دارد.(278)

سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى (بـخـصـوص سازمان ملل متحد) علاوه بر تاءثيرى كه بر خط مشى كـشـورهـا و نـظـام بـيـن الملل دارند، خود نيز از آنها تاءثير مى پذيرند. بحران مالى سازمان مـلل مـتـحـد در سـال 1989 مـيـلادى (1368 ه‍ . ش .) و بـعـد از آن ، مثال جالبى در اين زمينه است ، زيرا آمريكا كه بيش از 25 بـودجـه سـازمـان مـلل مـتـحـد را تـاءمـيـن مـى كـرد، بـه مـنـظـور تـاءثيرگذارى بر سياستها و اسـتـراتـژيـهـاى سـازمان ملل متحد و اعضاى آن ، از پرداخت حق عضويت خويش خوددارى كرده است .(279) تـاءمـيـن نـشـدن بـودجـه سـازمـان مـلل مـتـحـد از اسـتـقـلال عـمـل و مـحـدوده عـمـليـات اجـرايـى آن مـى كـاهـد و ايـن امـر در پـيـشـبـرد اسـتـراتـژى مستقل سازمان ملل متحد، خلل ايجاد مى كند.

تعريف سازمانهاى بين المللى

سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى كـه از نـقـش ويـژه در هـدايت و تحقق استراتژى برخوردارند، از چه عـنـاصـرى تشكيل يافته اند و تعريف آنها كدام است ؟ و بطور خلاصه به چه نوع تشكيلاتى مى توان نام سازمان بين المللى نهاد؟ براى فهم آسانتر تعريف سازمان بين المللى بايد به واژه هـاى (روابـط بـيـن المـللى ) و (نـهـادهـاى بـين المللى ) كه رابطه تنگاتنگى با واژه سازمان بين المللى دارند، پرداخت .

روابط بين المللى در يك مفهوم گسترده به :

(روابـط مـيـان گـروهـهـايـى كـه از نـظـر زنـدگـى بـيـن المـللى داراى اهـمـيـت قـابـل مـلاحـظـه اى در هـمـه ادوار تـاريـخ بـوده و هـسـتـنـد(280) و بـويژه روابط ميان دولتها)(281)

اطـلاق مـى شـود. بـه بـخـشى از اين روابط كه در ميان يك اجتماع و يا گروه بين المللى ، به صـورت مـجـمـوعـه اى از تـشـكـيـلات ، مـقـررات و سـنـتـهـاى مـنـظـم ، متشكّل دائمى و نهادينه (مانند يك قرارداد بين المللى ) به وجود مى آيد، نهاد بين المللى گفته مى شود.(282) هرگاه روابط مذكور بين گروهى از دولتها به منظور تاءمين هدفهاى مشترك (از طريق اقدامات مشترك ) برقرار شود، يك سازمان بين المللى دولتى (283) تـاءسـيـس مـى شـود كـه از تـوانـايـى در تـصـمـيـم گـيـريـهـاى مـستقل و از فعاليت مستمر برخوردار است . به بيان ديگر، هرگاه سه عنصر: (الف ـ تشكيلات و فـعـاليـت مـنـظـم و دائمى ، ب ـ اعضايى مركب از دولتها افرادو گروهها، ج ـ همكارى در زمينه خاص و مورد توافق ) دور هم جمع شوند، يك سازمان بين المللى را به وجود خواهند آورد.

عـلى رغـم ايـنـكـه سه واژه مورد اشاره ، ارتباط نزديكى با هم دارند، تفاوتهايى نيز بين آنها وجود دارد. به ديگر سخن ، از يك سو، اگر چه يك سازمان بين المللى يك نهاد بين المللى است كـه بـر اثـر پـيدايش و گسترش روابط بين المللى پديد آمده است ، اما هر رابطه بين المللى مـنـجر به نهاد بين المللى و هر نهاد بين المللى منتهى به سازمان بين المللى نخواهد شد، و از سـوى ديـگـر از ميان سه عنوان فوق ، سازمانهاى بين المللى بيش از همه در تصميم گيريهاى سياسى و نظامى كشورها و نظامِ بين الملل تاءثير مى گذارند.

خصوصيات سازمانهاى بين المللى

سازمانهاى بين المللى با بهره گيرى از چه خصوصيت يا خصوصياتى مى توانند بر سياست و خـط مـشـى ديـگـران اثـر بـگـذارنـد؟ در پـاسـخ بـه ايـن سـؤ ال مـى تـوان گـفـت : اگـر چـه سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى محصول توافق دولتهاى مستقل براى دستيابى به اهداف مشترك به شمار مى روند، اما خود به تنهايى داراى شخصيت مستقل و متمايز حقوقى ، سياسى و مالى از دولتها هستند و براساس چنين خـصـوصـيـت و يا خصوصياتى است كه از توانايى كافى در اتّخاذ تصميم گيريهاى مربوط بـه صـلح و امـنـيـّت جـهـانى ، توسعه همكاريهاى مختلف بين اعضا و مانند آن بهره مند شده اند. سازمانهاى بين المللى (284) در راه تحقق اين اهداف ، به اقدامات متعددى دست مى زنند. به عنوان مثال ، اين سازمانها با بهره گيرى از هويت و شخصيت حقوقى خود به اعزام هياءتهاى ديـپـلمـاتـيـك مـى پـردازنـد و كـشـورهـا مـكـلّف بـه پـذيـرش ايـن هـيـاءتـهـا و اعـطـاى (مصونيت (285)) به اعضاى آنها مى باشند.(286)

