بررسي مسائل استراتژي، جنگ، روابط بين الملل 17
نيروى حافظ صلح ملل متحد(338)
مـطـابـق مـفـاد مـنـشـور مـلل مـتـحـد، اسـاسـى تـريـن وظـيـفـه سـازمـان مـلل مـتـحـد، حـفـظ صـلح و امـنـيـّت بـيـن المـللى از طـريـق اقـدامـات دسـتـه جمعى اعضاى سازمان مـلل مـتـحـد بـراى مـتـوقـف سـاخـتـن ، جـلوگـيـرى و حـل و فـصـل هـرگونه تهديد عليه صلح است . براساس منشور، يكى از شيوه هاى اقدام دسته جمعى بـه مـنـظور تحقق اهداف مذكور، تاءسيس و به كارگيرى نيروهاى حافظ صلح (339) سازمان ملل متحد موسوم به (كلاه آبى ها) تشخيص داده شد.(340)
ايـن نـيـرو، پـس از تـصـويـب سـازمان ملل متحد به بهره گيرى از نيروى حافظ صلح ، براى مـداخـله بـيـن المـللى در بحران و يا جنگ مى پردازد. علاوه بر آن ، بايد شرايط ديگرى براى تـاءسـيـس نـيـروى حـافـظ صـلح بـه ايـن شـرح فـراهـم شـود. اوّل ، طـرفـيـن درگـيـر بـحـران و يـا جـنـگ ، آمادگى خود را براى انجام عمليات صلح از سوى سـازمـان مـلل متحد نشان داده باشند. دوم ، جامعه جهانى و پنج عضو دائم شوراى امنيت از عمليات صـلح در مـنـطـقه درگيرى يا بحرانى ، حمايت و پشتيبانى كنند. سوم ، كشورهاى عضو سازمان ملل متحد بطور داوطلبانه نيرو به محل مخاصمه و مناقشه اعزام كنند.(341)
عـمـده تـريـن ماءموريت نيروى حافظ صلح ، نظارت بر آتش بس ، جداسازى نيروهاى درگير و جـلوگـيـرى از تـشـديـد جـنـگ اسـت كـه ايـن مـاءمـوريـت را از طـريـق حـائل شدن بين نيروهاى متخاصم به منظور تعديل مناقشه ، به انجام مى رساند. هدف ، آن است كـه بـا ايـن تـعـديـل ، اقـدامـات سـيـاسـى بـراى حـل و فصل دائمى مخاصمه به نتيجه برسد. براين اساس ، نيروى حافظ صلح اجازه جنگيدن ندارد و فقط براى حفاظت از خويش حق استفاده از سلاح را خواهد داشت . به بيان ديگر، نيروى حافظ و يـا پـاسـدار صـلح ، بـراى كـنـتـرل و تـوقـف درگـيـرى و نـه بـراى حل و فصل دائمى آن به منطقه مورد نظر اعزام مى شود.(342)
بـطور مشخص تر، نيروى پاسدار صلح با تصويب شوراى امنيت و فراهم آمدن شرايط مذكور، تـشـكـيـل و به منطقه اى متشنّج اعزام مى شود. در واقع ، نوع و مكان ماءموريت اين نيرو، از سوى شوراى امنيّت كه آمريكا، روسيه شوروى ، فرانسه ، انگلستان و چين به عنوان اعضاى دايمى ، در آن نـقـش اسـاسـى دارنـد، تـعـيـيـن مـى گـردنـد، و تـا زمانى كه اعضاى شوراى امنيّت براى حـل و فـصل درگيرى و بحران موجود به توافق نرسند، نيروى پاسدار صلح در منطقه باقى مـى مـانـد. عـلاوه بر آن ، شوراى امنيّت در مواردى (چون تجاوز آمريكا با پاناما و جنگ انگلستان بـا آرژانـتـيـن بـر سـر جـزاير مالويناس ) از اعزام نيروى پاسدار صلح ، خوددارى كرده است . بـنـابـرايـن ، تـاكـنـون نـيـروى حـافظ صلح ، بيشتر در جهت منافع قدرتهاى بزرگ به كار گـرفـتـه شـده اسـت ، و ايـن مـسـاءله ، مـوجـب بـى اعـتـمـادى كـشـورهـاى ضعيف نسبت به سازمان مـلل مـتـحـد شـده اسـت . گـسـتـرش ايـن بـى اعـتـمـادى ، اتـّكـا بـه سـازمـان مـلل مـتـحـد را در تـضـمـيـن صـلح مـنـطـقـه اى كـاهـش داده و مـشـوّق اتـّخـاذ و اجراى استراتژيهاى مستقل گرديده است .(343)
ارتش سالارى
هـر يـك از نـيـروهـاى اسـتـراتژيك ، كلاسيك و... به جهت نوع ماءموريت و تركيب سازمانى ، بر تـصـمـيـم گـيـريـهاى سياسى و نظامى تاءثير مى گذارند. امّا گاه نيروهاى نظامى ، خود نيز تـصـميمات را اتّخاذ و اجرا مى كنند؛ در چنين حالتى كه به (ارتش سالارى يا نظامى گرى ) (مـيليتاريسم )(344) معروف است ، نوع شديد تاءثير و تسلّط ارتش بر استراتژى و حـيـات اجـتـمـاعـى جـامـعـه مـشـهـود اسـت . عـلاوه بـر آن ، گـاه ارتـش سـالارى به مفهوم داشتن يك استراتژى تعرضى است كه در آن ارتش نقش ويژه و ممتازى دارد.
