استقرار جنگنده‌های آمریکایی در پایگاه‌های زمینی کشورهای منطقه در نزدیکی ایران، آسیب‌پذیری نیروهای ایالات متحده به حملات موشکی را افزایش می‌دهد.


نشريه
آمریکایی «فارن افرز» در گزارشی به قلم «استیسی ال. پتیجان» کارشناس اندیشکده رند و «اوان بریدن مونتگومری» عضو ارشد در مرکز ارزیابی‌های راهبردی و بودجه آمریکا نوشت: دو تن از کارشناسان آمریکایی به نام‌های «اوهانلون» و «ریدل» در مقاله خود، مصرانه از ایالات متحده می‌خواهند که کمتر بر روی ناوهای هواپیمابر مستقر در خلیج فارس تکیه کند و تمرکز خود را بیشتر بر روی نیروهای مستقر در پایگاه‌های خود در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار دهد. به همین دلیل است که مشکلات ایالات متحده در منطقه تشدید می‌شود.

 


سایت خبری تحلیلی اشراف بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، ترجمه آن را صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های اندیشکده‌های غربی منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ها هرگز مورد تأیید اشراف نمی‌باشد.



حوادث اخیر منطقه حفاظت از منافع آمریکا در خاورمیانه را سخت‌تر کرده است 

حفاظت از منافع آمریکا در خاورمیانه هرگز آسان نبوده اما جریان‌های اخیر، تنها به دشواری آن افزوده است. توان موشکی و پیگیری قابلیت‌های هسته‌ای توسط ایران، منطقه را بی‌ثبات نموده است. بهار عربی منجر به سقوط متحدان کلیدی [ایالات متحده] در مصر و یمن و تضعیف سلطنت بحرین شده و کاهش بودجه دفاعی ایالات متحده، منابع کمتری را برای اجرای تعهدات امنیتی آن باقی گذاشته است.


واشنگتن تحت این شرایط چگونه می‌تواند به اهداف خود دست یابد؟ 

واشنگتن تحت این شرایط چگونه می‌تواند به اهداف خود دست یابد؟ «مایکل اوهانلون» و «بروس ریدل» در مقاله‌ای که اخیراً در مجله فارن افرز منتشر شد، یک راه حل ارائه دادند: استقرار هواپیماهای جنگنده در پایگاه‌های زمینی چندی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس. این استقرار به صورت تئوریک، واشنگتن را قادر می‌سازد تا جلوی ایران را بگیرد، به متحدان خلیج فارس اطمینان بخشد، از ناوهای هواپیمابر گران‌قیمت خلاص شود، و وابستگی خود به سلطنت تحت محاصره بحرین، که ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در آن مستقر است را کاهش دهد. درست است که ارتش، با توجه به تغییر چشم‌انداز راهبردی و اقتصادی، باید بر وضعیت خود تجدید نظر کند. اما پیشنهاد «اوهانلون» و «ریدل» سه مشکل عمده دارد.


استقرار جنگنده‌های بیشتر در نزدیکی ایران، آسیب‌پذیری ایالات متحده را افزایش می‌دهد 

اول اینکه استقرار جنگنده‌های اضافی در نزدیکی ایران، آسیب‌پذیری نیروهای با ارزش ایالات متحده به حملات موشکی را افزایش می‌دهد. اگرچه ایران نمی‌تواند نقاط دوردست را به دقت هدف‌گیری کند، اما قطعاً می‌تواند اطراف پایگاه‌های هوایی، در کشورهای شورای همکاری، را هدف قرار دهد. «اوهانلون» و «ریدل» درست می‌گویند که پایگاه‌های تقویت‌شده این تهدید را کاهش می‌دهد. اما کشورهایی مانند قطر و امارات متحده عربی که در حال حاضر پناهگاه‌های تقویت‌شده هواپیما دارند، اجازه استفاده از آن را به ایالات متحده نمی‌دهند. علاوه بر این، از زمان پایان جنگ سرد، ثابت شده است که پنتاگون، با وجود تهدید موشکی روزافزون در نقاط مختلف جهان، تمایلی به سرمایه‌گذاری در تدابیر پایگاه‌های بسیار هزینه‌بر ندارد.


کشورهای معدودی در منطقه، خواستار استقرار دائم نیروهای نظامی آمریکا در خاک خود هستند  

«اوهانلون» و «ریدل» استدلال می‌کنند که کشورهای ثروتمند شورای همکاری خلیج فارس می‌توانند پایگاه‌های جدیدی بسازند و یا امکانات موجود را برای حمایت از نیروهای ایالات متحده بهبود دهند. بالاخره، آنها در گذشته چنین کرده‌اند. در واقع، ممکن است آنها مایل یا قادر به پرداخت هزینه‌های نباشند. کشورهای معدودی در منطقه، خواستار استقرار دائم نیروهای نظامی بیشتری از ایالات متحده در خاک خود هستند. با افزایش ناآرامی‌های داخلی در خاورمیانه، کشورهای خلیج فارس در حال هزینه کردن صدها میلیارد دلار سالیانه برای رفاه اجتماعی هستند. این بدان معنی است که آنها پول نقد کمتری برای تضمین حضور نظامی ایالات متحده دارند.