امـا هـمـيـشـه كـار بـه ايـن سـادگى انجام نمى شود، زيرا با وجود اينكه كشورها با عضويت در سـازمـانهاى بين المللى تعهداتى را پذيرفته اند و با اين كار در واقع بخشى از حاكميت خود را بـه ايـن سـازمـانها واگذار كرده اند، ولى در عمل ديده شده است كه هرگاه اين سازمانها دست بـه اقـدامـاتـى بـزنـنـد كـه بـا مـنـافـع يـك يـا چـنـد كـشـور در تـعـارض بـاشـد، قـبـول تـصـمـيـمـات و يـا اجـراى آن در قـلمـرو دولتـهـاى مـزبـور بـا اشـكـال جـدى رو بـه رو مـى شـود.(287) در نـقـطـه مـقـابـل آن ، دولتها نيز هميشه قادر نيستند از تاءييد و اجراى تصميمات و مصوبات سازمانهاى بـيـن المـللى خـوددارى نـمـايند، به دليل اينكه در چنين مواقعى سازمانهاى بين المللى (بويژه سـازمـان مـلل مـتـحـد) مى توانند به كمك اعضا (طبق سيستم تئورى امنيّت دسته جمعى ) فشارهاى نـظـامـى ، سـيـاسـى و اقـتـصـادى بـر دولتـهـاى مـعـارض وارد كـرده و آنـان را وادار بـه قبول خواسته هاى خود نمايند. البته اين كار هميشه تواءم با موفقيت نيست .

عـلى رغـم ايـنـكـه سازمان ملل متحد مطابق منشور خويش نمى تواند در امور داخلى كشورها دخالت نـمـايـد، امـّا ايـن سـازمـان در زمـيـنـه هـاى حـقـوق بـشـر، خـودمـخـتـارى (مـانـنـد دخـالت سـازمـان مـلل مـتـحـد در تـاءيـيـد اسـتـقـلال رودزيـا از انـگـليـس ) و انـفـصـال (مـانـنـد مـخـالفـت بـا انـفـصـال كـاتـانـگـا از كـشـور كـنـگـو) مـى تـوانـد در جـهـت اعـمـال نـظـريـات خـود اقـدام كـنـد. عـلاوه بـر آن ، سـازمـان ملل متحد (از طريق ديوان دادگسترى بين المللى ) به صورت داورى و قضاوت قادر است بر راه و روش اعضاى خود تاءثير بگذارد.

 


منابع :

274- عـلاوه بـر آن ، بـه اعـتـقاد برژينسكى (معاون امنيت ملى آمريكا در زمان كارتر) كه در كتاب در جستجوى امنيت ملى آمده است ، ناتوانى آمريكا در عملياتهاى نظامى مانند جنگ ويتنام نشام دهنده ضعف قدرت جهانى آمريكا بود .

275- بـراى اطـلاعـات بيشتر در مورد انواع نظامهاى بين المللى به كتابهاى زير مراجعه كنيد :

الف . سياست آسيايى چين ، فيلپ دوبوروگار و ديگران ، ترجمه عباس آگاهى ، آستان قدس ، 1369 .

ب . جهان تا سال 2025 ، پل كندى ، ترجمه عباس مخبر ، طرح نو ، 1372 .

ج . رونـدهـاى نـو و قـدرتـهـاى آيـنـده در آسـيـا و پاسفيك ، محمدجواد اميدوارنيا ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .

276- مجله جام ، سال اول ، شماره 6 ، ص 5 ـ 8 .

277- نـقـش اداره اطـلاعـات عـمـومـى سازمان ملل متحد ، حسين شيخ زين الدين ، ص 23 ـ 47 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .

278- نـهـادهـاى روابـط بـيـن المـلل ، كـلود آلبر كلييار ، ترجمه هدايت الله فلسفى ، ص 583 ، نشر نو ، 1368 .

279- بـحـران مـالى سـازمـان مـلل مـتـحد ، محمد همايى نژاد ، ص 55 ـ 85 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .

280- منظور ، رفتارهايى است كه سياست خارجى و قدرت كشورها را تحت تاءثير قرار مى دهد .

281- سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى ، ابـوالقـاسـم منصفى ، ص 12 ، دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى ، 1358 .

282- همان ، ص 11 .

283- هـمـان طور كه در مباحث آينده مطرح خواهد شد ، هرگاه به جاى چند دولت ، اجتماعى از افـراد دسـت بـه تـشـكـيـل سـازمـان بـيـن المـللى بزنند ، چنين سازمانى يك سازمان بين المللى خـصـوصـى خـواهـد بـود . (ر ك : جـزوه درسـى سازمانهاى بين المللى ، داوود آقايى ، ص 31 ، دانشكده سپاه ، 1372 .)

284- واژه سـازمـانـهـاى بين المللى يك مفهوم عام است با اين وصف در سراسر اين درس به طـور عـمـده مـصـداق سـازمـانـهـاى بـيـن المـللى ، سـازمـان ملل متحد است .
285- مـراد از مـصـونـيـت اعـطـاى امـتيازاتى است كه ضمن محفوظ ماندن حقوق كشور ميزبان ، خللى در انجام ماءموريتهاى ماءموران سازمانهاى بين المللى ايجاد نمى كند .
286- حـقـوق ديـپـلماتيك نوين ، عباس معين زاده ، ص 51 ـ 53 دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .

287- حـقـوق بـيـن الملل در جهانى نامتحد ، آنتونيو كاسسه ، ترجمه مرتضى كلانتريان ، ص 117 ـ 120 : دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1371 .