در جامعه اى كه ارتش حاكميت مى يابد، به صورت پيوسته ، سربازان از مزايا و احترام ويژه برخوردار مى گردند، روحيه جنگجويى را در مردم تقويت مى كنند، ساختارهاى سياسى ، نظامى ، اجـتـمـاعـى و اقتصادىِ جامعه در خدمت ارتش قرار مى گيرد و نظاميان به جاى سياستمداران به رتـق و فـتـق امـور داخـلى و سياست خارجى مى پردازند. البته در شرايط بحرانى و جنگى بر مـيـزان تـسـلّط و قـدرت نـظـاميان بر دستگاههاى دولتى و مردم ، براى بسيج نيروى انسانى و امكانات كشور به منظور دستيابى به هدفهاى نظامى افزوده مى گردد.(345)
ارتـش سـالارى گـرچـه در چـهـارچوب مرزهاى داخلى يك كشور ديكتاتورى (مانند آلمان هيتلرى و شـوروى اسـتـالينى ) شكل گرفت ، امّا گاه ، در صورت فراهم آمدن شرايط و زمينه هاى لازم ، مـمـكن است به علت خصيصه و روحيه تعرضى و تجاوزكارانه اى كه در ميليتاريسم وجود دارد، بـا بهره گيرى از پيشرفتهاى صنايع تسليحاتى و اجراى مديريت و سازماندهى مطلوبتر در نـيـروى نـظـامـى و بـا صرف بودجه زياد و بسيج امكانات ، از مرزهاى يك كشور فراتر رود؛ همانند تجاوزطلبى آلمان در دو جنگ جهانى كه موجب خسارت مالى و جانى زيادى براى جهانيان و يا غارت منابع و ثروتهاى آن ، توسط كشور متجاوز گرديد.(346)
نـمـونـه جـديـدتـر از تـاءثـيـر مـيـليـتـاريـسـم بر خط مشى هاى داخلى و جهانى را مى توان در اسـتـراتـژيهاى آمريكا و شوروى (سابق ) جستجو كرد. تسلّط جهانى آمريكا و شوروى (سابق ) در سالهاى پس از جنگ جهانى دوم ، به ميزان زيادى در گرو حاكميت تفكر ميليتاريستى در اين دو كشور بوده است . علاوه بر تفكر تقويت بنيادهاى نظامى ، فراهم آوردن قدرت برتر نظامى از طـريـق تـوسـعه پايگاههاى نظامى در جهان ، تكامل بخشيدن به تسليحات اتمى و غير اتمى ، بـهـبـود تـجـهـيـزات دفـاع هـسـتـه اى و مـتعارف و تسليح كشورهاى دوست و مانند آن ، به عنوان سـريـعترين وسيله براى دستيابى به اهداف و خواسته هاى جهانى ، مورد توجه قرار گرفته است .(347)
بعد ديگرى از ميليتاريسم در اين دو كشور، تاءسيس و گسترش مجتمعهاى نظامى ـ صنعتى است ، زيـرا ايـن مجتمعها يكى از مهمترين شرطهاى تحقق قدرت برتر نظامى آمريكا و شوروى (سابق )، بـه شـمـار مـى رونـد. در عـوض ، مـجـتـمـعـهـاى نظامى صنعتى با تواناييهاى مالى و قدرت تكنولوژى برتر نظامى ، بر تصميمات سياسى نظامى و حتى فرايند قانونگذارى دولتها، نفوذ تعيين كننده اى دارند.(348)
سلاحهاى استراتژيك
تـسـليـحـات اسـتـراتـژيـك بـه مـعـنـاى تـسـليـحـاتـى اسـت كـه قـدرت انـهـدام كـامـل دشـمـن را دارنـد. بـنـابـرايـن ، سلاحهاى استراتژيك هر دوره تاريخى با دوره هاى ديگر مـتـفـاوت اسـت . بـه بـيـان ديـگـر، سـلاحـهـاى اسـتـراتـژيـكـِ قـبـل از جـنـگ جـهـانـى اوّل بـه نـيـروى دريـايـى قـوى كـه قـدرت نـابـودسـازى كـامل متخاصم را دارا بود، اطلاق مى شد و در فاصله دو جنگ جهانى ، نيروى هوايى مقتدر، و بعد از جـنـگ جـهـانـى دوم ، تـسليحات اتمى ، شيميايى و ميكروبى ، جزو سلاحهاى استراتژيك به شمار آمده اند، كه توانايى انهدام كامل و كشتار جمعى نيروهاى دشمن را دارند.(349)
موشكهاى بالستيكى قاره پيما(350)