استفاده از هواپیماهای اضافی در پایگاه‌های زمینی منطقه می‌تواند معضلات جدیدی ایجاد کند 

دوم اینکه اگرچه درخواست نویسندگان برای کاهش وابستگی ایالات متحده به بحرین محتاطانه به نظر می‌رسد، اما استفاده از هواپیماهای اضافی در پایگاه‌های زمینی منطقه می‌تواند معضلات جدیدی ایجاد کند. یعنی، ممکن است که ایالات متحده با استفاده از نیروی هوایی پایگاه‌های زمینی به جای حضور نظامی دریایی، قادر به استفاده از هواپیماهای جنگنده خود در زمانی که بیشتر از همه به آنها نیاز دارد نباشد.


عبرت از گذشته 

در موارد گذشته، متحدان ایالات متحده در صورتی که هدف حمله، قدرت و توانایی تلافی‌جویی را از دست نمی‌داده، تمایل اندکی برای حمایت از عملیات نظامی آمریکا داشته‌اند - که به احتمال زیاد، با حمله ایالات متحده به ایران محقق می‌شد. به عنوان مثال، در سال 1986، واشنگتن پس از حملات تروریستی رژیم قذافی علیه پرسنل نظامی ایالات متحده در اروپا، حملات هوایی تنبیهی علیه لیبی انجام داد. اسپانیا و فرانسه از ترس اینکه به هدف معمر قذافی تبدیل نشوند، حاضر نشدند به هواپیماهای آمریکایی برای استفاده از حریم هوایی خود به سوی شمال آفریقا اجازه دهند. 

برای پیچیده‌تر کردن این معضل، اگر جمعیت یک کشور با اقدامات ایالات متحده مخالف باشند، رهبران آن تمایلی ندارند که با حمایت از عملیات نظامی آمریکا در خارج از کشور، خطر یک واکنش شدید در خانه را به جان بخرند. برای مثال در سال 1996، تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، درخواست واشنگتن برای حمله به عراق از خاک خود را به دلیل مخالفت گسترده عمومی رد کردند.


کشورهای خلیج فارس تمایلی به استقرار دائم نیروهای ایالات متحده در خاک خود ندارند 

سوم اینکه «اوهانلون» و «ریدل» استدلال می‌کنند که تکیه بر نیروی هوایی پایگاه‌های زمینی برای ایالات متحده بسیار کم‌هزینه‌تر خواهد بود، چرا که به پنتاگون اجازه حذف دو ناو هواپیمابر را می‌دهد. اگر چه ایالات متحده باید به فکر کاهش ناوگان حامل خود باشد، استفاده از هواپیماهای جنگنده پایگاه‌های زمینی بر روی خلیج فارس، در واقع می‌تواند این کار را دشوارتر کند.  

تا به امروز، بسیاری از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تمایلی به قبول استقرار دائم نیروهای ایالات متحده در خاک خود ندارند، و دلیل کمی نیز وجود دارد که این مسئله در آینده تغییر کند. در نتیجه، ایالات متحده از واحدهای خود بر یک اساس چرخشی استفاده کرده و به کشورهای محلی اجازه می‌دهد که فرض کنند نیروهای آمریکایی تنها «مهمانی موقتی» هستند. این بدین معناست که حفظ 100 تا 150 جنگنده در خلیج فارس مستلزم نیروهای بسیار بیشتری است. در واقع، با توجه به اینکه نیروی هوایی ایالات متحده در گذشته اخیر، چگونه از واحدهای جنگی در خارج از کشور استفاده کرده، پیشنهاد «اوهانلون» و «ریدل» حتی ممکن است هر جنگنده فعالی را غیر فعال کند.


استقرار تعداد زیادی هواپیمای جنگنده در خلیج فارس مشکلات جدیدی ایجاد خواهد کرد 

این امر، ایالات متحده را در مناطق دیگر محدود نموده و به طور بالقوه، چرخش به آسیا را تضعیف کند. البته، ایالات متحده می‌تواند این هزینه‌های فرصت‌یابی را با حفظ ناوهای حامل خود کاهش داده و به آن، انعطاف‌پذیری لازم را برای استقرار نیروهای جنگی اضافی در شرق آسیا یا جاهای دیگر در صورت لزوم بدهد. اما در این صورت، واشنگتن دیگر آن مقدار از صرفه‌جویی را که «اوهانلون» و «ریدل» روی آن حساب می‌کنند نخواهد داشت. 

در پایان، دلایل خوبی برای ایالات متحده وجود دارد تا بر چگونگی مقابله با ایران، اطمینان بخشیدن به متحدان محلی و برنامه‌ریزی قدرت با منابع کمتر تجدید نظر کند. با این حال، استقرار تعداد زیادی هواپیمای جنگنده در خلیج فارس، به احتمال زیاد، نه تنها مشکلات قدیمی را تشدید می‌کند، بلکه مشکلات جدیدی نیز ایجاد خواهد کرد.