كشف و كاربرد موشك ، سابقه اى طولانى دارد. آلمان هيتلرى ، اولين كشورى بود كه در آستانه دهه 1940 ميلادى (دهه 1320 ه . ش .) به تكنولوژى موشكهاى جديد موسوم به موشكهاى هدايت شـونـده V1 و V2 دسـت يـافـت و آن را در جـنـگ جـهـانـى دوم به كار برد.(351) دوازده سـال پـس از پـايـان جـنگ جهانى دوم ، روسها و سپس آمريكاييها، با بهره گيرى از تجربيات آلمانيها(352)، به موشكهاى هدايت شونده (موشكهاى بالستيكى قاره پيما) دست يافتند كـه داراى بـرد زيـادتـر بـوده و از تـوانايى حمل سلاحهاى هسته اى ، به نقاط دور برخوردار بود. بعدها با تداوم رقابت تسليحاتى بين دو ابرقدرت ، بر كميت و كيفيت اين موشكها افزوده شد.(353)
موشك بالستيكى قاره پيما به موشكى گفته مى شود كه داراى برد طولانى ، قدرت اوجگيرى زيـاد (تـا خـارج از جوّ زمين ) دقت فوق العاده ، سرعت بالا، قدرت تخريب فراوان است و پس از پـرتـاب تـابـع نـيروهاى جاذبه زمين است .(354) اين موشكها توسط نيروى مكانيكى ايجاد شده توسط يك موتور راكت ، به سوى هدف پرتاب مى گردد. به ديگر سخن ، پس از فـشـار دادن دكـمـه شـليك موشك ، چاشنى راكت به كار مى افتد و سوخت مايع يا جامدِ درون راكت (355) بـا اسـتـفـاده از اكـسـيـژن مـوجـود در فـضـاى داخل راكت مى سوزد و توليد گاز مى نمايد، گاز توليد شده بعد از اشباع فضاى درون راكت بـا سـرعـت از مجراى تنگ آن (356) خارج مى شود و يك نيروى جلو برنده براى موشك ايجاد مى كند.(357)
مـوشـكهاى بالستيكى قاره پيما را براساس برد، به موشكهاى كوتاه برد و ميان برد و بردِ بـلند طبقه بندى مى كنند. براين اساس ، موشكها قادرند در وسعت جغرافيايى 500 تا بيش از 5500 كـيلومتر وارد عمل شوند. علاوه بر برد زيادى كه از ويژگى موشكهاى بالستيكى قاره پـيـمـا محسوب مى شود، اين سلاحهاى مجهز به كلاهك هسته اى از ويژگيهاى ديگرى چون قدرت تـخـريـبِ فـراوانتر، سرعت و هدفگيرى دقيقتر نسبت به موشكهاى و سلاحهاى متعارف (سلاحهاى غير هسته اى ) برخوردارند.(358)
رابـطـه بـيـن مـوشـكـهـاى بـالسـتـيـكـى قـاره پـيـما و استراتژيهاى انتخاب شده در روابط دو ابـرقـدرت (آمـريـكا و شوروى سابق ) بروشنى قابل مشاهده بود. به عنوان نمونه ، با اعلام (نـيـكـيـتـا خـروشـچـف ) نـخـسـت وزيـر اسـبـق شـوروى (سـابـق )، در سـال 1957 مـيـلادى (1336 ه . ش .) مبنى بر دستيابى آن كشور به موشكهاى بالستيكى بين قـاره اى با برد تقريبى نُه هزار كيلومتر و اقدام شوروى (سابق ) در پرتاب ماهواره (اسپوت نـيـك )، سـه تـحـوّل مـهـمّ اسـتـراتـژيـكـى روى داد. نـخـسـت ، آمـريـكـا مـتـقـاعـد شـد كـه روسها حـداقـل بـه قـدرت هـسـتـه اى بـرابـر با اين كشور دست يافتند، در نتيجه ، استراتژى پاسخ انـعطاف پذير را جايگزين استراتژى انهداف گسترده نمود. دوم ، جناح طرفدار خروشچف معتقد شـدنـد كـه قـدرت هـسـته اى شوروى قادر به پاسخگويى عليه تهديدات هسته اى آمريكاست . بنابراين ، ديگر نيازى به نيروى زير پرچم فراوان نيست . سوم ، آمريكا و شوروى (سابق ) بـه نـحـو چـشـمـگـيـرى بـه بـهـبـود و تـوسـعـه سـيـسـتـمـهـاى پـرهـزيـنـه دفـاع ضـدموشكى پرداختند.(359)
هواپيماهاى استراتژيك
(سـر جـورج كـايـليـه )(360)، دانـشـمـنـد انـگـليـسـى در سال 1804 ميلادى (1183 ه . ش .)، اوّلين هواپيما را ساخت كه بدون موتور و توسط جريان بـاد قـادر بـه پـرواز بـود. بـرادران رايـت انـگـليـسـى نـيـز در سـال 1903 مـيـلادى (1282 ه . ش .) اوّليـن انـسـانـهايى بودند كه با هواپيما پرواز كردند. قـبـل از ايـنـكـه هـواپـيـمـا در خـدمـت حـمـل و نـقـل مـسـافـرى و بـار قـرار گـيـرد، در جـنـگ جـهـانى اوّل و سـپـس تـعـداد بيشتر و با كيفيت تر آن ، در اواسطه دهه 1930 ميلادى (1330 ه . ش .) در جـنـگـهاى اسپانيا و اتيوپى ، چين و ژاپن ، و آنگاه در جنگ جهانى دوم مورد استفاده قرار گرفت . ايـن كـاربـردِ رو به افزايش ، نشان از تاءثيرات شگرف هواپيماهاى بمب افكن در بر هم زدن توازن قدرت و احتمال پيروزى سريعتر بر حريفان داشت .(361)
بعد از جنگ جهانى دوم ، شاهد ظهور و پيدايش هواپيماهاى مدرنتر نظامى موسوم به (هواپيماهاى اسـتـراتـژيـك ) بوده ايم كه همگام با پيشرفت تكنولوژى و بهره گيرى از دستاوردهاى آن ، بـه كـاربـردهـاى مـتنوعتر، قدرت مانور بيشتر و ارتفاع پرواز بالاتر دست يافتند. ويژگى اخـيـر (پـرواز در ارتـفـاع بـالاتـر از ابـرهـا) كـه مـديـون شكل و ساختمان مخصوص است (362)، اين امكان را براى هواپيماهاى استراتژيك فراهم مى آورد از تيررس دشمن دور بمانند و از تغييرات و تحولات جوى (مانند رعد و برق و تگرگ ) در امان باشند. و نيز، فاصله زياد و طولانى را با سرعت چند برابر صوت بپيمايند. بدين وسـيـله آسـانتر به انجام ماءموريتهايى چون جمع آورى اطلاعات استراتژيك ، بمباران هسته اى مراكز دشمن و يا همكارى با ساير نيروهاى استراتژيك ، اقدام مى كنند.(363)
هـواپـيماهاى استراتژيك شامل بمب افكنهاى دوربرد (مانند هواپيماى بى ـ 52 آمريكايى و بلك جـك روسـى )، مـيان برد استراتژيك (مانند اف بى 111 آمريكايى و سوخوى 24 روسى ) است كـه تـوانـايـى تـجـهـيز به موشكهاى بلند، كوتاه و ميان برد هسته اى و پرتاب آن را دارند. همچنين ، هواپيماهاى شناسايى (مانند هواپيماى V2 آمريكايى و 95 - TV روسى )، فرماندهى ، سـوخـت رسان و ترابرى استراتژيك ، جزء هواپيماهاى استراتژيك هستند كه بطور عمده ، به انـجـام ماءموريتهاى شناسايى ، خدمات هوايى و نه تهاجم عليه مواضع استراتژيكى دشمن مى پردازند.(364)
تـاءثـيـر هـواپـيـمـاهـاى اسـتـراتـژيـك بـر اتـّخـاذ و يـا ابطال تصميمات استراتژيك ، غيرقابل انكار است . نمونه هاى زير، مؤ يد اين ادعاست .بمباران اتمى شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى ژاپن در 6 و 9 اوت 1945 ميلادى (13 و 16 مرداد 1324 ه . ش .)، منجر به انصراف آن كشور از ادامه جنگ عليه آمريكا و پايان يافتن جنگ جهانى دوم گـرديـد.(365) آمـريـكـا در سـال 1960 مـيـلادى (1339 ه . ش .) اقـدام بـه انـجـام شناسايى از تواناييهاى بالفعل و بالقوه شوروى (سابق ) به وسيله هواپيماهاى شناسايى اسـتـراتـژيـك V2 كـرد. هـنـگـامـى كـه يـك فـرونـد از ايـن هـواپـيـمـاهـا، تـوسـط روسـهـا در اول مه (10 ارديبهشت ) همان سال سرنگون شد، روسها از ماءموريت اين هواپيما مطلع شدند و به آمـريـكـا اعـتـراض كـردنـد. آمـريـكـايـيـهـا در قـبال درخواست معترضانه روسها، ناچار شدند اين پـروازهـاى شـنـاسـايـى را قـطـع نـمـايـنـد. ايـن واقـعـه روابـط دو كـشـور را تـيـره تـر كـرد.(366) هـمـچنين ، ساخت و توليد بسيارى از هواپيماهاى استراتژيك در پاسخ به تـوليـد هـواپـيـمـاى مـشـابـهـى بـوده اسـت كـه تـوسط رقيب ساخته شده است . ساخت و توليد هـواپـيـماى استراتژيك (بير) روسى (V2)، پس از توليد هواپيماى بى 52 آمريكايى ، يك نمونه از اين دست به شمار مى رود.(367)
زيردرياييهاى استراتژيك
زيـردريـاييها در جنگ جهانى اوّل و سپس با توسعه تكنولوژى ، در جنگ جهانى دوم ، به منظور نـابود كردن كشتيهاى جنگى و تجارى به كار رفت . در دهه 1960 ميلادى (دهه 1340 ه . ش .) بـا تـجـهيز زيردرياييها به موشكهاى هدايت شونده دور پرواز هسته اى ، امكان تهاجم گسترده تـر و نـابـودكـنـنـده تـر عـليـه اهـداف دشـمـن فـراهـم شد. بطور كلى ، زيردرياييها به علت گستردگى حجم درياها، منابع فراوان زير درياها و 95 مـبـادله جـهانى كالا از طريق دريا، از بدو پيدايش ، تاثيرات استراتژيك مؤ ثرى داشته اند. به عنوان مثال ، غرق شدن 90 ناوهاى جنگى و كشتيهاى تجارى در جنگ جهانى اوّل ـ كه تاءثير تعيين كننده اى در سرنوشت جنگ داشت ـ به وسيله زيردرياييها صورت گرفت .(368)
تـاءثـيـر ديـگرى كه زيردرياييها بر مسايل استراتژيك گذاشته اند، به توسعه سلاحهاى مـدرن ضـد زيـردريـايـيـهـا (هـسـتـه اى و غـيـر آن ) بـرمـى گـردد. بـا تـكـامـل كـمـى و كـيـفـى زيـردريـايـيـهـا، تـلاش بـراى تكميل و توسعه سلاحهاى ضد زيردريايى آغاز شد، بگونه اى كه امروزه انواع سلاحهاى ضد زيـردريـايـى ، مـانـنـد زيـردريـاييهاى ضد زيردريايى ، هواپيماها، هليكوپترها و ناوهاى ضد زيـردريـايـى ، بمبهاى زير آبى ، اژدرها و راكتهاى هدايت شونده دريايى و بويژه دستگاههاى پـيـشـرفـتـه الكـتـرونـيـكـى اسـتـراق سـمـع دريايى در دسترس است . در بين اين سلاحها، نقش هـليكوپترها از اهميت بيشترى برخوردار است ، زيرا هليكوپتر مى تواند سرعت خود را به صفر تـقـليـل دهـد و در يـك مـكـان ثـابـت بـه جـسـتـجـوى زيردرياييهاى دشمن بپردازد. با اين وصف ، هـليـكـوپـتـرهـا وسـيـله اى تـهـاجـمـى عـليـه زيـردريـايـيـهـا نـيـسـتـنـد، بـلكـه اطـلاعـات حاصل از حضور زيردرياييهاى دشمن را به ناو يا هواپيماى ضدزيردريايى خودى مخابره مى كند.(369)
بـا تـوسـعـه زيـردريـايـيـهـا و به كارگيرى انواع هسته اى آن و نيز گسترش سلاحهاى ضد زيـردريـايـى ، هـدف اسـتـراتـژى دريـايـى كـه تـسـلّط بـر دريـاهـا، بـه منظور تضمين آزادى كـشـتـيـرانـى جـنـگـى و تـجارى و تسلّط يافتن بر منابع دريايى و محروم كردن دشمن از آن مى بـاشـد، هـيـچ گـونـه تـغـيـيـرى نـكـرده اسـت . زيـردريـايـيـهـاى اسـتـراتـژيـك بـراى نيل به چنين هدفى قادر به انجام ماءموريتهاى مختلف دريايى چون پياده و سوار كردن نيرو، مين گذارى ، پرتاب موشكهاى هسته اى ، حمله به پايگاهها و تجهيزات و جمع آورى اطّلاعات عليه دشـمـن هـسـتـنـد. مجموع اين ماءموريتها در اعماق درياها و با سرعت زيادِ تواءم با فريب و استتار صورت مى گيرد.(370)
زيردرياييها بايد همانند كشتيهاى تجارى و نظامى از حقوق درياها پيروى نمايند. مطابق حقوق دريـاهـا، زيـردريـايـيـهـا (چه هسته اى و چه غير آن ) در محدوده آبهاى سرزمينى كشورهاى ديگر، توانايى انجام ماءموريت (نظامى و غير نظامى ) را ندارند. و نيز، كشورهاى قدرتمند براى حفظ مـنـافـع مـوجود و يا دستيابى به منافع بيشتر، حقوق درياها را ناديده مى گيرند يا آن را به شكل دلخواه تفسير مى كنند. در اين زمينه ، زيردرياييهاى استراتژيك مايه قوت قلبِ آنان ، به عـنـوان وسـيـله اى مـنـاسـب بـراى تـهـديـد دشـمنان و سرانجام ابزارى براى تحقق خواسته هاى استراتژيك ، به شمار مى روند.(371)
سلاحهاى شيميايى و ميكروبى استراتژيك
سلاحهاى شيميايى و ميكروبى حداقل از دو جهت حائز اهميت هستند از يك سو، به علت توانايى در انـهـدام دسـته جمعى ، يك سلاح استراتژيك محسوب مى شوند. از سوى ديگر، رعب و وحشتى كه احـتـمـال بـه كـارگـيـرى ايـن سـلاحـها به وجود مى آورند، ممكن است منجر به كاهش توان رزمى متخاصمين و يا حتى تسليم يكى از طرفين جنگ گردد.
سـابـقـه كـاربـرد جـنـگ افـزارهـاى شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى بـه قـدمـت تـاريـخ بـشـر است . قـبـل از جـنـگ جـهـانـى اوّل ، بـه كـارگـيـرى جنگى مواد شيميايى (مانند نفت و قير و گوگرد) و مـيـكـروبى (مانند ويروس آبله و وبا) در سطحى محدود و با كيفيت نازلى صورت گرفت . جنگ جـهـانـى اوّل نـقـطـه عطفى در كاربرد اين سلاحها به شمار مى رود، زيرا در اين جنگ ، از انواع مـخـتـلف و مـتـعـدد سـلاحـهـاى شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى (مـانـنـد گـازهـاى اشـك آور، كـلر، خـردل و مـيـكـروب سـيـاه سـرفـه ) اسـتـفاده شد كه منجر به كشته شدن حدود 000,300,1 نفر گـرديـد. در فـاصـله دو جـنـگ جهانى ، بار ديگر، سلاحهاى مزبور در جنگهايى چون جنگ داخلى اسـپـانـيـا 1936 مـيـلادى (1315 ه . ش .)، جـنـگ ايـتـاليـا و اتـيـوپـى در سـال 7 ـ 1936 مـيـلادى (1316 ـ 1315 ه . ش .) و در جـنـگ ژاپـن و چـيـن در سال 1938 ميلادى (1317 ه . ش .) مورد بهره بردارى قرار گرفت ؛ ولى در جنگ جهانى دوم ، على رغم اينكه تمام طرفهاى درگير مقادير قابل توجهى از سلاحهاى فوق را در اختيار داشتند، بـه عـلت تـرس از اقـدام مـشابه دشمن ، از به كارگيرى وسيع آن خوددارى كردند. پس از جنگ جـهـانـى دوم بـر مـيـزان اسـتـفاده از اين سلاحها افزوده شد. بطور عمده ، در دو جنگ آمريكا عليه ويـتـنـام ، عـراق عـليـه ايـران ، نـيـروهـاى آمـريـكايى و عراقى به دفعات از اين سلاحها، عليه سربازان ويتنامى و ايرانى بهره گرفتند.(372)
اهـمـيـّت عـمـده جـنگ افزارهاى استراتژيك شيميايى و بيولوژيكى ، به جهت خاصيت انهدام دسته جـمـعـى آن اسـت . تـاريـخ جـنـگـهـا، ايـن قـدرت انـهـدام دسته جمعى را ثبت كرده است . به عنوان مثال ، شيوع ميكروب سياه زخم كه درسال 1979 ميلادى (1358 ه . ش .) در شهر (سور دلاوسك ) شوروى (سابق ) روى داد،(373) منجر به كشته شدن بيش از سه هزار نفر گرديد؛ هـمـچـنـيـن حـمـله شـيـمـيـايـى ارتـش عـراق بـه شـهـر حـلبـچـه در سـال 1988 مـيـلادى (1367 ه . ش .) جـان حـدود پـنـج هـزار نـفـر را گرفت . علاوه بر آن ، اين سـلاحـهـا مـوجـب فـلج شـدن ، تـاول زدن ، مـسـموميت و ناراحتيهاى عصبى نيز مى شوند، كه آثار بـرخـى از آنـهـا تـا سـالهـا بـاقـى مـى ماند. همچنين تهديد به استفاده از سلاحهاى شيميايى و مـيـكـروبـى اسـتـراتژيك ، داراى پيامدهاى روانى و اجتماعى چون هراس ، اضطراب و دگرگون كـردن سـازمـانـدهـى اجـتـمـاعى به منظور مقابله مؤ ثر با تهاجمات شيميايى و بيولوژيك است .(374)
سـلاحـهـاى شـيميايى و بيولوژيكى به علت دارا بودن ويژگيهايى چون سهولت در توليد، هـزيـنـه نـازل سـاخـت ، قـابـليـت انـتقال و سريع و تاءثير فورى و قابليت انبارسازى و به كـارگـيرى آسان ، مورد توجه ارتشهاى جهان قرار دارند. براين اساس ، بسيارى از كشورهاى جـهـان و بـويـژه كـشورهاى جهان سوم ، على رغم تلاشهاى بين المللى (375) در زمينه مـمـنـوعـيـت تـوليـد، انـبـارسـازى و بـه كـارگـيرى آن ، به توليد و ذخيره سازى اين سلاحها مـشـغـولنـد و حـتـى در جـنـگهاى منطقه اى آن را مورد استفاده قرار داده اند. اهميت اين سلاحها براى كـشـورهـايـى كـه فـاقـد تـسليحات هسته اى هستند، حياتى تر است ، زيرا اين كشورها به كمك سـلاحـهـاى شـيـميايى و بيولوژيك استراتژيك قادر خواهند بود، به عمليات بازدارندگى در مقابل جنگ افزارهاى هسته اى بپردازند.(376)
منابع:
338- . Force Keeping - Peace Nations United -
339- از عمليات حفظ صلح در منشور ملل متحد نام برده نشده است ، امّا اين سازمان با استفاده از تـجـربـه گـذشـتـه (هـيـاءت اعـزامـى نـاظـر بـر صـلحِ مـيـثـاق جـامـعـه مـلل ) و بـا عـنـايـت بـه لزوم پـايـان دادن به مخاصمات بين المللى ، نيروهاى حافظ صلح را تشكيل داد .
340- راهـنـمـاى سـازمـان مـلل مـتـحـد ، اداره اطـلاعـات سـازمـان ملل متحد ، ترجمه منصور فراسيون ، ص 150 ، وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، 1354 .
341- سازمان ملل متحد : مسؤ وليت حفظ صلح و امنيت بين المللى ، ثقفى عامرى ، ص 42 .
342- تـحـول مـفـهـوم حـاكـمـيـت در سـازمان ملل متحد ، سعيد ميرزايى ينگجه ، ص 189 ـ 194 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .
343- نـيـروهـاى حـافـظ صـلح سـازمـان مـلل كـلاه آبـى هـا ، اداره اطـلاعات همگانى سازمان مـلل مـتـحد ، ترجمه على ميرسعيد قاضى ، ص 4 ، 5 و 11 ، قومس ، 1373 . عمليات حفظ صلح سـازمـان مـلل مـتـحـد ، فريده شايگان ، ص 219 ـ 305 و 306 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .
344- ميليتاريسم بر اين عقيده استوار است كه جنگ و آمادگىِ هميشگى براى جنگ ، از مهمترين وظايف ذاتى يك ملّت و عالى ترين شكل خدمت به مردم است .
345- فرهنگ علوم سياسى ، على آقابخشى ، ص 161 ، نشر تندر ، 1363 .
346-(مـيـليـتـاريـسـم)،مـجـلّه پـيـام انـقلاب، سال دوازدهم، شماره 274،(31 ارديبهشت 1370)، ص10 .
347- مـيـليـتاريسم آمريكا بنياد بردگى معاصر ، عفيف برزى ، ترجمه محمد درخشنده ، ص 134 ـ 139 ، اميركبير ، 1368 .
348- مجتمعهاى نظامى ـ صنعتى ، عليرضا ازغندى ، ص 23 ، اميركبير ، 1364 .
349- سـلاحـهـاى اسـتـراتـژيـك بـه دو دسته تعرضى و تدافعى تقسيم مى شوند ، اهميت تـسـليـحـات اسـتـراتـژيـك تهاجمى بيش از تسليحات استراتژيك تدافعى (مانند پدافندهاى اسـتـراتـژيـك ) اسـت ، امـّا تـسليحات استراتژيك تدافعى كه همگام با تسليحات استراتژيك تـعـرضـى ، توسعه يافته اند ، به نوبه خود بر تصميمات استراتژيك تاءثير گذاشته اند .
350- ballistic به معناى پرتاب شناسى است . در بعضى از فرهنگهاى لغت ، املاى كلمه بالستيك را به صورت balistik آورده اند .
351- سلاحهاى هدايت شونده ، آر . جى . لى و ديگران ، ترجمه حسين سليقه دوست ، ص 1 ، دانشگاه امام حسين (ع ) ، 1370 .
352- شـوروى (سـابـق ) و آمـريـكـا دو كـشـور پـيـروز در جـنـگ جـهـانـى بـودنـد كـه بـا اشـغـال بخشهايى از خاك آلمان و دسترسى به صنايع نظامى و دانشمندان آلمانى توانستند از اطلاعات مربوط به موشكهاى V1 و V2 آگاه شوند .
353- تحولات روابط بين الملل از كنگره تا امروز ، نقيب زاده ، ص 211 ـ 212 .
354- مـسـائل نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك مـعـاصـر ، عـليـرضـا ازغـنـدى و جليل روشندل ، ص 107 ـ 108 سمت ، 74 .
355- در موشكهاى بالستيكى قاره پيما كه از نوع سلاحهاى استراتژيكى تعرضى اند ، از مـوتور راكت و نه موتور جت استفاده مى شود ، زيرا در موتورهاى راكت ، سوخت با استفاده از اكسيژن مايعى كه با خود موتور حمل مى شود ، مى سوزد . در نتيجه ، برخلاف موتورهاى جت ، نـيـازى بـه اكـسـيـژن بـيـرون از مـوتـور بـراى ادامـه اشتعال ندارد . براين اساس ، از سرعت بيشتر برخوردار مى گردد .
356- مـيـزان سـرعـت ، عـلاوه بر نوع سوخت به مجراى راكت هم بستگى دارد ، هر چه مجراى راكـت تـنـگـتـر بـاشـد ، گـازهـاى توليد شده با فشار بيشترى از راكت خارج مى شوند و بر سرعت موشك مى افزايند .
357- سلاحهاى هدايت شونده ، جى . لى و ديگران ، ص 24 .
358- ژئواستراتژى ، عزتى ، ص 135 .
359- تحولات روابط بين الملل از كنگره وين تا امروز ، نقيب زاده ، ص 211 ـ 212 .
360- . Cayley -
361- (مـراحـل بـرجـسـتـه اى در تاريخ هوانوردى ) ، عبدالحسين سعيديان ، دائرة المعارف دانـش و تـكـنـيـك ، ص 586 ـ 592 ، انـتـشـارات عـلم و زنـدگـى ، 1361 . مبانى و كليات جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 62 ـ 64 .
362- بـالهـاى با زاويه تند ، نازك و كوچك ، بخشى از ساختمان اين هواپيماهاست كه به آن توانايى حركت با سرعت زياد را مى دهد .
363- (ساختمان هواپيما) ، حسن بيانى ، دائرة المعارف دانش و تكنيك ، ص 571 ـ 579 . و مبانى و كليات جنگ و استراتژى ، باقرى كبورق ، ص 62 ـ 64 .
364- استراتژى بزرگ اصول و رويه ها ، كالينز ، ص 515 ـ 534 .
365- نـگـاهـى بـه تـاريخ معاصر جهان يا بحرانهاى عصر ما ، محمود حكيمى ، ص 358 ، اميركبير ، 1367 .
366- تـاريـخ معاصر سياست جهان بعد از جنگ بزرگ ، پيتر كالوا كورس ، ترجمه هاشم رجب زاده ، ص 20 ، توس ، 1359 .
367- تـاريـخ معاصر سياست جهان بعد از جنگ بزرگ ، پيتر كالوا كورس ، ترجمه هاشم رجب زاده ، ص 20 ، ترس ، 1359 .
368- ژئواستراتژى ، عزتى ، ص 149 .
369- مسائل نظامى و استراتژى معاصر ، افتخارى ، ص 131 ـ 137 .
370- استراتژى بين المللى ، فارسى ، ص 132 ـ 141 .
371- حـقـوق بـيـن المـلل دريـاها ، رابين چرچيل و آلن لو ، ترجمه بهمن آقايى ، ص 524 ـ 529 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1367 .
372- جنگ شيميايى تهديد فزاينده ، علائى ، ص 10 ـ 19 .
373- علت شيوع ميكروب سياه زخم انفجار محل تحقيقات و توليد جنگ افزارهاى بيولوژيك اين شهر بوده است .
374- خطرات و بيماريهاى ناشى از سلاحهاى شيميايى و ميكروبى و راههاى مقابله با آن ، معين احمد محمود ، ترجمه كاظم خلخالى ، ص 22 ، انتشارات فقيه ، 1366 .
375- تـلاشـهـاى بين المللى در اين زمينه بسيار ، اما تاءثير آن كم بوده است . به عنوان نـمـونـه ، مى توان به كنوانسيونهاى 1899 و 1907 ميلادى (1278 و 1286 ه . ش .) لاهه در مـورد مـمـنـوعـيـت كـاربـرد جـنـگ افـزارهـاى پـخـش كـنـنـده گـاز سـمـى ، پـروتـكـل 1925 مـيـلادى (1304 ه . ش .) در زمـيـنـه مـمنوعيت كاربرد جنگ افزارهاى شيميايى و بيولوژيكى ، كنوانسيون 1972 ميلادى (1351 ه . ش .) درباره ممنوعيت توليد ، انبار و اشاعه عـوامـل شـيـمـيـايـى و مـيـكـروبـى و هـمـچـنـيـن مـذاكـرات مـتـعـدد آمـريـكـا و شـوروى (سـابـق ) از سـال 1974 مـيـلادى (1353 ه . ش .) بـه بـعـد ، اشـاره كـرد . بـا ايـن حال ، همچنان توليد ، ذخيره سازى و به كارگيرى اين سلاحهاى مرگبار ادامه دارد .
376- صـنـايـع ، تـسـليـحـات و خلع سلاح شيميايى ، حسين علائى و بابك خواجه كاوسى باهتمام ناصر ثقفى عامرى ، ص 54 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1371 .
340- راهـنـمـاى سـازمـان مـلل مـتـحـد ، اداره اطـلاعـات سـازمـان ملل متحد ، ترجمه منصور فراسيون ، ص 150 ، وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، 1354 .
342- تـحـول مـفـهـوم حـاكـمـيـت در سـازمان ملل متحد ، سعيد ميرزايى ينگجه ، ص 189 ـ 194 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1372 .
344- ميليتاريسم بر اين عقيده استوار است كه جنگ و آمادگىِ هميشگى براى جنگ ، از مهمترين وظايف ذاتى يك ملّت و عالى ترين شكل خدمت به مردم است .
346-(مـيـليـتـاريـسـم)،مـجـلّه پـيـام انـقلاب، سال دوازدهم، شماره 274،(31 ارديبهشت 1370)، ص10 .
354- مـسـائل نـظـامـى و اسـتـراتـژيـك مـعـاصـر ، عـليـرضـا ازغـنـدى و جليل روشندل ، ص 107 ـ 108 سمت ، 74 .
356- مـيـزان سـرعـت ، عـلاوه بر نوع سوخت به مجراى راكت هم بستگى دارد ، هر چه مجراى راكـت تـنـگـتـر بـاشـد ، گـازهـاى توليد شده با فشار بيشترى از راكت خارج مى شوند و بر سرعت موشك مى افزايند .
366- تـاريـخ معاصر سياست جهان بعد از جنگ بزرگ ، پيتر كالوا كورس ، ترجمه هاشم رجب زاده ، ص 20 ، توس ، 1359 .
376- صـنـايـع ، تـسـليـحـات و خلع سلاح شيميايى ، حسين علائى و بابك خواجه كاوسى باهتمام ناصر ثقفى عامرى ، ص 54 ، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1371 .